📝 عدالت یا مصلحت؟ (و اللازم لکم لاحق)
✍️ میلاد کیانی
🔸عدالت اجتماعی از مفاهیمی است که از دیرباز در شرق و غرب، در ممالک اسلامی و غیر اسلامی بسیار مورد بحث و رد و اثبات قرار گرفته و مناقشه پیرامون آن بین موافقان و مخالفان به حدی شدید بود که درمورد علی علیه السلام گفته شده «قتل لشدة عدله».
🔸سوال اساسی اینجاست که هرچند عدالت اجتماعی، مفهومی مقدس و از سلسله مفاهیم مهم در نظامات اجتماعی اسلامی است، اما آیا منافی مفهومی چون مصلحت و مصلحت سنجی است؟! و به عبارت دیگر آیا بزرگ مرد تاریخ و اول شهید عدالت، مصلحت سنجی نمیکرد؟!
یقینا چنین است که علی هم مصلحت سنجی میکرد. مولای متقیان، قبل از خلافت، تحقق عدالت را فدای مصالح اهم کرده و ۲۵ سال به ظاهر خانه نشین شد و پس از نشستن بر کسی امارت هم به فرموده خود، دهها حکم مسلم الهی را به جهت مصالح اجتماعی و به دست تدبیر خود تعطیل نمود. چه عدالتی بالاتر از اجرای دین؟! پس چرا علی علیه السلام آن مرد دین، حکم خدا را تعطیل نمود؟ به جهت مصلحتی که او تشخیص داد. مصلحتی که زمینه ساز زیست موحدانه جامعه بود. اساسا عدالت اجتماعی لازم است، اما نه به عنوان غایت اصلی که اگر چنین بود بسیار شبیه شرک مینمود! آن عدالت اجتماعیای عدل و حسن است که بستر ساز توحید باشد و غایت اصلی، چیزی جز توحید و جامعه توحیدی نیست.
تأکید میشود که هرچند غالبا تحقق عدالت اجتماعی، مصداق «العدل حسن» است ولی گاهی مصالح دیگری مصداق عدل حسن، و مصداق «وضع الشیء فی موضعه» هستند. در این یک کلام، هزار نکته باریک تر از مو نهفته است.
🔸جان کلام: آنکه چوب عدالت بر سر مصلحت میکوبد ، و آنکه هر روز به مصلحتی نو تکه ای از تن نیمه جان عدالت را در جامعه برمیکند؛ هر دو بعض اسلام را مومن و بعض دیگر را کافر شده اند! آری، اسلام معجونی است عقلانی که هرچند از ولی تحقق عدالت را در بستر اجتماع خواسته، اما نگاه نافذی هم برای تشخیص مصلحت به او داده و تبعیت از او را بر جامعه ایمانی همچون تبعیت از خدای متعال واجب نموده تا با این تبعیت و این آمیختن عدالت و مصلحت و عقل و تدبیر، امام و امت، شتابان به سوی تمدن اسلامی و توحید حرکت کنند.
🔸مراقب باشیم؛ عدالت خواه هرگز مقابل ولی نخواهد ایستاد. نه در جایی که به تشخیص ولی، عدالت اجتماعی برای تحقق یک مصلحت اهم کنار گذاشته شود و نه در جایی که تیغ عدالت علوی، انگشتان خودش را ببرد.
مصلحتبین هم هرگز راضی به مماشات و تساهل و تسامح نخواهد شد. بلکه مصلحت سنجی را ابزاری برای تحقق دین در بستر جامعه میبیند؛ آنچنانی که عدالت ابزار همین آرمان است.
✅ تنها کسانی به مقصد میرسند که تابع محض باشند نه آنانکه تندتر یا کندتر بروند.
#عدالت
#مصلحت
#عدالت_اجتماعی
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
📌 حیرت عامدانهی #مهدی_نصیری
✅ افول آمریکا از پیشبینی رهبری تا گزارش اندیشمندان آمریکایی
✍️ محمدرضا باقرزاده، استاد حوزه و دانشگاه
آقای مهدی نصیری بخواند
۱. «جان ایکنبری» نظریهپرداز روابط بینالملل و سیاست خارجی امریکا و استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه پرینستون امریکا معتقد است: تغییر قدرت جهانی و افول قدرت امریکا و تغییر نظام تکقطبی در جریان است. عصر امریکا در حال پایان است و نظم جهانی شرقی جایگزین نظم جهانی غربی شده است.
۲. گیدون راشمن، تحلیلگر سیاسی مجلات امریکا بر این نظر است که امریکا باید به فکر سقوط خود باشد. ایالاتمتحدهامریکا دیگر هرگز موقعیت تسلط جهانی بعد از سقوط اتحاد جماهیر شوروی را تجربه نخواهد کرد.
۳. میشل کاکس، استاد روابط بینالملل معتقد است: امریکا و غرب در حال سقوط و نظم جدید بینالمللی توسط به اصطلاح بریکس (BRICs) در حال شکلگیری است.
۴. «نوآم چامسکی» اندیشمند امریکایی می گوید: امریکا هم در داخل و هم در خارج در حال سقوط است.
۵. «فرید زکریا» تحلیلگر روابط بینالملل معتقد است: جهان در حال انتقال از عصر امریکایی به عصر پساامریکایی است.
۵. بر اساس یافتههای «دانشکده تجارت هاروارد» نظام سیاسی امریکا شکست خورده و اقتصاد آن هم در حال سقوط است و دستوپا میزند.
۶. «آلفرد مک کوی» استاد و مورخ امریکایی معتقد است: مرگ ایالاتمتحده امریکا به عنوان ابرقدرت جهانی میتواند به مراتب سریعتر از آن باشد که هر کس تصور میکند.
۷. نورمن گریج، استاد امریکایی معتقد است: «سقوط امریکا اتفاق افتاده و دلیل آن هم این است که امریکا ویژگیهایی مانند فقر، جرم، بیسوادی و بیماریهای موجود در جهان سوم را از خود به نمایش گذاشته است.»
۸. استفان اس. کوهن معتقد است: «نفوذ امریکا در جهان در حال اتمام است.»
#اندیشه #سیاست
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN