eitaa logo
شعور .
65 دنبال‌کننده
219 عکس
16 ویدیو
2 فایل
؛ مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر ؛ ما همچنان در اول ِ وصف ِ تو مانده‌ایم .. . ‌. ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
شعور .
ای ستاره‌ها که از جهان دور چشم‌تان به چشم بی‌فروغ ماست نامی از زمین و از بشر شنیده‌اید؟ در میان آبی زلال آسمان موج دود و خون و آتشی ندیده‌اید؟ این غبار محنتی که در دل فضاست این دیار وحشتی که در فضا رهاست این سرای ظلمتی که آشیان ماست در پی‌تباهی شماست! گوش‌تان اگر به نالهٔ من آشناست، ‌از سفینه‌ای که می‌رود به سوی ماه، از مسافری که می‌رسد ز گرد راه، ‌از زمین فتنه‌گر حذر کنید! پای این بشر اگر به آسمان رسد روزگارتان چو روزگار ما سیاست ای ستاره‌ای که پیش دیدهٔ منی باورت نمی‌شود که در زمین، هرکجا به هر که می‌رسی، خنجری میان پشت خود نهفته است! پشت هر شکوفهٔ تبسمی، خار جانگزای حیله‌ای شکفته است! آن‌که با تو می‌زند صلای مهر، جز به فکر غارت دل تو نیست! گر چراغ روشنی به راه توست، چشم گرگ جاودان گرسنه‌ای است!
شعور .
ای ستاره‌ها که از جهان دور چشم‌تان به چشم بی‌فروغ ماست نامی از زمین و از بشر شنیده‌اید؟ در میان آبی
ای ستاره ما سلام‌مان بهانه است عشق‌مان دروغ جاودانه است! در زمین زبان حق بریده‌اند، حق، زبان تازیانه است! وانکه با تو صادقانه درد‌دل کند، ‌های های گریهٔ شبانه است! ای ستاره باورت نمی‌شود: در میان باغ بی‌ترانهٔ زمین ساقه‌های سبز آشتی شکسته است لاله‌های سرخ دوستی فسرده است غنچه‌های نورس امید لب به خنده وانکرده، مرده است! پرچم بلند سرو راستی سر به خاک غم سپرده است! ‌ای ستاره، باورت نمی‌شود: ‌آن سپیده‌دم که با صفا و ناز در فضای بی‌کرانه می‌دمید، دیگر از زمین رمیده است این سپیده‌ها سپیده نیست رنگ چهرهٔ زمین پریده است!
شعور .
ای ستاره ما سلام‌مان بهانه است عشق‌مان دروغ جاودانه است! در زمین زبان حق بریده‌اند، حق، زبان تازیانه
آن شقایق شفق که می‌شکفت عصر‌ها میان موج نور، دامن از زمین کشیده است سرخی و کبودی افق قلب مردم به خاک و خون تپیده است! دود و آتش به آسمان رسیده است! ابرهای روشنی که چون حریر، ‌بستر عروس ماه بود، پنبه‌های داغ‌های کهنه است! ای ستاره، ای ستارهٔ غریب! ‌از بشر مگوی و از زمین مپرس زیر نعرهٔ گلوله‌های آتشین از صفای گونه‌های آتشین مپرس زیر سیلی شکنجه‌های دردناک از زوال چهره‌های نازنین مپرس ‌پیش چشم کودکان بی‌پناه از نگاه مادران شرمگین مپرس در جهنمی که از جهان جداست در جهنمی که پیش دیدهٔ خداست از لهیب کوره‌ها و کوه نعش‌ها از غریو زنده‌ها میان شعله‌ها بیش از این مپرس بیش از این مپرس
شعور .
آن شقایق شفق که می‌شکفت عصر‌ها میان موج نور، دامن از زمین کشیده است سرخی و کبودی افق قلب مردم به خاک
ای ستاره، ای ستارهٔ غریب! ما اگر ز خاطر خدا نرفته‌ایم پس چرا به داد ما نمی‌رسد؟ ما صدای گریه‌مان به آسمان رسید از خدا چرا صدا نمی‌رسد؟ بگذریم ازین ترانه‌های درد بگذریم ازین فسانه‌های تلخ بگذر از من ای ستاره، شب گذشت قصهٔ سیاه مردم زمین بسته راه خواب ناز تو می‌گریزد از فغان سرد من گوش از ترانه بی‌نیاز تو! ای که دست من به دامنت نمی‌رسد اشک من به دامن تو می‌چکد با نسیم دلکش سحر ‌چشم خستهٔ تو بسته می‌شود بی تو در حصار این شب سیاه عقده‌های گریهٔ شبانه‌ام ‌در گلو شکسته می‌شود شب به خیر...!
شوق پرواز بده، روح زمین‌گیر مرا
هدایت شده از ‌☫
رنجورم و میدانی، هم فاتحه میخوانی. ای دوست نمیبینی؟ کز فاتحه بیمارم.
هدایت شده از موسسه‌کارآگاهی‌بلانت
هدایت شده از ....?
ما غصه هایمان را شمردیم و به خواب رفتیم باید هم کابوس می دیدیم... _رسول یونان_
هدایت شده از فاضل نظری
دلم، دریا به دریا، از تماشای تو می‌گیرد دلم دریاست، اما از تماشای تو می‌گیرد. - فاضل نظری
هدایت شده از فاضل نظری
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خبر نداشتن از حالِ من بهانه توست ؟ بهانه همه‌ی ظالمان شبیه هم است - فاضل‌ نظری
هدایت شده از فاضل نظری
تويی که نام تو در صدر سربلندان است هنوز بر سر نی چهره‌ی تو خندان است اگر در آتش مهرت گداختيم چه غم جزای سوختگان در غمت دوچندان است - فاضل نظری