eitaa logo
شعور .
69 دنبال‌کننده
184 عکس
15 ویدیو
2 فایل
؛ مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر ؛ ما همچنان در اول ِ وصف ِ تو مانده‌ایم .. . ‌. ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
پیکرها تشییع می‌شوند ؛ اندیشه‌ها نه .
از همیشه تنهاتر عشق تو کوچه گرد کرد مرا، این منِ از همیشه تنهاتر در غمت ای غم تو عاشق سوز! چشم من کاش هر چه دریاتر شهر در انتظار رؤیت توست، همه از روی بام چشم به راه چون قرار است ماه من روزی، باشی از روی نیزه پیداتر شهر در انتظار رؤیت توست، همه آمادهٔ پذیرایی همه شهر حاضرند ولی بام ها، سنگ ها، مهیاتر چه‌کند کاروان اگر کوفه؟ چه‌کند کاروان اگر در شام؟ این همه پرسشِ بدون جواب و یکی از یکی معماتر می‌شود دید هر کجا حتی، بین این کاسه آب، عکس تو را با لب خشک می شود حالا، آخر قصه‌ام چه زیباتر... - رضا یزدانی
_
هدایت شده از فاضل نظری
برای آرزو های محال خویش میگریم اگر اشکی نماند در خیال خویش میگریم شب دل کندنت میپرسم ایا باز میگردی؟ جوابت هر چه باشد بر سوال خویش میگریم - فاضل نظری
هدایت شده از 🌱💫 دیدار عشق 💫🌱
کی میدونه شاید این آخرین روضه من بود کی میدونه شاید فردا تنم بین کفن بود تو میدونی که من عشق تورو یادم نمیره تو میدونی تو قبرم واسه تو گریه ام میگیره عشقت را رها نکردم دستم را رها نکردی ممنونم که این گدا را از خانه جدا نکردی🖤
هدایت شده از "جا عَکسی‌!✩
نشاندی روی زخم کهنه ی من مرحم خوبی حریمت آشنا کرده مرا با عالم خوبی.. جهان، این هیچ سردرگم، فریبم داد با گندم برای دفعه ی چندم نبودم آدم خوبی.. گریزان از همه دنیا خودم را یافتم این‌جا.. خودم را با بدی هایم، کنارت "ای همه خوبی"..(: رها کردی مرا از غم نشاندی جان آن غم، "غم" . غمِ دیگر که خیلی دوستش دارم! غمِ خوبی..(؛ شلوغیِ ضریح تو عجب آشفته گیسویی‌ست سپیدی ها. سیاهی ها.. چه درهم برهمِ خوبی.. تو می آیی و از نزدیک میبینم تو را آخر همان وقتی که می‌میرم. عجب "می‌میرمِ خوبی... «غمِ خوب» -سید حمیدرضا برقعی؛. @ja_aksi
شعور .
کی میدونه شاید این آخرین روضه من بود کی میدونه شاید فردا تنم بین کفن بود تو میدونی که من عشق تورو
آخر می‌کُشی مرا عشق... می‌میرم شبی برایت می‌میرم اگر بیایی بالای سر گدایت💔
هدایت شده از ....?
به خانه می رفت با کیف و با کلاهی که بر هوا بود چیزی دزدیدی ؟ مادرش پرسید دعوا کردی باز؟ پدرش گفت و برادرش کیفش را زیر و رو می کرد به دنبال آن چیز که در دل پنهان کرده بود تنها مادربزرگش دید گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش و خندیده بود... حسین پناهی
«علی‌الاصول!» علی‌الاصول، یکی تنگه را رها کرده‌است میان معرکه بر ترس، اقتدا کرده‌است علی‌الاصول یکی برخلاف رأیِ ولی برای وعدهٔ دشمن، حساب وا کرده‌است علی‌الاصول، یکی وقت رزم در میدان به اجتهاد خود این‌گونه پابه‌پا کرده‌است علی‌الاصول، یکی پشت پا زده به اصول یکی به جادهٔ خاکی زده، جفا کرده‌است اگرچه از سر دل‌سوزی است و حسن نظر... در این نبرد، کم آورده و خطا کرده‌است چه سود می‌بَرد آن‌کس که دور از این مردم بر این معامله اصرار نابجا کرده‌است؟! چه حاصل است از این نامه با چنین گرگی که نانوشته دریده‌است و نقض‌ها کرده‌است ...و جنگ راه خطیری‌است، مرد می‌طلبد ...و جنگ، جوهر افراد برملا کرده‌است و صلح نیست از این رستخیز، راه گریز چنان‌که عافیت‌اندیش، ادعا کرده‌است علی‌الاصول، امام شهید، خامنه‌ای برای مردم ما صبح و شب دعا کرده‌است علی‌الخصوص همین بعثت خیابانی برای دیدن خورشید، کوچه وا کرده‌است علی‌الاصول، خداوندِ مردم مبعوث شگفت‌معجزه‌ای گاه با عصا کرده‌است عصای معجزه، امروز نیست جز فریاد عصای معجزه عشق است و کارها کرده‌است ✍️
همه آهوان صحرا سر خود گرفته بر كف به‌اميد آن‌كه روزی به شكار خواهی آمد اللهم عجّل فرجه @ir_tavabin
- گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن.
مپرس شادی من حاصل از كدام غم است كه پشت پرده عالم هزار زیر و بم است زیان اگر همه سود آدم از دنیا ست جدال خلق چرا بر سر زیاد و كم است اگر به ملك رسیدی جفا مكن به كسی كه آنچه كاخ تو را خاك می كند ستم است خبر نداشتن از حال من بهانه تو ست بهانه همه ظالمان شبیه هم است كسی بدون تو باور نكرده است مرا كه با تو نسبت من چون دروغ با قسم است تو را هوای به آغوش من رسیدن نیست وگرنه فاصله ما هنوز یك قدم است - فاضل نظری