eitaa logo
شعور .
69 دنبال‌کننده
177 عکس
15 ویدیو
2 فایل
؛ مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر ؛ ما همچنان در اول ِ وصف ِ تو مانده‌ایم .. . ‌. ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
شعور .
دنیا اگرچه کوچک و بی‌قدر و قیمت است کوته‌نظر مباش بزرگی به همت است #فاضل‌نظری
خاقانی از آن ریزشِ همت که توراست جستن ز فلک ریزهٔ روزی نه رواست بهروزی و روزی ز فلک نتوان خواست کان ریزه کشی از در روزی‌ده ماست _خاقانی
هدایت شده از تأملات | تولايى
پیش چشمان باغبان؛ پاییز تبرش را به جان تاکِ انداخت قد و بالای دیدنی ات را چشم شور عرب به خاک انداخت... @m_a_tavallaie |
خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست راحت جان و شفای دل بیمار آنجاست من در این جایْ همین صورت بی‌جانم و بس دلم آنجاست که آن دلبر عیار آنجاست تنم اینجاست سَقیم و دلم آنجاست مُقیم فلک اینجاست ولی کوکب سیار آنجاست آخر ای باد صبا بویی اگر می‌آری سوی شیراز گذر کن که مرا یار آنجاست درد دل پیش که گویم؟ غم دل با که خورم؟ روم آنجا که مرا مَحرم اسرار آنجاست نکند میلْ دل من به تماشای چمن که تماشای دل آنجاست که دلدار آنجاست سعدی این منزل ویران چه کنی؟ جای تو نیست رخت بربند که منزلگه احرار آنجاست -سعدی
ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟ منزلِ آن مَهِ عاشق‌کُشِ عَیّار کجاست؟ شبِ تار است و رَهِ وادیِ اَیمَن در پیش آتشِ طور کجا موعدِ دیدار کجاست؟ هر که آمد به جهان نقشِ خرابی دارد در خرابات بگویید که هُشیار کجاست؟ آن‌کس است اهلِ بشارت که اشارت داند نکته‌ها هست بسی مَحرمِ اسرار کجاست؟ هر سرِ مویِ مرا با تو هزاران کار است ما کجاییم و مَلامت‌گرِ بی‌کار کجاست؟ باز پرسید ز گیسویِ شِکَن در شِکَنَش کاین دلِ غم‌زده سرگشته گرفتار کجاست؟ عقل دیوانه شد آن سلسلهٔ مُشکین کو؟ دل ز ما گوشه گرفت ابرویِ دلدار کجاست؟ ساقی و مُطرب و مِی جمله مُهَیّاست ولی عیش بی‌یار مُهیّا نشود یار کجاست؟ حافظ از بادِ خزان در چمنِ دَهر مَرَنج فکرِ معقول بفرما گُلِ بی‌خار کجاست؟ -حافظ
:))))
بی‌تو همه هیچ نیست در مُلک وجود وَر هیچ نباشد چو تو هستی همه هَست... سعدی
نمی گیرد کسی مثل نفس در سینه جایت را چه باشی چه نباشی دم به دم دارم هوایت را بجای شعر موسیقی ست کار هر شب و روزم در آوردم از آنوقتی که نت های صدایت را که چون آوای حزن آلود یک ساز است،انگاری خدا روز ازل با نی عوض کرده ست نایت را شراب سیب بر لب می گذارم پیک پیک انگار به هنگامی که می بوسم پیاپی گونه هایت را تمام شهر پا در کفش من کردند از وقتی که می بینند دایم در کنارم جای پایت را نمی گویم پس از این از تو چیزی چون رقیبم شد برای هرکسی تعریف کردم ماجرایت را...
صبر کن عشق زمین گیر شود، بعد برو یا دل از دیدن تو سیر شود، بعد برو :))
دردم جوان ، زخمم کهن ، سوزم هویدا در سخن دلدار من پیمان شکن ، بیچاره دل، بیچاره من! جسمم در آغوش هوس،جانم همه درد است وبس بیچاره جان بیچاره تن،بیچاره دل، بیچاره من! در حسرت جانان من ، پروانه گشته جان من رویش چو شمع انجمن ، بیچاره دل، بیچاره من! تا او به صحرا پا نهاد ،هر سرو در پایش فتاد رونق فتاد از یاسمن ، بیچاره دل، بیچاره من! داد از دل بی رحم او ، گردیده جانم سهم او لیک او نگردد سهم من ،بیچاره دل، بیچاره من! گوید رقیبم هر زمان ، برچشم او خیره نمان بر زلف او چنگی مزن ، بیچاره دل، بیچاره من!
دل به امید صدایی که مگر در تو رسد ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد..