شعور .
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
توی قرآن خوانده ام، یعقوب یادم داده است
دلبرت وقتی کنارت نیست، کوری بهتر است
شعور .
توی قرآن خوانده ام، یعقوب یادم داده است دلبرت وقتی کنارت نیست، کوری بهتر است
چاره جز صبوری نیست،
گرچه طاقتم طاق است...
این قلب ترک خوردهی من بند به مو بود...
من عاشق او بودم و او عاشقِ او بود...
#سیدتقی_سیدی
گیرم اصلن همه ی دار و ندارم برود
بعد ، پاییز بیاید که بهارم برود
گیرم از عشق فقط سهم دلم این باشد
با نگاهی گذرا صبر و قرارم برود
شاید از روزنه ی کوچک تنهایی من
دیده باشد که چنین بی کس و کارم ، برود!
«رسم عاشق کشی و شیوه ی شهرآشوبی»ست
اینکه تا خواسته ام دل بسپارم برود
کاش با شعر بیاید به سراغم یک شب
لحظه ای باشد و بعدش نگذارم برود
لذت عشق دراین است، مهم نیست، اگر
_ آبروی همه ی ایل و تبارم برود
عشق یعنی که تو یک عمر کنارم باشی
با تو حتی همه ی دار و ندارم برود