این قلب ترک خوردهی من بند به مو بود...
من عاشق او بودم و او عاشقِ او بود...
#سیدتقی_سیدی
گیرم اصلن همه ی دار و ندارم برود
بعد ، پاییز بیاید که بهارم برود
گیرم از عشق فقط سهم دلم این باشد
با نگاهی گذرا صبر و قرارم برود
شاید از روزنه ی کوچک تنهایی من
دیده باشد که چنین بی کس و کارم ، برود!
«رسم عاشق کشی و شیوه ی شهرآشوبی»ست
اینکه تا خواسته ام دل بسپارم برود
کاش با شعر بیاید به سراغم یک شب
لحظه ای باشد و بعدش نگذارم برود
لذت عشق دراین است، مهم نیست، اگر
_ آبروی همه ی ایل و تبارم برود
عشق یعنی که تو یک عمر کنارم باشی
با تو حتی همه ی دار و ندارم برود
ما گشته ایم، نیست، تو هم جستجو مکن
آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن
دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر
خاکستر گداخته را زیر و رو مکن
در چشم دیگران منشین در کنار من
ما را در این مقایسه بی آبرو مکن
راز من است غنچه ی لب های سرخ تو
راز مرا برای کسی بازگو مکن
دیدار ما تصور یک بی نهایت است
با یکدگر دو آینه را رو به رو مکن
- فاضل نظری