اندوه که از حد بگذرد جایش را میدهد به یک بیاعتنایی مزمن. دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن. آنچه اهمیت دارد یک کشتار رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی.
_صادق هدایت
من بدبین نشدم، فقط خسته شدم
خسته از اینکه هر چقدر بیشتر تلاش کردم تاریکی دور و برم عمیق تر شدن.
تنها چیزی که از من دلجویی میکرد امید نیستی پس از مرگ بود. فکر زندگیِ دوباره مرا میترسانید و خسته میکرد. من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی میکردم انس نگرفته بودم، دنیای دیگر به چه درد من میخورد؟
_صادق هدایت