eitaa logo
دانلود
سـتاره★
به عنوان یه ISTP آرزو میکنم... بتونم یه کم هم که شده احساسات دیگران رو هم در نظر بگیرم هرچند اونا ز
ــ istp "مغزم شلوغ است، آنقدر شلوغ که هزاران صدا، هزاران فکر، هزاران فریاد در هم ادغام شده اند و سنگینی‌اش دارد گردن و شانه هایم را له می‌کند."
دوست ندارم دربارش حرف بزنم اگه میتونی باهم بشینیم یه جا و در موردش سکوت کنیم.
تو غمگینترین بخش من خواهی ماند بخشی که قرار نیست مال من باشه.
کاش برگردم به زمانی که بچه بودم؟ نه متاسفانه بچگی خوشی هم نداشتم
برای من 9 سالگی اغاز بدبختی بود...
از حس ششمم بدم میاد با وجودش اصلا زندگی جالب نیست خوشم میاد زندگی سوپرایزم کنه حتی اگه خبر بد باشه نه اینکه دیروزش با جزئیات همه چی حس کردم بعد همون چیزی که حس کردم درست از اب درمیاد اصلاا ادم سوپرایز نمیشهه اینجوری میشم که اوه خب اره میدونستم اینجوری میشه:////