مرا نتوان بهناز و سر گرانی صیدخود کردن
نگردم گرد معشوقی که گرد دل نمی گردد (:
• صائب تبریزی
از سیاستمدار بودن تنفر دارم.
فکرمیکنم در قاب کلمه یِ "با سیاست بودن.."
دو رویی، صداقت کاذب، عدم عدالت و صداقت نِشسته؛
داره بهت چشمک میزنه تا قائلهیِ هر بازی رو به نفع ِ عقلِ مکار ببری با هر مغالطه و تمثیلی.
• مَـهـٰانخانوم
از سیاستمدار بودن تنفر دارم. فکرمیکنم در قاب کلمه یِ "با سیاست بودن.." دو رویی، صداقت کاذب، عدم عدال
سیاست برای روابط ِ دیپلماسی ئه؛ برای اداره،
برای کار، برای کارفرما، برای هرچیزی جز خونه.
برای هرچیزی جز آدمی که توی قلبته، جز چشمی که با تلالو براندازت میکنه..
مگه چقدر از کاسه عمر و جوونی مونده که خیال باطل بره سمت هرچیزی که رنگ محبت و کمرنگ میکنه و حلاوت عشق رو تلخ؟
ی جا نوشته بود ؛
پناه به صداقت چشمهایت ،
وقتی لبانت به دروغ گفتن تر میشود .