eitaa logo
فلسفه سیاسی اسلامی
230 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
428 ویدیو
173 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از یزدانی مقدم
🔵🔴 فرانسیس فوکویاما: توافق با ایران نشانه پایان جنگ است، نه تحقق اهداف آن فرانسیس ، استاد دانشگاه استنفورد و( استاد سابق دانشگاه جانز هاپکینز) و از شناخته‌شده‌ترین اندیشمندان علوم سیاسی آمریکا، در یادداشتی با عنوان «هنر بی‌توافقی» استدلال می‌کند که توافق در حال شکل‌گیری میان واشنگتن و تهران بیش از آنکه یک دستاورد دیپلماتیک باشد، نشان‌دهنده آمریکا از اهدافی است که در آغاز جنگ مطرح کرده بود. از نگاه او، اگرچه ترامپ این توافق را به عنوان یک پیروزی معرفی می‌کند، اما نتیجه عملی آن بازگشت به شرایطی است که پیش از آغاز جنگ وجود داشت. فوکویاما یادآوری می‌کند که دولت ترامپ جنگ را با مجموعه‌ای از اهداف بلندپروازانه آغاز کرد: تغییر رفتار بنیادین جمهوری اسلامی، پایان برنامه هسته‌ای، توقف حمایت ایران از نیروهای نیابتی منطقه‌ای و حتی در مقاطعی طرح ایده تغییر رژیم. اما اکنون، پس از ماه‌ها درگیری، هیچ‌یک از این اهداف محقق نشده‌اند. جمهوری اسلامی همچنان بر سر کار است، سپاه پاسداران نقش مسلط خود را حفظ کرده، برنامه هسته‌ای ایران متوقف نشده و هیچ توافقی درباره پایان حمایت تهران از حزب‌الله، حوثی‌ها یا سایر گروه‌های متحدش حاصل نشده است. به اعتقاد او، مهم‌ترین ضعف توافق این است که تقریباً همه مسائل اصلی به مذاکرات آینده موکول شده‌اند. موضوعاتی مانند سرنوشت اورانیوم غنی‌شده، ادامه غنی‌سازی، نظارت‌های بین‌المللی و سایر اختلافات اساسی قرار است در طول آتش‌بس ۶۰ روزه مورد مذاکره قرار گیرند. فوکویاما معتقد است اگر ایران واقعاً آماده پذیرش این مطالبات بود، باید این تعهدات در متن توافق اولیه گنجانده می‌شد. از این رو، او احتمال دستیابی به توافقی جامع در آینده نزدیک را ارزیابی می‌کند. او همچنین توافق فعلی را با مقایسه می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که توافقی که ترامپ اکنون از آن دفاع می‌کند، در برخی زمینه‌ها حتی ضعیف‌تر از توافق سال ۲۰۱۵ است؛ توافقی که خود ترامپ سال‌ها آن را «فاجعه‌بار» توصیف می‌کرد. از نگاه فوکویاما، برجام محدودیت‌های مشخص و قابل راستی‌آزمایی بر برنامه هسته‌ای ایران اعمال می‌کرد، در حالی که چارچوب فعلی فاقد چنین ضمانت‌هایی است. فوکویاما علت اصلی این تغییر موضع را فشارهای اقتصادی و سیاسی داخلی بر دولت آمریکا می‌داند. افزایش قیمت انرژی، نگرانی از تورم و تأثیر جنگ بر بازارهای جهانی باعث شده که کاخ سفید بیش از هر چیز به دنبال بازگشایی تنگه هرمز و پایان دادن به بحران باشد. به باور او، از آنجا که ترامپ تمایلی به گسترش جنگ و استفاده از نیروی زمینی نداشت، در نهایت ناچار شد به توافقی رضایت دهد که بخش بزرگی از مطالبات اولیه واشنگتن را کنار می‌گذارد. او در پایان تأکید می‌کند که بازگشایی تنگه هرمز و کاهش تنش‌ها بدون شک به سود اقتصاد جهانی خواهد بود، اما این موضوع نباید با موفقیت راهبردی آمریکا اشتباه گرفته شود. فوکویاما می‌نویسد شاید حامیان سرسخت ترامپ این توافق را یک پیروزی بزرگ بدانند، اما برای بسیاری از ناظران، نتیجه چیز دیگری است: آمریکا پس از ماه‌ها جنگ و صرف هزینه‌های سنگین، بدون دستیابی به اهداف اصلی خود به نقطه‌ای نزدیک به وضعیت پیش از جنگ بازگشته است. او در تندترین بخش مقاله، ترامپ را «رئیس‌جمهوری ناتوان و ناآگاه» (*feckless and ignorant president*) می‌نامد و استدلال می‌کند که توافق فعلی بیش از آنکه نماد قدرت آمریکا باشد، نشان‌دهنده محدودیت‌های سیاستی است که جنگ را آغاز کرد اما نتوانست اهداف اعلام‌شده خود را محقق سازد. از نگاه فوکویاما، در شرایط کنونی این ایران است که با حفظ رژیم، حفظ بخش عمده‌ای از برنامه هسته‌ای و نگه داشتن اهرم‌های منطقه‌ای خود، دستاورد سیاسی بیشتری از این توافق کسب کرده است. https://www.persuasion.community/p/the-art-of-the-non-deal @bestdiplomacy
نهاد سیاسی در افق حکمت متعالیه.pdf
حجم: 491.8K
نهاد سیاسی در افق حکمت متعالیه: بازسازی نظریه‌ای سه‌لایه‌ای مبتنی بر غایت، عدالت و تربیت این مقاله با هدف بازسازی نظریه‌ای هنجاری–وجودی درباره نهاد سیاسی در چارچوب حکمت متعالیه صدرالمتألهین شیرازی تدوین شده است. مسئله اصلی پژوهش آن است که چگونه می‌توان بر اساس مبانی وجودشناختی و انسان‌شناختی حکمت متعالیه، مدلی نظری برای تبیین ساختار، کارکرد و غایت نهاد سیاسی ارائه کرد که از تقلیل‌گرایی ابزارانگارانه در نظریه‌های مدرن فراتر رود. کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
هدایت شده از IranicTV ایرانیک
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اندیشمند برجسته آمریکایی؛ این واقعا شگفت‌انگیز است، این یک تسلیم بی‌قیدوشرط بود، ایران به هر آنچه می‌خواست رسید! 🔹«جان مرشایمر» نظریه‌پرداز و دانشمند علوم سیاسی: ترامپ در آن ویدئویی که من دیدم، دست‌کم دروغ نمی‌گفت. او داشت اعتراف می‌کرد که ما اساساً در برابر تمام بندها تسلیم شدیم و کوتاه آمدیم. ما در اینجا هیچ انتخاب دیگری نداشتیم؛ درک این نکته بسیار مهم است. من فکر می‌کنم ایرانی‌ها به هر آنچه می‌خواستند دست یافته‌اند. این واقعاً شگفت‌انگیز است.
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
🔹 آقای عراقچی! دیدار با ویتکاف هیچ توجیهی ندارد/ تنگه هرمز را طبق تفاهمنامه «باید» ببندید ▪️ برخی منابع خبری مدعی شده‌اند که آقای عراقچی و ویتکاف به زودی در سوئیس با یکدیگر دیدار کنند. البته این موضوع خوشبختانه تا این لحظه از سوی مقامات ایرانی تایید نشده است! خوشبختانه از این جهت که این دیدار هیچ توجیه و ضرورتی ندارد. ▪️ بند یکم تفاهمنامه اسلام‌آباد میان روسای جمهور آمریکا و ایران عملاً به طور کامل نقض شده است؛ بنا به متن منتشره، بند اوّل بر ضرورت خاتمه جنگ در تمام جبهه‌ها از جمله لبنان تاکید دارد. ضمن آنکه مقامات مذاکره‌کننده قبلاً قول داده‌اند که مراد از «تضمین حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان» عقب‌نشینی اسرائیل از تمام نقاط اشغال‌شده در جنوب لبنان است. ▪️ این بند از تفاهمنامه رسماً و علناً با توحشات گسترده اسرائیلی‌ها در جنوب لبنان نقض شده است. ▪️ اما این همه‌ی ماجرا نیست؛ بر اساس بند 13 تفاهمنامه، اگر بندهای یکم و چهارم و پنجم و دهم و یازدهم تفاهمنامه عملیاتی نشود، هیچ اقدامی نباید صورت بگیرد. ▪️در واقع وقتی بند یک تفاهمنامه رسماً نقض شده، هرگونه ادامه گفتگو با مقامات آمریکایی، خطای بزرگ و مجوزی به آمریکا برای تداوم نقض تفاهمنامه محسوب می‌شود. ▪️شاید برخی مقامات دولتی یا مذاکره‌کننده غیردولتی چنین استدلال کنند که این گفتگوها برای پیگیری اجرای تفاهمنامه صورت می‌گیرد! این استدلال بسیار نارواست؛ اساساً مگر گفتگوهای تفاهمنامه در این 2 ماه صورت نگرفته است؟ مگر این تفاهمنامه محصول گفتگوها نیست؟ اگر گفتگوها نافع بود، باید حداقل همین تفاهمنامه اجرایی می‌شد. نه اینکه تفاهمنامه‌ را محصول گفتگو بخوانیم و سپس برای اصرار بر اجرای همین تفاهمنامه، خود را مقید به گفتگو کنیم! این دور کاملاً باطل است. تفاهمنامه، امضا شده و باید اجرا شود؛ نه آنکه برای اجرای بندهایی که قرار بوده همین اول کار رقم بخورد، تازه گفتگو شود! ▪️مقامات مذاکره‌کننده نه تنها باید هرگونه گفتگویی را تعلیق کنند، بلکه تا دیر نشده تنگه هرمز را نیز باید کامل ببندند. بر اساس بند 13 تفاهمنامه، باز بودن تنگه هرمز در شرایط فعلی کاملاً خطاست. ▪️در حالی که دشمن به تعهداتش عمل نکرده است، اگر فشار از روی دشمن با باز شدن تنگه هرمز تخلیه شود، یک اشتباه راهبردی غیرقابل جبران به وجود می‌آید. @TasnimNews
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت نامه‌های محرمانه رهبر معظم انقلاب به تیم مذاکره‌کننده توسط حجت‌الاسلام نبویان در شبکه خبر @TasnimNews
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻يا أهلَ لا إلهَ إلا الله، من در جنوب لبنان، در حالی که جنگنده‌ها و پهپادهای دشمن لحظه‌ای مجاهدان و مردم را رها نمی‌کنند، و در شرایطی که فاصله‌ای با پیوستن به امام خویش ندارم، بدون هیچ انگیزه سیاسی به شما می‌گویم: 🔴این تأخیر در واکنش، موجب از دست رفتن چیزهایی می‌شود که دیگر قابل بازگشت نیستند. من به تفاهم نقضِ غرض و سرنوشت آن کاری ندارم؛ سخن من چیز دیگری است. این روند، اصل نهضت را در لبنان از میان می‌برد. 🔴با پشت‌گرمی به امام شهیدم و قائد مقتدرم می‌گویم: اگر زمان از دست برود، زمین از دست خواهد رفت. 🔴ملت ایران، فریب دوگانه «معیشت یا جنگ» را نخورید. این یک جنگ وجودی است. تأخیر در رویارویی، ما را تنها ضعیف‌تر می‌کند. 🔴حزب‌الله مهم‌ترین رکن امنیت‌ساز ایران در منطقه است. در هر نبرد آینده، اگر حزب‌الله نباشد؛ اگر آن هزاران فدایی که در سخت‌ترین روزها برای ایران جان می‌دهند نباشند؛ اگر ارتش و نیروی هوایی دشمن در جبهه‌ای دیگر درگیر نشوند، مسیر بسیار دشوارتر خواهد شد. 🔴برخی با تأخیر در ضربه و واکنش، اثرگذاری آن را از بین می‌برند و سپس به همین کاهش اثرگذاری استناد می‌کنند تا اصل اقدام را زیر سؤال ببرند. 🔴فریب دوگانه دروغین آمریکا و رژیم صهیونیستی را نخورید. دشمن، زمان را سلاح خود کرده است؛ و هر روز تأخیر، هزینه‌ای سنگین‌تر بر ما تحمیل می‌کند. 🔻 @hossein_pak69
یک وقتی آیه ای در قرآن خدا بود که میگفت: العین بالعین. یک آیه ای هم بود میگفت: فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم. ظاهراً پشت قرآن هم چیز دیگری نوشته شده، که خبر نداریم.
نقد تاریخی‌گری از منظر حکمت متعالیه.pdf
حجم: 604.5K
نقد تاریخی‌گری از منظر حکمت متعالیه: تبیین الگوی «ثبات حقیقت و پویایی فهم» تاریخی‌گری (Historicism) یکی از مهم‌ترین جریان‌های فکری در فلسفه مدرن و معاصر است که بر تاریخی‌بودن فهم انسانی، زبان، فرهنگ و افق‌های معرفتی تأکید می‌کند. این جریان، به‌ویژه در آثار دیلتای، گادامر و هایدگر، واکنشی به عقل‌گراییِ انتزاعی، پوزیتیویسم و تلقیِ ایستا از معرفت بود و افقی تازه برای فهم علوم انسانی گشود. با این حال، برخی قرائت‌های افراطی از تاریخی‌گری، از «تاریخی‌بودن فهم» به «تاریخی‌بودن حقیقت» گذر می‌کنند و بدین‌سان در دام نسبی‌گرایی معرفت‌شناختی و انکار حقیقت فراتاریخی می‌افتند. نوشتار حاضر، با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه ملاصدرا—به‌ویژه اصالت وجود، تشکیک وجود، حرکت جوهری و تجرد نفس—نشان می‌دهد که گرچه فهم انسان در تاریخ رخ می‌دهد، حقیقتْ تاریخی نیست؛ بلکه تاریخ ظرف ظهور و تکامل فهم است، نه منشأ وجودی حقیقت. همچنین با تحلیل تطبیقی آرای دیلتای، گادامر و هایدگر، و با طرح اشکال منطقیِ خودنقضیِ تاریخ‌باوری مطلق،استدلال می‌شود که الگوی صدرایی می‌تواند میان ثبات حقیقت و پویایی فهم جمع کند؛ بی‌آنکه به جزم‌گرایی یا نسبی‌گرایی فروغلتد. کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود 💬 از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود.| ۲۸/خرداد/۱۴۰۵ 📲 @rahbar_enghelab_ir
ابهام‌های تفاهم‌نامه به نفع کیست؟ در این سند، ترکیبی پیچیده از ابهام‌ها وجود دارد. در کوتاه‌مدت ایران از برخی ابهام‌ها سود می‌برد، اما در میان‌مدت و مسیر توافق نهایی، ساختار کلی بیشتر به نفع آمریکا طراحی شده است. در ادامه وزن‌کشی کلیدی بندها از منظر دو طرف ارائه می‌شود. اهرم‌های فوری و گریزگاه‌های ایرانی ۱. ابهام در «متحدین» و غیبت اسرائیل (بند ۱): ایران می‌تواند هر اقدام نظامی بعدی اسرائیل را نقض آتش‌بس توسط «متحد آمریکا» تلقی کند و مسئولیت را مستقیماً به واشنگتن نسبت دهد. این ابهام به تهران اجازه می‌دهد شرط تضمین امنیت لبنان را به محدودسازی تحرکات اسرائیل گره بزند و آمریکا را در برابر کنست و لابی‌هایش تحت فشار قرار دهد. همزمان روایت «صلح‌طلبی ایران در برابر جنگ‌افروزی اسرائیل» تقویت می‌شود. ۲. شرط‌گذاری شروع مذاکرات (بند ۱۳): مذاکرات اصلی منوط به اجرای کامل بندهای ۱ (آتش‌بس)، ۴ (رفع محاصره)، ۵ (عبور ایمن کشتی‌ها)، ۱۰ (معافیت نفتی) و ۱۱ (آزادسازی دارایی‌ها) توسط آمریکاست. یعنی آمریکا باید ابتدا تمام مشوق‌های فوری و غیرقابل بازگشت را بپردازد، در حالی که دستاورد اولیه‌اش تنها آتش‌بس موقت و تعهد ایران به «حفظ وضع موجود» هسته‌ای است. ایران می‌تواند با تفسیر گسترده از «تداوم اجرا»، هر تأخیر در معافیت‌های نفتی یا انتقال وجوه را بهانه‌ای برای تعویق مذاکرات و حفظ وضعیت مطلوب کوتاه‌مدت خود قرار دهد. دام‌های استراتژیک آمریکا برای توافق نهایی ۱. مکانیسم تأمین ۳۰۰ میلیارد دلار (بند ۶): بزرگ‌ترین «هویج توخالی» سند. وعده «برنامه قطعی مورد توافق طرفین» فاقد منبع، زمان‌بندی دقیق و ضمانت اجرایی است. این مبلغ می‌تواند مشروط به اصلاحات اقتصادی گسترده شود و آمریکا با تکیه بر عبارت «مورد توافق طرفین» هر پروژه‌ای را که به تقویت نظامی یا نفوذ منطقه‌ای ایران کمک کند، وتو نماید. ایران در ازای آتش‌بس، چک سفیدی دریافت کرده که نقد کردن آن نیازمند عبور از مذاکرات طولانی تحت نفوذ آمریکاست. ۲. برنامه زمانی لغو تحریم‌ها (بند ۷): نقطه مقابل بند ۱۳. مشوق‌های فوری بر عهده آمریکاست، اما لغو «تمامی تحریم‌ها» به برنامه زمانی توافق نهایی موکول شده. بنابراین تحریم‌های بانکی، فناوری و تسلیحاتی تا امضای توافق نهایی و طی فرآیندی تدریجی، چندمرحله‌ای و بازگشت‌پذیر باقی می‌مانند. تجربه برجام نشان داد که «خاتمه تحریم‌ها» در متن لزوماً به معنای خاتمه واقعی در عمل نیست. به ویژه که اختیار بسیاری از تحریم‌ها به دست رئیس جمهور آمریکا و بلکه اصلاً آمریکا نیست. ۳. ابهام «وضع موجود» (بند ۹): نه «وضع موجود» هسته‌ای تعریف شده و نه حدود آن. اگر ایران سانتریفیوژ جدید نصب کند یا غنی‌سازی را افزایش دهد، آیا نقض محسوب می‌شود؟ آمریکا می‌تواند هر پیشرفت فنی را نقض روح توافق تفسیر کند. تعهد آمریکا به عدم استقرار «نیروهای بیشتر» نیز مبهم است و چرخش ناوها یا سامانه‌های جدید را پوشش نمی‌دهد. ۴. خروج از «حوزه پیرامونی» (بند ۴): این اصطلاح دقیق نیست. آیا پایگاه‌های بحرین، قطر، امارات، شرق سوریه یا شمال عراق را شامل می‌شود؟ آمریکا می‌تواند با تفسیر محدود، خروج را به چند ناو یا پایگاه نمادین تقلیل دهد و ساختار محاصره استراتژیک را حفظ کند. ۵. سکوت کامل درباره موشک‌ها و پهپادها: سند نگفته که موشک‌ها و پهپادها از موضوع مذاکرات برای همیشه از موضوع خارج است. آمریکا در توافق نهایی حتماً این موضوع را مطرح خواهد کرد و می‌تواند ادعا کند سکوت تفاهم‌نامه به معنای آمادگی ایران برای مذاکره بوده است. ۶. الزام‌آوری یک‌طرفه (بند ۱۴): توافق نهایی با قطعنامه الزام‌آور شورای امنیت (احتمالاً فصل هفتم) تأیید می‌شود. این قطعنامه می‌تواند حاکمیت ایران را برای همیشه محدود کند، اما اگر آمریکا وعده‌های مالی و تحریمی را اجرا نکند، بعید است شورای امنیت علیه واشنگتن اقدامی کند؛ یعنی شمشیری یک‌لبه به نفع آمریکا. ۷. پیش‌پرداخت‌های فریبنده (بندهای ۱۰ و ۱۱): معافیت نفتی و آزادسازی دارایی‌ها جذاب به نظر می‌رسند، اما در واقع بازپس‌دهی اموال مسروقه ایران‌اند، نه امتیاز واقعی. این پیش‌پرداخت‌ها ایران را برای دادن امتیازات راهبردی در توافق نهایی نرم می‌کنند. سند در کوتاه‌مدت تنفس اقتصادی و نظامی به ایران می‌دهد، اما ابهام‌ها و ساختار کلی قوه‌ی آن را دارد که اهرم‌های قوی‌تری به آمریکا در مذاکرات نهایی بدهد. موفقیت نهایی به قدرت چانه‌زنی ایران، وحدت داخلی و تحولات میدانی بستگی دارد.
ملاصدرا در روایتِ نادر ابراهیمی ‌ در «مردی در تبعید ابدی»، نادر ابراهیمی تابلوی تازه‌ای از عملِ نویسندگی را پیشِ رویمان می‌گستراند؛ تصویری که در آن، صرفِ قصه‌گویی دیگر هدفِ غاییِ قلم نیست، بلکه این ابزار، محملی می‌شود برای «بازآفرینیِ منظومه‌ی فکری». ابراهیمی در این صحیفه، با نثری که تار و پودش از دقتِ تاریخی تنیده شده و رنگِ شهود و اشراق بر آن نشسته، می‌کوشد خطِ فاصل میانِ «رویدادِ رخ‌داده» و «تجربه‌ی درونی» را محو سازد. آن دقتِ صِرفاً مستندگونه و سرد، جای خود را به بیانی سپرده که گویی از بطنِ دفترهای کهنِ عرفانی و حکمتِ نظری جوانه زده است؛ زبانی که برای ترسیمِ ظرایفِ روحِ آدمیان، بس رساتر از گزارشی خشک و بی‌روح عمل می‌کند. ♦️خواندن این کتاب به شدت توصیه می‌شود! ‌ ؛ ➕ @mimre_media