هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت نامههای محرمانه رهبر معظم انقلاب به تیم مذاکرهکننده توسط حجتالاسلام نبویان در شبکه خبر
@TasnimNews
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻يا أهلَ لا إلهَ إلا الله،
من در جنوب لبنان، در حالی که جنگندهها و پهپادهای دشمن لحظهای مجاهدان و مردم را رها نمیکنند، و در شرایطی که فاصلهای با پیوستن به امام خویش ندارم، بدون هیچ انگیزه سیاسی به شما میگویم:
🔴این تأخیر در واکنش، موجب از دست رفتن چیزهایی میشود که دیگر قابل بازگشت نیستند.
من به تفاهم نقضِ غرض و سرنوشت آن کاری ندارم؛ سخن من چیز دیگری است. این روند، اصل نهضت را در لبنان از میان میبرد.
🔴با پشتگرمی به امام شهیدم و قائد مقتدرم میگویم: اگر زمان از دست برود، زمین از دست خواهد رفت.
🔴ملت ایران، فریب دوگانه «معیشت یا جنگ» را نخورید. این یک جنگ وجودی است. تأخیر در رویارویی، ما را تنها ضعیفتر میکند.
🔴حزبالله مهمترین رکن امنیتساز ایران در منطقه است. در هر نبرد آینده، اگر حزبالله نباشد؛ اگر آن هزاران فدایی که در سختترین روزها برای ایران جان میدهند نباشند؛ اگر ارتش و نیروی هوایی دشمن در جبههای دیگر درگیر نشوند، مسیر بسیار دشوارتر خواهد شد.
🔴برخی با تأخیر در ضربه و واکنش، اثرگذاری آن را از بین میبرند و سپس به همین کاهش اثرگذاری استناد میکنند تا اصل اقدام را زیر سؤال ببرند.
🔴فریب دوگانه دروغین آمریکا و رژیم صهیونیستی را نخورید. دشمن، زمان را سلاح خود کرده است؛ و هر روز تأخیر، هزینهای سنگینتر بر ما تحمیل میکند.
🔻 @hossein_pak69
هدایت شده از گفتارهای فلسفه سیاسی (یزدانی مقدم)
یک وقتی آیه ای در قرآن خدا بود که میگفت: العین بالعین.
یک آیه ای هم بود میگفت: فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم.
ظاهراً پشت قرآن هم چیز دیگری نوشته شده، که خبر نداریم.
هدایت شده از مطالعات وجودی (Existential Studies)
نقد تاریخیگری از منظر حکمت متعالیه.pdf
حجم:
604.5K
نقد تاریخیگری از منظر حکمت متعالیه:
تبیین الگوی «ثبات حقیقت و پویایی فهم»
تاریخیگری (Historicism) یکی از مهمترین جریانهای فکری در فلسفه مدرن و معاصر است که بر تاریخیبودن فهم انسانی، زبان، فرهنگ و افقهای معرفتی تأکید میکند. این جریان، بهویژه در آثار دیلتای، گادامر و هایدگر، واکنشی به عقلگراییِ انتزاعی، پوزیتیویسم و تلقیِ ایستا از معرفت بود و افقی تازه برای فهم علوم انسانی گشود. با این حال، برخی قرائتهای افراطی از تاریخیگری، از «تاریخیبودن فهم» به «تاریخیبودن حقیقت» گذر میکنند و بدینسان در دام نسبیگرایی معرفتشناختی و انکار حقیقت فراتاریخی میافتند. نوشتار حاضر، با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه ملاصدرا—بهویژه اصالت وجود، تشکیک وجود، حرکت جوهری و تجرد نفس—نشان میدهد که گرچه فهم انسان در تاریخ رخ میدهد، حقیقتْ تاریخی نیست؛ بلکه تاریخ ظرف ظهور و تکامل فهم است، نه منشأ وجودی حقیقت. همچنین با تحلیل تطبیقی آرای دیلتای، گادامر و هایدگر، و با طرح اشکال منطقیِ خودنقضیِ تاریخباوری مطلق،استدلال میشود که الگوی صدرایی میتواند میان ثبات حقیقت و پویایی فهم جمع کند؛ بیآنکه به جزمگرایی یا نسبیگرایی فروغلتد.
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی #نقد_تاریخیگری_از_منظر_حکمت_متعالیه
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود
💬 از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود.| ۲۸/خرداد/۱۴۰۵
📲 @rahbar_enghelab_ir
هدایت شده از حکمت عقلانی وحیانی🇮🇷🌹
ابهامهای تفاهمنامه به نفع کیست؟
در این سند، ترکیبی پیچیده از ابهامها وجود دارد. در کوتاهمدت ایران از برخی ابهامها سود میبرد، اما در میانمدت و مسیر توافق نهایی، ساختار کلی بیشتر به نفع آمریکا طراحی شده است. در ادامه وزنکشی کلیدی بندها از منظر دو طرف ارائه میشود.
اهرمهای فوری و گریزگاههای ایرانی
۱. ابهام در «متحدین» و غیبت اسرائیل (بند ۱): ایران میتواند هر اقدام نظامی بعدی اسرائیل را نقض آتشبس توسط «متحد آمریکا» تلقی کند و مسئولیت را مستقیماً به واشنگتن نسبت دهد. این ابهام به تهران اجازه میدهد شرط تضمین امنیت لبنان را به محدودسازی تحرکات اسرائیل گره بزند و آمریکا را در برابر کنست و لابیهایش تحت فشار قرار دهد. همزمان روایت «صلحطلبی ایران در برابر جنگافروزی اسرائیل» تقویت میشود.
۲. شرطگذاری شروع مذاکرات (بند ۱۳): مذاکرات اصلی منوط به اجرای کامل بندهای ۱ (آتشبس)، ۴ (رفع محاصره)، ۵ (عبور ایمن کشتیها)، ۱۰ (معافیت نفتی) و ۱۱ (آزادسازی داراییها) توسط آمریکاست. یعنی آمریکا باید ابتدا تمام مشوقهای فوری و غیرقابل بازگشت را بپردازد، در حالی که دستاورد اولیهاش تنها آتشبس موقت و تعهد ایران به «حفظ وضع موجود» هستهای است. ایران میتواند با تفسیر گسترده از «تداوم اجرا»، هر تأخیر در معافیتهای نفتی یا انتقال وجوه را بهانهای برای تعویق مذاکرات و حفظ وضعیت مطلوب کوتاهمدت خود قرار دهد.
دامهای استراتژیک آمریکا برای توافق نهایی
۱. مکانیسم تأمین ۳۰۰ میلیارد دلار (بند ۶): بزرگترین «هویج توخالی» سند. وعده «برنامه قطعی مورد توافق طرفین» فاقد منبع، زمانبندی دقیق و ضمانت اجرایی است. این مبلغ میتواند مشروط به اصلاحات اقتصادی گسترده شود و آمریکا با تکیه بر عبارت «مورد توافق طرفین» هر پروژهای را که به تقویت نظامی یا نفوذ منطقهای ایران کمک کند، وتو نماید. ایران در ازای آتشبس، چک سفیدی دریافت کرده که نقد کردن آن نیازمند عبور از مذاکرات طولانی تحت نفوذ آمریکاست.
۲. برنامه زمانی لغو تحریمها (بند ۷): نقطه مقابل بند ۱۳. مشوقهای فوری بر عهده آمریکاست، اما لغو «تمامی تحریمها» به برنامه زمانی توافق نهایی موکول شده. بنابراین تحریمهای بانکی، فناوری و تسلیحاتی تا امضای توافق نهایی و طی فرآیندی تدریجی، چندمرحلهای و بازگشتپذیر باقی میمانند. تجربه برجام نشان داد که «خاتمه تحریمها» در متن لزوماً به معنای خاتمه واقعی در عمل نیست. به ویژه که اختیار بسیاری از تحریمها به دست رئیس جمهور آمریکا و بلکه اصلاً آمریکا نیست.
۳. ابهام «وضع موجود» (بند ۹): نه «وضع موجود» هستهای تعریف شده و نه حدود آن. اگر ایران سانتریفیوژ جدید نصب کند یا غنیسازی را افزایش دهد، آیا نقض محسوب میشود؟ آمریکا میتواند هر پیشرفت فنی را نقض روح توافق تفسیر کند. تعهد آمریکا به عدم استقرار «نیروهای بیشتر» نیز مبهم است و چرخش ناوها یا سامانههای جدید را پوشش نمیدهد.
۴. خروج از «حوزه پیرامونی» (بند ۴): این اصطلاح دقیق نیست. آیا پایگاههای بحرین، قطر، امارات، شرق سوریه یا شمال عراق را شامل میشود؟ آمریکا میتواند با تفسیر محدود، خروج را به چند ناو یا پایگاه نمادین تقلیل دهد و ساختار محاصره استراتژیک را حفظ کند.
۵. سکوت کامل درباره موشکها و پهپادها: سند نگفته که موشکها و پهپادها از موضوع مذاکرات برای همیشه از موضوع خارج است. آمریکا در توافق نهایی حتماً این موضوع را مطرح خواهد کرد و میتواند ادعا کند سکوت تفاهمنامه به معنای آمادگی ایران برای مذاکره بوده است.
۶. الزامآوری یکطرفه (بند ۱۴): توافق نهایی با قطعنامه الزامآور شورای امنیت (احتمالاً فصل هفتم) تأیید میشود. این قطعنامه میتواند حاکمیت ایران را برای همیشه محدود کند، اما اگر آمریکا وعدههای مالی و تحریمی را اجرا نکند، بعید است شورای امنیت علیه واشنگتن اقدامی کند؛ یعنی شمشیری یکلبه به نفع آمریکا.
۷. پیشپرداختهای فریبنده (بندهای ۱۰ و ۱۱): معافیت نفتی و آزادسازی داراییها جذاب به نظر میرسند، اما در واقع بازپسدهی اموال مسروقه ایراناند، نه امتیاز واقعی. این پیشپرداختها ایران را برای دادن امتیازات راهبردی در توافق نهایی نرم میکنند.
سند در کوتاهمدت تنفس اقتصادی و نظامی به ایران میدهد، اما ابهامها و ساختار کلی قوهی آن را دارد که اهرمهای قویتری به آمریکا در مذاکرات نهایی بدهد. موفقیت نهایی به قدرت چانهزنی ایران، وحدت داخلی و تحولات میدانی بستگی دارد.
هدایت شده از مطالعات فلسفه سیاسی و انقلاب اسلامی
ملاصدرا در روایتِ نادر ابراهیمی
در «مردی در تبعید ابدی»، نادر ابراهیمی تابلوی تازهای از عملِ نویسندگی را پیشِ رویمان میگستراند؛ تصویری که در آن، صرفِ قصهگویی دیگر هدفِ غاییِ قلم نیست، بلکه این ابزار، محملی میشود برای «بازآفرینیِ منظومهی فکری». ابراهیمی در این صحیفه، با نثری که تار و پودش از دقتِ تاریخی تنیده شده و رنگِ شهود و اشراق بر آن نشسته، میکوشد خطِ فاصل میانِ «رویدادِ رخداده» و «تجربهی درونی» را محو سازد. آن دقتِ صِرفاً مستندگونه و سرد، جای خود را به بیانی سپرده که گویی از بطنِ دفترهای کهنِ عرفانی و حکمتِ نظری جوانه زده است؛ زبانی که برای ترسیمِ ظرایفِ روحِ آدمیان، بس رساتر از گزارشی خشک و بیروح عمل میکند.
♦️خواندن این کتاب به شدت توصیه میشود!
#بزرگداشت_حکیم_ملاصدرا؛
➕ @mimre_media
هدایت شده از IranicTV ایرانیک
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اندیشمند برجسته آمریکایی؛ قرار بود ایران تسلیم شود؛ اما این آمریکا بود که بدون قید و شرط تسلیم شد!
🔹«جان مرشایمر» نظریهپرداز و دانشمند علوم سیاسی: ترامپ هیچ چارهای جز این کار ندارد، هیچ راهبرد پیروزمندانه جایگزینی وجود ندارد و حفظ وضع موجود فاجعهبار خواهد بود. به نظر من، بسیاری از مردم درک نمیکنند که انگیزه اصلی ترامپ ترس از یک رکود اقتصادی عظیم و فروپاشی اقتصاد جهانی است.
🔺ما همین الان جنگی را پشت سر گذاشتیم و نتوانستیم کنترل تنگه را به دست بگیریم، حالا چطور قرار است کنترل آن را در اختیار بگیریم؟ چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد.
هدایت شده از حکمت عقلانی وحیانی🇮🇷🌹
راهبرد مذاکراتی ایران برای توافق نهایی
در مطلب قبلی از ابهامات متن تفاهمنامه گفتم. اما این ابهامات قابلیت حل دارند. برای موفقیت در مذاکرات نهایی و تبدیل ابهامهای تفاهمنامه به اهرمهای پایدار، ایران نیازمند راهبردی چندلایه، هماهنگ و منضبط است.
با توجه به اینکه در مرحله گذار به توافق نهایی، کفه ابهامها به سود آمریکا سنگینی میکند، راهبردهای زیر پیشنهاد میشود:
۱. بهرهبرداری حداکثری از بند ۱۳ (شرط شروع مذاکرات):
بند ۱۳ بزرگترین اهرم کوتاهمدت ایران است. مذاکرات نهایی باید «منوط» به اجرای کامل و مستمر تعهدات فوری آمریکا (رفع محاصره، معافیت نفتی، آزادسازی داراییها) باشد.
• تشکیل کمیته مشترک راستیآزمایی هفتگی برای تأیید «قابلیت استفاده واقعی» وجوه و عبور بدون مانع کشتیها.
• استراتژی تأخیر مشروط: هرگونه تعلل آمریکا را با استناد به بند ۱۳ بهانه تعویق مذاکرات قرار دهید و با دیپلماسی عمومی، مسئولیت را متوجه واشنگتن کنید.
۲. تبدیل ۳۰۰ میلیارد دلار به بسته الزامآور
• تهیه پیوست تفصیلی شامل فهرست پروژهها، سهم شرکا، جدول زمانبندی و تضامین حقوقی پیش از توافق نهایی.
• جداسازی کامل بازسازی از پروندههای هستهای، موشکی و منطقهای؛ این مبلغ باید به عنوان غرامت جنگ یا هزینه صلح تلقی شود.
• ایجاد «صندوق بینالمللی بازسازی ایران» تحت نظارت بریکس یا شانگهای (به عنوان نهاد بینالمللی مستقل از آمریکا) برای مصونسازی از کارشکنیهای آینده.
*۳. معکوسسازی منطق لغو تحریمها (بند ۷)
• هدفگیری «روز پایان تحریمها» برای لغو همزمان همه تحریمها (اولیه، ثانویه، قطعنامههای شورای امنیت و آژانس).
• تنظیم پیشنویس قطعنامه شورای امنیت (بند ۱۴) به گونهای که قطعنامههای قبلی ملغی (نه تعلیق) شوند، بازگشت تحریمها نیازمند رأیگیری جدید و قابل وتو توسط روسیه و چین باشد، و ایران حق تعلیق تعهدات خود را در صورت نقض داشته باشد.
• پذیرش گزینههای میانی مانند لغو دستهای در فازهای کوتاه در صورت مقاومت آمریکا.
۴. شفافسازی «وضع موجود» هستهای (بند ۹)
گزارش وضعیت مبنا (Baseline Report) تهیه و ثبت شود. «حفظ وضع موجود» باید به معنای عدم عبور از سقفهای مبدأ تعریف شود، نه توقف کامل فعالیتهای تحقیق و توسعه.
۵. شفافسازی تعهدات نظامی و امنیتی (بندهای ۱ و ۴)
• درخواست نقشه جغرافیایی دقیق «حوزه پیرامونی» و زمانبندی خروج نیروها.
• اخذ تضمین مکتوب از آمریکا مبنی بر اینکه هر اقدام نظامی اسرائیل، نقض توافق تلقی و با پاسخ جمعی یا قطع حمایت آمریکا از اسرائیل مواجه خواهد شد.
۶. نهادینهسازی سازوکار تفسیر مشترک (بند ۱۲)
کمیسیون مشترک با ترکیب برابر و اختیارات تفسیری، با ریاست چرخشی یا میانجیگری عمان/پاکستان.۷. استراتژی کلان: زمان به مثابه سلاح
• نقد سریع و برگشتناپذیر منافع فوری: حداکثر صادرات نفت، بازسازی زنجیرههای بانکی و تبدیل داراییها به ذخایر استراتژیک در ۶۰ روز نخست.
• کنترل تمدید ۶۰ روزه: تا زمانی که منافع جاری (فروش نفت، عدم تحریم جدید) ادامه دارد، عجله برای توافق نهایی از سوی آمریکا باشد.
• سناریوسازی دقیق (بهترین، متوسط، بدترین) برای تمدید یا خروج از مذاکرات. فعالسازی دیپلماسی عمومی و منطقهای با کشورهای عربی (عمان، قطر، عربستان) برای ایجاد فشار بر آمریکا در موضوعات مالی و نظامی.
جمعبندی راهبردی
ایران باید بازی دوسرعته را دنبال کند: سرعت بالا در نقد کردن و تثبیت منافع اقتصادی فوری، سرعت کنترلشده در پیشبرد مسائل حساس هستهای، و امنیتی،
و در همه مراحل شفافسازی تهاجمی و مستندسازی ابهامها.
موفقیت نهایی به دو عامل کلیدی بستگی دارد: قدرت واقعی ایران در میدان (نظامی-اقتصادی) و هماهنگی کامل دیپلماتیک با روسیه، چین و شرکای بریکس. این راهبرد ابهامها را از تله به اهرم تبدیل میکند، مشروط به انضباط داخلی، انعطافپذیری تاکتیکی و آمادگی برای سناریوهای سخت.
ایران باید آمادگی خود را برای برگشت سریع به فاز نظامی گسترده را به وضوح نشان دهد.
🏴 مبارزه پیروز
🔰 قسمت اول: مبارزهای به وسعت زندگی
✍️ شهید آیتالله دکتر بهشتی
▫️از روزی که انسان آفریده شد، قلم تقدیر، زندگی این موجود را با مبارزه تؤام کرد. در نهاد و سرشت انسان، عوامل متضادی آفریده شده و تمایلات گوناگونی در نهادش قرار داده شده است. مدتی جنگ و جدال در اندرون این موجود برپاست تا سرانجام یکی از این عوامل پیروز شود.
این جنگ درونی که ما دائما با آن سروکار داریم به کنار. به محیط خارج بیاییم، زندگی انسان در محیط خارجی [نیز] همهاش مبارزه و جنگ و جدال است.
▪️در زندگی اصناف و اقوام و ملل و جوامع و طبقات همه جا ناموس مبارزه و جنگ دیده میشود. این است که میگوییم مبارزه در زندگی انسان، امری اجتنابناپذیر است.
در برابر این قانون، این ضرورت و جبر خارجی، جبری که قلم تقدیر بر انسان نوشته، چارهای نیست جز اینکه از انواع مختلف مبارزه، آنی را که بهتر و سودمندتر است انتخاب کنیم.
▫️به پیکار و مبارزه تن در دهیم، اما مبارزهای شریف، مبارزهای پیروز و سودمند و مهيج. مبارزهای زنده، مبارزهای استوار در راه هدفی عالیقدر. مبارزه پیروز شرایطی دارد، سننی دارد، باید آن سنن و شرایط را شناخت و در مبارزات حیاتی از آن پیروی کرد.
1️⃣ اول اینکه مبارزه باید هدف داشته باشد؛ هدفی مشخص و روشن، صریح و قاطع.
چه بسا میبینید فردی عمری را در مبارزه گذرانده اما در پایان عمر چیزی گیرش نیامده. چرا؟ چون در تمام مدت مبارزه، مارپیچ حرکت کرده، خمیده حرکت کرده، کار کرده، تلاش کرده، اما نه به سمت هدف معين و مشخص، بلکه به یک نقطه مبهم و تاریک رو آورده، به همین جهت، نیروهایش هدر رفته و به جایی نرسیده است. در تاریخ مبارزات ملتها، از این نوع مبارزات زیاد میبینیم.
▪️گاهی میبینید هدف مبارزه معين و روشن است، اما هدفی است که فقط ارزش آن را دارد که انسان وقت، صرف آن کند، اگر پای صرف مال رسید دیگر حاضر نیست. گاهی هدف، کمی ارزندهتر است و اگر پای مال رسید حاضر میشود، اما اگر پای سلامتی و تندرستی رسید دیگر حاضر نیست. باز گاهی حاضر است تندرستی خود را فدا کند، اما اگر پای مرگ و جان رسید دیگر حاضر نیست، پایش میلرزد و سست میشود.
▫️اما گاهی هدف مبارزه آنقدر عالی و پرارزش است که حاضر است جان خودش و جان عزیزترین افراد و بستگانش را در طبق اخلاص بگذارد و در راه هدف فدا کند. این است آن هدفی که ارزش دارد همه انسانها متوجه آن شوند، این هدف عالی رضای خداست. این شرط اول.
2️⃣ شرط دوم این است که مبارز باید مرد عمل باشد، مرد کار باشد، استقامت داشته باشد و پای حرفش بایستد. مفسران نقل میکنند پس از جنگ بدر، وقتی عدهای از مسلمانها دیدند شهدای بدر نزد خدا، نزد پیغمبر و نزد مردم مسلمان منزلت و مقام بلندی پیدا کردند و چقدر نعمت دنیا و آخرت نصیب آنها شد و چه عزتی در دنیا و چه صوابی در آخرت بردند، همه نشستند و گفتند: ای کاش ما هم بودیم و در جنگ بدر شرکت میکردیم و جهاد میکردیم تا به این عزت میرسیدیم. اتفاقا جنگ احد پیش آمد. یک عده از همینها که ورد زبانشان این بود که ای کاش ما هم در جنگ بدر بودیم و شهید میشدیم و به سعادت شهادت میرسیدیم، از همان ابتدا شروع به عقب رفتن کردند.
3️⃣ شرط سوم که بسیار مهم است و در میان مردم ما خیلی کم دیده میشود، روش صحیح مبارزه است. مبارزه یک قسم و دو قسم نیست، بلکه اقسامی دارد. هر کدام جایی دارد، وقت و زمانی دارد، روشی دارد و به اصطلاح اروپاییها تاکتیکی دارد. باید مردم مبارز به روش مبارزه آشنا باشند. مخصوصا باید به تناسب میان مبارزه و هدف فوقالعاده اهمیت دهند. بسیاری از مبارزات به علت آنکه روش، صحیح و متناسب با هدف نیست، شکست میخورد. به جای اینکه مبارزه آنها را به هدف، نزدیک کند از آن دور میکند. حال با توجه به این سه اصل، میتوان توجه داشت که در حادثه کربلا چه رخ داد.
📚 مبارزه پیروز، خلاصهای از صفحات ۹ الی ۱۵
✍️ دبیرخانه همایش بینالمللی اندیشههای قرآنی و تفسیری شهید آیتالله دکتر بهشتی رحمهالله علیه
📮پل ارتباطی همایش؛
📲 ایتا | سایت |
🏴 مبارزه پیروز
🔰 قسمت دوم: غربال یک نهضت
✍️ شهید آیتالله دکتر بهشتی
▪️معاویه مرده است، یزید پلید متجاهر به فسق بهعنوان پادشاه اسلامپناه و جانشین پیغمبر خدا بر مردم مسلمان، حکومت میکند. عدهای از مردم فداکار به این حکومت فاسد تن در نمیدهند و درصدد بر میآیند که لااقل با این حکومت، همکاری نکنند. اما یزید، دستور داده از همه مردم، مخصوصا از آنها که سرشناسند برایش بیعت، یعنی پیمان همکاری بگیرند.
▫️در زادگاه اسلام یعنی مدینه، چند نفر از افراد سرشناس، حاضر نشدند حکومت یزید را به رسمیت بشناسند و با او بیعت کنند. یکی از آنها حسین بن علی (ع) است. در همین اثنا عدهای از مردم در کوفه دور هم جمع شدهاند، شنیدند بیشتر سرشناسان در خاک حجاز به بیعت با یزید تن ندادهاند و در رأس آنها اباعبدالله حسین بن علی (ع) است. شروع کردند به نامه نوشتن و دعوت کردند که آقا به سمت شهر پدرت بیا؛ بیا ما میخواهیم در رکاب تو با این حکومت بجنگیم.
▪️مسلم از جانب حضرت به سوی کوفه آمد تا وضع را درست ببیند و از جانب امام از مردم پیمان و بیعت بگیرد. قیام و مبارزه حسین(ع) به این ترتیب شروع میشود. اما هدف اباعبدالله چیست؟ آیا در دست گرفتن حکومت است؟ نه، هدف اعلاء حکم حق است. باید حق و باطل را در افقی روشنتر به مردم نشان دهد، خواه به حکومت برسد یا نرسد.خوب باید چه کسانی را برای مبارزه انتخاب کند؟ در این مبارزه دو دسته باید شرکت کنند:
1️⃣ یک دسته آنها که در کادر اصلی مبارزهاند، یعنی کسانی که استخوانبندی مبارزه را تشکیل میدهند. اینها باید مردمی آزموده، قابل اعتماد، دارای هدف، دارای اراده قوی، تشکیلاتی و فرمانبردار باشند؛ اباعبدالله(ع) این عده را با کمال دقت انتخاب کرد.
2️⃣ دسته دیگر، هواداران یک نهضتاند که باید در مواقع لازم از نیروی آنها کمک گرفت. در انتخاب این دسته آن اندازه نمیشود دقت کرد. اینها خواه و ناخواه دنبالهرو هستند. از این دنبالهروها عدهای دنبال کاروان حسینی به راه افتادند.
▫️مسلم رفت و وارد کوفه شد. عصر روز هشتم ذیالحجه به مسلم خبر دادند که میزبان تو هانی بن عروه در زندان ابن زیاد است. مسلم به نزدیکانش گفت مردم را خبر کنید؛ در مسجد کوفه و بازارهای اطراف، جمعیت موج میزند تا مسلم برای آنها صحبت کند.
▪️ابن زیاد عدهای را فرستاد تا مردم را از داخل مسجد بیرون برند. بعضی را با تطمیع و بعضی را با تهدید بردند. نماز مغرب که شد مسلم خواست نماز بخواند فقط سینفر مانده بودند که با او نماز خواندند.
▫️نماز مغرب که تمام شد، مسلم خواست از در مسجد بیرون بیاید نگاه کرد، دید هیچکس نیست، راه منزل را هم درست نمیداند، به کوچههای کوفه هم آشنا نیست؛ غریب و یکه و تنها یک نفر نیست که او را راهنمایی کند. اینها همان مردم مذبذب و بیارزش کوفه بودند. اباعبدالله (ع) طبق نوشته مسلم از مکه حرکت کرد و در راه عده زیادی به کاروان حسینی پیوستند. ایشان آمد تا نزدیکی خاک عراق. آنجا به حضرت خبر رسید که وضع نه آن است که مسلم برای شما نوشته بود الان وضع دگرگون شده. اما با این اخبار، مبارزه حسینی متوقف نشد، فقط تاکتیک و روش عوض شد، چون وضع عوض شده بود.
▪️حضرت، دستور داد مردمی که همراه او بودند همه جمع شوند، بعد از حمد و ثنای خدا فرمود: باخبر باشید اخبار وحشتناکی از کوفه میرسد، مسلم و هانی و عبدالله بن يقطر را کشتهاند، مردم به ما خیانت کردهاند. من باید به این راه بروم تا کشته شوم، هر کس از شما تا این ساعت به امید مال و ثروت و به امید مقام و منصب با من آمده راهش را بگیرد و برود. بیشتر کسانی که در میان راه به این کاروان ملحق شده بودند، رفتند. حسین بن علی ماند و آن عدهای که از مدینه با حضرت بیرون آمده بودند و چند نفر از یاران وسط راه.
▫️چون صحنه مبارزه عوض شد دیگر نباید افراد متزلزل و مردد در اردوی حسینی باقی بماند. عقبه بن سمعان میگوید: من نزدیک بودم دیدم امام همانطور که روی مرکبش سوار بود به خواب سبکی رفت، چشمش گرم شد، بعد ناگهان بیدار شد و فرمود: «انالله و انا اليه راجعون و الحمدلله رب العالمين» علی اکبر، فرزند و جگرگوشهاش آمد و عرض کرد: «آقا جان چه شده؟ استرجاع میکنید؟ إنالله میفرمایید؟»، فرمود: «علی جان در خواب، سواری دیدم که گفت اینها دارند به طرف مرگ میروند و مرگ به سوی اینها میآید».
▪️خوب است علی اکبر چه گفته باشد؟ ایشان گفتند: «آقا مگر ما بر حق نیستیم؟» امام فرمود: «بله». عرض کرد پس دیگر چه باک از مرگ. ما تا آخرین لحظهای که زنده هستیم از راه حق، منحرف نشویم همین بس و از مرگ استقبال میکنیم. اینگونه افراد باید در کنار حسین بن علی باشند.
📚 مبارزه پیروز، خلاصهای از صفحات ۱۵ الی ۲۱
✍️ دبیرخانه همایش بینالمللی اندیشههای قرآنی و تفسیری شهید آیتالله دکتر بهشتی رحمهالله علیه
📮پل ارتباطی همایش؛
📲 ایتا | سایت |
هدایت شده از حکمت عقلانی وحیانی🇮🇷🌹
گشایشجویی ساختاری در سیاست خارجی ایران: تحلیل سهلایه (۱: لایهی روانشناختی)
مقامات ایرانی نزدیک به ۲۰ بار در مذاکرات با آمریکا «نارو» خوردهاند و حتی یک بار هم اجرای کامل تعهدات آمریکا را ندیدهاند. با این حال، دوباره به سمت تفاهمنامهای با ابهامات فراوان حرکت میکنند. چرا این چرخه تکرار میشود؟ در این مطلب یک تحلیل روانشناختی از این چرایی ارایه میکنم.
۱. منطق اضطرار
پس از جنگ تمامعیار، هزینهها چنان بالاست که «انتخاب بد» (مذاکره با آمریکا) بهتر از «عدم انتخاب» به نظر میرسد. بهویژه وقتی با این استدلال همراه باشد: «ما در میدان جنگیدیم و آتشبس را تحمیل کردیم، حالا با دست پُر پای میز هستیم.» اما این منطق، حافظه تاریخی را سرکوب میکند. همانطور که در برجام، آمریکا ابتدا فشار را به حداکثر رساند و سپس با وعده لغو تحریمها، ایران را به میز کشاند و در نهایت ۹۷ درصد ذخایر هستهای را گرفت و تقریباً هیچ نداد.
۲. امید به «این بار فرق میکند»
بخشی از نخبگان اجرایی دچار خوشبینی ساختاری هستند: «این بار جنگ شده، موشک زدیم، آمریکا فهمیده ایران با عراق و افغانستان فرق دارد»، «تضمینها قویتر است، قطعنامه شورای امنیت داریم.» اما ذات هژمونیک آمریکا، کنگره، لابی AIPAC و سازوکارهای تحریمی تغییر نکردهاند. این امید تبدیل شده به فرضیه، ریشهی تکرار چرخهی (امید ← امتیازدهی ← بدعهدی) است.
۳. شکاف گفتمانی درون نظام
گفتمان رهبری مبتنی بر «بدبینی راهبردی» عمیق به آمریکاست و معتقد است مذاکره با او هیچ مشکلی را حل نمیکند. اما گفتمان اجرایی دولت، تحت فشار تورم، کسری بودجه، نارضایتی معیشتی و نیاز به بازسازی پس از جنگ، چارهای جز تعامل با جهان و رفع تحریمها نمیبیند. این دوگانگی باعث میشود دولت با چراغ سبز ضمنی اما بدون همراهی کامل پایگاه انقلابی، وارد میدان شود.
۴. دام امتیازات فوری
تفاهمنامه به گونهای طراحی شده که «بوی نفت و پول» غالب شود. رفع فوری محاصره دریایی، معافیتهای نفتی و آزادسازی داراییها (بندهای ۴، ۱۰ و ۱۱) چنان جذاب است که تمرکز اصلی روی بندهای مبهم سند کمتر شود. این همان «امید به گشایش» است که رهبری شهید بارها نسبت به «خوشحالی زودگذر» و «اعتماد به لبخند دشمن» هشدار داده.
۵. فرهنگ شکست مذاکراتی
بسیاری از دیپلماتها و مشاوران هنوز باور دارند «مشکل از ما بود که خوب مذاکره نکردیم، این بار تیم قویتر و متن محکمتری داریم.» این فرهنگ نهادینهشده باعث میشود هر بار همان نرمافزار شکستخورده را روی سختافزار جدید نصب کنند.
این چرخه احتمالاً تکرار خواهد شد، مگر اینکه تیم مذاکرهکننده با واقعبینی کامل و بدبینی راهبردی وارد شود: آمریکا همچنان دشمن است، این تفاهم فقط آتشبس تاکتیکی برای خرید زمان است و نباید هیچ بخش از هستهی سخت بازدارندگی (موشک، نفوذ منطقهای، چرخه سوخت) را روی میز آورد. تا وقتی این اصول رعایت نشود، تاریخ دوباره تکرار خواهد شد.