eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.8هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
841 ویدیو
94 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشت‌زاده قسمت 28 یادم آمد
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشت‌زاده قسمت 29 انگار با سرعت صد و بیست کیلومتر بر ساعت، به یک دیوار بتنی خورده بودم. گیج و منگ به پشتی صندلی تکیه دادم. کافه دور سرم چرخید و جایی از اعماق قلبم تیر کشید. آن خشم مبهم دوباره داشت شعله می‌کشید و رخ نشان می‌داد. صدای فروغی را به سختی می‌شنیدم که می‌گفت: ما هیچ وقت اینجا نیومده بودیم. جلسه اولمون توی پارک بود، همین ماه قبل. یادتون نیست؟ *** هایپرکالمی. مسمومیت با پتاسیم. این توضیح پزشکی قانونی درباره مرگ همتی بود. همتی بعد از موسویان، دومین نفر توی پروژه اشراق بود. نخبه برنامه‌نویسی بود؛ یک‌جورهایی از نظر فنی، از موسویان هم مهم‌تر. و واقعا آدم خوبی هم بود. برای پرونده قتل دختر وکیلی با او هم صحبت کرده بودم. متواضع و مومن بود. حیف بود بمیرد. هایپرکالمی جان همتی را گرفته بود. پرونده پزشکی‌اش وسط میز، میان ما سه‌تا افتاده بود و هرسه‌تایمان حالا می‌دانستیم که همتی آنقدرها که عباس می‌گفت سالم نبود؛ نارسایی کلیه داشت. اینطور که پزشکی قانونی گفته بود، چنین مرگی برای کسی که نارسایی کلیه داشته باشد محتمل بود. عباس تیغه‌های بینی‌اش را میان دو انگشت فشرد و گفت: خب که چی؟ این دیگه نمی‌تونه عمدی باشه. دست دراز کردم و پرونده پزشکی را به سمت خودم کشیدم. عابدزاده به عباس گفت: یعنی می‌گی ربطی به اون دوتای دیگه نداشته؟ لهجه ترکی عابدزاده غلیظ شده بود. دوباره رگ ترکی‌اش زده بود بالا. پرونده پزشکی را باز کردم و تندتند ورق زدم تا به صفحات آخر برسم. نمی‌دانستم دقیقا دنبال چه می‌گردم؛ ولی مطمئن بودم چیزی آنجا هست که ما ندیده باشیم. همتی بخاطر فشار خونش تحت نظر بود. گاهی به درمانگاه نزدیک خانه‌شان می‌رفت تا پزشک فشارش را چک کند؛ و آخرین تاریخ مراجعه‌اش به درمانگاه، ششم اردیبهشت بود؛ یک شب قبل از فوتش. کمتر از بیست و چهار ساعت حتی. خودش بود. یک اتفاقی توی درمانگاه افتاده بود و این حدس را بلند به زبان آوردم. عباس سرش را تکان داد. -آره، پسرش بهم گفت شب قبلش فشارش رفته بالا و بردنش درمونگاه. بعد رو به من کرد. -رو چه حسابی می‌گی توی درمونگاه یه اتفاقی افتاده؟ -همتی دائم پتاسیم خونش رو کنترل می‌کرده. خانواده‌ش گفتن خیلی پرهیز غذایی داشته. پس چطور یهو پتاسیم خون رفته بالا؟ عباس و عابدزاده منتظر و خسته و گیج نگاهم کردند. گفتم: شاید بهش تزریق شده. عابدزاده با چشمان سرخ به نگاه کردن ادامه داد؛ ولی عباس از روی صندلی برخاست. -فهمیدنش ساده ست. حتما درمونگاه یه دوربینی چیزی داره. دنبالش برخاستم. عابدزاده هنوز روی صندلی نشسته بود و غرغر می‌کرد. -دارید همه‌چیز رو پیچیده می‌کنید. باید تمرکز روی ارتباطات ناصر باشه، مهم‌ترین سرنخ اونه. عباس در آستانه در ایستاد، من هم. گفتم: آره قطعا. تا ما میایم می‌تونین شما روش کار کنین. ادامه دارد... ⛔️کپی به هیچ عنوان مورد رضایت نویسنده نیست. گروه نویسندگان مه‌شکن https://eitaa.com/istadegi
آقای قالیباف ما گرسنه نیستیم...
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
آقای قالیباف ما گرسنه نیستیم...
داستان چیز دیگه‌ای است امان از کودتا و کودتا چیان...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨با سپاهی از شهیدان خواهد آمد... 🔸 سالروز آغاز امامت حضرت ولیعصر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» ارواحنافداه بر منتظران مبارک باد💐
قطر، خلبان‌های شجاع و عزیز ما رو بدون توجه به قوانین بین‌المللی اسیر کرده(در واقع ربوده) و بدون نظارت صلیب سرخ و بدون رسیدگی پزشکی مناسب اون‌ها رو نگه داشته. حالا ما داریم خواهش می‌کنیم اونا رو برگردونه!😐 لابد قطر هم میگه چشممممم🙄 آقایون مسئول! اینجا زبون زور جواب میده. اینجا شما باید جلوی تردد کشتی‌های قطری از تنگه هرمز رو بگیری، چهارتا موشک حواله‌ش کنی، تا بفهمه باید خلبان‌هامون رو آزاد کنه. وگرنه با لطفاً و خواهش می‌کنم و ابراز نگرانی و محکوم کردن و اینا، هیچ نتیجه‌ای حاصل نمیشه و خدای نکرده این خلبان‌ها هم به سرنوشت حاج احمد متوسلیان و چهارتا دیپلمات ایرانی ربوده شده توی لبنان دچار می‌شن. حالا شما هی بیا گردن کج کن بگو تو رو خداااا😏
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
قطر، خلبان‌های شجاع و عزیز ما رو بدون توجه به قوانین بین‌المللی اسیر کرده(در واقع ربوده) و بدون نظار
موارد نقض حقوق بین‌الملل توسط قطر اگر ادعای ایران مبنی بر زنده بودن و نگهداری این سه خلبان در قطر صحت داشته باشد (که البته دولت قطر در موضع‌گیری رسمی خود در ۱۸ اوت ۲۰۲۶ آن را کاملاً تکذیب کرده و مدعی است تنها پیکر یک خلبان را یافته و تحویل داده است)، رفتار قطر در موارد زیر نقض صریح حقوق بین‌الملل بشردوستانه (کنوانسیون سوم ژنو) به شمار می‌رود: ۱. عدم اعلام اسارت و پنهان‌کاری (نقض مواد ۷۰ و ۱۲۲) ماده ۷۰: دولت بازداشت‌کننده موظف است بلافاصله پس از دستگیری (حداکثر ظرف یک هفته پس از ورود به بازداشتگاه)، به اسیران اجازه دهد «کارت اسارت» (Capture Card) برای خانواده خود و «آژانس مرکزی جستجوی مفقودین» صلیب سرخ ارسال کنند. ماده ۱۲۲: دولت‌ها باید یک «دفتر ملی اطلاعات» برای ثبت مشخصات اسیران و انتقال سریع اطلاعات آن‌ها به کشور متبوع تشکیل دهند. مخفی نگه داشتن خلبان‌ها و عدم اعلام وضعیت آن‌ها به مدت چند ماه، مصداق بارز ناپدیدسازی قهری و نقض این مواد است. ۲. ممانعت از دسترسی کمیته بین‌المللی صلیب سرخ (نقض ماده ۱۲۶) طبق ماده ۱۲۶ کنوانسیون سوم ژنو، نمایندگان کمیته بین‌المللی صلیب سرخ (ICRC) حق دارند به تمامی مکان‌هایی که اسیران جنگی در آن نگهداری می‌شوند دسترسی داشته باشند و بدون حضور شهود با آن‌ها گفتگو کنند. ممانعت از دسترسی صلیب سرخ به این خلبانان غیرقانونی است. ۳. عدم ارائه مراقبت‌های پزشکی مناسب (نقض مواد ۱۵ و ۳۰) ماده ۱۵: دولت بازداشت‌کننده موظف است نگهداری و مراقبت‌های پزشکی مورد نیاز اسیران را به صورت کاملاً رایگان تأمین کند. ماده ۳۰: هر بازداشتگاه باید دارای یک بهداری مجهز باشد و اسیران بیمار یا مجروح فوراً تحت درمان مناسب قرار گیرند. اگر خلبانان آسیب‌دیده شرایط پزشکی نامناسبی داشته باشند و درمان کافی دریافت نکرده باشند، قطر تعهدات انسانی و حقوقی خود را نقض کرده است. درضمن، طبق ماده ۱۰۹ کنوانسیون سوم ژنو، طرف‌های درگیر در یک منازعه متعهد و ملزم هستند که اسیران جنگی را که به شدت مجروح یا بیمار هستند، بدون در نظر گرفتن تعداد یا درجه نظامی آن‌ها و پس از انجام مراقبت‌های اولیه تا حدی که آماده سفر شوند، مستقیماً به کشور خود بازگردانند (Direct Repatriation). بنابراین، نگهداری اسیر مجروح یا بیمارِ بدحال تا پایان دوره خصومت‌ها مجاز نیست و دولت نگهدارنده (در اینجا قطر، در صورت صحت ادعای اسارت) مکلف به تسهیل بازگشت آن‌هاست.
30 میلیارد دلار ارز از بیت‌المال به چند شرکت داده‌اند تا خودروی چینی وارد و با ۲ برابر نرخ جهانی به مردم بفروشند؛ با همین پول میشد کل شرکت BMW المان رو خرید! فقط مدیران خودرو ۶ میلیارد دلار گرفته؛ تا از شرکت چری که کل ارزشش ۷ میلیارد دلاره خودرو وارد کنه و چندین برابر به فروش بره داخل ایران. سوال ما اینه که درست زمانی که ما به عنوان جبهه مقاومت به این پول نیاز داریم تا در برابر استکبار جهانی، قدرت چانه‌زنی بیشتری داشته باشیم، چرا با مافیای خودرو در کشور برخورد نمیشه؟ پ‌ن: درباره صحت اعداد و ارقام، هرچی تحقیق کردم نمیتونم محکم بگم درسته یا غلط، یه موقع حق‌الناس گردنم نباشه ولی کلیت خبر درسته.
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشت‌زاده قسمت 29 انگار با
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشت‌زاده قسمت 30 عابدزاده سرخ شده بود. با چشم‌هایش داد می‌زد که می‌خواهم بروم خانه، می‌خواهم بگیرم بخوابم و چشمم به ریخت هیچ‌کدام‌تان نیفتد. خب حق داشت. عابدزاده بازپرس سازمان قضایی بود، کارش رسیدگی به جرائم نیروهای مسلح بود، نه پیدا کردن علت قتل نیروهای مسلح. عباس یک مامور دایره مبارزه با تروریسم بود و من یک حفاظتی بودم. من و عباس بیشتر هم را می‌فهمیدیم تا من و عابدزاده. عابدزاده را با چشمانِ تشنه به خوابش تنها گذاشتیم. عباس در ماشینش را باز کرد و من سراغ موتورسیکلتم رفتم. -کجا میری؟ بیا با ماشین من بریم. این را عباس گفت و من شک را هرچند کم، در کلامش بو کشیدم. گفتم: نه، می‌خوام بعدش برم خونه. شانه بالا انداخت و سوار شد؛ ولی نگاهش هنوز تردید داشت. شاید اگر من هم جای او بودم، به یکی مثل خودم همین‌قدر شکاک می‌شدم. مهم نبود؛ تا وقتی که این شک در نگاهش می‌ماند و بر اساس آن تلاش نمی‌کرد من را از پرونده کنار بزند، مهم نبود. توی راه، بعد از چند دقیقه سکوت، عباس گفت: رفتم پرسیدم. -چیو؟ -این که وکیلی چپ دست بوده یا راست دست. سکوت کردم. بعد از آن شب پاک یادم رفته بود؛ چون نیمه‌خواب بودم که سوال به این مهمی را مطرح کرد. آرام گفت: البته تو باید این کار رو می‌کردی. -تیکه ننداز. چی گفتن؟ -چپ دست بوده. و یک نفس عمیق کشید. ادامه داد: چیزی نبود که همه بهش دقت کرده باشن. ولی یکی از دوستای صمیمیش یادش افتاد که توی غذاخوری محل کار، قاشق رو با دست چپ می‌گرفته. سعی کردم اطلاعات پزشکی قانونی را به یاد بیاورم. گلوله در شقیقه کدام سمت بود؟ سلاح در کدام دست؟ این را عباس هم پرسید و من زیر لب گفتم: راست. قلبم ریخت. عباس گفت: هنوزم فکر می‌کنی وکیلی قاتل بوده؟ جواب ندادم و دنیا دور سرم چرخید. دلم برای وکیلی سوخت. تمام زندگی‌اش را باخته بود که هیچ، مهر قاتل هم روی پیشانی‌اش خورده بود. گفتم: یعنی یکی وکیلی و دخترشو کشته و اینطوری صحنه‌سازی کرده؟ -آره. یه نفر که حرفه‌ای بوده؛ انقدری که بدونه باید اثر انگشتش رو از روی سلاح پاک کنه، ولی حواسش به دست چپ و راست وکیلی نبوده. -شایدم نمی‌دونسته؛ پس با خودش گفته بیشتر آدما راست دستن و سلاح رو گذاشته توی دست راست. -فکر می‌کنی کار کی بوده؟ ناصر؟ -شاید. ناصر اون شب به وکیلی زنگ زده. شاید خواسته اخاذی کنه... چه می‌دونم. وکیلی و دخترش رو کشونده اونجا. و بعد نمی‌دونیم چی شده؛ ولی حدس می‌زنم وکیلی حاضر به همکاری نشده. ناصر هم هردو رو کشته. ادامه دارد... ⛔️کپی به هیچ عنوان مورد رضایت نویسنده نیست. گروه نویسندگان مه‌شکن https://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨روز پزشک رو تبریک می‌گم؛ 🥀به پزشک شهیده پروین ناصحی، بانویی که رکورددار بیشترین تعداد عمل جراحی موفق رزمندگان جنگ تحمیلی بود، 🥀به پزشک شهیده زهره رسولی که هوای بیماران کم‌بضاعت رو داشت، 🥀به پزشک شهیده مرضیه عسکری که برای سلامتی بیمارهاش نذر می‌کرد و حتی وقتی خودش باردار بود، می‌رفت بیمارستان بالای سر بیمارهاش، 🥀به دندانپزشک شهیده مریم حجاری که هم خواهر شهید بود و هم همسر دانشمند شهید هسته‌ای، 🥀و به شهیده فاطمه صدیقی صابر، که عاشق ایران بود و اگه اسرائیل به جرم دانشمند بودن پدرش شهیدش نمی‌کرد، خانم دکتر آینده بود و می‌خواست تخصص روانپزشکی بخونه... 🌱روز پزشک مبارک شهیده‌های پزشک باشه، و تمام بانوان پزشکی که حضورشون باعث میشه بیماران خانم احساس امنیت کنند. http://eitaa.com/istadegi