eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.8هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
841 ویدیو
94 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشت‌زاده قسمت 38 *** باشگ
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشت‌زاده قسمت 39 -یکم قضیه پیچیده شده، به تحقیق بیشتر نیازه. یک نفس عمیق کشید و به پشتی صندلی چرخانش تکیه داد. -آقا کریم نیم‌ساعت دیگه می‌رسن. روی صندلی‌های کنار باشگاه نشستم و به تمرین کردن پسران نوجوان نگاه کردم. کمرم هنوز کمی کوفته بود و درد می‌کرد. دلم می‌خواست بروم قاطی رزمی‌کارها و کیسه بوکس را تا می‌خورد کتک بزنم. چشمانم را بستم و همین را تصور کردم. -آقا... آقا... چشمانم را باز کردم. مرد مسنی بالای سرم ایستاده بود. شاید کمی چرت زده بودم. دیشب درست نخوابیده بودم و تمام شب توی تخت دندان‌قروچه رفته بودم. صاف نشستم و به مرد نگاه کردم. -بله؟ -من کریمم. با من کار داشتید؟ مردی بود پنجاه، شصت ساله؛ اما سرحال و محکم. موهایش سفید بودند، وسط سر و پیشانی‌اش کمی خالی شده بود و پیشانی و دور چشمانش کمی چروک داشت؛ اما هیکلش ورزیده و سرحال بود. راست ایستاده بود و با تیشرت ورزشی تنگی که پوشیده بود، عضله‌هایش را به رخ می‌کشید. برخاستم و دست دادیم. دستم را محکم فشرد. گفتم: ببخشید مزاحم شدم. چندتا سوال درباره ناصر داشتم. چهره‌اش درهم رفت. با اکراه گفت: باشه... بیاید بریم اون‌طرف. راه رفتنش هم چابک و سرحال بود. توی دلم گفتم: احسان اگه خواستی پیر بشی اینطوری پیر بشو! جایی به نام دفتر مدیریت نداشتند. پشت رختکن، جایی شبیه آشپزخانه بود؛ نسبتا بزرگ البته و چندتا صندلی داشت. نشستیم روی همان صندلی‌ها. -من همه‌چیز رو قبلا برای همکارهاتون گفتم. - می‌دونم. ولی می‌خوام خودم یه دور از زبون خودتون بشنوم. یک نفس عمیق کشید؛ حرص‌آلود و بی‌حوصله. گفتم: ناصر رو از کی می‌شناختید؟ دستش را زیر چانه زد و چشمانش را ریز کرد. -چندین ساله. از وقتی شونزده، هفده سالش بود. پدر نداشت، خیلی هم بچه پر شر و شوری بود. مادرش آورده بودش اینجا که یکم انرژیش تخلیه بشه و از راه به‌در نشه. -نمی‌دونید پدرش چطور و کی فوت شده بود؟ -والا خودش و مادرش که هیچی نمی‌گفتن. ولی یکی از بچه‌ها که می‌شناختش، گفته بود پدرش قاچاقچی مواد بوده و اعدام شده. نمی‌دونم درسته یا نه. هیچوقت ناخن نزدم ببینم قضیه چی بوده. حرف پشت سر خودش و خانواده‌ش زیاد بود. بچه‌ها خیلی باهاش خوب نبودن. -چرا؟ -گفتم که، خیلی شر بود. معمولا با همه دعوا داشت. من حتی خیلی موافق نبودم رزمی یاد بگیره. چون همینم می‌شد یه عاملی که بهش توی دعوا جرات بده و باعث بشه بقیه رو بزنه. -چه مدت توی باشگاه شما بود؟ -تا یکم قبل معتاد شدنش. فکر کنم سه چهار سالی می‌رفت و می‌اومد. اواخر دبیرستان هم ترک تحصیل کرد. -چرا؟ -در واقع اخراجش کردن. سر همین کاراش. فکر کنم تو مدرسه برای معلمش چاقو کشیده بود. جور درنمی‌آمد. آدمی که او توصیف می‌کرد، می‌توانست یک نیروی عملیاتی برای یک باند خلافکار باشد، یک شرخر، یکی که پول بگیرد و نفله کند. ولی نمی‌توانست پسری باشد که به دختر یک خانواده حسابی نزدیک می‌شود دل دختر را می‌برد. اصلا به درد کارهای تمیزی مثل این نمی‌خورد. -بعد اخراج چکار کرد؟ ادامه دارد... ⛔️کپی به هیچ عنوان مورد رضایت نویسنده نیست. گروه نویسندگان مه‌شکن https://eitaa.com/istadegi
چقدر ساکتید😕 بیاید بگید رمان چطور بوده تا اینجا😕
ممنون از لطفتون 💚 اینکه حس می‌کنید کند پیش میره، شاید بخاطر اینه که عادت دارید توی رمان اینترنتی، تو هر قسمت چندتا اتفاق بیفته. چون معمولا رمان‌های اینترنتی با پردازش کم، و با الگوهای کلیشه‌ای نوشته میشن، برای مخاطب کم‌حوصله مجازی که میخواد سریع بخونه و بره. ولی این رمان واقعا با حوصله، با پردازش زیاد داستانی و با کلی تلاش و اشک و آه نوشته شده🥲
Hamed ZamanyHamed Zamany - Del o Din.mp3
زمان: حجم: 15.9M
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی🥲💚 میلاد پیامبر رحمت و امام جعفر صادق علیه السلام مبارک ✨🌷 http://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
☺️😈
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱 شعری از با صدای آقا✨🌱 عیدتون مبارک🌷
📝 امروز چشم‌انداز غلبه نهایی حق بر باطل بیش از گذشته به عینیّت نزدیک شده است و شرط اول آن اتحاد مسلمین در مقابل کفر جهانی است ▪️اینک اسلام و اهل آن بعد از گذر از دورانهای سخت و پر تلاطم و طی کردن فراز و نشیب‌های متعدّد از صدر اوّل تاکنون به مرحله‌ای سرنوشت‌ساز و تعیین کننده رسیده است. ▪️امروز مسلمین نقشی بسیار مؤثّر و تاریخ‌ساز را میتوانند ایفاء کنند. ▪️امروز روزی است که چشم‌انداز غلبه‌ی نهایی حق بر باطل، و اسلام بر کفر به‌مراتب بیش از همه‌ی ادوار گذشته به عینیّت نزدیک شده است. ▪️شرط اوّل این مهم، اتّحاد کلمه‌ی مسلمین است. وحدت مسلمین در مقابل کفر جهانی، راهبردی قرآنی و آموزه‌ای اصیل از اسلام ناب محمّدی صلوات‌الله و سلامه‌ علیه و‌ آله است و نه یک مسئله‌ی سطحی و گذرا. ✍🏻 بخشی از پیام رهبر انقلاب اسلامی به‌مناسبت هفته وحدت | ۸/شهریور/۱۴۰۵ ▫️ 2️⃣ | متن کامل پیام 💻 Rahbar.ir  | 📲 @Rahbar_ir
پیام_رهبر_انقلاب_اسلامی_به_مناسبت_هفته_وحدت.pdf
حجم: 171.9K
📖 متن کامل پیام رهبر معظّم انقلاب به‌مناسبت هفته وحدت 🔗 rahbar.ir/s/1864 💻 Rahbar.ir | 📲 @Rahbar_ir
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
گاوخونی ۱۰۰ درصد خشک است معاون محیط‌زیست اصفهان: 🔹تالاب گاوخونی به‌طور صددرصد خشک شده است و این بحر
زمان زیادی از اون پیام بالایی که گذاشتم نمی‌گذره اما نتیجه‌شو ببینید که چی شد :) به زاینده رود فقط به چشم یه رودخونه که آب و هوا رو خوب میکنه و شهر قشنگ میشه نگاه نکنید. زاینده رود رگ حیاتی شهر ماست. از وقتی در تقسیم آب مشکل پیش اومد و به یه سری از زمین دارها که ما نمیدونیم کی هستند آب دادند ولی "حق‌آبه" کشاورز شرق اصفهان رو ندادن با اینکه این کلمه یعنی "حق استفاده از آب رو داره و پرداخت کرده!" فکر نکنید زاینده رود به خاطر گرما و کم آبی و باران نیامدن باز و بسته میشه. ما توی قرن ۲۱ نباید منتظر باران باشیم برای جاری شدن رودخانه‌ای که جزو رودخانه های دائمی استان‌مونه! . بله درسته! زاینده رود یک رود دائمیه یعنی همیشه جریان داره. چون منشا تغذیه‌اش زردکوهه که همیشه برف برای آب شدن داره. . سوال! پس چرا رودخونه بعضی وقتا آب داره بعضی وقتا نه؟ چون آب نگه داشته شده پشت سد و انقدر طلبکار هست که توی مسیر عبور رود، به همه آب می‌رسه به جز کشاورز بیچاره شرق اصفهان! نتیجه چی میشه؟ همین! فرونشست و پوک شدن خاک، به خاطر آبی که باید توی خاک اصفهان باشه و نیست :) @istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا