☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشتزاده قسمت 41 -نرفتید
حالا شما میگید رمان هیجان نداره و فلان...
ولی من کلی فکر کردم و نوشتم و پاک کردم و ویرایش کردم و... تا همه جزئیات رو درست بچینم و داستان دقیق باشه
و داستان پیچیده ست و باید دقت کنید وگرنه گیج میشید😅
این داستان قرار نیست مثل رمانهای اینترنتی پیش بره... برای مخاطبای باهوش مهشکنه😌
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
♨️وزیر نیرو: این هفته خاموشیها تمام میشود. ببینیم و تعریف کنیم🌹🤲🏻 @istadegi
خواستم یادآوری کنم که ما نه تنها تایم های قبلی برقمون نیست، داره دوبار در روز برق میره، ممنون از پیگیری مسئولین دولت عزیز اقای پزشکیان عزیز🙏🌸
مرا بازیچهی خود ساخت چون موسی که دریا را
فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را
نسیم مست وقتی بوی گُل میداد حس کردم
که این دیوانه پرپر میکند یک روز گلها را!
خیانت قصهی تلخی است اما از که مینالم؟
خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را
خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست
چه آسان ننگ میخوانند نیرنگ زلیخا را!
کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست
چرا آشفته میخواهی خدایا خاطر ما را؟
نمیدانم چه نفرینی گریبانگیر مجنون است
که وحشی میکند چشمانش آهوهای صحرا را!
چه خواهد کرد با ما عشق؟ پرسیدیم و خندیدی
فقط با پاسخت پیچیدهتر کردی معما را!
- فاضل نظری
پ.ن: #قاتل_اردیبهشت
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشتزاده قسمت 41 -نرفتید
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠
📚رمان «قاتل اردیبهشت»
(معمایی، تریلر)
ش. شیردشتزاده
قسمت 42
-وسایل ناصر هنوز اونجاست؟
-وسایل ناصر رو وقتی سه چهار ماه از رفتنش گذشت جمع کردم. چیز زیادی هم نداشت. الان اونجا انباریه. وسایل ناصرو هم یه گوشهش گذاشتم. گفتم شاید بیاد.
نفسش را داد بیرون.
-ولی خب نیومد.
- میشه بهم نشونش بدید؟
سرش را تکان داد.
-باشه. بیاید دنبالم.
برخاست و من هم پشت سرش برخاستم. همانطور که به سمت زیرپله قدم برمیداشت، دستش را توی جیب شلوار ورزشیاش کرد و دستهکلیدی درآورد. پر از کلید بود. تا برسد به زیر پله، کلیدها را یک به یک از نظر گذرانده بود و کلید اتاق زیرپله را پیدا کرده بود.
در اتاق زیرپله آهنی بود و قسمت بالای آن، پنجرهای با شیشه مشجر داشت. به معنای واقعی یک انباری بود. درش را باز کرد. داخلش با لوازم ورزشی، تاتمی و خرت و پرتهای دیگر پر شده بود. به سختی میشد داخلش رفت.
کریم گفت: وقتی فرار کرد تختش رو فروختم، بجای خسارتی که زده بود. چند دست لباس و اینجور چیزا ازش مونده. توی اون کوله ست. میخواستم بندازمشون دور.
به کولهپشتیِ خاک گرفتهای که گوشه انبار بود اشاره کرد.
-نمیدونم به دردتون میخوره یا نه.
خودم هم نمیدانستم به درد میخورد یا نه؛ ولی میدانستم هرچیز به ظاهر بیاهمیتی میتواند مدرک باشد. یک لنگه دستکش پلاستیکی از جیبم درآوردم و گفتم: با اجازهتون میبرمش.
شانه بالا انداخت.
-باشه.
کیف را با دستی که دستکش پوشیده بود بلند کردم. چندان سنگین نبود. از انبار بیرون آمدم و گفتم: ممنونم که بهمون کمک کردید. ببخشید اگه مزاحم شدم.
در انبار را بست و قفل کرد.
-خواهش میکنم...
خواستم با دست دیگرم با او دست بدهم؛ ولی نگاهش به زمین بود. انگار چیزی میخواست بگوید.
-چیزی مونده که به نظرتون لازمه بگید؟
-چی؟ نه... فقط...
این پا و آن پا کرد. یک قدم به سمت پلهها برداشتم تا بفهمد میخواهم بروم و سریعتر حرفش را بزند. گفت: ناصر رو کجا خاک میکنن؟
صدایش کمی گرفتهتر از قبل بود. بالاخره هرچه بود، خیلی وقت بود که ناصر را میشناخت. دوست داشتن آنچنانی نه، ولی حتما یک محبت نصفهنیمهای به او داشت دیگر. یک محبت پدرانه مثلا.
-افرادی که هیچکس رو ندارن، توی قطعه هشتاد و هفت باغ رضوان دفن میشن.
-لازم نیست کاری بکنم برای مراحل کفن و دفنش؟
-نه. خود شهرداری انجامش میده.
***
ادامه دارد...
⛔️کپی به هیچ عنوان مورد رضایت نویسنده نیست.
گروه نویسندگان مهشکن
https://eitaa.com/istadegi
آمریکا پنجتا از شهرهای جنوب ایرانمون رو زده😑
پ.ن: آره بابا این تفاهمنامه سند افتخار بود و جنگ رو به نفع ما تموم کرد🤡
فکر کن داری آسمون رو نگاه میکنی،
یهو یه نقطه قرمز کوچولوی نورانی توی آسمون میبینی،
فکر میکنی ستاره ست ولی میبینی حرکت میکنه،
بعد میبینی میره بالا، رد میندازه، و از جو خارج میشه🥲😍✨
و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی🇮🇷
━━═━━⊰❀🦋❀⊱━━═━━
«بسم الله الرحمن الرحیم»
«قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ»
(بگو: من شما را فقط به یک حقیقت اندرز می دهم [و آن] اینکه دو دو و یک یک برای خدا قیام کنید) سباء ۴۶
پیاده روی حجاب فاطمی 🇮🇷✨
🔷 تاریخ پیاده روی: پنجشنبه ۱۴۰۵/۶/۱۲
🔷 ساعت: ۹:۳۰ صبح
🔷مسیر حرکت: مترو ایستگاه علیخانی تا ایستگاه آزادی
و برگشت از ایستگاه آزادی به طرف مترو ایستگاه علیخانی
✅لطفاً با پلاکارد حجاب و حجاب زهرا پسند همراه باشید.
✅لطفاً اصفهان کارت (مترو) همراه داشته باشید.
✅به دغدغه مندان عفاف و حجاب اطلاع رسانی کنید.
اجر قدم هاتون را نذر ظهور امام زمان کنید.🌱✨
مبلغ در زمینه امر به معروف و نهی از منکر باشید.🌸🍃
لبیک یا فاطمه ✋🏻
https://eitaa.com/joinchat/3680305889C7c8ae1ca72
━━═━━⊰❀🦋❀⊱━━═━━
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
━━═━━⊰❀🦋❀⊱━━═━━ «بسم الله الرحمن الرحیم» «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِل
یه گروهه که در زمینه حجاب و عفاف فعالیت میکنند.
اگه دغدغهمند هستید میتونید باهاشون همکاری کنید🌱