eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.8هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
850 ویدیو
96 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 🔰 یا علی مددی...💚 📕 رمان امنیتی ⛔️ ⛔️ ✍️ به قلم: قسمت 162 در یکی از هتل‌های شهر کربلا بمب گذاشته بودند. وقتی رسیدیم بالای سر بمب، فهمیدیم تایمر دارد و تایمرش با کنترل از راه دور فعال می‌شود. حامد یک نگاه به تایمر پنج دقیقه‌ی روی بمب کرد که داشت چشمک می‌زد و هنوز به کار نیفتاده بود و یک نگاه به من. گفت: تا بچه‌های تخریب برسن این‌جا طول می‌کشه، اگه هتل رو تخلیه کنیم هم مردم می‌ترسن. معلوم نیست اونی که کنترل دستشه کِی تایمر رو فعال کنه. راست می‌گفت. حامد یک نفس عمیق کشید و بمب را با احتیاط برداشت: من اینو می‌برم خارج از شهر. و راه افتاد به سمت خروجی هتل. عرق سرد روی تنم نشست. در ذهنم دنبال راهی غیر از این می‌گشتم. تا خواستم دهان باز کنم و حرفی بزنم، حامد اجازه نداد: تو هم رد کسی که کنترل بمب دستشه رو بگیر. نباید زیاد دور شده باشه. اگه موفق شدی قبل از فعال کردن تایمر پیداش کنی که هیچی، خیلی عالیه. اگرم نه من بازم پنج دقیقه وقت دارم برسم به یه زمین بایر اطراف شهر تا بمبش به کسی آسیب نزنه. رسیدیم به در پشتیِ هتل. اعتراض کردم: داری دیوونگی می‌کنی! قبل از این که سوار ماشینش شود، برگشت و با آرامش نگاهم کرد: تمام این شهر حرم آقاست، توی حرم آقا هم جای این چیزا نیست. - بذار من برم! - تو بهتر می‌تونی اون تروریست رو پیدا کنی. موفق باشی. یا علی. و رفت؛ با یک بمب حدوداً سه کیلویی. دوست داشتم بنشینم روی زمین و زارزار گریه کنم، برای حامدی که مرگ را با خودش برده بود. وقتی رد بمب‌گذار را زدیم و پیدایش کردیم، هنوز انقدر دور نشده بود که تایمر را فعال کند. وقتی برگشت، حس الان را داشتم. اشک شوق تا لبه پلک‌هایم آمده بود. حامد هم مثل الان، هیچ نشانی از ترس در صورتش نبود. فقط لبخند زد و گفت: مردم دلگرمی‌شون به ماست، ما رو پناه خودشون می‌دونن؛ ولی پناه همه ما، پناه همه عالم خود سیدالشهداست. 🔗لینک قسمت اول رمان 👇 🌐https://eitaa.com/istadegi/1733 ⚠️ ⚠️ 🖋 💞 https://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام اگر خودم خبردار شدم چشم. ان‌شاءالله
سلام چشم حتماً. ان‌شاءالله
علیکم السلام ببینید، صرف این که یک نفر بسیجی یا سپاهی یا مامور امنیتی هست، باعث نمی‌شه که اون فرد معصوم و شهدایی باشه. بالاخره همون فرد هم انسانه و اشتباه می‌کنه. ضمن این که در هر نهادی، از جمله نهادهای انقلابی هم، کاستی‌ها و نقص‌هایی وجود داره. نباید فکر کنیم توی بسیج همه از دم آدمایی هستن که نور بالا میزنن و قراره شهید بشن. این که جو نهادهای مذهبی و انقلابی خوب باشه یا نه، به خود ما بستگی داره. درباره ادارات امنیتی هم که فرمودید، بله. فضا خیلی خشک هست. اون چیزی که توی رمان‌ها و فیلم‌ها نشون داده میشه همه ماجرا نیست. و البته برای این مخاطب حوصله‌ش سر نره لازمه یکم شوخی و خنده چاشنی‌ش بشه. و این که میزان معرفت و اخلاص افرادی که در این نهادها کار می‌کنند با هم فرق داره. یه بزرگواری می‌گفت توی نهادهای اطلاعاتی همه قیافه‌شون اینجوریه: 😐 درباره بخش دوم صحبتتون هم موافقم. کار اطلاعاتی و امنیتی کار هرکسی نیست. انقدر هم که به نظر میاد جذاب و هیجان‌انگیز نیست. باید منطقی به قضیه نگاه کرد.
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
📖#معرفی_کتاب #در_مکتب_مصطفی نویسنده: #جمال_یزدانی نشر #مطالعات_جبهه_فرهنگی_انقلاب_اسلامی محتوای کتا
📚 📘 ✍نویسنده: نشر: عمار حلب خاطرات شهید محمدحسین محمدخانی است. یکی از فواید خاطرات این شهید نکاتی آموزنده درباب هدف و چگونگی یک زندگی سالم است. 📖 یک بار باهم رفتیم بهشت زهرا(ع). دیدنی بود. چمران، آوینی، صیاد، پلارک، شهدای گمنام، شهدای هفت تیر... دور همه این‌ها می‌چرخید. می‌نشست باتک‌تکشان حرف می‌زد. انگار روبه‌رویش حی و حاضر نشسته اند. زود هم با شهدا پسرخاله می‌شد. گاهی می‌زد جاده خاکی و سر شوخی را باز می‌کرد. ..@istadegi..
سلام بله، ورود به تمام نهادهای نظامی و امنیتی سخته؛ برای همینم می‌گیم کار هرکسی نیست. و علت جدیت در کارشون هم ریسک بالای کارشونه. خطراتی که این شغل داره واقعاً شوخی نیست؛ پذیرشش خیلی سخته
سلام خیلی دوست دارم شهید آوینی رو زیارت کنم. از شهدای خانم هم، شهید طیبه واعظی و شهید فاطمه جعفریان در گلستان شهدا هستند.
سلام سخت یا آسون بودن شما بستگی به میزان تلاش شما داره. برای شخص بنده، نشستن سر جلسه کنکور و زدن تست‌هاش از آسون‌ترین کارهای زندگیم بود. حتی برای سوالات اختصاصی یک ساعت وقت اضافه آوردم. علتش هم این بود که زیاد تست زده بودم و آزمون داده بودم. طوری که دیگه برام عادی شده بود. اگر تلاش بکنید واقعاً چیز سختی نیست. البته یادتون باشه که هدف زندگی ما رتبه کنکور نیست، اگه رتبه خوبی به دست نیاوردید فکر نکنید دنیا به آخر رسیده. شما طوری تلاش کنید که بعداً حسرت نخورید ای کاش بیشتر تلاش کرده بودم و نتیجه بهتری گرفته بودم.
سلام بله کنکور انسانی دادم. رتبه دقیق رو نمی‌تونم بگم، ولی ۳رقمی شد.
سلام بله واقعاً همینطوره... ان‌شاءالله خدا حفظشون کنه.
سلام به نظر بنده کوروش نه تنها فرد باارزشی در تاریخ ما نیست، بلکه اگر واقعا وجود داشته، یکی از نقاط سیاه تاریخ ایرانه. اصلا مقایسه کوروش با پیامبر یک مقایسه بی‌معنیه. متاسفانه یهود از دوران پهلوی سعی کرد تاریخی که خودش دوست داره رو به ما تحمیل کنه و از کوروش یه قهرمان بسازه.