پریروز داشتم درس جامعهشناسی توسعه رو میخوندم.
در کنار اینکه درس بسیار خشکیه، جالب هم هست.
کتابی که میخوندیم، کتاب «تغییر اجتماعی و توسعه» نوشته آلوین ی.سو بود.
توی این کتاب اومده نظریات نسلهای مختلف درباره توسعه رو بررسی کرده.
یکی از نظریات، درباره نقش مذهب شینتو در توسعه ژاپن بود.
جالبه بدونید ژاپن تنها کشور غیرغربی هست که اوایل قرن ۲۰(یعنی قبل جنگ جهانی دوم) صنعتی شد، توسعه پیدا کرد و الگوی توسعهش متفاوت از بقیه کشورهای توسعهیافته بود.
و مذهب شینتو(که ترکیبی از آیین بودا و کنفوسیوسه) خیلی اثر داشت روی این توسعه؛ چون بر عملگرایی، کار برای کشور و وطنپرستی خیلی تاکید داشت.
در واقع مردم ژاپن اوایل قرن ۲۰، کار میکردن چون مذهب بهشون گفته بود باید کشورتون رو قوی کنید.
ماکس وبر، نظریه قدیمیتری داره که میگه ظهور سرمایهداری در اروپا و شکلگیری جامعه صنعتی ارتباط عمیقی با مذهب پروتستان داشته؛ این مذهب هم خیلی پیروانش رو تشویق به کار و فعالیت اقتصادی در راه خدا میکرده.
اما چرا کشورهای اسلامی، با وجود اینهمه تاکید دین اسلام بر اهمیت کار و علمآموزی و پرهیز از تنبلی، از یه زمانی به بعد دچار ضعف شدید سیاسی و اقتصادی شدن، تا حدی که به راحتی مستعمره شدن و عقب موندن؟
(این سوال مهمترین سوالیه که ما دانشجوهای جامعهشناسی باید از خودمون بپرسیم؛ چی شد که اینطور شد؟)
فکر میکنید چرا؟
#جامعه_شناسی
مهشکن🇵🇸🇮🇷
بله درسته ولی من فکر میکنم این شیاطین انسی و جنی، قبل از سست ایمان کردن ما، از اساس دین رو تحریف کر
دقیقا چه اتفاقی افتاد؟
توی دوره تمدن اسلامی(تا قبل از حمله مغول)، علوم عقلی و فلسفه رونق داشتن؛ همچنین علومی مثل اصول فقه و اجتهاد که عامل اصلی پویایی فقه اسلامی هستن(چون از طریق اجتهاد میشه اسلام رو به اقتضای نیازهای زمان به روز کرد).
در کنار اون، علوم طبیعی و ریاضیات هم در مدارس در کنار علوم دینی تدریس میشدن. بیشتر دانشمندهای ایرانی، هم فقیه و فیلسوف بودن هم پزشک یا ریاضیدان یا...
این باعث رشد علمی و پویایی جامعه میشد؛ چیزی که از ادبیات اون دوران مشخصه(کسایی که انسانی خوندن میدونن چی میگم؛ ویژگیهای سبک شعری خراسانی!).
بعد از حمله مغول، جامعه ایران دچار آشفتگی و خمودگی شد.
انگار یه ضربه اساسی به هویت ملی ایرانیها خورد و دچار اختلال پس از سانحه شدن!
بعد از اون، برای جبران این احساس سرخوردگی و شکست، به عرفان و تصوف پناه بردن؛ به این تفکر که اصلا دنیا رو ولش کن، برو گوشه مسجد و خانقاه عبادت بکن... اصلا دنیا ارزش نداره...
درنتیجه تولید علم دچار رکود شد. دانشمندان یا فرار کردن یا کشته شدن و یا اصلا مجالی برای تولید علم نداشتن؛ چون فضای علمی کشور درهم ریخته و تخریب شده بود.
درسته که افرادی مثل خواجه نصیرالدین طوسی تلاش کردن جلوی رکود علمی رو بگیرن و مغولان رو جذب فرهنگ ایرانی کنند(که مخصوصا در دومی موفق هم بودن)؛ ولی شدت آسیب خیلی بیشتر از این حرفا بود!
در زمینههایی مثل معماری رشد داشتیم؛ ولی دو فاجعه برای علم و اندیشه ایرانی رخ داد:
۱. جایگزینی اخباریگری بجای اجتهاد
۲. رواج طریقتهای صوفیانه و تصوف
اخباریگری به گرایشی در علوم دینی گفته میشه که معتقدند غیر از معصوم کسی توان فهم قرآن رو نداره؛ درنتیجه در قرآن تامل نمیکنیم(اونو فقط برای ثواب روخوانی میکنیم!!!) و فقط و فقط به روایات معصومین تکیه میکنیم. مشکل اینجاست که اخباریها هر روایتی رو درست و عام میدونن؛ به قول شهید مطهری، اگه امام معصوم به یه شخص بیمار گفته باشن آب یخ بخور، اونا برای همه بیمارها آب یخ تجویز میکنند.
اخباریگری برعکس اجتهاد، باعث رکود علمی میشه؛
چون اجتهاد(که صادر شده از ائمه شیعه هست) روش اصولی تدبر در قرآن، روایات و استدلاله، تا شیعه در هر زمانی طبق نیازهای اون زمان احکام دینی رو بفهمه.
اما متاسفانه اجتهاد به حاشیه رفت(مخصوصا در دروان صفوی) و علما اغلب اخباری شدند. اخباریون معتقدن هرچی روایت میگه همونه و کاری نداریم که روایت صحیحه یا نه و...
در کنارش، گرایش فکری اشعری هم حاکم شد(که این دیگه خیلی فلسفیه و توضیح نمیدم؛ ولی همینقدر بدونید که این گرایش کلامی، باعث میشه مفهوم عدالت کاملا تحریف بشه و عملا فلسفه اجتماعی اسلام رو بدجور تحریف کرد).
از اون طرف تصوف به شدت رواج پیدا کرد و اصلا صفویان پیروان یکی از طریقتهای صوفیانه بودن. تصوف هم یعنی بشین یه گوشه، حرف نزن و کاری به عدالت و علم و فلسفه نداشته باش!
نتیجه شد یه دین که فقط ظاهر و پوستهش باقی مونده؛
علم و فلسفه و اجتهاد در حاشیه ست و فیلسوفهایی مثل ملاصدرا اگه حرف بزنن پدرشون درمیاد،
و هرجایی که علم و آگاهی کمرنگ بشه، باورهای خرافی و سنتی بیپایه جایگزین میشن.
همین باورهای خرافی،
همین سنتهای غلط غیردینی،
همین خمودگی نظام علمی و آموزشی،
باعث شد وقتی جهان اسلام با غرب مواجه میشه،
مرعوب و مسحور غرب بشه!
و غربیها هم از همین خرافات و باورهای غلط برای استعمار مسلمانان استفاده کنند.
یه نمونهش تاسیس فرقه نحس بهائیت و بابیت و وهابیته، که همهشون با تکیه به همین خرافات به دست انگلیس و روسیه ساخته شدن.
یا همین شیوههای عزاداری نامعقول مثل قمهزنی، سوغات انگلیس برای مردمیه که اسیر ناآگاهی و خرافاتن.
خرافاتزدگی و رخوت و ناآگاهی، خودش رو توی دربار قاجار هم نشون داد که دیگه خودتون میدونید: غارت و استعمار و...
البته در زمان قاجار، اصولیون (طرفداران اجتهاد) دوباره بر اخباریون پیروز شدن و حوزه علمیه نجف تا حدودی احیا شد و امثال شیخ انصاری ظهور کردن و یکم وضع بهتر شد.
بعدش هم توی ایران، علمایی مثل علامه طباطبایی و امام خمینی، سعی کردن با احیای فلسفه، اسلام اصیل رو از گوشه حوزه بیارن بیرون و دوباره به دل جامعه برگردونن.
انقلاب اسلامی هم نتیجه اون تلاشها بود؛ ولی نباید متوقف بشیم.
غفلت دوباره حوزه و دانشگاه، ما رو دوباره صدها سال عقب میندازه.
#جامعه_شناسی
جامعهشناسی، شاخهای داره به اسم جامعهشناسی زندگی روزمره!
که سادهترین و بدیهیترین کارهای روزانه رو تحلیل میکنه؛ خیلی جالبه!!
این متن بخشی از مقاله «بازنمود فردیت در فضای مجازی» هست که استادمون، دکتر احسان آقابابایی نوشتند.
ارزش خوندن داره.
#جامعه_شناسی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👤: تو مگه درس نداری؟ شب امتحان چه وقت فیلم دیدنه؟ 🤨
من: خب دارم درس میخونم دیگه!!🤓
پ.ن: مستند «معضل اجتماعی(Social Dilemma)» یکی از منابع امتحان فردامونه😎
#جامعه_شناسی
مهشکن🇵🇸🇮🇷
👤: تو مگه درس نداری؟ شب امتحان چه وقت فیلم دیدنه؟ 🤨 من: خب دارم درس میخونم دیگه!!🤓 پ.ن: مستند «مع
پاسخ به اونایی که میگن: خب اطلاعات ما به چه درد نرمافزارهای خارجی میخوره؟😏
بله، شاید اطلاعات شما که نه منصب مهمی دارید نه حتی کنش سیاسی خاصی، به نظر بیاهمیت بیاد؛ ولی جمع دادههای تمام کاربران، یه مدل کامل از جامعه میده و با استفاده از هوش مصنوعی به راحتی میتونن کنشها و واکنشهای جامعه رو پیشبینی کنند و جامعه رو در مسیر مد نظرشون هدایت کنن!
مهندسی نتایج انتخابات و هدایت آشوبها و جنبشهای اجتماعی، کاریه که با اطلاعات به ظاهر بیاهمیت شما انجام میشه، اطلاعاتی که بدون اینکه بخواید، با عضویت در پیامرسانهای خارجی به دشمن دادید!!
این بخشی از مستند «معضل اجتماعی(Social Dilemma)» بود. پیشنهاد میکنم حتما ببینید.
#جامعه_شناسی
البته این در خوشبینانهترین حالته!!
یعنی با این فرض که سازندگان این شبکهها خودشون عمدا الگوریتمها رو طوری نساخته باشن که اخبار جعلی بیشتر پخش بشه، و خودشون قصد سوءاستفاده از ظرفیت این شبکهها رو نداشتن!😏
بعید میدونم اینطور باشه.
شبکههای اجتماعی و رسانههای جمعی، ابزار جدید برای هدایت افکار بشر هستند، ابزاری که بدون اینکه احساس اجبار کنید، شما رو مجبور به انجام کاری میکنه.
این بخشی از مستند «معضل اجتماعی(Social Dilemma)» بود. پیشنهاد میکنم حتما ببینید.
#جامعه_شناسی
مهشکن🇵🇸🇮🇷
علتش چیه؟ شاید بشه گفت مقدمهش کتابهای زندگینامه همسران شهدا بود، مخصوصا همسران شهدای مدافع حرم. ه
یه نکته مهمی که من ازش غافل شدم و مصباح یادآوری کرد، نقش اینستاگرام و شبکههای اجتماعی در پرورش این فانتزیها بود.
شبکههای اجتماعیای مثل اینستاگرام، با ماهیت نمایشی و تصویرمحورشون، هرکسی رو چه مذهبی چه غیرمذهبی، به ورطه نمایش دادن زندگیش میندازه.
اینجا بود که بازار نمایش چیزی به نام «عاشقانه مذهبی» هم داغ شد.
عکسهای این مدلی، کلیپهای کوتاه و...، در کنار رمانهای اینترنتی، به این فانتزی دامن زدن.
من چون هیچوقت شخصا درگیر اینستاگرام نبودم، حواسم نبود که این شبکه اجتماعی چه نقش چشمگیری توی جهتدهی به افکار و سبک زندگی و فانتزیهای دختران داره...
#جامعه_شناسی