eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
67 دنبال‌کننده
539 عکس
34 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
چقد فاجعه ست که یه نویسنده‌ی کاربلد به این باور برسه... توی مصاحبه اضافه میکنه که: شاید من چون از م
کل بدنه‌ی سینما همین باور رو دارن که اصل گیشه فیلم‌های کمدی بی‌جونی‌ان که تو مزخرف بودن با هم رقابت میکنن دیگه:/ بعد تازه باید بگردی دو تا اثر درام پیدا کنی که حالا آیا چنگی به دل بزنن یا نه. امیدوارم مجبور نباشیم کلا از کمدی قطع امید کنیم🤦🏻‍♀
احتمالا تا همیشه به کسایی که میتونن شب تا صبح بیدار بمونن واسه امتحانشون درس بخونن و صبح امتحان بدن غبطه خواهم خورد. استرس مثبت بجا و به اندازه که ذهن و جسم رو بیاره پای کار، نعمته واقعا.
سمفهونی بتهون❌ صدای همخوانی ای ایران حاج محمود، شب عاشورا تو حسینیه‌ی امام✅
نظریه‌ی اثبات شده و نامحبوب...
جدا از اینکه حس میکنم سبک آهنگ رپه(حالت دیگه‌ای نمیتونه داشته باشه که نشنیده باشیم! البته چون حامیش صدا و سیماست یه کم احتمالش میاد پایین...الله اعلم) خیلی با پی‌نوشتش همزادپندازی میکنم😭😭 وقتی حسابی سابقه‌ی بدقولی و تاخیر خواسته و ناخواسته داری و مجبوری خودتم بهش اعتراف کنی تا شاید دوباره ملت بهت اعتماد کنن: منم همینطور آقای زمانی! منم همینطور🤧
گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب می‌شود...
بعد از ۲۴ ساعت تلاش و به بن بست خوزدن، متوجه شدم هوش مصنوعی خنگ‌ترین موجود ممکنه🦦 حتی خودش هم بارها بهش اعتراف کرد دلیل اینکه این همه وقت ازش فاصله داشتم این بود که واقعا به درد من نمی‌خورد... حالا یک آدم ناامید شده هستم که چیزی که قبلا می‌دونست دوباره بهش ثابت شده و بابد تصمیم بگیره به کمتر از چیزی که میخواد قناعت کنه یا دوباره این موجود رو بذاره کنار🦦 برای ثبت در تاریخ.
امشب ماه همه‌ی ابرها رو زده کنار، خیره شده به زمین، دستشو زده زیر چونه‌ش و با نگاهش میگه: غصه‌هاتو بگو، من میشنوم حیف که فاصله‌مون زیاده صدا نمی‌رسه.
بنویسم که یادم بمونه اگه هیچ کدوم از مصاحبه‌های امروز رو هم قبول نشدم، انجام دادنشون به یه روز بدون ناهار و پر از بدو بدو بعد از مدت‌ها، می‌ارزید.
لباسشویی رو روشن کردم. وقتی شروع کرد کار کردن دیدم انگار لبه‌ی یکی از لباسا گیر کرده به درِ ماشین. گفتیم یه دور بشوره دور بعد کامل میذاریمش داخل. دو دقیقه طول نکشید که شرشر آب از زیر در، همونجایی که لباس گیر کرده بود ریخت کف آشپزخونه(: درس اخلاقی: وقتی جلوی یه مشکلی رو همون لحظه نگیری و موکولش کنی به بعد اینجوری میشه. و البته وقتی مامان تو خونه نیست!😐