eitaa logo
| ᴊᴀɴᴀɴ | جانان
273 دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
105 ویدیو
0 فایل
من گریسته‌ام.. آري مدتي‌ست ڪه با هر ضربه‌ي ڪۅچڪي با هر بهانه‌ي اندڪي به گریه مےافتم.. دوستِ من، دلم زخم دارد همین! دیگر بیشتر نمےگویم... ‌ ‌ ‌ۅصاݪ هستم، شنواي حرفت: - https://daigo.ir/secret/7602774184 - @NashenasJanan
مشاهده در ایتا
دانلود
اونجا ڪه جمال ثریا میگه: «دلتنگي اتفّاق عجیبی‌ست گویي ڪه خواهي مُرد ، ولي نمیمیري...» :) ؟!
چرا تنها تو از میان آدمیان هندسه‌ي حیات مرا درهم میریزي؟! پابرهنه به جهان ڪوچڪم وارد مي‌شوي در را مي‌بندي و من اعتراضي نمي‌ڪنم؟! چرا تنها تو را دوست دارم و میخواهم...؟! ؟!
تمومه حرفِ دلمو بهت روزبه بمانے زده اونجا ڪ میگه: «من از وقتي تو رو دیدم زمان یڪ ثانیه‌ام نگذشت مگه میشه تو رو دید و به قبل دیدنت برگشت!» 🙂🌱 ؟!
مرحله‌ي داد زدن و گریه‌ ڪردن و دعوا ڪردن یعني هنوز یه چیزي براي گفتن و درست ڪردن و تخلیه ڪردن هست.. اونجا ڪ ساڪت میشي دیگه هیچي نیست.. هیچي... ؟!
هدایت شده از | ᴊᴀɴᴀɴ | جانان
از نظر روحي نیاز دارم برم ڪنسرت داریوش ، بگه «اون ڪه رفته دیگه هیچ‌وقت نمیاد!» بعد میڪروفون رو بگیره سمت جمعیّت ، درحالي ڪه مَستم با تمام وجود داد بزنم : «تـا قیامـت دل مـن گریـه مےخـواد...» :)) ؟!
حواست به من هست ڪه هرچه بیشتر در زندگي‌ام آدم میبینم، بیشتر عاشقت میشوم...؟! (: ؟!
به چه چیزِ تو انقدر وابسته شدم! به چشمانت ڪه مرا نگاه نمي‌ڪنند..؟! یا به قلبت ڪه مالِ من نیست...؟! ؟!
| ᴊᴀɴᴀɴ | جانان
در حقیقت آدمي در يك سكانسِ زندگي گیر مي‌کند.. و بعد ديگر مهم نيست که تا کجا پیش مي‌رود... تا هر جایي
آدم هے تقلّا مي‌‌ڪنه هے آرزو مي‌ڪنه هے رؤیا مي‌بافه هے خیالبافي مي‌ڪنه.. بعد ڪه مي‌فهمه آرزوهاش محاله، میره سراغ خاطره‌هاش و تو گذشته‌ش و خاطراتش زندگي مي‌ڪنه.. پیر شدن همینه دیگه... ؟!
من مےدونم نباید خسته شد؛ مےدونم نباید بُرید؛ مےدونم زندگے ادامه داره؛ فقط دلم ميخواست یه وقتایي یه جایي، یه گوشه‌اي وایسم بگم: خستم! و یکي بفهمه چي ميگم... نه اینکه فقط بشنوه‌ها؛ بفهمه...! ؟!
گاهے خُرد شدن استخوان‌هاي خودم را زیر بار همه‌ي زندگےهاي نکرده‌ام، حس مےکنم....! (: ؟!
هدایت شده از | ᴊᴀɴᴀɴ | جانان
از نظر روحي نیاز دارم برم ڪنسرت داریوش ، بگه «اون ڪه رفته دیگه هیچ‌وقت نمیاد!» بعد میڪروفون رو بگیره سمت جمعیّت ، درحالي ڪه مَستم با تمام وجود داد بزنم : «تـا قیامـت دل مـن گریـه مےخـواد...» :)) ؟!
از میان تمام چیزهایي که دیده‌ام؛ تنها تویي که میخواهم به دیدنش ادامه دهم.. از میان تمام چیزهایي که لمس کرده‌ام؛ تنها تویي که میخواهم به لمس کردنش ادامه دهم.. خنده‌ي نارنج طعمت را دوست دارم.. چه باید بکنم اي عشق؟! هیج خبرم نیست که رسم عاشقي چگونه بوده است.. هیچ نمیدانم عشق‌هاي دیگر چه سان‌اند؟! من با نگاه کردن به تو، با عشق ورزیدن به تو زنده‌ام.. عاشق بودن، ذاتِ من است.. ؟!