eitaa logo
اندیشکده مطالعات یهود
24.5هزار دنبال‌کننده
5هزار عکس
753 ویدیو
207 فایل
🕋 لَتَجِدَنَّ أشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلّذينَ آمَنوا اليَهود 🕎 کانال تخصصی یهودشناسی 🌐 سایت: 👉 https://jscenter.ir 📧 دریافت پیام‌ها - بدون پاسخ‌گویی: 👉 @jsadmin 💳 شمارهٔ کارت برای حمایت مالی: 👉 6037-9974-7556-6817
مشاهده در ایتا
دانلود
✡ بومی‌سازی «صنعت هولوکاست» با ادای دین به اسپیلبرگ (٣) ✍ نویسنده: کیان طبری 1⃣ یکی از همین مفاهیم قدسی که از مبدأ جنگ دوم جهانی به معبد راه یافت، «هولوکاست یهودیان در جنگ دوم جهانی» است. 2⃣ مفهومی غیرقابل خدشه در جغرافیای هالیوودیسم است که هیچ فیلمسازی، هرچقدر گردن‌کلفت و هرچقدر بزرگ، حق نگاه غیرارتدوکس به آن را ندارد و از این رو، در تاریخ هفتادساله اخیر هالیوود، فیلمی در نظام استودیویی ساخته نشده که کوچک‌ترین خدشه‌ای به این مفهوم و به روایت پذیرفته‌شده از آن در معبد وارد کند! 3⃣ به‌عکس نام‌هایی بودند که با ادای دین به این مفهوم «قدسی»! خود به «قدیس» معبد هالیوود تبدیل شدند که در رأس آن‌ها، یهودی و فیلم معروف (1993) قرار دارد. 4⃣ جدای از اسپیلبرگ، کم‌تر فیلمساز یهودی‌تباری بوده که در دوران اوج کاری خود، به‌سان یک مأموریت اعتقادی، ادای دین به این مفهوم نکند. (عصیان، 2008)، (پیانیست، 2002)، (کاپو، 1960)، (انتخاب سوفی، 1982)، (محاکمه در نورنبرگ، 1961)، (گروگیر، 1964)، (کتاب سیاه، 2006) و... . ✅ اندیشکده مطالعات یهود: 👉 @jscenter
✡ بومی‌سازی «صنعت هولوکاست» با ادای دین به اسپیلبرگ (۴) ✍ نویسنده: کیان طبری ⛔️ و خط تولید «جهان‌بینی» در ، چشم‌انداز نسل‌های جدید جوامع مختلف، در فازهای مختلف مدرنیته را شکل می‌دهد و اصولاً قشر الیت این جوامع، جهان را خواسته یا ناخواسته، مستقیم یا غیرمستقیم، از دریچه‌ی چشم هالیوود می‌شناسند، الیتی که روز به روز از متون مکتوب فاصله‌ی بیشتری می‌گیرند، و ادراک آنان از جهان، تصویری‌تر می‌شود، این گلوگاهی است که این توضیحات را به موضوع این نوشته، یعنی نمایش  (رها حاجی‌زینل، تماشاخانه شهرزاد) مربوط می‌کند. ✅ اندیشکده مطالعات یهود: 👉 @jscenter
📆 تقویم روزانه 🌹 امروز چهارشنبه 🌞 ٢٩ آبان ۱۳۹۸ هجری‌شمسی ☪ ٢٢ ربیع‌الاول ۱۴۴۱ هجری‌قمری ✝ ٢٠ نوامبر ۲۰۱۹ میلادی 🕎 ٢٢ حشوان ۵۷۸۰ عبری 🌍 مناسبت‌های شمسی 1⃣ مرگ معروف به ، نخست‌وزیر قاجار، روشنفکر غربزده، مؤسس لژ ماسونی بیداری ایرانیان و مروّج تاریخ‌نگاری باستان‌گرایانه (١٣١۴ش) 🌍 مناسبت‌های میلادی 1⃣ شهادت مبارز ضد صهیونیسم (١٩٣۵م) 2⃣ درگذشت نویسنده‌ی بلندآوازه‌ی روسی (١٩١٠م) ✅ اندیشکده مطالعات یهود: 👉 @jscenter
✡ بومی‌سازی «صنعت هولوکاست» با ادای دین به اسپیلبرگ (۵) 1⃣ حقیقت آن است که در حوزه‌ی ، ما با نسلی متأخر از تئاتری‌ها مواجهیم که دست به خلق نمایشنامه در بستر زیست-جهانِ غربی می‌زنند! یعنی نمایشنامه‌هایی با کاراکترهای غربی و در زیستگاه غربی! 2⃣ این به تفکر جهان‌‌وطنی بازمی‌گردد که فرهنگ غالب (به‌واسطه برتری رسانه‌ای و تبلیغاتی و جذابیّت‌های نفسانی ذاتی این فرهنگ) بر اذهان طبقه‌ی متوسط در اقصی نقاط جهان جاگیر کرده است و از قضا مهم‌ترین اشاعه‌دهنده‌ی این زیستِ جهان‌وطنی،  است و اصولاً می‌توان بین این فرهنگ جهان‌وطن و آن پیش‌گفته، این‌همانی قایل بود. 3⃣ نکته این‌جاست که مایه و پایه‌ای که این نسل متأخر از نمایشنامه‌نویسان ایرانی با آن دست به خلق داستان «غربی» می‌زنند، از هالیوود و فیلم‌های هالیوودی می‌آید و خاطرات حک‌شده از دیدن فیلم‌های مشهور، خودآگاه (به‌صورت ادای دین) یا ناخودآگاه به محور اصلی محصولات ذهنی این دوستان تبدیل می‌شود! 4⃣ از این روست که محور اصلی درام فیلم (استیون اسپیلبرگ، ١٩٩٣)، و نمودار سینوسی نفرت-عشق، میان ستوان «آمون گوت» (ریف فاینس) افسر اس‌اس و مسئول اردوگاه یهودیان کراکوف لهستان و دختر خدمتکار یهودی‌اش، هلن هیرش (اِمبث داویتس) مستقیماً در سال ٩٨ شمسی، سر از نمایش ، در تماشاخانه شهرزاد درمی‌آورد! منتهی این بار بین «افسر نازی» (علی صفری) و خدمتکار یهودی لهستانی‌اش، ماروشکا (صبا سرور) باز هم در بستر شهر کراکوف لهستان! ✅ اندیشکده مطالعات یهود: 👉 @jscenter
✡ بومی‌سازی «صنعت هولوکاست» با ادای دین به اسپیلبرگ (۶) 🎬 ، ۴ اپیزود دارد: 1⃣ اپیزود اول، روایت ماروشکا، دختر است که از کودکی به خدمتکاری خانه‌های اغنیا مشغول بوده و منزلگاه آخر او، خانه یک افسر آلمانی است. دور از چشم همسر باردار این افسر نازی، او با ماروشکا وارد رابطه می‌شود و او را همراه خود به میهمانی‌های شبانه با سایر نازی‌ها و اعیان شهر می‌برد. ماروشکا از این رابطه باردار می‌شود، اما در نهایت افسر آلمانی باید بین حفظ او و جنین در شکمش و وظایف نظامی، یکی را برگزیند. 2⃣ اپیزود دوم، روایت یک دختر فلج به‌نام هیلداست که در اشغال شهر به‌دست نازی‌ها، به‌واسطه سوز آواز خود، از کشته‌شدن به‌دست یک افسر آلمانی نجات می‌یابد و برای همین صدای زیبا به پشت جبهه فرستاده می‌شود. او خیلی زود، به مرثیه‌خوان لحظات آخر سایر همکیشان خود تبدیل می‌شود که رهسپار می‌شوند! 3⃣ اپیزود سوم، داستان دختری است که برای نجات جان خانواده‌اش از کوره‌های آدم‌سوزی مجبور به معامله‌ و تن‌دادن به با سرهنگ هیملر است. 4⃣ و پایان نمایش، واگویه‌های افسر آلمانی اپیزود اول است که به‌نوعی تجسّم همه‌ی مردان حاضر در نمایش است و از رابطه‌ی عشق و نفرت و دگردیسی خود از یک معلم موسیقی به یک نظامی مسئول کشتار می‌گوید و گلوله‌ای که به این کشمکش درونی عذاب‌آور پایان می‌دهد! ✅ اندیشکده مطالعات یهود: 👉 @jscenter
✡ بومی‌سازی «صنعت هولوکاست» با ادای دین به اسپیلبرگ (٧) 1⃣ نمایش اجرایی نسبتاً قوی دارد، هم نویسنده (علی صفری) و هم کارگردان (رها حاجی‌زینل)، بیشترین بهره را از مینی‌مالیسم در کار خود برده‌اند و دکور صحنه تنها محدود به چند آینه است که البته انتخاب آن وجه استعاری و البته فرامتنی پررنگی دارد که در ادامه به آن بازمی‌گردیم. نقطه قوت کار، به انتخاب بازیگر، و نقش‌آفرینی قدرتمند بازیگران زن، به‌ویژه رها حاجی‌زینل، در نقش هیلدا، دختر فلج، بازمی‌گردد. حاجی‌زینل هم در لحن و هم در کنترل صدا، تسلط بر احساسات و بازی درست با میمیک چهره، نقطه ثقل نمایش است. دردمندی صدای حاجی‌زینل در ترکیب با گریم خوب و البته بیان مقتدرانه (همراه با اوج و فرودهای مناسب احساسی) مونولوگ‌ها، همدلی مخاطب را برمی‌انگیزد و او را در نقش می‌پذیرد. 2⃣ تلاش علی صفری برای تجسّم سردی روشنفکرانه یک معلم موسیقی سابق و یک افسر اس‌اس فعلی که به‌قول خودش «تنها چرخ‌دنده‌ای در ماشین کشتار است»، در مجموع قابل قبول است، گرچه تشبّه شاید ناخودآگاه لحن و صدای او به سرهنگ کسلر (در مجموعه به‌یادماندنی «ارتش سرّی») و لحن منجمد، بی‌تفاوت، رعب‌آور و گزنده دوبلور آن شخصیت (ناصر طهماسب)، کمی از حس طبیعی بازی او را گرفته است. 3⃣ استفاده از موسیقی زنده و گروه موسیقی که (klezmer) می‌نوازند، در فضاسازی اجرا، کمک شایانی است چرا که لُختی صحنه و سادگی بیش از حد دکور را به‌خوبی می‌پوشاند و البته در القای حال‌وهوای تاریخی شرق اروپا، که موسیقی ییدیش جزئی از فرهنگ و زیست روزمره آنان بوده، موفق عمل می‌کند. 4⃣ صفری از نسلی است که با مجموعه‌ای از فیلم‌های هولوکاستی هالیوودی سه دهه اخیر، از «فهرست شیندلر» و «پیانیست» تا «کتاب سیاه» و «پسری با پیژامه آبی»، که با نهایت هوشمندی و ظرافت و «ماشین کشتار» سرد و مخوف آلمان نازی را علیه آنان تصویر می‌کنند، نوستالژی دارد و خب، تلاش او در را می‌توان به‌صراحت ادای دین به این نوستالژی دید! ✅ اندیشکده مطالعات یهود: 👉 @jscenter