eitaa logo
کانال خاطرات شهدایی.🌷🌷
285 دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
2.7هزار ویدیو
58 فایل
شهدا را به خاک نسپارید به یاد بسپارید شهادت چشمه آب حیات است که شهید ازآن می نوشد و جاودانه می ماند با معرفی کردن کانال مارو دراین راه یاری کنید.....🌷🌷 https://eitaa.com/katrat👈ایدی کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍂 🍃 از شهدا بیاموزیم: نمازشب را پهلوانی را .. اخلاص را ... گمنامی را . امر به معروف را ... فداکاری را .. توسل را .. سادگی را .. جوانمردی و خوشرویی را ... خسته نشدن و تواضع را . دوری از گناه را ... نماز اول وقت را .. از شهدا عشق و ایمان را آموختم ... بااین همه نمیدانم چرا، موقع عمل که میرسد، وامانده ام !!! در اردوگاه سربازان مهدی (عج) بی حوصلگی و نا امیدی راه ندارد... خدایا همانند شهدا مرا بخواه... @katrat ┄┅═══✼
کانال خاطرات شهدایی.🌷🌷
🇮🇷 🇮🇷: ✨💖✨ غم های یک …🧕🏻 آقا قبول ما دختریم…🧕🏻 آقا قبول شهید نمی شویم …😔 آقا قبول نمی گذارند تفنگ دستمان بگیریم و برویم مدافع حرم حضرت عشق (س) شویم …😞 آقا قبول راه شهادت برایمان بسته شده…. قبول ….😢 همه را در اوج ناامیدی قبول کردیم ….آری اشک میریزیم😭 چون نمی توانیم باشیم؛🌸 نمی توانیم باشیم ؛🌺 نمی توانیم باشیم ….🌼 آری نمی توانیم ….😔 هرکاری میخواهیم بکنیم می گویند شما دخترید توان کافی را ندارید ..😔 هروقت خواستیم تنها برویم گفتند دختر نباید تنها جایی بره …😞 هروقت خواستیم خلوت کنیم نگذاشتند… پس چگونه شبیه و و شویم ؟؟!!🧐 بنشینیم و فقط درس بخوانیم و آرزوی شهادت کنیم ؟😞 نمی شود به والله نمی شود …..😢 شهدا بیایید، بگویید این دختران دلسوخته چه کنند ؟😢 چه کنند در این آشفته بازار فساد و بی حجابی و تنهایی مهدی فاطمه ؟✨ جوابم را دادند…. از شهدا به دختران محجبه ایران😍 قبول✅ هرکاری خواستید بکنید به یاد باشید آن وقت خود به خود عزیز دل مهدی فاطمه می شوید☺️ آن وقت است که دیگر طاقت ماندن در دنیایی که بوی گناه را می دهد نخواهید داشت …😇 آن وقت است که وقت شهادت است …♥️ آن وقت می فهمید که راه شهادت برای هیچ کس بسته نیست …✨ آن وقت مسیر شهادت برایتان باز میشود حتی اگر دختر باشید …🧕🏻 فقط و نگاه را درنظر بگیرید ….🌸 در نبود ما پشت حضرت مهدی (عج) را خالی نکنید ….💪🏻 یقه تان را میگیریم اگر ولایت فقیه را تنها بگذارید…😡 آری دختران شهید، نگویید نمی شویم!! میشود میشود ….😍 هنوز هم میشود…و‌ شهادتی دخترانه را رقم میزند ..😘✨ 🏴
♨️دختر بی حجاب و پسر طلبه!!! 🔻یه روز یه خانم مثل هر روز بعد از کلی آرایش کنار آینه,مانتو تنگه و کفش پاشنه بلنده شو پا کرد و راهی خیابونای شهر شد. همینطوری که داشت راه میرفت وسط متلک های جوونا یه صدایی توجهش رو جلب کرد : ❌خواهرم حجابت !! خواهرم بخاطر خدا حجابت رو رعایت کن !!. 🔻نگاه کرد، دید یه جوون ریشوئه از همون ها که متنفر بود ازشون با یه پیرهن روی شلوار و یه شلوار پارچه ای داره به خانم های بد حجاب تذکر میده. 🔻به دوستش گفت من باید حال اینو بگیرم وگرنه شب خوابم نمیبره مرتیکه سرتاپاش یه قرون نمی ارزه، اون وقت اومده میگه چکار بکنید و چکار نکنید. 🔻تصمیم گرفت مسیرش رو به سمت اون آقا کج کنه و یه چیزی بگه که دلش خنک بشه‌ وقتی مقابل پسر رسید چشماشو تا آخر باز کرد و دندوناش رو روی هم فشار داد و گفت تو اگه راست میگی چشمای خودتو درویش کن با این ریشای مسخره ات ، بعدم با دوستش زدن زیر خنده و رفتن.. پسر سرشو رو به آسمون بلند کرد و زیر لب گفت: خدایا این کم رو از من قبول کن !! شبش که رفت خونه به خودش افتخار میکرد گوشی رو برداشت و قضیه رو با آب و تاب برای دوستاش تعریف میکرد. فردای اون روز دوباره آینه و آرایش و بعد که آماده شد به دوستاش زنگ زد و قرار پارک رو گذاشت. توی پارک دوباره قضیه دیروز رو برای دوستاش تعریف می کرد و بلند بلند میخندیدند شب وقتی که داشت از پارک برمیگشت یه ماشین کنار پاش ترمز زد: خانمی برسونیمت؟ لبخند زد و گفت برو عمه تو برسون بعد با دوستش زدن زیر خنده ، پسره از ماشین پیاده شد و چند قدمی کنار دختر قدم زد و بعد یک باره حمله کرد به سمت دختر و اون رو به زور سمت ماشین کشید. دختر که شوکه شده بود شروع کرد به داد و فریاد اما کسی جلو نمیومد، اینبار با صدای بلند التماس کرد اما همه تماشاچی بودن، هیچ کدوم از اونایی که تو خیابون بهش متلک مینداختن و زیباییشو ستایش میکردن، حاضر نبودن جونشون رو به خطر بندازن دیگه داشت نا امید میشد که دید یه جوون به سمتشون میدوه و فریاد میزنه: آهای ولش کن بی غیرت !! مگه خودت ناموس نداری؟؟ وقتی بهشون رسید، سرشو انداخت پایین و گفت خواهرم شما برو ، و یه تنه مقابل دزدای ناموس ایستاد !! دختر در حالی که هنوز شوکه بود و دست و پاش میلرزید یک دفعه با صدای هیاهو به خودش اومد و دید یه جوون ریشو از همونا که پیرهن رو روی شلوار میندازن از همونا که به نظرش افراطی بودن افتاده روی زمین و تمام بدنش غرق به خونه ناخودآگاه یاد دیروز افتاد ، اون شب برای دوستاش اس ام اس فرستاد: وقتی خواستن به زور سوارش کنند، همون کسی از جونش گذشت که توی خیابون بهش گفت: خواهرم حجابت !! همون ریشوی افراطی و تندرو همون پسری که همش بهش میخندید.. اما الان به نظرش یه پسر ریشو و تندرو نبود ، بلکه یه مرد شجاع و با ایمان بود دیگه از نظرش اون پسر افراطی نبود ، بلکه باغیرت بود 🌹حالا متوجه شدیم که این جوون ریشو کسی نیست جز شهید امر به معروف و نهی ازمنکر 🌹 💚