#شهیدانه
🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍂 🍃
از شهدا بیاموزیم:
#شهید_سجاد_طاهرنیا
نمازشب را
#ابراهیم_هادی
پهلوانی را ..
#حاج_همت
اخلاص را ...
#باکری_ها
گمنامی را .
#علی_خلیلی
امر به معروف را ...
#مجید_بقایی
فداکاری را ..
#حاجی_برونسی
توسل را ..
#مهدی_زین_الدین
سادگی را ..
#سعید_طوقانی
جوانمردی و خوشرویی را ...
#حسین_همدانى
خسته نشدن و تواضع را .
#عباس_بابایی
دوری از گناه را ...
#صیاد_شیرازی
نماز اول وقت را ..
از شهدا عشق و ایمان را آموختم ...
بااین همه نمیدانم چرا، موقع عمل که میرسد، وامانده ام !!!
در اردوگاه سربازان مهدی (عج) بی حوصلگی و نا امیدی راه ندارد...
خدایا همانند شهدا مرا #مومن #مجاهد #انقلابی بخواه...
@katrat
┄┅═══✼
کانال خاطرات شهدایی.🌷🌷
🇮🇷 🇮🇷:
✨💖✨
غم های یک #دختر_مذهبی …🧕🏻
آقا قبول ما دختریم…🧕🏻
آقا قبول شهید نمی شویم …😔
آقا قبول نمی گذارند تفنگ دستمان بگیریم و برویم مدافع حرم حضرت عشق (س) شویم …😞
آقا قبول راه شهادت برایمان بسته شده…. قبول ….😢
همه را در اوج ناامیدی قبول کردیم ….آری اشک میریزیم😭
چون نمی توانیم #ابراهیم باشیم؛🌸
نمی توانیم #محمد_هادی باشیم ؛🌺
نمی توانیم #علی باشیم ….🌼
آری نمی توانیم ….😔
هرکاری میخواهیم بکنیم می گویند شما دخترید توان کافی را ندارید ..😔
هروقت خواستیم تنها برویم گفتند دختر نباید تنها جایی بره …😞
هروقت خواستیم خلوت کنیم نگذاشتند… پس چگونه شبیه #ابراهیم_هادی و #هادی_ذوالفقاری و #علی_خلیلی شویم ؟؟!!🧐
بنشینیم و فقط درس بخوانیم و آرزوی شهادت کنیم ؟😞
نمی شود به والله نمی شود …..😢
شهدا بیایید، بگویید این دختران دلسوخته چه کنند ؟😢
چه کنند در این آشفته بازار فساد و بی حجابی و تنهایی مهدی فاطمه ؟✨
جوابم را #شهدا دادند…. از شهدا به دختران محجبه ایران😍
قبول✅
هرکاری خواستید بکنید به یاد #مهدی_فاطمه باشید آن وقت خود به خود عزیز دل مهدی فاطمه می شوید☺️
آن وقت است که دیگر طاقت ماندن در دنیایی که بوی گناه را می دهد نخواهید داشت …😇
آن وقت است که وقت شهادت است …♥️
آن وقت می فهمید که راه شهادت برای هیچ کس بسته نیست …✨
آن وقت مسیر شهادت برایتان باز میشود حتی اگر دختر باشید …🧕🏻
فقط #اخلاص و نگاه #مهدی_فاطمه را درنظر بگیرید ….🌸
در نبود ما پشت حضرت مهدی (عج) را خالی نکنید ….💪🏻
یقه تان را میگیریم اگر ولایت فقیه را تنها بگذارید…😡
آری دختران شهید، نگویید #شهید نمی شویم!! میشود میشود ….😍
هنوز هم میشود…و شهادتی دخترانه را رقم میزند #چادر..😘✨
🏴
♨️دختر بی حجاب و پسر طلبه!!!
🔻یه روز یه خانم مثل هر روز بعد از کلی آرایش کنار آینه,مانتو تنگه و کفش پاشنه بلنده شو پا کرد و راهی خیابونای شهر شد.
همینطوری که داشت راه میرفت وسط متلک های جوونا یه صدایی توجهش رو جلب کرد :
❌خواهرم حجابت !! خواهرم بخاطر خدا حجابت رو رعایت کن !!.
🔻نگاه کرد، دید یه جوون ریشوئه از همون ها که متنفر بود ازشون با یه پیرهن روی شلوار و یه شلوار پارچه ای داره به خانم های بد حجاب تذکر میده.
🔻به دوستش گفت من باید حال اینو بگیرم وگرنه شب خوابم نمیبره مرتیکه سرتاپاش یه قرون نمی ارزه، اون وقت اومده میگه چکار بکنید و چکار نکنید.
🔻تصمیم گرفت مسیرش رو به سمت اون آقا کج کنه و یه چیزی بگه که دلش خنک بشه وقتی مقابل پسر رسید چشماشو تا آخر باز کرد و دندوناش رو روی هم فشار داد و گفت تو اگه راست میگی چشمای خودتو درویش کن با این ریشای مسخره ات ، بعدم با دوستش زدن زیر خنده و رفتن..
پسر سرشو رو به آسمون بلند کرد و زیر لب گفت:
خدایا این کم رو از من قبول کن !!
شبش که رفت خونه به خودش افتخار میکرد گوشی رو برداشت و قضیه رو با آب و تاب برای دوستاش تعریف میکرد.
فردای اون روز دوباره آینه و آرایش و بعد که آماده شد به دوستاش زنگ زد و قرار پارک رو گذاشت.
توی پارک دوباره قضیه دیروز رو برای دوستاش تعریف می کرد و بلند بلند میخندیدند شب وقتی که داشت از پارک برمیگشت یه ماشین کنار پاش ترمز زد: خانمی برسونیمت؟
لبخند زد و گفت برو عمه تو برسون بعد با دوستش زدن زیر خنده ، پسره از ماشین پیاده شد و چند قدمی کنار دختر قدم زد و بعد یک باره حمله کرد به سمت دختر و اون رو به زور سمت ماشین کشید.
دختر که شوکه شده بود شروع کرد به داد و فریاد اما کسی جلو نمیومد، اینبار با صدای بلند التماس کرد اما همه تماشاچی بودن، هیچ کدوم از اونایی که تو خیابون بهش متلک مینداختن و زیباییشو ستایش میکردن، حاضر نبودن جونشون رو به خطر بندازن
دیگه داشت نا امید میشد که دید یه جوون به سمتشون میدوه و فریاد میزنه: آهای ولش کن بی غیرت !! مگه خودت ناموس نداری؟؟
وقتی بهشون رسید، سرشو انداخت پایین و گفت خواهرم شما برو ، و یه تنه مقابل دزدای ناموس ایستاد !!
دختر در حالی که هنوز شوکه بود و دست و پاش میلرزید یک دفعه با صدای هیاهو به خودش اومد و دید یه جوون ریشو از همونا که پیرهن رو روی شلوار میندازن از همونا که به نظرش افراطی بودن افتاده روی زمین و تمام بدنش غرق به خونه ناخودآگاه یاد دیروز افتاد ، اون شب برای دوستاش اس ام اس فرستاد:
وقتی خواستن به زور سوارش کنند، همون کسی از جونش گذشت که توی خیابون بهش گفت: خواهرم حجابت !!
همون ریشوی افراطی و تندرو همون پسری که همش بهش میخندید..
اما الان به نظرش یه پسر ریشو و تندرو نبود ، بلکه یه مرد شجاع و با ایمان بود دیگه از نظرش اون پسر افراطی نبود ، بلکه باغیرت بود
🌹حالا متوجه شدیم که این جوون ریشو کسی نیست جز شهید امر به معروف و نهی ازمنکر #علی_خلیلی🌹
#روحش_شاد💚