😂 #لـبـخـنـدهـاےخـاڪـے😍
✨مصالح روزه گرفتن
#شلمچه بودیم!
ماه رمضان بود. قرار شد نیت کنیم و ده روز، #روزه بگیریم. شب شد. بچههارو به زور از خواب بیدار کردند که یا علی! بلند بشید! سحر شده!. توی سنگر همهمهای به پا بود که حاجی داخل شد و رفت پشت میکروفون.
اول سلام کرد و بعد، گفت و گفت تا رسید به این جا که: « این کار به خاطر #مصالحی انجام میشه، که بعداً بهتون میگم». حرف میزد که سفره پهن شد و بچه ها یه سحریِ درست و حسابی خوردند. مسواک زدند و وضو گرفتند و نشستند برای اقامه نماز. هر کسی چیزی میگفت. مصطفی گفت: «توی این هوای گرم میمیریم». رضا گفت: «خب! چند روز #گرسنگی برای خدا طوری نیست».
حسن گفت: « مگه قرار نیست شبا بریم کار! اگه بریم که روزه هامون می شکنه!». چند دقیقهای به #اذان صبح نمونده بود که دوباره #فرمانده سراسیمه دوید تو سنگر و گفت: «برادران عزیز! توجه کنید! گوشتان با من باشه! می دونم ناراحت می شید و براتون سخته و به خاطر #مصالحی قرار بود روزه بگیرید؛ ولی نه! نیت نکنید! به خاطر مصالحی نباید روزه بگیرید، که بعداً بهتون میگم».
همه گفتند: هورا ! هورا !. فرمانده چشماشو تیز کرد و گفت: «برادران، کمی آبروداری کنید؛ من این قدر ازتون تعریف می کنم شما ديگه لوس نشید». داشت حرف میزد که #طاهری گفت: «حاجی! بالاخره کدوم مصالحو میگی؟ مصالح روزه گرفتن، یا نگرفتنو؟»
#اکبرکاراته بلند شد روبروی بچه ها ایستاد و داد زد: «برادرا ! صبر داشته باشید! این هم مصالحی دارد که بعداً حاجی فاش میکنه!» قاه قاه خندید و برای بچه ها دست تکان داد. همه با هم گفتند: «ما شاالله».
🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷
شـادی روح شهدا #صلوات
#ثواب_نشر_مطالب_هدیه_به_امام_زمان_عج