سلام میشه برام دعا کنید لطفا ، در آستانه ی وداع با زندگی قرار دارم
و خیلی حالم بده نمی دونم تاکی زندم جدی و سرنوشت غم بارم رو سعی کردم بپذیرم اما واقعا نیازمند دعا هستم بیش از اندازه ممنونم
”حالتو... خدا روش یه دستی بکشه و لای کلی گلبرگ تو رو بپیچه، اما خوبه که غم داری تا بفهمی سُرور یعنی چی، تسکین پیدا میکنی، به اُمید خدا“
هدایت شده از شبهایحوّا.
من تشییع قم رو شرکت کردم، بعد نماز و زمانی که میخواستن پیکر رو بیارن توی بلوار ایستاده بودم (واقعا هوای بشدت جهنمی و بدون هیچ مهپاشی) به قدری تلاطم و فشار تحمل کردم که موقع برگشتن یه حالی بودم انگار غش میکردم و بیدار میشدم توی ماشین. یاد کاروان کربلا و حضرت زینب افتادم با خودم گفتم خدایا چطور میشه یک زن تنها اونهمه بچه و زن که عزیز از دست دادن حال روحی و جسمی خوبی ندارن رو کنترل و محافظت میکرده؟ و توی حالت غش و بیداری اشک میریختم.. واقعا برام معنی شد لا یوم کیومک اباعبدالله.
-
چه احوالات مقدسی. چه لحظات مبارکی. شراکت در سوگ مقدس حسینی و یاد کردنش، از قدیمالایام، از طرف انبیا و مرسلین و ملائک به ما رسیده. چهقدر قشنگ. یادم آوردی میخواستم راجعبه این بنویسم، بنویسم که لا يوم کیومک يا اباعبدالله.