eitaa logo
شیرچای
176 دنبال‌کننده
78 عکس
29 ویدیو
5 فایل
”شیرچای، سیروپ تافی، و کمی شربت اَفرا.“ کمرنگ. آرام. تازه https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_5kbr7ft&btn=جعبه.سوهانی.حیاة.جای.پیامه
مشاهده در ایتا
دانلود
که کورُم اگه دَستومِه ول‌ کنه...
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِی پروردگارا، سینه‌ام را گشاده کن و کارم را آسان ساز.
هدایت شده از شیرچای
کی به زیبایی او گل می‌رسید؟ پیش او یوسف خجالت می‌کشید...
می‌دانی، حیاة، دلم برایت تنگ است؛ آن‌قدر که حریر انگشت‌های قلمی‌ات را با روغن‌های گرم می‌بوسم، برایت سوفله‌ای داغ می‌کنم و هرچه بخواهی، اشکدانم لبریز توست. مهجور، تکیه داده‌ به کوهستان‌های شمالی و زره‌پوش خارهای سخت؛ به آن رطوبت سردی که خونِ رقیقت را از تن می‌گیرد. آه، اگر روزی خون تو بریزد، اگر ذره‌ذره از تنت دور شود، نمی‌دانی چه بلایی بر سر من می‌آورد؛ هوش از سرِ کله‌ام می‌برد. من بر زخم‌هایت سماق می‌پاشم، بر سرخی تنت نمک می‌زنم و به هر چکه‌ای که از تو جدا شود، حسرت می‌خورم، آخ چه شکوهی اگر زانو زده بر خالقت به خاک افتاده باشم! من او را خواهم کشت، حیاة. راهزن حال‌های هاله. سینه‌ی چپت را خواهم شکافت تا جای برگ‌گل‌ها باز شود؛ او را از میان خواهم برد و خونِ ساقه‌ی ناامید را بر تن حمالش خواهم ریخت. بعد، تو را آرام خواهم کرد؛ غُسل شربتینت می‌دهم، لب‌هایت را از شیرینی پُر می‌کنم و می‌گذارم تمام آنچه از تو ریخته، دوباره در خاکسترم جمع شود. ”آفت این در هوا و شهوت است ورنه اینجا شربت اندر شربت است“
گُر درونم از تن داغت گوش و زبون من کر و لال روح سبک‌تر از پر کاه روی من و لب از لب یار دو آتیشه عین قبلنا قالیچه بین چمن‌ها خالی شه قر کمرها نه بازیچه سیل خبرها چه تقلایی لا تقلا؟ جدول‌ها زیر جدل‌ها با تبرهایی که از طلان آشیونه کلاغ‌ها رو دکل‌هان همه امیدمی تو هوام دم تو می دمید پی بهانه برای روییدنی فدای لب بوسیدنیت نوای قلب تو سینمی تو قامت یک اسیر سرم رو به دامنت بپذیر نجابتت چه اصیل لطافت یه نسیمی که می‌وزید.