#نکته
🍃تلخی ها
اگر شما یک سیب بد طعم را خورده باشید، میتوانید طعم یک سیب خوب را درک کنید. پس قدر تلخیهای زندگی را بدانید چون باعث درک شیرینی می شوند.
It is only if you have tasted a bitter apple that you can feel the enjoyment of a sweet one. Appreciate bitter moments of life as it is beside them that sweet ones can make a difference!
🌸🌸🌸🌸
#نکته
📖داستان هایی که مادر برای کودک می خواند اثر عمیقی در فکر، روحیه و قوه تخیل کودک میگذارد و باعث رشد ذهنی کودک می شود و او را برای معاشرت با دیگران آماده می سازد📖
🌸🍂🌼🍃🌸
کانال قصه های کودکانه
@Ghesehaye_koodakaneh
🍃 اولین کانال قصه های تربیتی کودکانه جهت دعوت و عضویت👇
https://eitaa.com/joinchat/3920166922C29a779ebe4
👆 #قصه_کودکانه
#قصه_های_کلیله_و_دمنه
🌼مرد هیزم شکن
#قسمت_دوم
از شدت ترس و فکر و خیال به آن توجهی نکرده بود، گرسنه اش بود و عسل می توانست گرسنگی او را فرو بنشاند و آن لحظات تلخ را شیرین کند انگشت خود را در عسل فرو برد و در دهانش گذاشت خیلی شیرین بود یک انگشت دیگر برداشت و در دهان گذاشت بعد یک انگشت دیگر برداشت. دیگر به کلی یادش رفت که کجاست و در چه وضعیتی قرار دارد به تنها چیزی که فکر می کرد این بود که عسل ها را انگشت بزند و تا آخر بخورد نه به فکر موشها و مارها بود و نه به اژدهایی که منتظر بلعیدنش بود می اندیشید، شیرینی عسل همه چیز را از یادش برده بود.
ناگهان تکانی خورد و کمی پائین رفت به خودش آمد و کندو و عسل شیرین از یادش رفت به موشها نگاه کرد داشتند آخرین بندهای نازک شاخه ها را پاره می کردند دیگر فرصت هیچ کاری نبود به یاد غفلت خودش افتاد که در اوج گرفتاری و بدبختی، به خوردن مشغول شده بود شاید اگر کمی زودتر به فکر می افتاد، می توانست نجات پیدا کند.
اما به هرحال غفلت او همه چیز را خراب کرد شاخه ها کاملا پاره شدند فریادی از ترس کشید و خودش را بین زمین و آسمان دید که به سرعت به ته چاه می رفت، صدای فریادش در دل چاه پیچید انگار کسی به او می گفت: این است سزای کسی که در هنگام خطر، بی خیال و بی تفاوت باشد و دست روی دست بگذارد، چند لحظه بعد، صدای فریاد او و انعکاسش محو شد و سکوتی عمیق چاه را فراگرفت مثل اینکه هیچ اتفاقی نیفتاده بود و هرگز کسی از شاخه ها آویزان نشده بود.
مارها که از شر پاهای او خلاص شده بودند، دوباره به سوراخهای خود خزیدند آن بالا و بیرون از چاه هیچ چیزی نبود نه موشی و نه شتری فقط هیزمهای مرد هیزم شکن بودند که باد آنها را به این طرف و آن طرف می برد.
#پایان
🌼🌸🌼
#نکته
این حکایت که در کتاب منازل الآخره ی شیخ عباس قمی آمده است، تمثیلی از دنیا و وضعیت انسان در آن است. شیخ عباس در این باره می گوید: «منظور از چاه، دنیا می باشد که پر از بلا و مصیبت برای انسان است. شاخه ای هم که مرد به آن چسبیده بود، عمر آدمی است که پیوسته به وسیله ی شب و روز (دو موش سیاه و سفید) خورده می شود.
چهار مار نیز حکایت خوی و طبیعت انسانی است. اژدهایی که منتظر انسان بود، همان مرگ است و انسان هر روز به آن نزدیک تر می شود. با این که انسان در این وضعیت خطرناک در دنیا به سر می برد، فکر لذت ها و خوشی های زودگذری است که همانند عسل شیرین می نماید و انسان را فریب می دهد.”
داستان بالا را تولستوی در کتاب” اعتراف من” به شکل دیگری بیان میکند که بجای شتر، گرگ آورده و خبری از ۴ افعی نیست، مرد از طنابی آویزان است و…
✅ارسال مطالب فقط با ذکر نام و آدرس کانال قصه های کودکانه مجاز میباشد.
🌸🍂🍃🌸
کانال تربیت کودکانه
@Ghesehaye_koodakaneh
🍃کانال قصه های کودکانه جهت دعوت و عضویت👇
https://eitaa.com/joinchat/3920166922C29a779ebe4