📚نام کتاب: "شب های بی ستاره"
🖋نویسنده: مرضیه نفری"
📑انتشارات: شهرستان ادب
📖توضیحات:
در این رمان خواننده از دریچه نگاه یک دختر نوجوان با زندگی در دوره ی جنگ و مفهوم جنگ زدگی آشنا می شود. ستاره دختریست که ناآرامی و خشونت جنگ دنیای نوجوانی اش را به هم ریخته و آرزوهایش را با اضطرابی پیوسته همراه می کند.
یک طرف آواره گی از محل زندگی که سوغات جنگ است و یک طرف بدخلقی پدر و بی حوصلگی مادر باردارش روح او را آزار داده و مطمئن می شود که هیچ کس دوستش ندارد.
برای دوری از این وضع به حسینیه ای که در آن زنان کارهای پشت جبهه را انجام می دهند پناه می برد. در این رفت و آمدها به حسینیه با محبت های مادرانه ی خانم فهیمی که همسر یک شهید است قدری آرام می شود و طی ماجرایی با پسری به نام مسعود آشنا شده و عاشقش می شود.
مطالعه ی این رمان می تواند برای نوجوانان امروز، امینت و آرامش و ثباتی را که در
آن غوطه ورند یادآوری کند.
لینک خرید کتاب:
bookroom.ir/book/52679/
📗📘📙
@ketabe_khoob
📚نام کتاب: "قیام امام حسین علیه السلام"
🖋نویسنده: دکتر جعفر شهیدی
📑انتشارات: نشر فرهنگ اسلامی
📖توضیحات:
"قیام امام حسین"
علیه السلام از بهترین آثار در تحلیل زمینه های شکل گیری نهضت عاشورا است و از جهت متن و شیوایی تحسین برانگیز است.
#تاریخ_اسلام
لینک خرید کتاب:
📗📘📙
@ketabe_khoob
وحید یامین پور:
⭕پایان ماجرای عجیب فاطمه!
🔹 چندی پیش که در همین صفحه کتاب خاطرات احمد احمد را برای مطالعه پیشنهاد کردم، پیغامی دریافت کردم از خانم مریم احمد، دختر احمد احمد ، در این پیغام آمده بود که در کتاب خاطرات پدرم درباره سرنوشت و شخصیت مادرم چیزی گفته نشده و من برای شما کتابی را خواهم آورد که پایان ماجرا را شرح داده است.
🔸غم انگیزترین بخش خاطرات احمد احمد، سرنوشت مبهم و تلخ فاطمه همسر اوست. زن و شوهری که عاشقانه زندگی خود را آغاز کرده اند و در اوج مبارزات دهه پنجاه خداوند به آنها دو دختر دوقلو عطا کرده است: مریم و زهرا؛
احمد و فاطمه در تله ی سازمان مجاهدین گرفتار می شوند و با دستور سازمان مبنی بر جداسازی ، فاطمه نوزده ساله را از احمد جدا می کنند. روایت روزهایی که خبر فعالیت های فاطمه را برای احمد و خبر کشته شدن احمد را برای فاطمه می برند بسیار کشنده و تلخ است.
🔸 فاطمه، «مریم» دو ساله را با خود می برد و مبارزه ی احمد برای بازپسگیری دخترش از چنگال سازمان آغاز می شود...
احمد موفق می شود با تهدید سازمان آنها را مجبور کند تا دخترش را به او برگردانند. فاطمه قبل از به شهادت رسیدن توسط سازمان، مریم را به یکی از آشنایان احمد می سپارد و نا پدید می شود.
🔹 تمام کسانی که کتاب خاطرات احمد احمد را خوانده اند حتماً بی صبرانه منتظر بوده اند تا لابلای صفحات از سرنوشت فاطمه چیزی بخوانند ولی در این کتاب چیزی جز یک خبر مبهم و کوتاه و شوکه کننده نمی یابند: فاطمه به خاطر مخالفت با سازمان توسط تقی شهرام کشته شده و معلوم نیست با جنازه او چه کرده اند!
مریم احمد، همان دختر دو ساله ی 41 سال پیش؛ امروز کتاب «تب و تاب» خاطرات دکتر محمدرضا فرتوک زاده را برای من آورد. محمدرضا برادر فاطمه است و از مبارزان دوران طاغوت...
🔺 کتاب «تب و تاب» را می توانید از انتشارات سازمان مرکز اسناد انقلاب اسلامی تهیه کنید.
📗📘📙
@ketabe_khoob
📚نام کتاب:" انگشتر گمشده"
🖋نویسنده: آن.اِم.مارتین
📑انتشارات: سوره مهر
📖توضیحات:
"انگشتر گمشده"
این کتاب از دنیای نوجوانان سخن می گوید؛ از خواست ها، نیازها، دل خوشی ها و دل نگرانی هایشان و به گونه ای غیرمستقیم بر مفاهیم ارزشمندی چون احساس مسئولیت، حفظ حیثیت و آبرو و حل مشکلات از راه اندیشیدن و تصمیم گیری های مناسب تاکید می کند.
#کودک_و_نوجوان
لینک خرید کتاب:
https://bookroom.ir/book/57816/
📗📘📙
@ketabe_khoob
📚 پیشنهادهای «مشرق» برای قبل، حین و بعد از نمایشگاه کتاب تهران؛
👈🏻 معرفی ۲۰ کتاب از ۲۰ ناشر + عکس
https://www.mashreghnews.ir/news/945150/
📗📘📙
@ketabe_khoob
🔹روحالله رجایی در اینستاگرام نوشته: در آققلا وقتی اکثر مغازهها بسته و مردم در کمپ بودند،این کتابفروشی باز بود و صاحبش با سختی کتابها را جابجا میکرد. هی میگفت : "وای کتابها، حیف از کتابها". گفتم خدا بزرگه، درست میشه
گفت: دلم برای کتابها میسوزه. حیفه. میترسم تا آب رو جمع کنن، نم بکشن.
کمی حرف زدیم و موقع خداحافظی از روی عادت گفتم: به حق حضرت زهرا کتابهایت سالم میمانند.
بعد یادم آمد اهل سنت است. نگاهش کردم و خواستم چیزی بگویم. تندی گفت: "خوب گفتی، خوب دعایی کردی"
یک عطر هدیه داد و گفت: ممنوم برادر.
برادر اهل سنت من در آققلا،نامش آخوند علی بود.
📗📘📙
@ketabe_khoob
هدایت شده از کتاب رسان 📚
🔺نخل و نارنج
🔺اولین رمان دکتر «وحید یامین پور». رمان پرفروش اسفند ۹۷ که در حدود یک ماه، به چاپ یازدهم رسید.
🔺از وحید یامین پور، به عنوان فعال سیاسی و رسانه ای، رمانی اینقدر پخته و خواندنی انتظار نداشتیم. با خواندن کتاب، با زندگی یکی از بزرگترین مفاخر ملی ایران آشنا خواهید شد و زندگی این نابغه ایرانی را مرور خواهید کرد. بخاطر اجتناب از لو رفتن داستان، از ارائه توضیح بیشتر معذوریم!!!
🔺با ۱۵ درصد تخفیف: ۱۷۰۰۰ تومان
🔺سفارش: پیام به
@sefaresh_ketab
شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد
زنده در گور غزلهای فراوان باشد
نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت
نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد
سایه ابر پی توست دلش را مشکن
مگذار این همه خورشید هراسان باشد
مگر اعجاز جز این است که باران بهشت
زادگاهش برهوت عربستان باشد
چه نیازی ست به اعجاز، نگاهت کافی ست
تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد
فکر کن فلسفه خلقت عالم تنها
راز خندیدن یک کودک چوپان باشد
چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده
از تحیر دهن غار حرا وا مانده
عشق تا مرز جنون رفت در این شعر محمد
نامت از وزن برون رفت در این شعر محمد
شأن نام تو در این شعر و در این دفتر نیست
ظرف و مظروف هم اندازه یکدیگر نیست
از قضا رد شدی و راه قدر را بستی
رفتی آنسوتر از اندیشه و در را بستی
رفتی آنجا که به آن دست فلک هم نرسید
و به گرد قدمت بال ملک هم نرسید
عرش از شوق تو جان داده کمی آهسته
جبرئیل از نفس افتاده کمی آهسته
پشت افلاک به تعظیم شکوهت خم شد
چشم تو فاتح اقلیم نمی دانم شد
آنچه نادیده کسی دیدی و برگشتی باز
سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز
شاعر این سیب حکایات فراوان دارد
چتر بردار که این رایحه باران دارد
حمیدرضا برقعی
عید مبعث مبارک🌺
📗📘📙
@ketabe_khoob
🔷🔹🔹
#بوق_اشغال
به بهانه زادروز نادر ابراهیمی
"مصاحبه علی مظاهری با نادر ابراهیمی سال ٧٨"
یک قصه برای شنیدن؟
-خیلی کار مشکلی است.
با این حال...
-قصه بگویم؟ من که تا به حال قصه سرا نبوده ام. ما "قصه نویسیم"، من هی باید بنویسم. آدم دیوانه می شود با این همه یادداشت های پراکنده روی میز.
اسم چند نویسنده را می گویم، نظرتان را...
-کار خوبی نیست. این همه «هیچ» توی مملکت ریخته همه شان هم مدعی هستند. راجع به خوبها باید حرف زد که درباره آنها هم نوعی ممنوعیت حسی پیدا شده است.
پس خودتان از خودتان سوال کنید.
-من می گویم راجع به ذات هنر حرف بزنیم. فقط حالم خوب نیست، پنج دقیقه که حرف می زنم خسته می شوم و باید بنشینم می دانید که سرطان مغز دارم، دوباره برای معلاجه به فرانسه می روم
خوش خیم است؟
-نه بد خیم است خیلی بد خیم است
امیدوارم که...
-نه، معتقدم وقتی بهترین جوان های مملکت توی جبهه ها کشته شدند، مرد ۶٣ ساله نباید از مرگ بترسد از من ١٠۶ جلد کتاب چاپ شده است و الان چهار جلد کتاب آماده چاپ دارم.
به هر حال امیدوارم که...
-من راحتم، نمی ترسم.
این کتاب، کتاب نقد است؟
-کتاب تاویل است؛ تاویل و نمونه گذاری همان هرمنوتیک که خیلی ها می گویند و نمی دانند چیست
یادداشتهایی که گفتید روی میزتان را پر کرده...؟
-مربوط به رمانی است که به ناشرم متعهد هستم. می نویسم و اگر از معالجه در فرانسه برگشتم دوباره پاک نویسش می کنم یک کتاب کوچک ١٣٠ تا ١۵٠ صفحه ای است؛ مثل «یک عاشقانه آرام» اما نزدیک به ٢٠٠٠ صفحه یادداشت برایش فراهم کرده ام.
طرح رمان؟
-رمان؟بی معنی است خواهش می کنم لغت داستان را به کار ببرید اروپایی ها هم می گویند رمان؛ اما اقرار دارند که اشتباه است دست کم ١٠ تا متن اروپایی داریم که در آن نوشته اند نمی دانیم «رمان» چیست.
قصه چطور؟
-عالی است؛ اما قصه نوعی از داستان است که حضور ذهن و ذهن پردازی در آن بیشتر است.
انواع دیگر؟
-حکایت، روایت، فیلم نامه، نمایش و...
وضعیت کنونی ادبیات داستانی ایران؟
-ما خوشبختانه روی کوهی از داستان ایستاده ایم اینقدر عظیم است که نمی بینیم. مثل امریکا نیستیم که فقر داستان داشته باشیم.
و حاصل این پشتوانه؟
-نفوذ شگفت انگیز در ادبیات غرب. هیچ داستان بزرگی در غرب نامتاثر از از «هزار و یک شب» مشرق زمین نیست. مارکز می گوید بدون هزارو یک شب من داستان نویس نمی شدم.
موقعیت نثر فارسی در ادبیات داستانی امروز؟
-زبان ما از استعمار آسیب دیده است. استعمار فرهنگی اولین صدمه اش را به زبان می زند. رابطه مخدوش است. یعنی پیام که می فرستیم، همانی نیست که گیرنده می گیرد.
زبان قصه نویسان قبل و بعد از انقلاب؟
-زبان بعضی قدری سست بود؛ مثل آل احمد و زبان برخی قویتر مثل زبان خانم جلال (سیمین دانشور) در سووشون بعد از انقلاب از آنجا که انقلاب ما انقلابی مردمی بود عرصه را به داستان نویسانی واگذاشت که از همین مردم بودند. از توده ها؛ و شاید خیلی تسلط ادبیانه ای را که فکر می کنید بر زبان نداشتند.
پشتیوانه فرهنگی برای داستان نویس؟
-مایه حیات است. در همین داستانی که دارم می نویسم قهرمان داستان چنین می گوید: «نویسندگان باید طبیعت بدانند همانطور که باید هنر بدانند» شوهر قهرمان این داستان کشته شده و او علت این کشته شدن را در همین می بیند که او «طبیعت» می دانسته است این ها را همه باید بدانند؛ حتا یک پیکره ساز. ما که یک جور خواندن بیمار گونه ای داریم.
ما یعنی همه؟
-نمی دانم، حافظ و خیام و فردوسی خواندن که کاری ندارد. تو اگر شبی دو رباعی از خیام بخوانی در یک سال یک بار ونیم خیام خوانده ای. چرا نمی کنند؟ شاید بخل دانش ادبا را گرفته و به همین خاطر است که کاری نمی کنند تا ادبیات به کوچه و بازار برود و مردم با آن رابطه ای عاشقانه محبانه و الزامی پیدا کنند.
مردم به داستان بی اقبالند؟
-نمی شود گفت. کتاب مرا با عنوان ...نه، ننویسید. خودستایی می شود.
«یک عاشقانه آرام»؟
-این کتاب دردو سال آخر چهار بار چاپ شده و در یک سال گذشته دوبار. به خانمم می گویم مبهوتم. مبهوت از این همه محبت مردم، تنها روشنفکرها هستند که کتاب نمی خوانند. آنها اصلا قابل بحث نیستند معنای «روشنفکر» را که در اینجا به کار می برم، در جایی به طور مفصل توضیح داده ام.
کی می توانیم به دیدنتان بیاییم؟
-روزهای سه شنبه ۵ تا ٧ عصر در خانه من به روی همه باز است، آدرس را یادداشت کنید. خیابان کارگر شمالی...
📗📘📙
@ketabe_khoob