#حدیث_روز
قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) :
أنَا خاتَمُ الاَْوْصِیاءِ، بى یَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ أهْلى وَ شیعَتى
مولانا حجت ابن الحسن حضرت امام مهدی (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) فرمودند:
من آخرین وصیّ پیغمبر خدا هستم به وسیله من بلاها و فتنه ها از آشنایان و شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد.
دعوات راوندى: ص 207، ح 563
@khademinekoolebar
🌼🍃🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸
🌺🍃🌸
🍃🌸
🌸
🔶مردی به رنگ خاک
#شهید_زین_ الدین، آنقدر خاکی و بی آلایش بود که بسیاری از اوقات، او را به عنوان #فرمانده نمی شناختند. یکی از بسیجیان در این باره میگوید :
یک روز که برای #نماز_جماعت به حسینیه لشگر رفته بودم، پس از نمازظهر اعلام کردند که از سخنرانی برادر #مهدی_زین_ الدین #فرمانده_لشکر استفاده میکنیم.
من هنوز ایشان را نمیشناختم با خود گفتم که فرمانده لشگر حتما با تشریفات خاصی می آید. در افکار خود بودم که ناگاه یک نفر از کنار من بلند شد و به راه افتاد و پشت تریبون قرار گرفت و مشغول صحبت شد.
خیلی تعجب کردم؛ چون او تا چند لحظه قبل در کنار من نشسته بود و کسی هم همراهش نبود. صحبت ایشان که تمام شد، دوباره در کنار من نشست. اینجا بود که #شهید_زین_ الدین را شناختم......
روحمان با یادش شاد....
@khademinekoolebar
🌼🍃🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸
🌺🍃🌸
🍃🌸
🌸
نزدیک عملیات بود.
می دانستم دختردار شده.....
یک روز دیدم سر پاکت نامه از جیبش زده بیرون.
گفتم این چیه؟ گفت عکس دخترمه....
گفتم :بده ببینمش گفت : خودم هنوز ندیدمش.....
گفتم : چرا ؟!
گفت: الآن موقع عملیاته، می ترسم مهـر پدر و فرزندی کار دستم بده. باشه بعد.....
#شهید_مهدی_زین_الدین
روحمان با یادش شاد....
@khademinekoolebar
🌼🍃🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸
🌺🍃🌸
🍃🌸
🌸
اگر جلوی سنگرش یک جفت پوتین کهنه و رنگ و رورفته بود، می فهمیدیم هست، والا می رفتیم جای دیگر دنبالش می گشتیم......
#شهید_مهدی_زین_الدین
روحمان با یادش شاد....
@khademinekoolebar
#حدیث_روز
قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) :
إنَّهُ لَمْ یَكُنْ لاِحَد مِنْ آبائى إلاّ وَ قَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِه بَیْعَهٌ لِطاغُوتِ زَمانِهِ، و إنّى أخْرُجُ حینَ أخْرُجُ وَ لا بَیْعَهَ لاِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فى عُنُقى
مولانا حجت ابن الحسن حضرت امام مهدی (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) فرمودند:
همانا پدران من (ائمّه و اوصیاء علیهم السّلام)، بیعت حاكم و طاغوت زمانشان، بر ذمّه آن ها بود; ولى من در هنگامى ظهور و خروج نمایم كه هیچ طاغوتى بر من منّت و بیعتى نخواهد داشت.
الدّرّه الباهره: ص 47، س 17
بحارالأنوار: ج 56، ص 181، س 18
@khademinekoolebar
🌼🍃🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸
🌺🍃🌸
🍃🌸
🌸
قسمتی از نامه #شهید_عباس_ورامینی به #خانواده
#مادرم این را بدان که تجلی زحمت تو من هستم پس این زحمتهای تو بود که مرا نیز از خود بیخود کرد.....
#مادر من هیچگاه سختیهای زندگی تو را فراموش نمیکنم....
#مادر من فراموش نمی کنم گردن دردهایی را که در اثر کار دوختن به آن مبتلا شدی؛ شاید یکی از کسانی که همیشه دلش به خاطر تو میتپید و چه بسا شبها به خاطر رنجهای تو اشک میریخت من بودم......
#مادر من به #جبهه میروم تا شاید خدا مرا ببخشد آنقدر باید در آفتابهای سوزان در زیر رگبار مسلسل های کفار بدوم تا آن گوشتهایی را که از غفلت بر بردنم روئیده آب شود.....
در این لحظه به این فکر میکنم که اگر قرار باشد برای پیوستن به ابدیت در بستری ساده و آرام جان بدهیم چقدر دردآور می باشد چرا در مواقعی که میتوانستم #شهادت را نصیب خود کنم....
نفس بر من غلبه کرده و این نعمت متعالی را از من ربوده است و باز میبینیم هنوز به آن #اخلاص که باید نرسیده بودم تا لیاقت آن را پیدا کنم که خدا بزرگترین نعمتها یعنی #شهادت را نصیبم نماید....
بعد در برابر خدا شرمنده میشوم و قبول می کنم که #شهادت لیاقت می خواهد و به خاطر همین همیشه مانند انسان های سرگردان به این طرف و آن طرف میزدم، تا شاید بتوانم به آن #اخلاص که میخواهم برسم....
[امروز] فقط یک آرزو در وجودم موج میزند و آن #عشق_به_شهادت است.......
ای پدر و مادر ای برادر، ای خواهر و دوستان عزیز یک #وصیت دارم و آن #عاشق_مردم بودن است و از این طریق به #خدا میتوان رسید....
@khademinekoolebar