شهید شدن،
#دل میخواهد!
دلی آنقدر قوی،
که بتواند #بریده شود از تعلقات؛
دلی که آرام، له شود زیر پایت،
به وقت #بریدن و رفتن،
به پای آرمانهایت...
و #شهدا،
بیدلترین دلدادگان هستند...
#مامتحدیم
#خادممثلِقاسم
#ایـنْجابِیْــتُالشُّهَــداســت...👇
➖➖➖➖➖➖➖➖
🔻کمیته خادمین شهداء استان تهران
@khademinostantehran
یادتباشد_قسمتهشتم_2023_05_27_21_43_37_366.mp3
2.27M
🎧| کتاب صوتی |یادت باشد ...
✨زندگینامه شهید مدافعحرم "حمیدسیاهکالیمرادی"
📕| قسمت هشتم
#مامتحدیم
#خادممثلِقاسم
#ایـنْجابِیْــتُالشُّهَــداســت...👇
➖➖➖➖➖➖➖➖
🔻کمیته خادمین شهداء استان تهران
@khademinostantehran
📔| #اسمتومصطفاست |قسمتصدچهلوهفت
کمی بعد پرستاری آمد: «بیاین بچه رو تحویل بگیرین. نیم ساعتی تو دستگاه گذاشتیمش و حالش خوبه.»
مادرت رسید. با مادرم رفتند سراغ بچه و تو آمدی بالای سرم. با شوق پرسیدی: «چه شکلیه؟»
_مگه ندیدیش؟
_ میخوام خودت برام بگی!
_ اصلا شبیه منو تو نیست!
_ چرا چنین فکری میکنی؟
_ آخه خیلی سفیده! نه به من رفته نه به تو!
مامانم بچه به بغل آمد، نگاهت که به او افتاد خندیدی، بچه را گرفتی بغلت.
_ این چه حرفیه که به پسرمون میزنی؟
در گوشش اذان گفتی، در حالی که اذان فاطمه را بابات گفته بود . در همان حال گوشی ات را روشن کردی و گفتی: «از منو پسرم فیلم بگیر.»
آن شب تا صبح بارها و بارها رفتی و آمدی، به حدی که پرستار ها از دستت عاصی شده بودند.
وقتی میخواستند داروهایت را تزریق کنند و میدیدند نیستی، کلافه میشدند. یکبار هم پرستار آمد وضعیت مرا چک کند، دید روی تخت کنارم دراز کشیدی. لباس من آبی کمرنگ بود و لباس تو آبی پررنگ. به شوخی گفت: «حالا کدومتون زایمان کردین؟»
پرستار دیگری آمد و گفت: «آقا تخت برای یک نفره بیا پایین!»
_ ما دونفر وزنمون به اندازه یک نفره!
#مامتحدیم
#خادممثلِقاسم
#ایـنْجابِیْــتُالشُّهَــداســت...👇
➖➖➖➖➖➖➖➖
🔻کمیته خادمین شهداء استان تهران
@khademinostantehran
10.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 | تایم لپس
🌹آماده سازی سالن شهید جنگروی جهت میزبانی از میهمانان ِ شهدا
#مامتحدیم
#خادممثلِقاسم
#ایـنْجابِیْــتُالشُّهَــداســت...👇
➖➖➖➖➖➖➖➖
🔻کمیته خادمین شهداء استان تهران
@khademinostantehran
یادتباشد_قسمتنهم_2023_05_28_23_13_12_382.mp3
2.13M
🎧| کتاب صوتی |یادت باشد ...
✨زندگینامه شهید مدافعحرم "حمیدسیاهکالیمرادی"
📕| قسمت نهم
#مامتحدیم
#خادممثلِقاسم
#ایـنْجابِیْــتُالشُّهَــداســت...👇
➖➖➖➖➖➖➖➖
🔻کمیته خادمین شهداء استان تهران
@khademinostantehran
📔| #اسمتومصطفاست |قسمتصدوچهلهشت
وقتی خبر رسید مرخصم کردند، بار دیگر آمدی برای بدرقه. بچه را مادرت گرفته بود و وسایل را مادرم برداشته بود. تا جلوی در بیمارستان دنبال ما آمدی. حالا لنگان لنگان قدم برمیداشتی. کسانی که تورا میشناختند تبریک میگفتند و تو لبخند میزدی و تشکر میکردی. مرا سوار ماشین بابا کردی و با خیال راحت برگشتی به اتاق.
روز سوم باید پسرمان را که حالا صدایش میکردیم محمد علی، میبردیم غربالگری. بعد هم میرفتیم بخش نوزادان و تست زردی میگرفتیم. پزشک متخصص هم باید محمد علی را ویزیت میکرد. خبردار شدی و با همان لباس بیمارستان درحالی که آنژیوکت به دستت بود، امدی درمانگاه. لنگان لنگان باهم رفتیم داخل مطب و به دکتر گفتی: «پدر این بچهم!»
دکتر با تعجب نگاهت کرد: «پس چرا این لباس تنته؟»
_ کمی ناخوش احوالم، بیمارستان بستری ام.»
دکتر از محمدعلی تست زردی گرفت و باهم آمدیم بالا داخل اتاقت. همان ساعت نهار آوردند: «بخور عزیز!»
_ متشکر، میل ندارم!
_ باید بخوری، چون میخوای بچه شیر بدی!
قاشق غذا را گذاشتی دهنم. غذا خورشت کرفس بود. تا آن زمان غذایی به این خوشمزگی نخورده بودم، حتی بعد از آن.
#مامتحدیم
#خادممثلِقاسم
#ایـنْجابِیْــتُالشُّهَــداســت...👇
➖➖➖➖➖➖➖➖
🔻کمیته خادمین شهداء استان تهران
@khademinostantehran
🌹✨ ثانیههای ِحضور
📸 | جشنواره رهآورد سرزمین نور از نگاه ِ دوربین خادمین شهدا استان تهران
#مامتحدیم
#خادممثلِقاسم
#ایـنْجابِیْــتُالشُّهَــداســت...👇
➖➖➖➖➖➖➖➖
🔻کمیته خادمین شهداء استان تهران
@khademinostantehran