eitaa logo
ریحانه
34.7هزار دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
230 فایل
ریحانه؛ بخش زن و خانواده رسانه KHAMENEI.IR 📲ارتباط با ما👇 @reyhaneh_contact
مشاهده در ایتا
دانلود
14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 زینب کبری سلام‌الله‌علیها، پرچمدار عظمت 👈 (س) کدام تصویر از عظمت و منزلت زن را به جهانیان نشان داد؟ 📆 انتشار به مناسبت سالروز وفات حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📱 @khamenei_reyhaneh
ریحانه
💌 روایت_دیدار | سرباز کوچک  📝 خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با خانواده‌های شهدای حاضر در دیدار با رهبر انقلاب در روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و سالگرد شهید سلیمانی در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ 🔻 سیدمحمدیاسین لباس نظامی پوشیده و نشسته کناردست من. نگاهش به دوربین عکاس‌هاست و تا نزدیک می‌آیند، روی پاهای کوچکش بلند می‌شود. عکس دایی دانشمندش، شهید سیدامیرحسین فقهی، را از مادر می‌گیرد و رو به لنز دوربین نگه می‌دارد. خیلی زود حوصله‌اش سر می‌رود و دست‌هایش را دور گردن مادر حلقه می‌کند: «پا شو بریم مامان. من خوابم میاد.» مادرش آرام بیخ گوش او می‌گوید: «دورت بگردم. الان نمی‌تونیم بریم. چند تا صلوات بفرستی، رفتیم.» بعد سرش را جلو می‌آورد و رو به من می‌گوید: «اون‌قدر ذوق داشت بیاد که من رو مجبور کرد نصفه‌روزه براش لباس نظامی تهیه کنم. گفت من سرباز آقام. باید جلوش لباس سربازها رو بپوشم.» پسرک با برگه‌ای که سرود حاج‌قاسم را روی آن چاپ کرده‌اند، موشک می‌سازد؛ ولی گوشش به ماست. دستی روی سرش می‌کشم و به او «ماشاءالله» می‌گویم. صحبت‌های حضرت آقا می‌رسد به توبیخ اغتشاشگرانی که اخیراً خودشان را پشت‌سر کاسب‌های دغدغه‌مند و حامی نظام قایم کرده‌اند. یک‌باره صدای جمعیت همراه مشت‌های گره‌کرده، بالا می‌رود: «مرگ بر منافق!» پسرک دوباره روی پا بلند می‌شود و با هیجان از مادرش می‌پرسد: «منافق یعنی چی؟» مادر می‌گوید: «منافق یعنی کسی که جلوی روت می‌گه دوستته، ولی از پشت بهت ضربه می‌زنه.» پسرک کمی فکر می‌کند و دوباره مشغول موشک‌بازی می‌شود. سرباز حضرت آقا همیشه حواسش جمع است؛ حتی اگر خسته باشد. ✍🏼 فاطمه طوسی 🗓 شماره ۴ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📱 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از «امین»
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ به مناسبت سالروز وفات حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها 👈 چشم‌هایش هیچ‌چیزی غیر زیبایی ندید... ▪️آسمان بی‌شک پر از تکبیرة‌الاحرام اوست غم همیشه تشنۀ دریای ناآرام اوست ▪️اوج تفسیر تمام آیه‌های عاشقی در میان خطبه‌های کربلا تا شام اوست ▪️مثل نام مرتضی بعد از پیمبر دیده‌ام هر کجا نام حسین آمد پس از آن، نام اوست ▪️چشم‌هایش هیچ‌چیزی غیر زیبایی ندید «ما رأیتُ» اولین و آخرین پیغام اوست ▪️شیعه بی‌تردید بی‌زینب به پایان می‌رسید در دل ایمانی اگر داریم از اسلام اوست ▪️از نجف تا کربلا موکب به موکب می‌روم هر کجا پا می‌گذارم سفرۀ اکرام اوست ▪️کربلا پایان پرچمداری زینب نبود تازه این آغاز ختم سورۀ انعام اوست 📝 مجموعه‌ی «» 📥 خانم سمانه روشنایی؛ ۱۳۹۷/۰۳/۰۹ | مشاهده در وبسایت 🖥 Farsi.Khamenei.ir
💌 | اسم رمز  📝 خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با خانواده‌های شهدای حاضر در دیدار با رهبر انقلاب در روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و سالگرد شهید سلیمانی در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ 🔻 حسابش از دستم دررفته که امروز چندمین بار است این جمله را می‌شنوم: «شهید زندگی کرد که شهید شد!» می‌پرسم توی این دوره‌وزمانه چطور می‌شود که جوانی آرزوی شهادت می‌کند؟ آن جوان چطور زندگی کرده، چطور نشسته و برخاسته و نفس کشیده و روزگار گذرانده که میان فتنه‌های این روزگار، قسمتش شهادت شده؟ جواب شنیده‌ام: «خیلی خوش‌خلق بود، خیلی مهربون بود، خیلی با شهدا انس داشت، خیلی امام‌حسینی بود و…» و آخرش همه به این جمله رسیده‌اند: «شهید زندگی کرد که شهید شد!» انگار این جمله‌ی شهید سلیمانی اسم رمز شده است. باید شهید زندگی کنی که شهید بشوی. راه دیگری ندارد. 🗓 شماره ۵ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📱 @khamenei_reyhaneh
💌 | انتهای انتظار 🔻 خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با خانواده‌های شهدای حاضر در دیدار با رهبر انقلاب در روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و سالگرد شهید سلیمانی در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ 🔹️ همه منتظرند؛ حالتی بین خوف و رجا. یعنی آقا می‌آیند؟ کسی بیخ گوشم می‌گوید: «به نظرم که میان.» و شروع می‌کند به حرف زدن تا زمان بگذرد. نگاهش می‌کنم. بعید می‌دانم چهل سال را رد کرده باشد. دل می‌دهم به حرف‌هایش. دو روز دیگر سالگرد پدرش است؛ شهید محمدرضا عرب. 🔻 می‌گوید از وقتی چشم باز کرده و دنیا را شناخته، تا همین حالا پدرش را ندیده است. سیزده‌ساله که می‌شود، پیکر پدر را از چین‌وشکن‌ دشت‌های گیلانغرب پیدا می‌کنند. چشم‌انتظاری‌ برای مادر و بقیه تمام می‌شود؛ ولی برای تنها فرزند خانواده نه. سال‌ها با این آرزو که لااقل یک بار پدر را در خواب ببیند، سر روی بالش می‌گذارد. 🔹️ جنگ دوازده‌روزه که شروع می‌شود، یکی از شهدای جنگ را به محل کارش می‌آورند. زینب مسئول ایثارگران سپاه است و این امتیاز را دارد که چندلحظه‌ای در آمبولانس با شهید تنها باشد. آرزوی همیشگی می‌شود گلایه و جاری می‌شود روی لب‌هایش: «مگه نمی‌گن شهدا زنده‌ان؟ تو که صدای منو می‌شنوی. به بابام بگو یه نشونه‌ از خودش برام بفرسته؛ وگرنه قهر قهر، تا روز قیامت.» 🔻 شب، بابا که طاقت قهر تنها دخترش را ندارد، می‌آید. زینب خودِ یک‌ونیم‌ساله‌اش را می‌بیند که بابا آمده کنارش و با او بازی می‌کند. بیدار که می‌شود، نه از بابا خبری است و نه از گلایه‌های چندین‌ساله. آرزویش برآورده شده. 🔹️ حسینیه یکباره شلوغ می‌شود. بلند می‌شویم و با نوای حیدر حیدر دم می‌گیریم. کاش تمام انتظارها به رسیدن ختم شود. 🗓 شماره ۶ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📱 @khamenei_reyhaneh
REYHANEH_KHAMENEI_IRمراقب همیشگی بندگان (1).mp3
زمان: حجم: 4.3M
🎧 | مراقب همیشگی بندگان 🔻 مهربانی‌ها و بزرگواری‌های خدا ناشی از چیست؟ 🔰 بیانات رهبر انقلاب در شرح «تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَهً» رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 🖥 @khamenei_reyhaneh
💌 | چند برادر؟! 🔻 خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با خانواده‌های شهدای حاضر در دیدار با رهبر انقلاب در روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و سالگرد شهید سلیمانی در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ 🔹️ خواهر شهید جنگ تحمیلی با اسرائیل گردن می‌کشد و به خواهر شهید جنگ تحمیلی با بعثی‌ها می‌گوید: «داداشتون که شهید شدن حدوداً بیست ساله بودید؛ درسته؟» زن جاافتاده است با روسری سبز قشنگی که چین‌وچروک صورتش را بی‌رونق می‌کند. جواب می‌دهد: «ما شیربه‌شیر بودیم. داداش هادی که سال ۶۶ شهید شد، آره بیست سالم بود.» 🔻 زن جوان با نگرانی سؤال بعدی را می‌پرسد: «کِی داغش آروم می‌شه؟» اشک می‌دود توی چشم‌های زن جاافتاده. سرش را می‌اندازد پایین: «هیچ‌وقت… هیچ‌وقت!» زن جوان که اسرائیل برادرش را در جنگ دوازده‌روزه گرفته، به هق‌هق می‌افتد. 🔹️ زن‌هایی‌اند از دو نسل متفاوت، با دردی مشترک. برادر از دست داده‌اند و داغ برادر کم چیزی نیست. 🔻 به خودم نهیب می‌زنم. چند برادر به زمین افتاده‌اند تا من بتوانم در امنیت، شبانه از شهری به شهر دیگر سفر کنم و راحت صبحانه‌ام را بخورم و از تگرگ تازه‌آمده‌ی تهران لذت ببرم؟ چند برادر؟ 🗓 شماره ٧ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 🖥 @khamenei_reyhaneh
16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱 جوانان شهید، چراغ راه آینده 👈 ریشه‌ی اصلی دشمنی با جمهوری اسلامی را باید در کدام جست‌وجو کرد؟ 🗓 انتشار به بهانه سالروز شهید علم‌الهدی و دیگر دانشجویان همراه شهیدش در ۱۶ دی ۱۳۵۹ در هویزه خوزستان رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
💌 | سلام سلطان 📝 خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با خانواده‌های شهدای حاضر در دیدار با رهبر انقلاب در روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و سالگرد شهید سلیمانی در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ 🔻 زن طوری نگاهم می‌کند که انگار حرفی توی گلویش مانده. خم می‌شوم طرفش و می‌گویم: «اگه حرفی دارین، من و قلمم آماده‌ایم.» آرایش ثابت، پروتز لب‌ها و ابروهای کاشته نمی‌گذارد چهره‌ی اصلی‌اش را تصور کنم. وقتی می‌گوید مادر شهید است، جا می‌خورم. از امیرحسین ۲۴ساله‌اش که می‌گوید، لب‌هایش می‌لرزد و بغض صدایش را خیس می‌کند. جوان‌تر از آن است که پسرش سرباز باشد. «تولد امام حسین(ع) به دنیا اومد و شب اول محرم هم شهید شد. بچه‌م ستوان دوم بود. ظهر دوم تیر که میدون ونک رو زدن، زندگی من هم با عمر پسرم تموم شد.» نمی‌توانم چیزی بگویم. عوضش تندتند می‌نویسم. «وقتی تازه باسواد شده بود، بالای هر صفحه‌ی دفترش می‌نوشت: ’یا حسین غریب‘. بزرگ که شد و دفترهاش رو نشونش دادم، کلی به غلط‌املایی‌هاش می‌خندید. پسرم خیلی گل بود. خیلی من و باباش رو دوست داشت. دلمون لک زده واسه‌ی اینکه یه بار دیگه از در بیاد داخل و به باباش بگه: ’سلام سلطان.‘» با صدایی که سعی دارد مچِ بغض را بخوابانَد، می‌گویم: «چقدر امروز به باباشون سخت می‌گذره.» 🗓 شماره ٨ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📱 @khamenei_reyhaneh
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 زن محور مدیریت درونی خانواده است! 👈 چرا بازخوانی ارزش و کرامت زن در نگاه اسلام یک ضرورت است؟ ❤️ «»؛ مجموعه بیانات رهبر انقلاب درباره اهمیت نقش بی‌بدیل مادری رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📱 @khamenei_reyhaneh