🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
#نوجوان
#به_پدران_بگویید
دخالت و نقش پدر در بزرگ كردن فرزند بسیار مهم است.
تاثیر پدر بر فرزند ماندگار است و فرزندان شما براستی به پدر نیاز دارند، اما به یاد داشته باشید وجود هر پدری مفید نیست.
پس به آنها بگویید.....
برای فرزندانتان حضور عاطفی و فیزیكی داشته باشید.
امروزه ایمنی فرزندان از قلب پدرانشان بر میخیزد و بر این پایه استوار است كه مردها باید علاوه بر حضور فیزیكی در خانه، حضور عاطفی نیز داشته باشند.
: برای این کار فقط کافیست کوچکترین نقطه قوت نوجوان خود را ببینید و به او نشان دهید که مورد توجه شما بوده و برایتان مهم است.:
برای این بروز احساسات روش های ،زیادی وجود دارد،از استفاده از کلمات محبت آمیز و لبخند تاییدی،گرفته تا رفتارهایی مانند مشورت گرفتن از او در امور،واگذاری مسئولیتهایی که از نظر او مهم است و ...... .
هر چند پدرانی كه گرفتار كار هستند و ساعتهای زیادی را صرف شغل خود میكنند كمتر در فعالیتهای پدری مشاركت دارند.
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
https://eitaa.com/khaneAram_Basir
خانه آرام من(موسسه بصیر)
#کودک https://eitaa.com/khaneAram_Basir
🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱
#کودک
#محدودیتهای_بیجای_والدین
☀ترس امر ونهی ها وبکن ونکن های والدین ثمره ای جز ترس به دنبال نخواهد داشت .
چرا که به دنبال آزاد بودن بچه ها فضا برای تجربه کردن آنها مهیا میشود و اگر در این میان پدر یا مادر هم باشند که عالیه .
در غیر اینصورت چون بچه برای هر کاری منعی داشته ترسو شده و برای انجام هر کاری نیازمند دیگری خواهد بود.
🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻
https://eitaa.com/khaneAram_Basir
خانه آرام من(موسسه بصیر)
#آشپزخونه https://eitaa.com/khaneAram_Basir
🌾🌼🌾🌼🌾🌼🌾🌼
#آشپزخونه
💢طريقه فريز كردن هويج:👇
❇️هویج رو بشویید و پوست بگیرید حلقه اي برش زده و هويجها را داخل قابلمه پر از آب در حال جوش بريزيد.(به مدت ٣ دقيقه ) يك ظرف پر از آب به همراه يخ آماده كنيد.
بعد از ٣ دقيقه سريع هويج را آبكش كرده و داخل آب يخ بريزيد.مجددا هويج ها را آبكش كرده و روي حوله تميزي بريزيد.بزاريد آب أضافه كامل از بين بره.
هويج ها را داخل زيپ كيف ريخته و هواي اضافي كيسه را خارج كنيد.
مي تونيد هويج ها را تا يك سال داخل فريزر نگهداري كنيد.بهتر كه تاريخ بسته بندي را روي كيسه هويج ها بزنيد.
🌾🌼🌾🌼🌾🌼🌾🌼
https://eitaa.com/khaneAram_Basir
خانه آرام من(موسسه بصیر)
#فنجـانی_چـاے_بـا_خـدا #قسمت_سـی_و_پنـجـم ✍به فاصله ایی کوتاه،زنگ خانه به صدا درآمد و پروین پیچیده
#فنجـانی_چـاے_بـا_خـدا
#قسمت_سـی_و_شـشـم
✍به محض هوشیاری درد به سلول سلول بدنم فشار میآوردم و توان را دریغ میکرد اما من باید با یان حرف میزدم مطمئنا او از همه چیز خبر داشت همه چیزی که هیچ پازلی برای رسیدن به جوابش نداشتم.
پروین آمد با اشاره دست به او فهماندم که موبایلم را میخواهم و او فردای آن روز برایم آورد درست در ساعتی از زندگی که درد امانم را بریده بود هیچ وقت نمیداستم تا این حد از مرگ میترسم و بیچارگیم را وقتی فمیدم که نه دانیالی بود برای محبت و نه دوستی برای دادن آرامش حسِتهی بودن، بد طعم ترین حسِ دنیاست باید به کجا پناه میبردم من طالب دستی بودم که نجاتم دهد از مرگ از ترس از درد از حسام داعش صفتی که برایم نقشه داشت به ته دنیا رسیده بودم جایی که روبه رویم دیواری بی انتها تا عمق آسمان ایستادگی میکرد و پشت سرم، دیواری طویل که لحظه به لحظه برای کوبیدنم نزدیک میشد
با یان تماس گرفتم صدایم از قعر چاه بیرون میآمد و اون با نگرانی حالم پرسید دوست داشتم سرش فریاد بزنم اما توانی نبود پرسیدم دوست ایرانی ات کیست و او بحث را عوض کرد پرسیدم چه کسی زن پرستار را به خانه ام آورد و او باز بحث را عوض کرد پرسیدم چه نقشه ایی برایم کشیده و باز هم جوابی بی معنا عایدم شد.گوشی را قطع کردم باید با عثمان حرف میزدم. شماره اش را گرفتم اما اثر داروی بیهوشی آنقدر زیاد بود که فقط الو الو گفتنهای بلند و محکمش در گوشم ماند دنیا و خدایش چه خوابی برایم دیده بودند؟!
روز بعد در اوج ناتوانی و بی حالیم، شیمی درمانی شروع شد چیزی که تمام زندگیم را بارها و بارها مقابل چشمانم به صف کرد شرایط انقدر بد بود که حتی توان نفس کشیدن را هم دریغ میکرد و کل هوشیاریم خلاصه میشد در گوشهایی که تنها میشنید و صدایی که هر شب کنارِ گوشم قرآن میخواند صدایی از حنجره یِ حسام حسامی که بی توجه به تنفرم از خدایش،کلامش را چنگ میکرد بر تخته سیاهِ روحم او مدام قرآن میخواند و من حالم بدتر میشد آنقدر بدتر که حس سبکی کردم حسی از جنس نبودن حسی از جنس ایستادن و تماشای فریادهای حسام و دست پاچگیِ دکتر و پرستاران برای برگرداندنم حسی که لحظه به لحظه دهانم را تلختر میکرد
مرگ هم شیرین نبود و دستی مرا به کالبدم هل داد پرستاران رفتند و حسام ماند با قرآنی در دست و صدایی پریشان کنار گوشم سارا خانووم مقاومت کن به خاطر برادرتون نه اون دانیالی که صوفی ازش حرف میزد
روحم آتش گرفت و او قرآن خواند آرام و آهنگین اینبار کلماتش چنگ نشد سنگ نشد اینبار خنک شدم درست مثله کودکیم که برفهای آدم برفیم را دردهانم میگذاشتم و دندانم درد میگرفت از شیرینیِ سرما
نمیدانم چقدر گذشت اما تنها خاطرات به یاد مانده از آن روزهایم آوای قرآن خواندنِ حسام بود و حس ملسِ آرامش
بهوش آمدم!رنجورتر از همیشه اما حالا گوشهایم به کلماتی عربی عادت داشت که از بزرگترین دشمن زندگیم، یعنی خدا بود وصدایی که صاحبش جهنم زندگیم را شعله ورتر کرده بود
و این یعنی عمقِ فاجعه ی زندگی!
بهوش بودم اما فرقی با مردگان نداشتم چرا که ته مانده ایی از نیرو حتی برای درست دیدن هم نبود صدایشان را شنیدم همان دکتر و قاریِلحظه های دردم آقای دکتر شرایطش چطوره موج صدایش صاف و سالخورده بود الحمدالله خوبه حداقل بهتر از قبل اولش زود خودشو باخت اما بعد از ایست قلبی، ورق برگشت داره میجنگه عجیبه اما شیمی درمانی داره جواب میده بازم توکلتون به خدا دکتر رفت و حسام ماند سارا خانووم دانیال خیلی دوستتون داره پس بمونید معنی این حرفها چه بود نمیتوانستم بفهمم دوست داشتن دانیال و حرفهای صوفی هیچ هم خوانی با یکدیگر نداشتند صوفی میگفت که دانیال در مستی اش از رستگار کردن من با جهاد نکاح در خدمتِ داعش حرف میزد یعنی حسام به خواستِ برادرم، محضه اینکار تا به اینجا آمده یان مرا به این کشورِتروریست خیز هُل داد اما چرا اصلا رابطه اش با این مرد چیست و عثمان همان مسلمانِ ترسو مهربان نقش او در این ماجراها چه بود اگر هدفش اهدای من به داعش بود که من با پای خودم عزم رفتن کردم و او جلویم را گرفت سرم قصدِ انفجار داشت .
⏪ #ادامہ_دارد...
حضور رئیس هیات مدیره و مدیرعامل موسسه فرهنگی مشاوره ای بصیر کاشان در جلسه دیدار فرماندار محترم شهرستان کاشان با نمایندگان سازمانهای مردم نهاد
🔸یکشنبه نهم دیماه
👈لینک خبر
http://kashan.gov.ir/index.aspx?page_=news&lang=1&tempname=mainkashan&sub=1&sampledetails=tool_news_sample_mainkashan_block39&PageID=56604&PageIDF=225&BlockName=tool_news_sample_mainkashan_block39
با ما همراه باشید.
🌹گلها جواب زمین اند به سلام آفتاب
و
لبخند جواب دل است به سلام محبت
#صبحتون_بخیر_و_شادی
https://eitaa.com/khaneAram_Basir
خانه آرام من(موسسه بصیر)
#همسرانه https://eitaa.com/khaneAram_Basir
🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
#همسرانه
#به_مردت_افتخار_کن.
❣حداقل روزی یکبار به شوهر خود بگویید از اینکه تو همسرم هستی خوشحالم به خودم میبالم افتخار میکنم مرد هرکار خوبی که کرد بهش بگین تو فوق العاده هستی.
🚫 نه اینکه برین به بچه هاتون بگین تو هم مثل بابات هیچی نمیشی .
❤️مرد باید مورد قدر دانی قرار بگیره به فرزندتون بگین من میدونم توهم مثل بابات روزی مرد بزرگی میشی حتی اگه سخته حداقل روزی یک بار به مردتون بگین بهش افتخار میکنید.
🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
https://eitaa.com/khaneAram_Basir
🍃💐🍃💐🍃💐
#تذکر
وقتی همه کارهای کودک یا نوجوان یا همسرم را بهش یادآوری می کنیم.
مشقاتو نوشتی؟
جورابتو درآوردی؟
کتابهای فرداتو برداشتی؟
دستشویی نداری؟ خودتو خیس نکنی(برای کودکی که درمرحله پوشک گرفتن است)
وسایلت رو برداشتی؟
به همکارت زنگ زدی؟
و.....
این افراد وابسته به تذکرات ما می شوند و تا به آنها یادآوری نشود کارهایشان را انجام نمی دهند و باید دائم آنها را هُل داد.
🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐
https://eitaa.com/khaneAram_Basir