eitaa logo
*خط به خط...
147 دنبال‌کننده
628 عکس
34 ویدیو
9 فایل
#کتاب ها خدای خطوط اند... و خطوط خدای کلمات.. و این میان... چه خبر از خدای من؟!
مشاهده در ایتا
دانلود
#زندگی مثل یک #کتاب📚 است!❗️ @kettabkhanha
با 📚📚کتاب📚📚 کنیم! @kettabkhanha
. اتود اولیه یک نقاشی، چند خط صاف و منحنی است که شَمایی از یک منظره یا چهره را نشان می‌دهد. شما فکر کنید این خطوط شمایی باشند از یک مکان مقدس یا چهره یک شخصیت مهم. این اتود اصلا زیبا نیست اما مهم است، این خط‌ها شروع خلق یک اثر هنری هستند اما خودشان هنوز یک اثر هنری نیستند. در وادی نوشتن هم اوضاع همین‌طور است، خاطره‌ها دست‌مایه خلق داستان‌ها یا روایت‌ها هستند، شبیه همان اتودهای اولیه در نقاشی. کتاب سلام بر ابراهیم، مجموعه‌ای است از خاطرات متراکم شده یک شهید نازنین و بزرگوار، ابراهیم هادی. خاطره‌های کتاب اصلا پرداخت تکنیکی پیدا نکرده‌اند، جزئی نشده‌اند، شروع و پایان‌های حساب شده ندارند، شخصیت‌پردازی و فضاسازی‌های‌شان ناقص است، حتی گاهی خطای در زاویه دید دارند و از جهت زبانی چیزی در حد فاجعه به حساب می‌آیند. کتاب سلام بر ابراهیم هیچ وقت نباید این‌طور چاپ می‌شد، باید پخته می‌شد، باید پروار می‌شد، تکنیک‌های روایی به کار اضافه می‌شد و در نهایت تبدیل می‌شد به کتابی که علاوه بر محتوای جذابش، فرم قوی و درستی هم دارد........متن کامل در تصاویر. ✍محمدرضا جوان آراسته پ.ن۱: نفس‌تان گرم استاد. با این جرئت و جسارت و دغدغه‌ی ستودنی. پ.ن۲: فقط دعا کنید قشر خودی نابودش نکنند. . خط به خط, همراه ما باشید🖊 https://eitaa.com/joinchat/3071082506Cce1e021776
*خط به خط...
یا حق رفتن از یک دهه عمر به دهه دیگر، مثل توقف یک قطارِ ده واگنی می‌ماند در ایستگاه نهایی‌اش. باید
این چند روز آخرِ دهه، ذهنم تا دلش خواست فلسفه بافی کرد. پیرزنی سمج توی مغزم نشسته بود و با سرعتی نزدیک به نور، هی می‌بافت و می‌شکافت و می‌بافت و می‌شکافت و باز از اول. احتمالا خاصیت تغییر دهه‌ است که آدم ناگهان به خودش می‌آید، می‌بیند یک ده سال دیگر از عمرش گذشته و او هنوز دارد با چیزمیزهای جلوی چشمش یک قل دو قل بازی می‌کند. که نمی‌داند بالاخره می‌خواهد با این نعمت عظیم و غریبِ چه کند. مراسم تولد، نوعی گرامی‌داشت است که همه آدم‌ها بدون استثناء دارند. هر آدمی فارغ از وضعیت اقتصادی و اخلاق و خانواده و اعتقاد و ...، یک روز از سال به نام خودِ خودش دارد. توی این گرامی داشت من هرگز آتلیه نرفتم. بادکنک عددی دستم نگرفتم و دنبال ثبت عکس‌های لاکچری نبودم. از این گرامی داشتن، معنایش می‌ماند نه اجزایش. معنا، برادری است که از مدت‌ها قبل توی حرف‌هایت دنبال علاقه‌مندی‌ات می‌گردد و صاف همان را با هر قیمتی، می‌گذارد توی دستت. معنا خانواده‌ای است که با وجود هر شرایطی، فراموشت نمی‌کنند. معنا نویسنده‌‌ی خیلی عزیزی است که از یک هفته قبل مخفیانه نشانی گرفته و کتاب‌هایش را با امضا فرستاده که غافلگیرت کند. معنا دوستی است که از سه روز قبل دنبال وقت خالی بین روزهایت می‌گردد و اصلا هم مشکوک نیست. معنا مهربانویی است که ناغافل با یک دسته گل نرگس، می‌نشیند توی ماشینت. معنا کلاس لذت بخشی است که در هیچ شرایطی-حتی روزی که مالِ خودِ خودت است-دلت نمی‌آید لغوش کنی. من این معنا را، به دنیا دنیا عکس و رقص و شمع و خرج ترجیح می‌دهم... معنای زندگی‌تان بی‌شمار. پی‌نوشت: شرمنده که زیادی فلسفی بود. تقصیر پیرزن سمجی است که توی ذهنم لنگر انداخته! ✍🏻فاطمه زهرا بختیاری 1400/9/4 خط به خط, همراه ما باشید✍🏻 https://eitaa.com/joinchat/3071082506Cce1e021776