هنگامی که تمام دنیا می گویند
" تســــــلیم شو "🍂🍂
#امیــــــــد
زمــزمه می کنــــد..
"یک بار دیگر تــــلاش کن"🌺🌸🌾🌱
#انگیزشی
╔━━━๑ღ🌸ღ๑━━━╗
╚━━━๑ღ🌸ღ๑━━━╝
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
میگفتقبلازشوخے
نیتتقـرّبڪنوتودݪتبگو
"دلِیہمؤمنُشادمیڪنم،قربہاِلےاللّٰه"
- اینشوخیاتممیشہعبادت ... (:"
#دوڪلامحرفحساب:)🌺
#ازخدابه_مخلوق
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
✅خوابیدن بعد از غذا منجر به سکته مغزی میشود !
🔹رفتن به خواب بلافاصله بعد از غذا خوردن، خطرناک میباشد و علاوه بر خطر اضافه وزن باعث سوزش سر دل، زخم و تورم معده میشود و همچنین میتواند منجر به سکته قلبی شود و خطر مرگ ناشی از سکته مغزی را نیز افزایش میدهد
+البته دراز کشیدن و دوری از تحرک بعد غذا در روایات ذکر شده است
#علمی
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
#گزارش
#بینالملل
💯تولید مقنعه یکبار مصرف قابل استفاده در محیط های بیمارستانی
🔻«هلال ابراهیم» ساکن میناپولیس آمریکا وقتی در بیمارستان مشغول کار بوده و خون می پاشه روی مقنعه ش چاره ای نداشته جز اینکه بره خونه و یک مقنعه جدید سر کنه
🔻بخاطر همین به فکر تولید مقنعه یکبار مصرف قابل استفاده در مراکز درمانی و بیمارستانی میوفته.
🔻به غیر از زنان مسلمان بعضی از زنان ارتودکس،یهودی و هندو هم از این مقنعه ها استفاده می کنند
هلال علاوه بر این یک برند محصولات حجاب هم داره
🌐منبع:https://amp.cnn.com/cnn/2020/07/29/us/hijab-design-hilal-ibrahim-pandemic-trnd/index.html
#تولیدی
#پشت_پرده
🌸 ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
#خاکشیرآماده برای استفاده درانواع شربتها
خاکشیر رو چند مرتبه آبکشی کنید تا تمیز بشه توی قالبهای پلاستیکی و یا سیلیکونی بریزید و روی اون با قاشق چایخوری آب بریزید و داخل فریزر تا یخ بزنه 🥂
🎀 🌸 🎀
•┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈•
#هنرومهارت
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
خوش تیپ ترین😎 و پولدار ترین شهید مدافع حرم
#شهید_احمد_مشلب
شهید ۲۳ساله حزب الله لبنان🌼
درست در روزهایی که عده ای کج فهم تلاش میکردند
تا مغرضانه «دفاع از حرم عقیله بنی هاشم» را
به #پول پیوند بزنند،
«احمد» با آن لبخند زیبایش از راه رسید😊🌸.
همان روزهایی که میگفتند این جوان ها به خاطر 500دلار
یا به خاطر بیکاری و تنگدستی به سوریه میروند...😠
همان موقع بود که احمد آمد.🌱🌻
جوانی که نفر هفتم لبنان در رشته تکنولوژی بود🍀🦋
و چیزی از مال دنیا کم نداشت🌈
🌿غیرت شهید مشلب بود که او را به سوریه کشاند...
روحش شاد🕊
#الگو #یک_نمونه
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
#رمان_سو_من_سه
#قسمت_صدو ده
اما شهید همین قدر قشنگ فهمیده که قشنگ زندگی کرده که قشنگ رفته. می خواسته زندگی قشنگ رو یادمون بده یا می خواسته زشتیا را از دنیا بشوره ببره و یه زندگی قشنگ بهمون هدیه بده! بعدترها که به این حس بیشتر بیشتر فکر کردم شیرین شد برام. بحث دوست داشتن اومد وسط. شاعر میگه: دوست دارم دوسم داری دل به دل راه داره!
و می خندد. نغمۀ خنده اش رشته های سیاهی را پاره می کند و نسیم مهربان دم عید می نشیند روی موها و صورتمان.حرف هایم با مصطفی را برای مادرم تعریف می کنم. مو به مو تعریف می کنم. ملیحۀ خانه هم هست. از روستا که برگشتم حسم نسبت به مادر و خواهرم عوض شده است. دقیق گوش می دهند و خیلی شیرین همراهم می شوند. یکی مادر می گوید، یکی ملیحه:
- پس هرکی مهربون تره این قشنگی رو بهتر فهمیده!
- احترام گذاشتن باحجاب بودن ما خانم ها هم محبت به همه است. اثر محسوس تو عالم داریم!
- شما مردا هم باید این پوششای افتضاحتون رو درست کنید در ضمن هوای خواهر رو داشتن هم...
می خندم به ملوسکی که وسط بحث دارد بار خودش را می بندد. لپش را می کشم و می گویم:
- نوکرتم. تو همینجور خوب بمون. مثل همۀ دخترا نباش. اصیل باش خودم تا آخر عمر نوکرتم.
دو ماه مانده تا کنکور و همه به هم ریخته ایم و برادر مصطفی، محمدحسین دعوتمان می کند یک هفته ای برویم یزد توی زیرزمینی که اجاره کرده درس بخوانیم. از تهران خراب شده بدم می آید. راستش بدم نمی آید یک ترس غریب
افتاده به جانم. محمدحسین، من و آرشام و جواد و مصطفی و علیرضا را با خودش می برد یزد. دانشجو است و خانۀ دانشجویی دارد. توی مسیر از فرقه ها می گوید و کارهایشان
#بخوانیم
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
#رمان_سو_من_سه
#قسمت_صدو یازده
یعنی مَنِ جوان، جان سالم به در ببرم در این دنیای هزار و یک فرقه؛ صلوات...
زیرزمینش یک اتاق دارد و یک سالن که دو تا دوازده متری افتاده است از این سرش تا آن سرش. در اتاق را که باز می کنم بوی عطر نرگس
می پیچد و چشمانم همراه دماغم لذت می برد. برای خودش یک موزه است و بازدید نیاز. ورقه های کوچک و بزرگ با انواع و اقسام خط و
عکس ها لای و لویش به دیوار چسبیده و یکی دو تا پرچم...
همه با من سرک می کشند. محمدحسین یکی یک پتو و متکا می دهد دستمان و می گوید:
- برید بخوابید تا صابخونه بیرونم نکرده.
فعلش را درست به کار نبرد. گفت برید بخوابید. پس خودش چه؟ ما کجا بخوابیم او کجا؟ وقتی می بیند مثل مجسمه ایستاده ایم می گوید:
- من اینجا میخوابم شما برید تو سالن.
قضیه خیلی پیچیده شد. اول مصطفی و بعد ما، در همان اتاق ولو می شویم. دست به پهلو و با چشمان وقزده نگاهمان می کند. دست زیر سر و با چشمان منتظر نگاهش می کنیم. ابهت و کلامش سراب می شود. آرشام عکس العملش جمله ای است که فقط از مادر عروس برمی آید:
- جوون نباید تو اتاق تنها بخوابه آقا محمد حسین. ما برا همین همراهیت می کنیم. والّا که خودمون یکی یک اتاق تک داریم که دلمان می خواد با ناخن دیواراشو خراب کنیم. اتاق تک مزخرف ترین ایدۀ جهانیه. حداقل تو هراتاق از دو نفر تا مثل الانِ ما، باید پنج نفر باشن.
#بخوانیم
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost