eitaa logo
ڪوچہ‌ احساس
7.7هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
2.9هزار ویدیو
21 فایل
لینک کانال تبلیغات http://eitaa.com/joinchat/826408980C73a9f48ae6
مشاهده در ایتا
دانلود
😉 ♥️🌱👇🏻 نمازمان كه تمام می‌شود، نیم‌رخ می‌نشیند: - ما حرفامون هنوز تموم نشده. اگر موافق باشین بریم جایی ناهار بخوریم و صحبت كنیم. انگشتانم را فشار می‌دهم. نفس می‌گیرم: - باشه، اشكالی نداره. جانمازم را جمع می‌کنم. از دست خودم حرص می‌خورم که "فقط بلدی بگی اشکالی نداره!" لقمه‌ نذری را به سمتم هل می‌دهد: - حداقل این‌و بخورین، حس نکنم دستم‌و رد كردین. - این چه حرفیه؟! لقمه را برمی‌دارم و نصف می‌کنم. آن سمتی که توی نایلون است را سمتش می‌گیرم: - شما هم بخورین. تبرکه. دستش را سمت قسمتی که در دست دارم دراز می‌کند: - این لقمه خوردن داره. قلبم هری می‌ریزد و داغ می‌شوم. ناخودآگاه دستم شل می‌شود و لقمه توی دستش می‌افتد. لبخند می‌زند و به یکباره همه‌ را در دهان می‌گذارد. مثل این‌كه امروز شمشیر را از رو بسته و نیت كرده تا هرطور شده این رویش را هم نشانم بدهد..... 😍 https://eitaa.com/joinchat/453312565Cad8008b0ac 😋♥️
ڪوچہ‌ احساس
#پارت‌خوشمزه😉 ♥️🌱👇🏻 نمازمان كه تمام می‌شود، نیم‌رخ می‌نشیند: - ما حرفامون هنوز تموم نشده. اگر موافق
😍😋🤩 بهار دختری مقید و مذهبی، با عشق زیاد با رفیق برادرش به اسم علی ازدواج می کنه ولی قبل از به دنیا اومدن پسرش، علی فوت می کنه، و حالا و علی قدم پیش گذاشته برای خواستگاری از بهاری که از همسر اولش دل نمی‌کنه ... نزدیک راضی شدن بهار، ناگهان سر و کله ی پسری پیدا می شه که ... https://eitaa.com/joinchat/453312565Cad8008b0ac عاشقانه‌ای‌مذهبی♥️ ویژه مخاطبان دلبرااانه پسند😍🍃 😉😍
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💔 گر حرم قسمت ما نیست سلام ما را بر محضـــر برسانید فقط 😭 سلام روزتون امام حسینی ┅═✧❁🍃🌸🍃❁✧═┅       @koocheyEhsas ┅═✧❁🍃🌸🍃❁✧═┅
بر اثر اصابت تیر، از ناحیه کتف مجروح شده بود، یک روز تصمیم گرفت برای سرکشی و کسب اطلاع از انبارهای لشکر بازدید کند مسئول انبار، پیرمردی بود به نام حاج امرالله با محاسنی سفید که با هشت جوان بسیجی در حال خالی کردن کامیون مهمات بود، او که آقا مهدی را نمی شناخت تا دید ایشان در کناری ایستاده و آن‌ها را تماشا می‌کند فریاد زد: جوان چرا همین طور ایستاده‌ای و ما را نگاه می‌کنی بیا کمک کن بارها را خالی کنیم یادت باشد آمده‌ای جبهه که کار کنی، شهید باکری با معصومیتی صمیمی پاسخ داد: بله چشم، و با آن کتف مجروح به حمل بار سنگین پرداخت، نزدیکی های ظهر بود که حاج امرالله متوجه شد که او آقامهدی، فرمانده لشکر است، بعض آلود برای معذرت‌خواهی جلو آمد که مهدی گفت: حاج امرالله، من یک بسیجی ام. 🌷شهید مهدی باکری🌷 ┅═✧❁🍃🌸🍃❁✧═┅       @koocheyEhsas ┅═✧❁🍃🌸🍃❁✧═┅
🌸دلنوشته دختر شهید : من همیشه وقتی که دلم برای بابام تنگ میشه، عکسش و تو دلم نقاشی می‌کنم می‌دونم که بابام مراقب منو داداشم هست وقتی که دلم برای بابام تنگ میشه یاد رقیه خاتون دختره امام حسین میفتم که کوچیک‌تر از من بود و باباش شهید شد مامانم همیشه میگه : شهدا زنده‌اند و همیشه پیشمونن ؛ پس بابایی یادت باشه مثل قبلنا که برام هدیه میگرفتی هدیه منو تو بهشت نگه دار تا منم بیام ازت بگیرم ... نازدانه فاطمه‌خانم دختر شهید مدافع‌حرم مصطفی صدرزاده ┅═✧❁🍃🌸🍃❁✧═┅       @koocheyEhsas ┅═✧❁🍃🌸🍃❁✧═┅
آقا مهدی همیشه به بنده می‌گفت که سفر زیارتی امام حسین (ع) را هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی ترک نکن! حتی اگر شده سالی یک مرتبه آن هم در موقع اربعین شهادت امام حسین (ع) خود را به کربلا برسان، حتی اگر شده فرش خانه‌ات را بفروش و مقدمات سفر کربلا را مهیا کن و این سفر را ترک نکن و این شاخص‌ترین سخنی بود که آقا مهدی درباره سفر اربعین به بنده می‌گفت. 🌸شهید مهدی نوروزی🌸 راوی: همسر شهید ┅═✧❁🍃🌸🍃❁✧═┅       @koocheyEhsas ┅═✧❁🍃🌸🍃❁✧═┅
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*ما بی‌تو تا دنیاست دنیایی نداریم چون سنگ خاموشیم و غوغایی نداریم ای سایه‌سار ظهر گرم بی‌ترحم جز سایه‌ی دستان تو جایی نداریم* اللهم عجل لولیک الفرج ┅═✧❁🍃🌸🍃❁✧═┅       @koocheyEhsas ┅═✧❁🍃🌸🍃❁✧═┅
🌱🌻 🍂نورانی شوید.🍂 🌻بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ 🌻 🕋 يَوْمَ تَرَي الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَي نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم...... (حدید/۱۲) ⚡️ *در قیامت، مؤمنان دارای نوری هستند که راهنماى ایشان به سوى بهشت مى شود. * ✅ این نور، بر اثر اطاعت از دستورات خدا و رسول، و عمل به قرآن در دنیا به دست می آید. 💥 منافقین که در دنیا فقط تظاهر به ایمان داشته اند، در قیامت، ظلمانی و بدون نور خواهند بود. ✅ هرچه اطاعت انسان از خدا و دستوراتش بیشتر باشد، نور قیامتش نیز بیشتر خواهد بود. ┅═✧❁🍃🌸🍃❁✧═┅       @koocheyEhsas ┅═✧❁🍃🌸🍃❁✧═┅
هدایت شده از RadioMighat | رادیو میقات
33.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧 داستان صوتی { روز آخر } ♦️ فصل دوم ( دولت حق ) قسمت هشتم ♦️ خلاصه داستان: پس دید که آن دیو چنان قد کشید که سرش تا به ابرها رسید! و چنان نعره زد که کوه فرو ریخت!...پس فرزند انسان شمشیر کشید و در مقابلش قرار گرفت اما شمشیر را در میان پنجه هایش خُرد کرد...مسیح بر بلندی رفت و رو به آن دیو فریاد زد: بس است دجال که این شعبده امروز به کار تو نمی آید!!... ♦️ صداپیشگان: میثم شاهرخ ، شاهین حیدرپور ، علی حاجی پور ، محمدرضا جعفری، امین شاهمرادی ، عماد صادقی فر ، مهدی خدابخش ، مسعود عباسی ، امیر مهدی اقبال ، فرشید فضل علیزاده، مجید ساجدی ، فرزاد نوابی فر، هادی نعمتی ، امیرحسن مومنی نژاد ، احسان شادمانی ، کامران شریفی، محمدرضا گودرزی، و با حضور افتخاری ( علی زکریایی ) ♦️ نویسنده و کارگردان: علیرضا عبدی ♦️ پخش: هر هفته روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه از کانال رادیو میقات @radiomighat @radiomighat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا