eitaa logo
کوخَک
160 دنبال‌کننده
351 عکس
28 ویدیو
4 فایل
بسم الله عکس کانال: اثر فاطمه سادات مظلومی من اینجام👇 @m_borzoyi
مشاهده در ایتا
دانلود
. بچه مردم؟ نه من خیلی وقت است دیگر نمی‌گویم بچه مردم. از کی یاد گرفتم؟ ده، پانزده سال پیش شهید چمران بهم یاد داد. غاده همسرش تعریف می‌کرد مصطفی توی لبنان تا یک بچه یتیم کنار جاده می‌دید می‌زد بغل، ساعت‌ها آن کودک را در آغوش می‌کشید و نوازش می‌کرد. وقتی هم سوار ماشین می‌شدیم تا مقصد، های‌های گریه می‌کرد. می‌گفت؛ غاده این بچه‌ها ایتام آل محمد(ص) هستند. همه‌مان نخ یک قالی حساب می‌شویم.‌ درست مثل همان چهارصد بچه یتیمی که توی لبنان، جان آقا مصطفی بهشان بند بود. ‌ فیلم بچه مردم هم گوشه‌ای از زندگی همین بچه‌هاست که به هزار و یک دلیل معلوم و نامعلوم سر از پرورشگاه درآورده‌اند و سال‌ها باید این برچسب را با نگاه‌های عجیب و غریب آدم‌ها با قضاوت‌های پس ذهن‌شان وقتی این کلمه را می‌شنوند به دوش بکشند. من برای این فیلم همان قدر که از ته دل خندیدم، گریه کردم. برای سکانس‌هایی از زندگی این بچه‌ها که شاید کمتر دیده و شنیده باشیم. از جنگیدن‌هایی که در دنیای درون خودشان با هویتی گمشده دنبال می‌کنند تا درگیری‌های دنیای بیرون. ‌ رنگ‌های گرم فیلم، شوخی‌های به موقع، شخصیت‌پردازی دوست داشتنی آدم‌های قصه در مجموع، برایم لحظات شیرینی ساخت. آن‌قدر که همان موقع دست به گوشی بشوم و دوست و رفیق‌هایم را دعوت کنم به تماشایش. ‌ @koookhak
. همسایه‌مان زنگ زده به مامانم خبر ازدواج یکی از دختر و پسرهای محله را بدهد. مامان قبل از هر عرض تبریکی، فوری می‌گوید: «لیلا و علی‌اکبر تو مسجد ما سر صبحونه دعای ندبه آشنا شدن. بهشون بگو پنجاه درصد کادوهای عروسی‌شون رو باید بریزن به حساب مسجد.» حالا می‌فهمم چه‌طور عرض یک سال، مامان و رفقایش، آن زمین صاف را تبدیل به مسجد کردند. خدا می‌داند پشت دانه دانه آجرهایش آه و نفرین چند پیر و جوان خوابیده. پ_ن: یک روز باید از مسجد محله مامان برایتان بنویسم. یک مسجد ساده، واقعی و زنده. از جنس همان‌ مسجدی‌هایی که امام حرفش را می‌زد. @koookhak
. معصومه سادات چه قدر درست نوشته بود که ما زن‌ها وقتی عاشق می‌شویم، انگار آسمان سوراخ شده و معشوق‌مان، تالاپی از آن بالا افتاده پایین. یکسره چشم‌مان فقط زیبایی می‌بیند و بس؛ درست مثل خانوم ماه. دیشب می‌خواستم دو سه صفحه ورق بزنم و بروم پی کارم، دیدم نزدیک اذان صبح شده و کتاب به نیمه رسیده. نثر کتاب به دلم ننشست اما خانوم ناز، چه‌قدر ماه بود و تا توانست مرا دنبال خودش کشاند. خلاصهٔ این کتاب می‌شود همان بیتی که آقا توی تقریظ‌ش نوشت؛ هرچه گویم عشق را شرح و بیان چون به عشق آیم خجل باشم از آن. ‌ @koookhak
. ابری شدم ای کاش برای تو ببارم. ‌ @koookhak
هدایت شده از رقیه فاضل
🔻یلدا و احیای عدالت 🔻امام خمینی رحمه‌الله علیه، در حدیث ۱۹ چهل حدیث، دلیل اجتماعی منع غیبت را سست شدن پیوندهای اجتماعی و از دست دادن قوت جامعه میدانند و معتقدند جامعه از منظر الهی باید «به منزله یک شخص باشد و افراد جامعه به منزله اعضا و اجزاء آن و تمام کوششها و سعی ها حول یک مقصد بزرگ الهی و یک مهم عظیم عقلی، که صلاح جامعه و فرد است، چرخ زند» و تاکید میکنند که «اگر چنین مودّت و اخوّتی در بین یک نوع یا یک طایفه پیدا شد، غلبه کنند بر تمام طوایف و مللی که بر این طریقه نباشند. چنانچه از مراجعه به تواریخ، خصوصا تاریخ جنگهای اسلام و فتوحات عظیمه آن، مطلب خوب روشن می شود، که در اوایل طلوع این قانون الهی، چون شمه ای از این اتحاد و وحدت در بین مسلمین بوده و مساعی آنها مشفوع به تخلیص نیّات نوعا بوده، در مدت کمی چه فتوحات بزرگی کردند، و در اندک زمانی به سلطنتهای بزرگ آن زمان، که عمده آن ایران و روم بوده، غلبه کردند و با عده کم بر لشکرهای گران و جمعیتهای بی پایان غالب شدند.»
هدایت شده از رقیه فاضل
🔻یلدا و احیای عدالت 🔻امام خمینی رحمه‌الله علیه، در حدیث ۱۹ چهل حدیث، دلیل اجتماعی منع غیبت را سست شدن پیوندهای اجتماعی و از دست دادن قوت جامعه میدانند و معتقدند جامعه از منظر الهی باید «به منزله یک شخص باشد و افراد جامعه به منزله اعضا و اجزاء آن و تمام کوششها و سعی ها حول یک مقصد بزرگ الهی و یک مهم عظیم عقلی، که صلاح جامعه و فرد است، چرخ زند» و تاکید میکنند که «اگر چنین مودّت و اخوّتی در بین یک نوع یا یک طایفه پیدا شد، غلبه کنند بر تمام طوایف و مللی که بر این طریقه نباشند. چنانچه از مراجعه به تواریخ، خصوصا تاریخ جنگهای اسلام و فتوحات عظیمه آن، مطلب خوب روشن می شود، که در اوایل طلوع این قانون الهی، چون شمه ای از این اتحاد و وحدت در بین مسلمین بوده و مساعی آنها مشفوع به تخلیص نیّات نوعا بوده، در مدت کمی چه فتوحات بزرگی کردند، و در اندک زمانی به سلطنتهای بزرگ آن زمان، که عمده آن ایران و روم بوده، غلبه کردند و با عده کم بر لشکرهای گران و جمعیتهای بی پایان غالب شدند.» 🔻بعد از تذکر به این نکته، این حدیث را روایت میکنند که «اتّقوا الله و کونوا إخوة بررة متحابّین فی الله متواصلین متراحمین، تزاوروا و تلاقوا و تذاکروا أمرنا و أحیوه» و تقوا را با برادری، محبت در راه خدا، رفت و آمد، رحمت و به زیارت هم رفتن و ملاقات کردن همبسته میدانند. اما چه رازی است میان صله رحم و تقوا؟ مسأله این است که رفت و امد در جامعه ایمانی، باعث میشود اگر در کوچه پس کوچه های دنیا اهل غفلت شدیم، همدیگر را که میبینیم یادمان بیفتد که برای هدفی حرکت میکردیم. یادمان بیفتد که کارهای مهمی داریم. و آن کار مهم توی دلمان را خالی نکند که از عهده ما بر نمی آید. رفت و امد میتواند به پیوند و برادری ختم شود و الفت و اتحاد، ما را به قدرت برساند. قدرت است که میتواند اسلام را احیا کند و دین را اقامه کند. 🔻در دورهمی های شبهای زمستان که بلندترینش یلداست، جا دارد به این فکر کنیم که چه باید بکنیم برای مبارزه با نابرابری ها در شهر؟ چه بکنیم برای نابودی اسرائیل؟ چطور به مردم مقاوم غزه کمک کنیم؟ این دغدغه‌ی احیای امر خدا در زمین را اگر در دستور کار شب نشینی ها قرار بدهیم، متناسب با سن و سال اعضای دورهمی و ترکیب افراد میشود کارهایی طراحی کرد. با کودک و بزرگسال هویج رنده کنیم و مربای هویج درست کنیم و بین فامیل بفروشیم برای کمک به غزه. با نوجوان ها درمورد تحریم کالای صهیونیستی صحبت کنیم و از همین امشب تصمیم بگیریم کوکاکولا نخوریم. با بزرگترها درمورد تجمع کارگری 18 آذر صحبت کنیم و تشکل یابی کارگران پارس جنوبی را بعنوان اقدامی خوب و مثال زدنی در میان حرکتهای صنفی که میتواند به عدالت ختم شود، روایت کنیم. شاید جان تازه‌ای به تصمیم هایمان دمیده شود. اول رجب است، تصمیم بگیریم و حرکت کنیم و به نصرت خدا امیدوار باشیم.
کوخَک
. این بخش از صحبت آقای حائری شیرازی مرا یاد سطرهای اول وصیت‌نامه امام رحمه الله انداخت. جایی که دارند از ثقلین صحبت می‌کنند؛ تکرار وصیت پیامبر(ص) در ابتدای وصیت خودشان. امام روح‌الله می‌فرمایند؛ این دوتا(ثقلین) به هم وصلند. اگر کسی به هرکدام ظلم کند، به دیگری هم ظلم کرده و ظلم به همه بشر کرده، نه فقط مسلمانان! چرا بشر؟ امام دین را وسیله انسان‌سازی و ساخت بشر برای زندگی سعادت‌مند می‌بینند. حالا اگر من دین را خراب کنم، به غیر مسلمان هم خیانت کردم. چون آن غیر مسلمان هم با این دین پرخدشه، نمی‌تواند دین‌دار شود. فرض کنید، یک بیمار محتاج داروی خاصی است، یکی برچسب دارو را کنده. نمی‌داند این دارو برای چیست. مجهول شده. دارو هست، نام و نشان ندارد. کسی که برچسب را کنده، قطعا ظلم کرده. مرگ این بیمار به گردن ظلم‌کننده هم هست. به راحتی در مورد قرآن و عترت هم می‌شود این موضوع را مطرح کرد. ما هر خدشه‌ای به دین بزنیم ظلم به کل بشریت کردیم نه فقط مسلمانان. ‌ خدمت امام به دین، رو آوردن مردم به دین بوده. امام باعث شد درخشش دین بیشتر شود و مردم غیر مسلمان، مسلمان شوند. یا اتفاقاتی که مقاومت مردم غزه و اتصالشان به قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام در جهان ایجاد کرد و مردم دنیا را کشاند دنبال نسخهٔ مقاومت. ‌ @koookhak
کوخَک
♨️ جلسه نقد کتاب «مادران میدان جمهوری» 🗓️ چهارشنبه، 3 دی 1404 📌 مکان: سبزوار، چهارراه دادگستری، پات
. امروز ساعت ۱۵ به روایتی جلسه نقد کتاب مادران میدان است در محل پاتوق کتاب سبزوار. دوستانی که از هفته‌ها قبل بلیط رزرو کرده‌اند، از پرواز و قطار و اتوبوس و سایر وسایل نقلیه جا نمانند. به امید دیدار
کوخَک
. دو روز مانده به پرواز ماهواره‌ها به سمت آسمان، یک برش از مطلب شماره دوم سها درباره دختران فضایی را در بهخوان به اشتراک گذاشتم. هنوز چند دقیقه‌ای نگذشته بود که سیل پسندها و یادداشت‌ها روانه پست شد. پیش‌بینی‌ام درست از آب درآمده بود. این قاب از توان و پیشرفت آدم‌ها و خصوصا زن‌های کشور، مثل هزاران نمونه مشابه‌اش از چشم خیلی‌ها دور مانده بود. هرکس آمد ذوق و شوق‌اش را یک جور زیر پست نشان داد. به خصوص دخترهای دهه هشتادی. ‌ چندین و چند پیام توی قسمت شخصی برایم گذاشتند. نوشته بودند؛ فکر نمی‌کردم دخترها را اینجاها راه بدهند. اصلا مگر رشته‌های مهندسی بازار کار برای دخترها دارد. پس این‌هایی که می‌فرستند آسمان واقعی‌ست. توی این سن و سال کم، انقد بهشان اعتماد شده... هرکدام ازین جمله‌ها را که می‌خواندم یاد قصه دو خانم مهندس جوان توی نشریه می‌افتادم. ‌ وقتی نرگس قلی‌زاده‌ که فقط ۲۶ سال دارد و تعریف می‌کرد بعد از فارغ‌التحصیلی برای گذراندن دوره کارآموزی، پایش به شرکت امید فضا باز شد و دیگر نتوانست دل بِکَند. امید فضا یعنی همان جایی که با دو سه نفر از دور میز یک کافه جان گرفت و کم‌کم توانست جای کوچکی برای خودش اجاره کند، با چند دست میز و صندلی. ‌ چه‌قدر هم اسم این مجموعه بهش می‌آمد. اینجا فقط امید فضا نبود. خانه امید همه این جوان‌های کم سن‌و‌سال بود. جوان‌هایی که با اعتماد رییس شرکت، همه کارها سپرده شد بود دستشان. جایی که آدم‌هایش حاضر بودند هشت، نه ماه بدون حقوق پایش بایستند، روزی ده، دوازده ساعت کار کنند، چون به قول خودشان چشم‌انداز آینده‌اش معلوم بود. می‌دانستند بالاخره کار به یک نقطه‌ای می‌رسد. نه این که فقط حرف خشک و خالی باشد. مثلا تا ماهواره کوثر راه بیفتد و آماده تست شود می‌نشستند دور هم تا برای کاربردی کردن عکس‌هایش برنامه بریزند. جایی که خانم مهندس جوان را به آنجا رسانده که می‌گفت؛ نباید دنبال یک چیز حاضر و آماده باشیم. چون قرار است خودمان هم مثل همان کار، بزرگ شویم و قد بکشیم. ‌ زهرا کشاورز ۲۵ ساله هم از تجربه ساختن یک چیز عینی و ملموس روایت کرد که باعث شد توی شرکت امید فضا ماندنی شود. زهرا می‌گفت؛ رییس شرکت، آقای شهرابی جرات اشتباه کردن و نتیجه نگرفتن به ما داد. همیشه حرفش این بود که باید جلو برویم و هرچه در چنته داریم بگذاریم وسط. آن‌وقت اگر نتیجه نگرفتیم می‌رویم سراغ پیدا کردن راه‌حل. ‌ حرف‌های این دو خانم مهندس جوان را که می‌گذاری کنار هم، می‌بینی اعتماد، امید به آینده و به کار بستن چیزهایی که سال‌ها سر کلاس درس یاد گرفته‌اند از آن‌ها توی این سن‌ کم، آدم‌های با انگیزه و اراده‌ای برای خودشان و کشورشان ساخته که راحت سختی‌ها را کنار زده‌اند و آمده‌اند جلو. ‌ اما مهم‌تر از همه این‌ها آن حلقه‌ایست که واسطه شده بین پیشرفت‌ها و مردم. نشسته پای صحبتشان تا از دلش روایت پیشرفت دربیاورد و این آدم‌ها و تخصصشان را بگذارد جلوی چشم مردم. تا وقتی یک روز غروب، تلویزیون صحنه‌های پرتاب ماهواره را نشان داد دیگر فقط یک جسم سفت آهنی نبینند. دیگر هزار بار پیش خودشان نپرسند اصلا ماهواره چیست و به چه درد می‌خورد. همان جور که چشم دوخته‌اند و دارند اوج گرفتن ماهواره را تماشا می‌کنند. صدای نرگس‌ها و زهراها و صدها آدمی که دارند در جای جای کشور، عرصه‌ای را فتح می‌کنند بپیچد توی گوششان. آن وقت این تولیدات وطنی یک رنگ و ارزش دیگر می‌گیرد. می‌آید و درست می‌نشیند گوشه قلب‌شان. ‌ @koookhak
. سلام و ارادت دوستان احتمالا مدتی نتونم اینجا پیام بذارم. اگر مایل به دنبال کردن مطلب ناچیز بنده بود، تشریف بیارید پیام‌رسان بله https://ble.ir/koookhak