♦️نقدی بر یک نگرش نابالغ سیاسی و دیپلماتیک
دیدم جناب دکتر حمزه صفوی در مصاحبه با فایننشیال تایمز فرموده اند« ایران باید تصمیم بگیرد که میخواهد نیرویی باشد که چالش ایجاد میکند یا نیرویی که به امنیت منطقهای و نظم جهانی کمک میکند.»؛ و سپس مثال چین را مطرح کرد؛ کشوری که «با وجود انتقاد از آمریکا و داشتن دیدگاههای تجدیدنظرطلبانه، همچنان در چارچوبهای شناختهشده بینالمللی عمل میکند.»
اما جناب دکتر احتمالا تجاهل العارف میکنند که مثال چین را در رابطه با تنش زدایی با امریکا مطرح میکنند .
گشایش آمریکا بهسوی چین در اوایل دههٔ ۱۹۷۰ نه یک ابتکار لحظهای به خاطر غربگرایی حزب کمونیست چین بود، و نه حاصل نوعی شیفتگی ناگهانی به انقلاب مائو در آمریکا. این چرخش، نتیجهٔ منطقی عمیقتری بود که از ساختار واقعگرایانهٔ جنگ سرد بیرون میآمد. هنگامی که ریچارد نیکسون در سال ۱۹۶۹ وارد کاخ سفید شد، جمهوری خلق چین دیگر یک رژیم انقلابی منزوی نبود که از حاشیهها شعار بدهد.
چین در سال ۱۹۶۴ نخستین بمب اتمی خود را منفجر کرده و تنها سه سال بعد آزمایش بمب هیدروژنی را نیز انجام داده بود دارای ظرفیت موشکی بالستیک با برد بلند بود. کشوری با نزدیک به یک میلیارد جمعیت، ظرفیت صنعتی رو به رشد، و زرادخانهٔ هستهای در حال شکلگیری، به واقعیتی ژئوپولیتیک تبدیل شده بود که هیچ قدرتی نمیتوانست آن را نادیده بگیرد.
برای رهبران آمریکایی بهویژه نیکسون و هنری کیسینجر ، این وضعیت جدید، بازنگری کامل در استراتژی جهانی آمریکا را الزامی میکرد. ایالات متحده دیگر نمیتوانست با یک چینِ هستهای همانند یک بازیگر بیاهمیت رفتار کند.
هر جنگ احتمالی در آسیا ــ چه در کره، چه در ویتنام و چه در مرزهای شوروی ــ از این پس سایهٔ تهدید هستهای را بر خود داشت. موازنهٔ نظامی در آسیا تغییر کرده بود و موضع قدیمی واشنگتن در بهرسمیت شناختن تایوان به عنوان «تنها چین» دیگر در جهانی که پکن سلاح هستهای داشت قابل دوام نبود.
هستهای شدن چین، آمریکا را ناچار میکرد که بهجای پاکدینی ایدئولوژیک، به منطق توازن قوا بازگردد.
اما عامل هستهای تنها بخشی از ماجرا بود. آنچه واقعاً تفکر واشنگتن را دگرگون کرد، وخامت شدید روابط پکن و مسکو بود.
شکاف عمیق میان چین و شوروی ــ از کشمکشهای ایدئولوژیک آشکار گرفته تا درگیریهای مرزی سال ۱۹۶۹ ــ اسطورهٔ «بلوک واحد کمونیستی» را در هم شکست. برای نیکسون و کیسینجر، که هر دو به سنتهای واقعگرایی آشنا بودند، این شکاف یک فرصت استثنایی بود. اگر جهان کمونیستی از هم گسیخته بود، آمریکا میتوانست این گسیختگی را به سود خود بهکار گیرد: نزدیک شدن به چین میتوانست شوروی را تحت فشار قرار دهد و مسکو را وادار کند که تنشزدایی (دِتانت) را بر اساس شروط واشنگتن بپذیرد.
ساختار دوقطبی جنگ سرد ناگهان به یک مثلث راهبردی بدل شده بود که آمریکا میتوانست میان دو غول رقیب کمونیست در آن مانور دهد.
ارتقای جایگاه چین حتی بهصورت نمادین ابزاری برای مهار شوروی و بازآرایی موازنهٔ قدرت جهانی بود
نزدیکی آمریکا و چین ــ از سفر تاریخی نیکسون به پکن در ۱۹۷۲ گرفته تا برقراری روابط رسمی در ۱۹۷۹ ــ نتیجهٔ طبیعی همین منطق ساختاری بود.
این تحول نه از سر همدلی و نه از سر اشتراک ارزشها، بلکه ناشی از این واقعیت بود که ظهور هستهای چین و فروپاشی انسجام دنیای کمونیستی، لحظهای منحصربهفرد ایجاد کرده بود که در آن تعامل با پکن دقیقترین راه برای پیشبرد منافع حیاتی آمریکا بود.
گشایش آمریکا بهسوی چین تنها یک تصمیم نظری یا یک چرخش سادهٔ دیپلماتیک نبود؛ این روند، مرحلهبهمرحله و با دقتی وسواسگونه، در فضایی از محرمانهترین عملیاتهای دیپلماسی قرن بیستم شکل گرفت. دتانت، پیش از آنکه در سال ۱۹۷۲ با سفر رسمی نیکسون به پکن علنی شود، در واقع با مجموعهای از تکانههای مخفی آغاز شده بود. نقطهٔ عطف این روند، سفر سری و تاریخی هنری کیسینجر به پکن در ژوئیهٔ ۱۹۷۱ بود؛ سفری که ماهیت پنهانی آن دقیقاً نشان میداد که دولت آمریکا میدانست کوچکترین نشت خبری میتواند چه پیامدهای راهبردی برای روابطش با متحدان آسیایی ایجاد کند.
در آن زمان، ایالات متحده بهخوبی میدانست که ژاپن و کرهٔ جنوبی، دو متحد کلیدی واشنگتن در شرق آسیا، میتوانند بهراحتی به نقش «اسپوایلر» تبدیل شوند. ژاپن، بهعنوان بزرگترین قدرت اقتصادی آسیا و کشوری که از ۱۹۵۲ به بعد عملاً زیر چتر امنیتی آمریکا قرار داشت، هرگونه نزدیکی واشنگتن به پکن را تهدیدی بالقوه علیه معماری امنیتی شرق آسیا میدید.
کرهٔ جنوبی نیز که در سایهٔ حضور نیروهای آمریکایی نفس میکشید، هر تغییر در مناسبات چین و آمریکا را با تردید و حتی وحشت دنبال میکرد؛ چرا که بقای رژیم سئول به ثبات بازدارندگی در شبهجزیره وابسته بود.
دولت نیکسون دقیقاً به همین دلیل تصمیم گرفت مراحل آغازین دتانت را کاملاً محرمانه نگه دارد. کیسینجر طی سفری نمایشی به اسلامآباد ناگهان «دچار بیماری» شد و سپس با یک پرواز ویژه و دور از چشم همه، از پاکستان به پکن منتقل شد؛ روایتی که بعدها به یکی از اسطورههای دیپلماسی پنهان تبدیل شد. خود کیسینجر بعدها نوشت که اگر ژاپن یا کرهٔ جنوبی حتی از احتمال این سفر بو میبردند، فشارهای سیاسی داخلی، واکنش افکار عمومی و ترس از تغییر موازنهٔ قدرت در شرق آسیا میتوانست روند دتانت را از همان ابتدا مرعوب و متوقف کند.
واشنگتن نگران بود که توکیو از این سیاست احساس «غافلگیری استراتژیک» کند یا کرهٔ جنوبی دچار بحران روانی امنیتی شود و خواستار تضمینهای گستردهٔ جدیدی گردد.
به همین دلیل، دولت آمریکا تصمیم گرفت نهتنها این روند را پنهان نگه دارد، بلکه زمانبندی اعلام آن را نیز کاملاً مهندسی کند. این پنهانکاریِ دقیق، وابستگی متحدان آسیایی را به واشنگتن تثبیت میکرد؛ زیرا آمریکا نمیخواست در میانهٔ طراحی یک معماری امنیتی جدید، متحدانش با واکنشهای هیجانی یا سیاستهای جبرانی، فضا را بههم بریزند.
کیسینجر میدانست که دتانت یک «پنجرهٔ فرصت» است که تنها در جغرافیا و زمان محدود جنگ سرد ممکن بود؛ بنابراین کوچکترین آشفتگی، بهخصوص از سوی متحدانی که امنیتشان به شدت به آمریکا گره خورده بود، میتوانست این فرصت را نابود کند.
به این ترتیب، دتانت نه در نور روشن دیپلماسی علنی، بلکه در سایهٔ محرمانگی، گامبهگام و دقیقاً در همان لحظهای شکل گرفت که ساختار جنگ سرد آن را ممکن ساخته بود. سفر مخفیانهٔ کیسینجر، نه یک حاشیه، بلکه قلب استراتژیک این تحول بود: حرکتی برای مدیریت تهدید شوروی، بهرهگیری از شکاف چین و شوروی، و همزمان مهارِ حساسیتهای متحدان آسیایی. گشایش آمریکا بهسوی چین تنها محصول یک محاسبهٔ بزرگ بود؛ اما اینکه چگونه این محاسبه عملی شد، داستان دیپلماسی خاموشی است که اگر فاش میشد، شاید مسیر تاریخ آسیا و جنگ سرد شکل دیگری مییافت
در جهان امروز، شرایط ایران هیچ شباهتی به صحنهٔ بازی قدرت در دوران جنگ سرد ندارد؛ نه ایران بمب هستهای دارد و نه ساختار بینالمللی در قالب دو بلوک متقابل تعریف میشود.
در چنین وضعیتی، اسرائیل بهجای ژاپن و کرهٔ جنوبیِ دوران نیکسون، به اصلیترین اسپویلر منطقهای تبدیل شده است؛ بازیگری که قادر است هرگونه تلاش برای تنشزدایی یا بازآرایی امنیتی در خاورمیانه را با اقدامات نظامی ناگهانی، کارزارهای لابیگری، یا تحریکهای امنیتی متوقف کند.
تفاوت مهم اما اینجاست که برخلاف مدیریت وسواسگونهٔ آمریکا بر متحدان آسیاییاش در دههٔ ۱۹۷۰، امروز واشنگتن هیچ ارادهٔ واقعی برای مهار اسرائیل ندارد؛ نه میخواهد و نه میتواند آن را در چارچوب یک استراتژی کلان محدود کند.
این عدم کنترل، هرگونه امکان برای یک مسیر پایدار تنشزدایی با ایران را نهفقط دشوار، بلکه عملاً شکننده و ناپایدار میسازد.
بنابراین سخنان آقازادهی رحیم صفوی مبنی بر کم کردن تخاصم با اسرائیل در منطقه و کمک به ایجاد نظم بین الملل بیشتر شبیه توهمیست که این روزها دارند به افکار عمومی ایرانیان میفروشند که اتفاقا تمام جناح های سازشکار غربگرا و انقلابی های دیروز و پشیمان شده های امروز از این سخنان استقبال می کنند و در پروموت کردن تئوری های ایشان نام سنگ تمام گذاشتند!
https://t.me/kriyaassess
علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
♦️نقدی بر یک نگرش نابالغ سیاسی و دیپلماتیک دیدم جناب دکتر حمزه صفوی در مصاحبه با فایننشیال تایمز
فرزندان انقلاب ایران خواستار تنظیم مجدد روابط با جهان هستند
نسل جدید نخبگان سیاسی به دنبال بازنگری در روابط با غرب و کشورهای عربی هستند
حمزه صفوی، استاد آرام مطالعات خاورمیانه در دانشگاه تهران، در میان روشنفکران ایرانی که خواستار ارزیابی مجدد اساسی در نحوه تعامل جمهوری اسلامی با جهان هستند، منحصر به فرد نیست.
شاید تعجبآورتر این باشد که این مرد ۴۴ ساله پسر سرلشکر یحیی رحیم صفوی، مشاور ارشد نظامی آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران و فرمانده سابق سپاه پاسداران است.
از نوههای آیتالله روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، گرفته تا فرزندان رئیس جمهور سابق، ابراز دیدگاههای نامتعارف از سوی وارثان وفادار به رژیم بیسابقه نیست.
اما مواضع صفوی که به طور گسترده در رسانههای ایران منتشر شده است، منعکس کننده بحث گستردهتری است که نه تنها در ملاء عام، بلکه در محافل سیاسی مرتبط نیز در جریان است، زیرا تعداد فزایندهای از عملگرایان خواستار تغییرات اساسی هستند.
در قلب موضع آنها این است که در پی جنگ ویرانگر ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران در ماه ژوئن، حکومت دینی شیعه باید اصول ایدئولوژیک تندروانه خود مبنی بر خصومت با آمریکا و اسرائیل را تعدیل کند تا از درگیریهای آینده جلوگیری شود.
صفوی در دفترش که شبیه کتابخانه بود به فایننشال تایمز گفت: «ایران باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد نیرویی باشد که امنیت منطقهای و نظم جهانی را به چالش میکشد یا از آن حمایت میکند.»
او به عنوان مثال به چین اشاره کرد که «در حالی که منتقد ایالات متحده است و دیدگاههای تجدیدنظرطلبانهای دارد، همچنان در چارچوبهای شناختهشده بینالمللی عمل میکند».
چنین دیدگاههایی از مقامات اصلاحطلب ایران، مانند مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، که با وجود درگیری - که واشنگتن برای مدت کوتاهی به آن پیوست - از سرگیری مذاکرات هستهای با ایالات متحده حمایت کرده است، فراتر میرود، اما همچنان موضع چندین دههای جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه اسرائیل «غاصب» است را تکرار میکند.
اما صفوی در میان فرزندان جمهوری اسلامی که طرفدار بازنگری اساسی هستند، تنها نیست. فائزه هاشمی، نماینده سابق مجلس و دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور فقید سابق، از اصلاحات، از جمله احیای روابط دیپلماتیک با ایالات متحده، حمایت کرده است.
او در مصاحبهای در آپارتمانش گفت: «من معتقدم که ما ابتدا باید روابط دیپلماتیک با ایالات متحده را از سر بگیریم، سپس بر سر اختلافاتمان مذاکره کنیم و مانند هر کشور دیگری منافع ملی خود را دنبال کنیم.» اگرچه پدرش یکی از بنیانگذاران نظام اسلامی در سال ۱۹۷۹ بود، او گفت: «در حالت ایدهآل، ایران باید به سمت یک نظام سکولار حرکت کند. اما حتی اگر این امر در حال حاضر قابل دستیابی نباشد، ما هنوز باید گامهای معناداری به سمت تغییرات اساسی برداریم.»
این حال، از جمله بحثبرانگیزترین دیدگاهها، این پیشنهاد است که ایران باید پذیرای حمایت از راهحل دو دولتی برای مناقشه اسرائیل و فلسطین باشد - چیزی که در تئوری میتواند به طور بالقوه در را برای به رسمیت شناختن کشور اسرائیل باز کند.
صفوی گفت: «اگر من تصمیمگیرنده بودم، به طرح مورد تایید عربستان سعودی که به رسمیت شناختن اسرائیل را منوط به پذیرش راهحل دو دولتی بر اساس مرزهای ۱۹۶۷ میکند، میپیوستم.»
اسرائیل هرگز راه حل دو کشور را نخواهد پذیرفت، اما ایران نشان خواهد داد که قصد ندارد نظم به رسمیت شناخته شده بین المللی را تضعیف کند.
صفوی، که به جمهوری اسلامی وفادار است، تأکید کرد که این اظهارنظر را از جانب خودش بیان کرده و چنین پیشنهادی به معنای به رسمیت شناختن رسمی اسرائیل توسط ایران نیست. «در کوتاهمدت، ایران نمیتواند اسرائیل را به رسمیت بشناسد زیرا همچنان بخشی از هویت جمهوری اسلامی است. در درازمدت، هیچکس نمیداند. به رسمیت شناختن تحت رهبری آیتالله خامنهای غیرممکن است.»
او همچنین اظهار داشت که اگرچه حمایت از نیروهای نیابتی در خاورمیانه مانند گروه شبهنظامی شیعه حزبالله، که یکی دیگر از اصول سیاست خارجی ایران است، اشتباه نیست، اما در روابط این کشور با کشورهای سنی به یک مسئله تبدیل شده است.
او گفت: «این موضوع زمانی مشکلساز شد که کشورهای عربی آن را به عنوان سلطه شیعه تلقی کردند. ایران باید با کشورهای منطقه وارد گفتگو شود تا نشان دهد که این نیروها برای مهار اسرائیل هستند،
https://www.ft.com/content/6b11c4ba-d12c-4bee-ae68-7857ea53c2be
علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
پیش نوشت : عقده ای های نوکیسه و تازه به دوران رسیده ، که آبا و اجدادشان هم به سواری از گرده مردم به
🔻 رعیت را چه به این غلطها
🔸من البته دشواری شرایط را برای جناب سریعالقلم درک میکنم. پس از سالها انحصار «بلاگری علوم انسانی» و جملهسازی با کلمات توسعه، ژاپن، سوئیس، کورتکس مغز، ایکیو و آیکیو توسط ایشان و محسن رنانی، حالا دست زیاد شده و چهرههای تازهنفسی ظهور کردند که پکیج «تمام فرمول توسعه در ۱۰جلسه» و «۲۰ویژگی جامعه عقبمانده» و «رازهای ناگفته آئین قدرت» را با قیمت بالاتری میفروشند و از قضا خریدار هم دارند... خب طبیعی است در این شرایط پیشکسوت ما فعالیتش را مضاعف کند و فیالمثل در کلاسهای خاطرهگوییاش تعریف کند چگونه ۳هزار جلد کتاب آزمون دکتریاش را در دوسال خواندم؟(یعنی روزانه ۴جلد کتاب)...
🔸با این همه این ویدئو جدید استاد را امروز صبح دیدم... نفرت طبقاتی امثال او از انسانهایی که در کودکی اتاق خواب شخصی نداشتهاند، تور تابستانی اروپا نرفتهاند، راننده شخصی در خودرو را برایشان باز نکرده و... چندان جدید نیست (در پکیجهای سابق بارها از این دست نسخههای توسعه را تجویز کرده بودند).
صرفا چون زمانی دموکراسیخواهی سکه روز این محافل بود و زدن این حرفها مختصری دردسر داشت آن را نسبتا در لفافه میگفتند اما حالا که این محافل تکامل یافته و میل به «آرمان ساواک» و «اسپرم ممتاز سلطنت» و... یافتهاند صریحتر میگویند که رعیت خوب، رعیت سپاسگذار ارباب است، رعیتی که حدش را میداند، هوس نمیکند به طبقه اربابان قدرت نزدیک شود(که البته صلاحش هم در همین است).
🔹با این همه بخشی از این گفتگو برایم جذابتر بود، جایی که سریعالقلم میگوید وقتی فقیر پاپتی روزنامهنگار شود ممکن است حد خود را نداند و به همسر رئیسجمهور فرانسه اهانت کند... از نتیجهگیری او که بگذریم، سوالی که میماند همین است که تا کجا میتوان این چنین بَردهمآبانه اندیشید؟
کسی به یاد میآورد سریعالقلم تاکنون کلمهای درباره اهانت مجله فرانسوی به مقدسات ما مسلمانان گفته باشد و جامعه سفیدپوست را برایش ملامت کرده باشد؟ قطعا برای او پذیرش توهین به مقدسات مسلمانان، نشانه توسعهیافتگی فرانسه است همانطور که اهانت به همسر رئیسجمهور فرانسه دلالت بر عقبماندگی جامعه ما دارد... بله عزیزان پذیرش منطق طبقاتی امثال او به ایران محدود نمیماند، در سطحی بالاتر او خود را هم طبقه پست جهان در برابر طبقه ممتاز سفیدپوستش به حساب میآورد...
و باز تکرار میکنم: رعیت خوب، رعیت سپاسگذار ارباب است، رعیتی که حدش را میداند، هوس نمیکند به طبقه اربابان قدرت نزدیک شود(که البته صلاحش هم در همین است).
https://t.me/maktubaaat/27847
صادق فرامرزی
@maktubaaat
علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
فرزندان انقلاب ایران خواستار تنظیم مجدد روابط با جهان هستند نسل جدید نخبگان سیاسی به دنبال بازنگری
🔻حمزه رحیمصفوی در مصاحبه با فایننشالتایمز:
🔸“اگر من تصمیمگیرنده بودم، به طرحی که عربستان سعودی آن را مورد حمایت قرار داده و شناسایی #اسرائیل را منوط به پذیرش راهحل دوکشوری بر اساس مرزهای سال ١٩۶٧ دانسته، میپیوستم.”
پسرِ فرمانده پیشین سپاه و مشاور فعلی رهبر!
🔹چه کسی به اینها ماموریت سخنرانی و مصاحبه با عمله های استکبار را داده تا طرح عادی سازی رابط با رژیم صهیونیستی و پایان انقلاب اسلامی را رقم بزنند؟
51.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️انتشار برای نخستینبار
🔹شهید فخریزاده و بسته شدن پرونده PMD + فیلم
▪️فخریزاده اگرچه با روند عمومی مذاکرات برجام به دلیل غیرقابل اعتماد بودن طرفهای مقابل مخالف بود؛ اما به واسطه تسلطش در حوزههای مختلف با راهاندازی کارگروههای مربوطه در بسته شدن پرونده ایران در پیامدی و رفع اتهامات نظامی از برنامه هستهای ایران هوشیارانه وارد عمل شد. روایت امیر حاتمی وزیر سابق دفاع از تلاشهای پدر دانش هستهای ایران در بسته شدن پرونده پیامدی را ببینید.
https://irdc.ir/0002nX
علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
🔻حمزه رحیمصفوی در مصاحبه با فایننشالتایمز: 🔸“اگر من تصمیمگیرنده بودم، به طرحی که عربستان سعودی آ
♦️قابل توجه دکتر حمزه صفوی
برادر محترم، به کجا چنین شتابان!
پیش از آنکه بخواهم چیزی بگویم شما را به موقعیت تاریخی شبیه روزگار امروز ما ارجاع می دهم. سال ۱۳۶۰ و طرح فهد بن عبدالعزیز ولیعهد وقت سعودی که به فاصله کوتاهی به پادشاهی سعودی رسید. طرحی شبیه طرح امروز بن سلمان سعودی که شما امروز برای آن سینه چاک می دهید. این لحظه برای من و شما، لحظه بازخوانی تاریخ است برای تحلیل بهتر امروز ما در چارچوب مکتب حضرت روحالله
بازخوانی تاریخ؛ نظر حضرت امام خمینی ره درباره طرح فهد سعودی سلف بن سلمان امروز:
طرح فهد، پیشنهاد صلحی است بین اعراب و رژیم صهیونیستی که از جانب ملک فهد، پادشاه عربستان، در سال ۱۳۶۱ش مطرح شد. طرح فهد ضمن تأکید بر لزوم تأسیس یک کشور فلسطینی مستقل به پایتختی بیتالمقدس، بهطور ضمنی موجودیت رژیم صهیونیستی را پذیرفت.
فهد در این طرح سعی کرد بر ضرورت همزیستی مسالمتآمیز با صهیونیستها تأکید کند؛ این در حالی بود که موجودیت اسرائیل به سبب اشغالگری نامشروع بود و در این طرح حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین نادیده گرفته شد.
این طرح با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد؛ از جمله راهپیمایی عظیم مردم ایران که در مخالفت با آن انجام گرفت.
امامخمینی طرح فهد را پیشنهادی ذلتبار توصیف کرد و آن را در راستای تحکیم جنایات اسرائیل دانست. از نگاه امامخمینی این طرحها موجب اختلاف بین مسلمانان میشود و نه تنها به نفع مستضعفین و ملت فلسطین نیست بلکه راه را برای جنایات اسرائیل باز میکند و بر هر مسلمانی واجب است طرحهایی از این قبیل را محکوم کند.
فهد بن عبدالعزیز، ولیعهد وقت عربستان سعودی، در 18 مرداد 1360 شمسی طرحی را پیشنهاد نمود که چند نکته را در برمی گرفت.
اول: عقب نشینی اسرائیل از تمامی سرزمینهای اشغالی و از جمله بیتالمقدس
دوم: تضمین حقوق فلسطینیانی که مایل به بازگشت نیستند از طریق جبران خسارتهای وارده به آنها
سوم: تضمین حق همه کشورهای منطقه دائر بر زندگی صلح آمیز با یکدیگر.
بند سوم این طرح به طرز زیرکانهای رسمیت شناختن اسرائیل را در پی داشت و باعث ایجاد مخالفتهایی در جهان اسلام گردید.
حضرت امام خمینی ره در واکنش به این طرح در ششم آبان 1360 طی سخنانی عنوان فرمودند:
«بر ما و هر مسلمانی واجب است طرحهایی از قبیل طرح سادات و فهد را رد کند. بر ما واجب است که این گونه طرحها را که به نفع مستضعفین نیست محکوم نماییم. امروز از خطرناکترین امور، طرح کمپ دیوید و طرح فهد است که اسرائیل و جنایات او را تحکیم میکند. این طرحها موجب اختلاف شد و راه را برای اسرائیل باز کرد.» مخالفت صریح امام و حمایت سراسری مسلمانان جهان از موضع حضرت امام باعث شد تا طرح فهد از سوی بسیاری از دولتها نیز رد گردد. زمان در سالهای بعد نشان داد که رژیم صهیونیستی به هیچ وجه حاضر نیست طرحی که این دولت اشغالگر را به تعهدی درباره فلسطینیان وادارد بپذیرد و از ادعاهای بی اساس خود عقب نشینی کند. این وقاحت به حدی رسید که در پیمانها و اجلاسهای مشترک صلح بین اعراب و اسرائیل، رژیم صهیونیستی تنها راه حل مشکل فلسطینیان را از بین بردن آنان عنوان کرده و تصمیم جدی اتخاذ نمود که از ورود آوارگان فلسطینی به سرزمینهای اشغالی، به شدت جلوگیری کند.»
صحیفه امام خمینی ج ۱۵ ص ۳۴۰
پ ن:
جناب حمزه صفوی را دعوت می کنم به بازخوانی میراث حضرت روحالله و پایبندی به آن
شما برخاسته از خانواده سرداری هستید که روزگاری با پوشیدن لباس سبز پاسداری قرار بود چریک های خانه به دوش عدالت و مرغان آمین شهادت مکتب حضرت روحالله و انقلاب اسلامی باشند. عموی شما در این صراط به شهادت رسید و پدر شما براساس همین مکتب و مواضع سردار شد. سرداری که نام و شخصیت حقوقی ایشان بر سر شما و شخصیت حقیقی شما کماکان سایه افکنده است.
شایسته نیست که حرف های پوسیده و تاریخ مصرف گذشته و ارتجاعی چهاردهه قبل که از زبان فهد سعودی و نهضت آزادی و ... جاری شد و با پاسخ محکم و کوبنده امام خمینی ره مواجه شد، را امروز با ژستی کیسینجرگونه واگویه کرد و چنین القا کرد که این حرفها، حرفهایی مترقی و جدید است. خیر
این سخنان غیر از آنکه عدول و اعراضی آشکار از مرام و مسلک امام خمینی ره و انقلاب اسلامی و همچنین مواضع صریح و روشن رهبر معظم انقلاب است، عملا یک کنش و موضع ارتجاعیست که به مواضع واداده ۴۴ سال قبل طرح فهد سعودی رجوع داشته و کپی پیست آن است.
زیاده عرضی نیست
✍علی عبدی
https://t.me/kriyaassess
علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
♦️قابل توجه دکتر حمزه صفوی برادر محترم، به کجا چنین شتابان! پیش از آنکه بخواهم چیزی بگویم شما را به
📸 پگاسوس در دستان سعودیها؛ انتشار اسناد محرمانه از همکاری وسیع عربستان سعودی و اسرائیل!
🔺 گروهی به نام «حرکت ردع» اسنادی را منتشر کرده که تأیید میکند شرکت اسرائیلی NSO بر اساس یک قرارداد رسمی مربوط به سال ۲۰۱۵، برنامهٔ معروف جاسوسی پگاسوس را در اختیار عربستان سعودی قرار داده است.
💢 در این اسناد، نام حاییم تومر بهعنوان واسطه و پیمانکار این معامله دیده میشود؛ شخصیتی که گفته میشود از سابقهای طولانی در نهادهای امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل برخوردار است.
⭕️ طبق آنچه این گروه منتشر کرده، هدف از خرید این سامانهها، نظارت بر مخالفان و رصد تحرکات داخلی و منطقهای بوده است.
این اسناد بار دیگر توجهها را به نقش روبهگسترش تلآویو در صادرات سلاحهای سایبری و ابزارهای نظارتی به کشورهای خاورمیانه و همکاری مخفیانه عربستان سعودی و نهادهایی چون موساد را جلب کرده است.
✨پارسینTV را به اشتراک بگذارید📲
🆔 @parsintv
اسرائیل سالهاست نمیگذارد حتی تصویر یک شیشه ترکخورده از تأسیسات نظامیاش بیرون برود؛ صداوسیمای ما اما لحظه نابودی رادار «نجم» را با افتخار پخش میکند. رسانهای که باید بازدارندگی بسازد، خودش برای دشمن تیزر تبلیغاتی میسازد.
تفاوت اینجاست: در تلآویو رسانه را جزئی از دکترین امنیت ملی میبینند؛ هر تصویر و هر قاب حسابوکتاب دارد، چون روی روحیه جامعه، اعتبار ارتش و محاسبهی دشمن اثر میگذارد. در تهران، صداوسیما جنگ را تبدیل میکند به شو تصویری، برای چند ساعت سوگ
و روایت، حتی اگر نتیجهاش تقویت جنگ روانی طرف مقابل و عادیسازیِ ضربهپذیریِ زیرساختهای خودی باشد.
مشکل فقط «بیسلیقگی» نیست، خطای فهمِ نقش رسانه در امنیت ملی است: رسانه ملی اگر قواعد جنگ اطلاعاتی را نشناسد، عملاً از بودجهی ایران، به نفع روایت امنیتی اسرائیل کار میکند.
✍حسین قتیب
کانال 12 عبری:
درام حقوقی و سیاسی: نخست وزیر نتانیاهو درخواست عفو رسمی برای هرتزوگ ارائه کرد
این درخواست هفته گذشته به اداره عفو و بخشودگی ارسال شد. • نتانیاهو به جرم خود اعتراف نکرد و در عوض گفت که علاقه شخصی او در برگزاری دادگاه تا پایان آن است. • با این حال، او به رئیس جمهور نوشت: «شکی ندارم که پایان دادگاه به کاهش شدت شعلههای بحث پیرامون آن کمک خواهد کرد.» مقامات دفتر رئیس جمهور در مورد بررسی درخواست: «زمان میبرد، نه یک یا دو روز - بلکه هفتهها»
آهارون باراک به N12: «مطمئنم که رئیس جمهور آن را بررسی خواهد کرد.»
دفتر ریاست جمهوری امروز (یکشنبه) اعلام کرد که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر، درخواست رسمی عفو را به رئیس جمهور اسحاق هرتزوگ ارائه کرده است. در درخواست عفو که هفته گذشته ارائه شد، نتانیاهو اتهامات علیه خود را نمیپذیرد. نتانیاهو توضیح داد: «منافع شخصی من این است که محاکمه انجام شود، اما منافع عمومی چیز دیگری را حکم میکند.»
به عنوان بخشی از این درخواست، دو سند به رئیس جمهور کشور ارائه شد - نامهای از نتانیاهو و یک درخواست رسمی که توسط وکلای او امضا شده بود. نزدیکان نخست وزیر توضیح دادند: «در آن هیچ اعترافی به حقایق یا گناهی وجود ندارد.»
در نامهای که توسط نتانیاهو امضا شده و در آن به صراحت از کلمه «عفو» استفاده نشده، او به رئیس جمهور نوشت: «در سالهای اخیر، تنشها و اختلافات بین بخشهایی از مردم و بین مقامات مختلف دولتی افزایش یافته است. من آگاه هستم که روندی که در پرونده من در حال انجام است، به کانون بحثهای شدیدی تبدیل شده است.» نخست وزیر افزود: «من مسئولیت عمومی و اخلاقی گستردهای را بر عهده دارم و پیامدهای همه وقایع را درک میکنم.»
نخست وزیر توضیح داد: «بنابراین، و علیرغم علاقه شخصی من به برگزاری دادگاه و اثبات بیگناهیام تا زمان تبرئه کامل، معتقدم که منافع عمومی حکم دیگری میکند. به عنوان یک مسئولیت عمومی به عنوان نخست وزیر برای تلاش برای ایجاد آشتی بین اقشار مختلف مردم، شکی ندارم که پایان دادگاه به کاهش شدت شعلههای بحث پیرامون آن کمک خواهد کرد.»
نتانیاهو در پایان گفت: «در مواجهه با چالشهای امنیتی و فرصتهای سیاسی که کشور اسرائیل در حال حاضر با آن مواجه است، من متعهد هستم که تمام تلاش خود را برای بهبود شکافها، دستیابی به وحدت بین مردم و بازگرداندن اعتماد به سیستمهای کشور انجام دهم و انتظار دارم همه شاخههای دولت نیز همین کار را انجام دهند.»
بیانیه فیلمبرداری شده نتانیاهو
نتانیاهو در مورد درخواست عفو بیانیهای صادر کرد. او در ابتدای سخنان خود گفت: «شهروندان اسرائیل، تقریباً یک دهه از آغاز تحقیقات علیه من میگذرد. محاکمه من ۶ سال طول کشیده و انتظار میرود سالهای بیشتری ادامه داشته باشد. کشور اسرائیل با چالشهای عظیمی و در کنار آنها، فرصتهای عظیمی روبرو است. برای دفع تهدیدها و تحقق فرصتها، وحدت ملی لازم است.»
نتانیاهو ادعا کرد: «ادامه محاکمه ما را از درون متلاشی میکند، اختلافات شدیدی را دامن میزند و اختلافات را تشدید میکند. من، مانند بسیاری دیگر در کشور، اطمینان دارم که پایان فوری محاکمه به فروکش کردن شعلهها و ارتقای آشتی ملی گسترده که کشور ما به شدت به آن نیاز دارد، کمک خواهد کرد.»
او گفت: «من زیاد در مورد این موضوع بحث کردهام، اما اتفاقی که اخیراً افتاده، موضوع را قطعی کرده است. به دلیل تصمیمی که هیئت قضات رسیدگی کننده به پرونده گرفتهاند، من موظف هستم هفتهای سه بار شهادت بدهم. این یک الزام غیرممکن است که از هیچ شهروند دیگری در اسرائیل خواسته نشده است.»
به گفته نتانیاهو، او درخواستهای ترامپ از رئیس جمهور را در ذهن داشته است. نخست وزیر گفت: «او خواستار پایان محاکمه شد تا من بتوانم به همراه او، منافع حیاتی مشترک اسرائیل و ایالات متحده را در بازه زمانی که بعید است دوباره بازگردد، با قدرت بیشتری ارتقا دهم.»
https://www.mako.co.il/news-law/e9f61eb3e8509910/Article-31dd131d344da91026.htm