هدایت شده از الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
🔸روایت شهید زعفری از عملیات خیبر:
#عملیات_خیبر بود وبا #حاج_قاسم_اصغری توی درگیری های #جزیره_مجنون کنار هم بودیم..توی محاصره تانکها نزدیک دهکده داخل جزیره گیر افتاده بودیم.خاکریزی که پشتش بودیم باگلوله های مستقیم تانک هر لحظه داشت کوتاه تر میشد.با شهادت و مفدود شدن فاصله مون کم شده بود.دیدم سرصدامیاد نگاه کردم دیدم یکی از #تانکها به چندمتری ما رسیده.به حاج قاسم اشاره کردم.
دیدم تند تند داره حمدوسوره میخونه..بهش گفتم #برادر_اصغری داری فاتحه ی خودت رو میخونی. #التماس_شفاعت.
دیدم داره با پیم نارنجک ور میره.
گفتم: میخواهی چیکار کنی
گفت مواظب من باش میرم سراغ تانک.. اگر تانک به خاکریز برسه دخل همه رو میاره
در یک آن ، با همه ی توانش دوید سمت تانک واز شنی ها بالا رفت و برجک رو باز کرد و نارنجک رو داخلش انداخت. و تانک رو منفجر کرد.
غلام میگفت : وقتی اومد پشت خاکریز تلو تلو میخورد. بهش گفتم برادر اصغری داشت قلبم میومد توی جورابم. گفت خدا بهم رحم کرد.
یاد هر دوشون بخیر
#حاج_قاسم_اصغری 10آبانماه سال 66 با انفجار مین والمر از منطقه عملیاتی سردشت پرکشید و #شهید_غلامرضا_زعفری هم در 19 اسفند ماه 66 از جبهه جنوب میهمان آسمانیان شد.
@alvaresinchnnel
هدایت شده از الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
🌹✨🌹✨🌹✨🌹✨🌹✨
🌹
#یاد_مداحان_شهید_بخیر
#مداح_شهید_لشگر_10
یقین دارم خیلی از #مداح_های_قدیم و #جدید این عکس ها رو ندیدند و نمیدونن این که نشسته اینقدر با اخلاص داره زیر نور فانوس دوده گرفته همه رو به عرش میبره چه کسی هست.
این تصاویر مربوط به احیای شب های قدر رزمندگان #تیپ_سیدالشهداء(ع) است روزهایی که رزمندگان آماده برای عملیات #والفجر_2 در #منطقه_حاج_عمران میشدند.
مداح #شهید_محمد_جواد_اسلامی_فر مقابل نور فانوس نشسته و داره برای همسنگرانش #دعای_جوشن_کبیر میخونه.
محمد جواد مداح تیپ سیدالشهداء(ع) بود و خیلی با اخلاص میخوند
عجیب این بود که شهید اسلامی فر موقع صحبت کردن زبونش میگرفت ولکنت داشت اما موقع مداحی کردن اثری از این مشکل نبود .
مداح شهید جواد اسلامی فر در تاریخ 8 اسفند 62 در #عملیات_خیبر و از #جزیره_مجنون پرکشید و پیکر مطهرش در گلزار شهدای #بهشت_زهراء_سلام_الله علیها آرام گرفت.
🌿🌹
🌿🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
@alvaresinchannel
هدایت شده از الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
#سال_آخر_جنگ
و #ماموریت_های_آخر
راوی :جعفرطهماسبی
دشمن تحرکاتش رو شروع کرده بود و ما توی تهرون پیگیر دوا و درمان مصدومیت شیمیایی بودیم.
از یک طرف هم #دعواهای_سیاسی که اون روزها توی تهرون راه افتاده بود و یه عده هم به عنوان مجمع روحانیون علم به دست گرفته بودند و به قول بچه های جبهه دعوا بین "یت و یون " بود. یه عده طرفدار جامعه روحانیت بودند و از منش سیاسی اونها پیروی میکردند و یه عده هم هواخواه مجمع روحانیون بودند.
تقریبا حرف از مسئله ی اصلی که جنگ بود کمتر زده میشد.
عمده رزمندگان لشگر سیدالشهداء علیه السلام یا در مرخصی بودند یا گرفتار دوا و دکتر.
فرمانده ما حاج آقا فضلی هم به علت شدت مجروحیتش در عملیات بیت المقدس 4 دوره درمانش رو میگذروند.
از جبهه هم فقط خبرهای تلخ میومد ...
اواخر فروردین 67 بود که برای عیادت یه تعداد از بچه های تخریب که توی بیمارستان لقمان بستری بودند رفته بودم که خبر اومد فاو رو دشمن گرفته.. اونقدر این خبر برای بچه ها درد آور بود که سوزش طاول هاشون رو فراموش کردند .
همون روزها هم سکوهای ما رو آمریکایی ها توی خلیج فارس زدند .
اون موقع عقبه گردان ها و واحدهای لشگر10 درحاشیه شهرستان میاندوآب بود.
ماه رمضان شروع شده بود و با تعدادی از بچه های تخریب که یک مقدار سر پا بودند و امکان ادامه درمان در جبهه وجود داشت خودمون رو به میاندوآب رسوندیم.
به محض رسیدن آماده شدیم برای ماموریت مین گذاری و تله گذاری مقابل دشمن در منطقه عملیاتی ماووت ...
هنوز شهرماووت دست خودمون بود و بچه های رزمنده روی ارتفاعات مشرف به شهر ماووت مقابل داشمن خط پدافندی داشتند...
چند روزی اونجا بودیم... شبها توی چادروقت خواب سمفونی سرفه داشتیم..بچه هایی که شیمیایی خورده بودن و ریه هاشون آسیب دیده بود سرفه شون شروع میشد و دیگران را از خواب محروم میکردند.
روزهای آخر خرداد ماه 67 بود که #شهید_حاج_ناصر_اربابیان گفت: گفتند بیایید جنوب.. ما هم یاد گرفته بودیم که درجواب حرف فرمانده چرا نگیم..
من هم وسایلم رو جمع کردم و با تعدادی از بچه ها روانه جنوب شدیم.
رفتیم #مقر_الوارثین و اونجا گفت باید بریم #جزیره_مجنون و چند دست لباس غواصی برداشتیم و همراه برادر وحید بهاری و چند نفر دیگه عازم جزیره شدیم.
خط پدافندی لشگر10 در #جزیره_مجنون_شمالی در کنار جاده خندق بود.
ساعت 10 شب به سنگر مسوول محور رسیدیم. هوا خیلی گرم بود و به شدت هم دم داشت.
شام رو خوردیم و برای استراحت به سنگربچه های تخریب رفتیم...
سنگر بچه های تخریب خیلی گرم بود شهید ناصر یه پتو زیر سرش لوله کرد و خوابید و من هم از ترس موش های جزیره که گربه رو فراری میدادند توی اون گرما رفتم توی کیسه خواب و زیپش رو تا خرخره بالا کشیدم.. هنوز چشممون گرم نشده بود که سرفه های حاج ناصر شروع شد. من هم سرفه میکردم . سرفه هام خیلی خفیف بود اما حاج ناصر با سرو صدا و خلط سرفه میکرد.
اون شب تا صبح خواب نرفتیم و بعد از نماز صبح که یک مقدار هوا روشن شد با قایق رفتیم برای سرکشی به موانع مقابل دشمن..
در مسیر که میرفتیم به حاج ناصر گفتم : حاج ناصرغلط نکنم یه خبرهایی هست.
نگاه کن آب خیلی بالا اومده. دفعه قبل که اینجا اومدیم پاسگاه های شناور، داخل نیزارها کاملا استتار شده بود اما الان قشنگ با بالا اومدن آب در تیر رس دشمن هستند.
به یکی از پاسگاهها که از همه به خط دشمن نزدیک بود رسیدیم. قایق پهلو گرفت و پیاده شدیم.
فرمانده پاسگاه منتظرمون بود. بلا فاصله رفتیم سراغ موانع...
سیم خاردار و مین هایی که چند ماه قبل کار گذاشته بودیم بیش از یک متر زیر آب رفته بود و براحتی با قایق میشد از روی اون عبور کرد.
فرمانده پاسگاه نگران بود. میگفت شبها از سمت دشمن سر و صدا زیاد میاد.
حاج ناصر یه خورده دلداریش داد و رو به من کرد و گفت : جعفرلباس غواصی بپوش و یه سری به مین ها و موانع بزن.
من هم با اکراه لباس پوشیدم.. چون تازه طاول ها ی روی بدنم رو چرب کرده بودم و مضافا میدونستم آب جزیره خیلی شوره و به محض رسیدن به زخم ها اذیتم میکنه.
پریدم توی آب و یه مقدار بدنم خیس شد و از آب بالا اومدم و لباس غواصی رو تنم کردم و وارد آب شدم.
با احتیاط بالای سر موانع رفتم و از داخل عینک غواصی اطراف مین های کار گذاشته شده داخل آب رو چک کردم. سیم تله ها تکون نخورده بود و آماده انفجار بود اما سطح آب ، همه ی موانع رو پوشونده بود.
چند تا پاسگاه دیگه رو هم رفتیم و نتیجه این شد که بایستی دوردیف سیم خاردارتوپی به موانع اضافه بشه و یک ردیف مین جهنده M16 هم با ارتفاع آب، روی دستک های بلند کار بگذاریم.
ادامه دارد.............
حتما دنبال کنید
@alvaresinchannel
هدایت شده از الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
#آخرین_عکس_یادگاری
قبل از سقوط #جزیره_مجنون در اواخر خردادماه 1367
با سردار شهید حاج ناصر اربابیان معاون گردان تخریب لشگر10
تازه از بستر بیماری جدا شده بودیم و حال وروز خوشی هم نداشتیم…خبر دارشدیم که دشمن داره توی جزیره مجنون تحرکاتی انجام میده خودمون رو رسوندیم تا مقابل دشمن و داخل آب مین گذاری کنیم… هردوی ما بدنمون پر بود از طاول و آب تلخ وشور جزیره هم سم مهلکی برای زخم های ما بود…. با حاج ناصر رفتیم داخل کمین های توی خط مقدم…. وحید بهاری هم همراه ما بود و دوربین هم برده بودیم و آخرین عکس رو با هم به یادگار گرفتیم… عینک برای خوش تیپی به چشم نزدیم عینک دودی برای اینه که آفتاب چشم های ما رو اذیت نکنه…شهید اربابیان اهل شلوارکردی پوشیدن نبود و همیشه از جهت ظاهری آراسته بود…شلوار گشاد رو برای این پوشیده که طاول ها پاهاش اذیتش نکنه…یادش بخیر
(جعفرطهماسبی)
@alvaresinchannel
هدایت شده از الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
🌿🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌿🌷
#ماهی_که_ختم_به_خیر_شد
روزهای #داغ_داغ_تیرماه_سال_1367
#آخرین_سال_جنگ
4/4/67ارتش عراق با سپاه هفتم و گارد ریاست جمهوری و #با_به_کار_گیری_بمب_های_شیمیایی به #جزیره_مجنون و #جفیر_یورش برد و مناطق آزاد شده در #عملیات_خیبر و #بدر را به تصرف خود درآورد.
12/4/67 #ناو_جنگی_آمریکا مستقر در #خلیج_فارس با شليك دو فروند موشك به سوي هواپيماي غيرنظامي جمهوري اسلامي ايران كه از #بندر_عباس عازم دوبي بود 290 تن انسان غيرنظامي را به كام مرگ فرستاد.
21/4/67 ارتش عراق با سپاه چهارم و گارد ریاست جمهوری به استعداد 9 لشگر به طور گاز انبری به #منطقه_شرهانی , #عین_خوش و منطقه عملیاتی #فتح_المبین و #فکه حمله کرد و با گرفتن هزاران نفر اسیر از رزمندگان ارتشی مستقر در خط مقدم عقب نشینی کرد. در ادامه این عمليات و در كمتر از پنج ساعت، عراق مجدداً #شهر_دهلران را به تصرف خود درآورد. وقوع اين حادثه با توجه به زمان كم آن و تصرف مقر فرماندهي نيروي زميني ارتش در منطقه بيشتر به يك فاجعه شبيه بود تا شكست نظامي.
22/4/67 رزمندگان ما از #حلبچه_عقب_نشینی کردند.
25/4/67 منطقه #عملیاتی_کربلای_یک و #شهر_مهران به تصرف ارتش عراق درآمد.
27/4/67 جمهوري اسلامي ايران با ارسال نامه اي به خاوير پرز دكوئيار، دبيركل سازمان ملل، رسماً #قطع_نامه_را_پذيرفت.
30/4/67 ارتش عراق ، عمليات توكلنا علي الله را با هدف انهدام نيروهاي ايراني آغاز كرد و تا 25 كيلومتري #خرمشهر پيش آمد و در پنج كيلومتري #قرارگاه_كربلا مستقر شد.
30/4/67 پیام امام به فرمانده سپاه که با این پیام یک بار دیگر #خمینی همه را به میدان آورد " #فرزندان_انقلابی ام. توجه کنید امروز روز حضور گسترده در #جبهه_هاست. فکر نکنید که دیگر جنگ تمام شده است. خود را مسلح به سلاح ایمان و جهاد کنید. بر دشمن غدار رحم جایز نیست و اینها تمام حرفشان یک فریب است. ما خواستیم به دنیا ثابت کنیم که صدام معتقد به مجامع بین المللی نیست و ما تا قبول قطعنامه از سوی عراق جواب دشمنان اسلام را در جبهه ها خواهیم داد."
31/4/67 دشمن بعثی با گذشتن از مرز از طریق #کوشک و سه راه حسینیه برای #تصرف_اهواز_و_خرمشهر با صدها تانک ونفربرحمله خود را آغاز نمود و بدون مقاومت در منطقه تا نزدیکی اهواز پیشروی کرد و به علت تاریکی هوا به مرز برگشت تا صبح اول مرداد به حمله خود ادامه دهد.
🌿🌷
🌿🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
@alvaresinchanne
هدایت شده از الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
#چهل_سال_قبل
8 اسفند 1362- جزیره مجنون
#روزی_که_حاج_کاظم_گریست
✍️✍️✍️✍️راوی : #حاج_داوود_فرخزاد
✅بچه های تیپ سیدالشهداء علیه السلام دو تا تانک در #جزیره_مجنون داخل دهکده که نقطه درگیری تیپ بود غنیمت گرفتند.
#شهید_حاج_کاظم_رستگاربه ما ماموریت داد که بریم و تانک ها رو عقب بیاریم
وقتی به منطقه درگیری رسیدیم برادراحمدساربان #فرمانده_گردان_قمر_بنی_هاشم_علیه_السلام اونجا بود. احمد که از ماموریت ما با خبر شد گفت : نمیگذارم تانک ها رو عقب ببرید چون این تانک ها آرم ارتش عراق داره و در مسیر عقب بردن امکان داره رزمنده ها به حساب تانک دشمن شما رو با آرپی جی بزنند.
هر کاری کردیم احمد راضی نشد که تانک ها رو ما ببریم و ما هم به عقب برگشتیم.
ده دقیقه نشد که خبر دادند #احمد_ساربان با اصابت گلوله مستقیم تانک به سرش به شهادت رسیده.
احمد آرزوش بود که مثل اربابش امام حسین علیه السلام بی سر بشه. که به آرزوش رسید.
پیکر مطهر شهید احمد ساربان نژاد را جلوی قرارگاه تاکتیکی تیپ سیدالشهداء(ع) داخل جزیره آوردند.
تا نگاه #حاج_کاظم که به پیکر بی سر احمد ساربان نژاد افتاد زار زار گریه کرد.من تا آن موقع گریه حاج کاظم را بالای سر شهید ندیده بودم.
@alvaresinchannel
هدایت شده از الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
#سردار_شهید_خیبر
#شهید_حاج_محمد_ابراهیم_همت
#شهادت #جزیره_مجنون
17 اسفندماه 1362
سالروز شهادتش مبارکباد
به روح پاکش صلوات
@alvaresinchannel
هدایت شده از الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
🌿🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌿🌷
#ماهی_که_ختم_به_خیر_شد
روزهای #داغ_داغ_تیرماه_سال_1367
#آخرین_سال_جنگ
4/4/67ارتش عراق با سپاه هفتم و گارد ریاست جمهوری و #با_به_کار_گیری_بمب_های_شیمیایی به #جزیره_مجنون و #جفیر_یورش برد و مناطق آزاد شده در #عملیات_خیبر و #بدر را به تصرف خود درآورد.
12/4/67 #ناو_جنگی_آمریکا مستقر در #خلیج_فارس با شليك دو فروند موشك به سوي هواپيماي غيرنظامي جمهوري اسلامي ايران كه از #بندر_عباس عازم دوبي بود 290 تن انسان غيرنظامي را به كام مرگ فرستاد.
21/4/67 ارتش عراق با سپاه چهارم و گارد ریاست جمهوری به استعداد 9 لشگر به طور گاز انبری به #منطقه_شرهانی , #عین_خوش و منطقه عملیاتی #فتح_المبین و #فکه حمله کرد و با گرفتن هزاران نفر اسیر از رزمندگان ارتشی مستقر در خط مقدم عقب نشینی کرد. در ادامه این عمليات و در كمتر از پنج ساعت، عراق مجدداً #شهر_دهلران را به تصرف خود درآورد. وقوع اين حادثه با توجه به زمان كم آن و تصرف مقر فرماندهي نيروي زميني ارتش در منطقه بيشتر به يك فاجعه شبيه بود تا شكست نظامي.
22/4/67 رزمندگان ما از #حلبچه_عقب_نشینی کردند.
25/4/67 منطقه #عملیاتی_کربلای_یک و #شهر_مهران به تصرف ارتش عراق درآمد.
27/4/67 جمهوري اسلامي ايران با ارسال نامه اي به خاوير پرز دكوئيار، دبيركل سازمان ملل، رسماً #قطع_نامه_را_پذيرفت.
30/4/67 ارتش عراق ، عمليات توكلنا علي الله را با هدف انهدام نيروهاي ايراني آغاز كرد و تا 25 كيلومتري #خرمشهر پيش آمد و در پنج كيلومتري #قرارگاه_كربلا مستقر شد.
30/4/67 پیام امام به فرمانده سپاه که با این پیام یک بار دیگر #خمینی همه را به میدان آورد " #فرزندان_انقلابی ام. توجه کنید امروز روز حضور گسترده در #جبهه_هاست. فکر نکنید که دیگر جنگ تمام شده است. خود را مسلح به سلاح ایمان و جهاد کنید. بر دشمن غدار رحم جایز نیست و اینها تمام حرفشان یک فریب است. ما خواستیم به دنیا ثابت کنیم که صدام معتقد به مجامع بین المللی نیست و ما تا قبول قطعنامه از سوی عراق جواب دشمنان اسلام را در جبهه ها خواهیم داد."
31/4/67 دشمن بعثی با گذشتن از مرز از طریق #کوشک و سه راه حسینیه برای #تصرف_اهواز_و_خرمشهر با صدها تانک ونفربرحمله خود را آغاز نمود و بدون مقاومت در منطقه تا نزدیکی اهواز پیشروی کرد و به علت تاریکی هوا به مرز برگشت تا صبح اول مرداد به حمله خود ادامه دهد.
🌿🌷
🌿🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
@alvaresinchannel
هدایت شده از الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹🌹🌹🌹
🌹🌹
🌹
#عملیاتی_که_فرمانده_لشگر_در_بیمارستان_بود
#عملیات_کربلای_2
10 شهریورماه 1365
#حاج_عمران
از اوائل اردیبهشت سال 1365 و بعد از خروج لشگر 10 از #شهر_فاو و دو ماه درگیری نفس گیر،ماموریت مقابله با دشمن در #دفاع_متحرک به لشگر 10 واگذار شد. دشمن در بهار سال 1365 به تلافی شکست و از دست دادن شهر فاو به تحرک افتاده بود و از #جزیره_مجنون و #فکه و #شرهانی و #مهران تا #پیرانشهر و #حاج_عمران به مواضع ما حمله نمود و در همه ی این ماموریت ها لشگر10 سیدالشهداء(ع) را به کارگرفتند و گردان ها بعد از ماموریت سخت #عملیات_کربلای_1 و بیش از یکماه درگیری نزدیک با دشمن در اوائل مردادماه اجازه مرخصی و تجدید قوا پیدا کردند.
تعدادی از فرماندهان گردان ها و واحدها توفیق تشرف به حج پیدا کردند و فرمانده لشگر هم از این فرصت برای ادامه درمان استفاده کرد و چشمانش را که در #عملیات_والفجر_8 بر اثر ترکش آسیب دیده بود به تیغ جراح سپرد.
هنوز چند روزی از حضور بچه های لشگر10 در تهران نگذشته بود که ابلاغ ماموریت جدید در منطقه عمومی پیرانشهر رسید.
و از حاج آقا فضلی خواسته بودند که با تمام توان در ماموریت جدید ظاهر شود
البته باید متذکر شد که از روحیه ولایت پذیری فرمانده لشگر10 نیروی زمینی سپاه در عملیاتها حسن استفاده(بخوانید سوء استفاده) زیاد نمود. و در این ماموریت هم لشگر10 فرماندهان قرارگاه را مایوس نکرد
با توجه به اینکه فرمانده لشگر زیر تیغ جراحی بود جانشین او هم #شهید_کلهر به علت مجروحیت شدید امکان حضور در منطقه را نداشت و #شهید_میر_رضی ، فرمانده عملیات ، که در این شرایط باید لشگر را اداره کند هم به زیارت خانه خدا مشرف شده بودند و قرعه فال به جانشین ایشان برادر تقی دلیلی افتاد و به عنوان سرپرست لشگر10 برای #عملیات_کربلای_2 معرفی شدند.
و لشگر10 سیدالشهدا(ع) با 3 گردان رزمی یعنی #گردان_علی_اصغر_علیه_السلام به فرماندهی مهدی قندیل و گردان #حضرت_قاسم_علیه_السلام به فرماندهی عباس قهرودی و #گردان_زهیر به فرماندهی #شهید_داود_حیدری و به کارگیری واحدهای پشتیبانی رزم در #عملیات_کربلای_2 حضور پیدا کرد.
@alvaresinchannel
هدایت شده از الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
9.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ما_به_اینها_مدیونیم
واحد و لشگر کجا بودی
🔷#تیپ_سیدالشهداء_علیه_السلام
عملیات خیبر...
میگه عملیاتی که #شهید_همت سرش قطع شد... #جزیره_مجنون
تو را به خدا دعا کنید
در قیامت جواب نداریم
این ها سلامتی رو به پای دین و وطنشون دادند
#روز_جانباز_مبارک
@alvaresinchannel
#چههل ویک_سال_قبل
8 اسفند 1362- جزیره مجنون
#روزی_که_حاج_کاظم_گریست
✍️✍️✍️✍️راوی : #حاج_داوود_فرخزاد
✅بچه های تیپ سیدالشهداء علیه السلام دو تا تانک در #جزیره_مجنون داخل دهکده که نقطه درگیری تیپ بود غنیمت گرفتند.
#شهید_حاج_کاظم_رستگاربه ما ماموریت داد که بریم و تانک ها رو عقب بیاریم
وقتی به منطقه درگیری رسیدیم برادراحمدساربان #فرمانده_گردان_قمر_بنی_هاشم_علیه_السلام اونجا بود. احمد که از ماموریت ما با خبر شد گفت : نمیگذارم تانک ها رو عقب ببرید چون این تانک ها آرم ارتش عراق داره و در مسیر عقب بردن امکان داره رزمنده ها به حساب تانک دشمن شما رو با آرپی جی بزنند.
هر کاری کردیم احمد راضی نشد که تانک ها رو ما ببریم و ما هم به عقب برگشتیم.
ده دقیقه نشد که خبر دادند #احمد_ساربان با اصابت گلوله مستقیم تانک به سرش به شهادت رسیده.
احمد آرزوش بود که مثل اربابش امام حسین علیه السلام بی سر بشه. که به آرزوش رسید.
پیکر مطهر شهید احمد ساربان نژاد را جلوی قرارگاه تاکتیکی تیپ سیدالشهداء(ع) داخل جزیره آوردند.
تا نگاه #حاج_کاظم به پیکر خونین احمد ساربان نژاد افتاد زار زار گریه کرد.من تا آن موقع گریه حاج کاظم را بالای سر شهید ندیده بودم.
هدایت شده از الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
#تخریبچی_شهید_محمود_بهرامی
#عملیات_خیبر
#جزیره_مجنون
✍✍✍ راوی: #تخریبچی_جانباز_علی_زاکانی
🍃 روز سوم #عملیات_خیبر بود که #تیپ_سیدالشهداء(ع) وارد عملیات شد. محمود از من جدا شد و به عنوان #تخریبچی_با_گردان_حضرت_قاسم(ع) به جزیره مجنون رفت و من هم براي حضور در گردان حضرت علي اصغر(س)آماده شدم. آخرين ديدار من و ايشان فرداي اعزام بود که با موتور به مقر گردان برگشت.او را ديدم. دست دور گردن من انداخت که با هم وداع کنيم. کنار گوش من گفت: #اين_آخرين_ديدار_ماست. ديدار ما به قيامت! من شهيد مي شوم و ديگر برنمي گردم. شما زحمت بکشيد سلام مرا به مادرم برسان و از #مادرم_حلاليت_بطلب؛ چون خيلي براي من زحمت کشيد و من نتوانستم زحمات او را جبران کنم. » همان طور که او گفته بود، اين آخرين ديدار ما بود.او رفت و با دو هزار شهيدي بر گشت که از آنها تنها پلاک و مشتي استخوان به يادگار مانده بود.
@alvaresinchannel