تازهجوون بابا، دردت به جون بابا، اگه تو بری تو این غریبی دل به کی ببنده بابا؟
زندگی بقیه که هیچی، من حتی تو زندگی خودمم نمیتونم دخالت کنم. خونوادم، دوستام، و شرایطم برا همهی کلیات و جزئیات زندگی و احساساتم تصمیم میگیرن و من به مظلومانهترین حالت وایمیسم و فقط قبولش میکنم.
دلم میخواست آدما واقعیتر میبودن، نه فقط یه مشت بازیگر ساختهشده توسط غرور و سیاستشون. لعنت به اینهمه بیاعتمادی و دغل، تف، لعنت، تف و لعنت.