هیچوقت فکر نمیکردم به خاطر قدم های اشتباهی که برمیدارم ناراحت شم
فکر میکردم تنها چیزی که مهمه اینه که فقط قدم برداری
تکههاییازیکمنسجم
یگانه گفت جایی که شروع شد و جایی که تموم شد. روز و شب
هدایت شده از تکههاییازیکمنسجم
همیشه وقتی یک قدم باهاش فاصله دارم سقوط میکنم
هدایت شده از قِید
من باز به هم ریختم و میدونید چرا ؟
چون اون شبیهش بود
بی نهایت شبیه
هدایت شده از [دُشمݩِعزیز]
We lost the summer.