eitaa logo
‌•••|ما امام رضایی ها|•••
82 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
449 ویدیو
8 فایل
خوش اومدی رفیق😎😎 فکر می‌کردم، نـ⛔️ـمی‌شه پرسـ🧐ـید؛ اما...🤩 ‌+ثبت نام؟ بعله بفرمایید☺️ : http://Bn.javanan.org
مشاهده در ایتا
دانلود
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ ❤️❤️❤️❤️❤️❤️ ❤️❤️❤️❤️❤️ ❤️❤️❤️❤️ ❤️❤️❤️ ❤️❤️ ❤️ 🥀رمان :🥀 🥀پارت: 🥀 مریم : عطیه 😳 عزیز مگه محمد اتفاقی براش افتاده ؟ عزیز: نه مادر محمد چند روزی زنگ نزده عطیه نگرانه همین مریم: عطیه تو که لوس نبودی😂 عطیه: سریع گریه هام پنهان کردم و از حرفش خندیدم 😂😂 مریم: تو که محمد میشناسی تهران که هست به زور جواب تلفن میده چه برسه به این ماموریت هست😂 عطیه: اره بیخیال، چخبر از فسقلی مریم: خوبه سلام داره😂 چخبر از جیگر عمه عطیه : خوبع ☺️ مریم: خداروشکر ، راستی جایی میخواستین برین ؟ عطیه: نه نه مریم: خوبه پس مزاحم نیستم عزیز: این چه حرفیه😊 ______ رسول: از دیشب تا حالا دلشوره دارم این قلب لعنتی هم که ول کن نیست 😡😢 خواستم بلند بشم برم پیش محمد که تا از صندلی جدا شدم دوباره درد اومد سراغم اخخخخخخخ😭😭 عبدی: خوبی رسول رسول : خو......بم چیزی.....نیس عبدی: رفتی دکتر رسول: نه آقا....وقت نشد عبدی: ای خدا تو هم مثل محمد به خودت اهمیت نمیدی بلند شوبیا _____ عبدی: ببخشید دکتر دکتر : بفرمایید عبدی: میشه ایشون معاینه کنید کمی قلبش درد میکنه دکتر : بشین عزیزم _بعد معاینه دکتر: از قبل مشکل داستی ؟ رسول: اره ولی به این شدت نبود گاهی اوقات فقط درد می‌گرفت که با قرص خوب میشد دکتر: از کی بدتر شدی ؟ رسول: یک روز یا دو روزی میشه دکتر : قرص که میخوری ؟ رسول: اره میخورم دکتر : باید عمل کنی این جور نمیشه برات وقت عمل بگیرم ؟ رسول: نه من الان نمیتونم عمل کنم شرایطتش ندارم 😩 دکتر : ولی آخه.......... عبدی: آقا ی دکتر قبول نمیکنه اگه میشه بجای عمل فعلا یک قرص بهش بدید که بهتر بشه دکتر:.........این قرصی که نوشتم میخوری میتونی کمی آرومت کنه ولی اگه عمل نکنی بدتر میشی رسول: ممنون 🙏 _____ فرشید : کجا بودید ؟ رسول: هی.....هیجا چخبر از محمد ؟ فرشید: میخواستی چخبری باشه بیهوشه دیگه رسول: حالا چرا اعصاب نداری من تقصیر منه😒 فرشید: نه ولی سوالت الکی بود رسول: حالا منو نکشی یک سوال بود دیگه مثل آدم جواب بده فرشید: منتظر بودم تو یادم بدی 😒😒😒 رسول: میدونم که خودت این چیزا بلد نیستی فرشید: رسول بس میکنی اعصاب ندارم تو هم چرت و پرت میگی رسول: من چرت و پرت میگم 😳 عبدی: بسه دیگه 😡 الان وقت دعوا هست😡 دو روز محمد بالایی سرتون نیست با هم دیگه بد شدین 😡😡😡😡 رسول، فرشید::: ببخشید 😔 عبدی: محمد راست می‌گفت یک لحظه نمیشه تنهاتون گزاشت 😒 گفتم و رفتم __ فرشید: تقصیر تو هستا اااا رسول: زر نزن 😂 فرشید : 😂😂😂 (چه زود آشتی کردن 🤣😃) پ.ن: همه چیز آرومه 😂...... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کپی رمان به شدت ممنوع می باشد🚫 زیادمون کنید 🥀 نویسنده: هستی 🥀 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ