❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
❤️❤️❤️❤️❤️❤️
❤️❤️❤️❤️❤️
❤️❤️❤️❤️
❤️❤️❤️
❤️❤️
❤️
🥀رمان :#گاندو3🥀
🥀پارت: #دوازدهم 🥀
مریم : عطیه 😳
عزیز مگه محمد اتفاقی براش افتاده ؟
عزیز: نه مادر محمد چند روزی زنگ نزده عطیه نگرانه همین
مریم: عطیه تو که لوس نبودی😂
عطیه: سریع گریه هام پنهان کردم و از حرفش خندیدم 😂😂
مریم: تو که محمد میشناسی تهران که هست به زور جواب تلفن میده چه برسه به این ماموریت هست😂
عطیه: اره بیخیال،
چخبر از فسقلی
مریم: خوبه سلام داره😂
چخبر از جیگر عمه
عطیه : خوبع ☺️
مریم: خداروشکر ، راستی جایی میخواستین برین ؟
عطیه: نه نه
مریم: خوبه پس مزاحم نیستم
عزیز: این چه حرفیه😊
______
رسول: از دیشب تا حالا دلشوره دارم این قلب لعنتی هم که ول کن نیست 😡😢
خواستم بلند بشم برم پیش محمد که تا از صندلی جدا شدم دوباره درد اومد سراغم
اخخخخخخخ😭😭
عبدی: خوبی رسول
رسول : خو......بم
چیزی.....نیس
عبدی: رفتی دکتر
رسول: نه آقا....وقت نشد
عبدی: ای خدا تو هم مثل محمد به خودت اهمیت نمیدی بلند شوبیا
_____
عبدی: ببخشید دکتر
دکتر : بفرمایید
عبدی: میشه ایشون معاینه کنید کمی قلبش درد میکنه
دکتر : بشین عزیزم
_بعد معاینه
دکتر: از قبل مشکل داستی ؟
رسول: اره ولی به این شدت نبود گاهی اوقات فقط درد میگرفت که با قرص خوب میشد
دکتر: از کی بدتر شدی ؟
رسول: یک روز یا دو روزی میشه
دکتر : قرص که میخوری ؟
رسول: اره میخورم
دکتر : باید عمل کنی این جور نمیشه برات وقت عمل بگیرم ؟
رسول: نه من الان نمیتونم عمل کنم
شرایطتش ندارم 😩
دکتر : ولی آخه..........
عبدی: آقا ی دکتر قبول نمیکنه اگه میشه بجای عمل فعلا یک قرص بهش بدید که بهتر بشه
دکتر:.........این قرصی که نوشتم میخوری میتونی کمی آرومت کنه ولی اگه عمل نکنی بدتر میشی
رسول: ممنون 🙏
_____
فرشید : کجا بودید ؟
رسول: هی.....هیجا
چخبر از محمد ؟
فرشید: میخواستی چخبری باشه
بیهوشه دیگه
رسول: حالا چرا اعصاب نداری من تقصیر منه😒
فرشید: نه ولی سوالت الکی بود
رسول: حالا منو نکشی یک سوال بود دیگه
مثل آدم جواب بده
فرشید: منتظر بودم تو یادم بدی 😒😒😒
رسول: میدونم که خودت این چیزا بلد نیستی
فرشید: رسول بس میکنی اعصاب ندارم تو هم چرت و پرت میگی
رسول: من چرت و پرت میگم 😳
عبدی: بسه دیگه 😡
الان وقت دعوا هست😡
دو روز محمد بالایی سرتون نیست با هم دیگه بد شدین 😡😡😡😡
رسول، فرشید::: ببخشید 😔
عبدی: محمد راست میگفت یک لحظه نمیشه تنهاتون گزاشت 😒
گفتم و رفتم
__
فرشید: تقصیر تو هستا اااا
رسول: زر نزن 😂
فرشید : 😂😂😂
(چه زود آشتی کردن 🤣😃)
پ.ن: همه چیز آرومه 😂......
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کپی رمان به شدت ممنوع می باشد🚫
زیادمون کنید 🥀
نویسنده: هستی 🥀
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ