eitaa logo
موسسه معنا
1.5هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
123 ویدیو
64 فایل
معنا | مطالعات بنیادین و فلسفی علم پژوهش در قلمرو علوم انسانی و علوم پایه 🔹 فلسفه و تاریخ علم؛ از ریشه‌های اندیشه تا تحولات امروز 🔹 منابع، آثار و چهره‌های علمی 🔹 رویدادها و اخبار اثرگذار علمی https://manainstitute.ir🌐 📞 ادمین: @vahidshahab
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ یادداشت آغازین: درآمدی بر نظامِ نبرد حق و باطل؛ تقابل استراتژیک در آینه سنن الهی 🔘 مقدمه 🔵 تاریخ بشر، از سپیده‌دم خلقت تا به امروز، صحنه‌ی تقابل مستمر و بی‌وقفه‌ی دو جبهه‌ی بنیادین بوده است: «جبهه‌ی حق» و «جبهه‌ی باطل». در دوران‌هایی که سایه‌ی جنگ و درگیری‌های سرنوشت‌ساز بر سر جوامع سایه می‌افکند، تحلیل‌گران مادی تنها به محاسبه‌ی توازن قوا، تسلیحات نظامی، توان اقتصادی و قدرت رسانه‌ای بسنده می‌کنند. اما از منظر جهان‌بینی توحیدی و قرآن کریم، این معادلات مادی تنها لایه‌ی سطحیِ میدان نبرد هستند. در پسِ پرده‌ی این تحولات ظاهری، شبکه‌ای قدرتمند، هوشمند و تخطی‌ناپذیر از قوانین کیهانی در حال مدیریت صحنه است که در ادبیات قرآنی از آن با عنوان «سنن الهی» یاد می‌شود. 🔵 در شرایط کنونی که در فضای جنگ و رویارویی تمام‌عیار جبهه‌ی حق (مستضعفین) با جبهه‌ی استکبار قرار داریم، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تجهیز به بینش قرآنی و فهم دقیق این قوانین حاکم بر تاریخ هستیم. عدم شناخت این سنن، می‌تواند منجر به خطای محاسباتی، یأس در برابر هیمنه‌ی ظاهری باطل و یا غفلت از امدادهای غیبی شود. از این رو، پیش از ورود به میدان عملیاتی، نیازمند یک پشتوانه‌ی مستحکمِ نظری هستیم. 🔵 معرفی کتاب «سنن الهی در قرآن کریم با محوریت تفسیر المیزان»: پایه و اساسِ سلسله یادداشت‌های پیش رو، مبتنی بر پژوهش جامع و تدوین‌شده‌ای تحت عنوان «سنن الهی در قرآن کریم با محوریت تفسیر المیزان» است. در مقدمه‌ی این کتاب اشاره شده است: «بدون شک بررسی و تحلیل جوامع انسانی، بدون در نظر گرفتن سنن الهی ناممکن است… شناخت و تحلیل این سنن، کمک شایانی در تحلیل کنش‌های اجتماعی و به‌خصوص در زمینه‌ی آینده‌شناسی جوامع انسانی در اختیار ما قرار می‌دهد.» 🔵 این کتاب پژوهشی، با هدف استخراج و نظام‌مندسازیِ قوانین حاکم بر هستی و جامعه از منظر علامه طباطبایی (ره) نگاشته شده و ساختار آن در سه گام اساسی (سه فصل) سامان یافته است: 🔷 ۱. فصل اول (معنا و مکانیسم سنن الهی): در این بخش، مبانی نظری، منشأ سنن الهی در ذات و صفات پروردگار، و ویژگی‌های معرفت‌شناختی این قوانین بررسی شده است تا نشان دهد این سنن، تصادفی نیستند، بلکه ریشه در اراده و حکمت مطلق الهی دارند. 🔷 ۲. فصل دوم (برشماری سنن الهی): این فصل که قلب تپنده‌ی کتاب است، سنن قرآنی را در دو دسته‌ی کلان طبقه‌بندی می‌کند: «سنن مستقل از اراده انسان» و «سنن وابسته به اراده انسان» که دسته دوم خود شامل سه قسم است: «سنن مختص اهل حق»، «سنن مختص اهل باطل» و در نهایت «سنن مشترک بین اهل حق و اهل باطل». 🔷۳. فصل سوم (نسبت سنن فراگیر الهی با یکدیگر): در این بخش، ارتباط شبکه‌ای و سیستماتیک این قوانین با یکدیگر تحلیل شده است؛ اینکه چگونه هدایت تکوینی، نصرت مؤمنین و غلبه‌ی حق بر باطل در یک هارمونیِ کیهانی با هم عمل می‌کنند. 🔵 کتاب مذکور به روشنی اثبات می‌کند که خداوند عالم را رها نکرده است و تاریخ، در حال حرکت به سوی یک غایتِ مشخص و از پیش مهندسی‌شده است. 🔵 چرا سلسله یادداشت‌های نبرد حق و باطل؟ اگرچه کتاب «سنن الهی» یک اثر جامع در تحلیل کلیه‌ی قوانین حاکم بر جوامع است، اما با توجه به اقتضائات زمانه و قرار گرفتن در بطن یک رویارویی و «جنگ استراتژیک»، ضرورت داشت تا با یک عینکِ تخصصی‌تر و عملیاتی‌تر به این گنجینه‌ی معرفتی نگاه کنیم. ما نمی‌توانیم در میانه‌ی میدان نبرد، صرفاً به مباحث انتزاعی بسنده کنیم؛ بلکه باید بدانیم قوانینِ پشتیبانِ ما در این جنگ کدام‌اند؟ مکانیزم سقوط دشمنِ تا بن دندان مسلح چگونه فعال می‌شود؟ و خداوند چه نقشه‌ی عملیاتی‌ای برای پیروزی نهایی جبهه‌ی حق طراحی کرده است؟ به همین منظور، تصمیم بر آن شد تا در قالب یک سلسله یادداشتِ ۳۰ قسمتی، برش‌های کاربردی، میدانی و استراتژیک از این کتاب استخراج شده و به طور خاص، «سنن الهی در تقابل حق و باطل» مورد بازخوانی قرار گیرد. در این مجموعه یادداشت‌ها تلاش کرده‌ایم این قوانین را از حالت تئوریک خارج کرده و به عنوان یک «نقشه‌ی راهِ عملیاتی» برای رزمندگان و اندیشه‌ورزانِ جبهه‌ی حق ارائه دهیم. 🔵 سخن پایانی: ما بر این باوریم که در جنگِ اراده‌ها، برنده‌ی نهایی کسی است که بداند در زمینِ چه کسی و بر اساس چه قواعدی می‌جنگد. مستکبرین جهان هرچند به ظاهر از ابزارهای مادی برخوردارند، اما طبق سنن قطعی قرآنی، در حال حرکت در تونلی هستند که انتهای آن «مَحق» (نابودی مطلق) است. در مقابل، وظیفه‌ی جبهه‌ی حق، شناخت این سنن، استقامت، حفظ انسجام درونی و عبور موفق از فیلتر «ابتلاء» است. ✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ باشگاه تحول علم با همکاری دانشگاه باقرالعلوم(ع) و مرکز رشد واحد های فناور دانشگاه قم برگزار می کند: 🕌قُمدوسی 💎مَحفِل مکانیک کوانتومی قم! 🕰زمان: پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵(ساعت ۱۶ الی ۱۸:۳۰) 📌مکان: قم، شهرک پردیسان، انتهای بلوار دانشگاه، دانشگاه باقرالعلوم(ع) 🔷 دکتر مهدی گلشنی عضو بازنشسته هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف تحولات مهم در نگرش دانشمندان بزرگ غرب به علم: احیای دین و فلسفه در علم (ارائه غیر حضوری) 🔷 دکتر مهدی رمضانی عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر کامپیوتر های کوانتومی چگونه کار می کنند؟ 🔷 دکتر حمیدرضا صفری دانش آموخته دکتری فیزیک از پژوهشگاه دانش های بنیادی(IPM) دیدن نادیدنی 🔷 سید مهدی موسوی دانش آموخته کارشناسی ارشد فیزیک و روایتگر علم مجری برنامه 🖌ثبت نام در این برنامه برای عموم علاقه مندان آزاد و رایگان می باشد. 🌐پیوند ثبت نام برنامه: https://digiform.ir/qomdusi _ـ_ــ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ نظریه برهان به مثابه نظریه تبیین در فلسفه اسلامی 🔵 آیا نظریه برهان در فلسفه اسلامی صرفاً نظریه ای درباره استدلال معتبر است، یا می توان آن را نظریه‌ای درباره تبیین نیز دانست؟ پاسخ به این پرسش، به تلقی ما از «برهان» و «تبیین» بستگی دارد. اگر برهان را فقط قیاسی بدانیم که از مقدمات یقینی نتیجه‌ای یقینی تولید می‌کند، آنگاه آن را صرفاً بخشی از منطق استدلال خواهیم دانست. اما اگر به جایگاه برهان در سنت منطقی و فلسفی اسلامی دقیق تر بنگریم، روشن می‌شود که برهان تنها ابزار اثبات نیست؛ بلکه راهی برای فهم چرایی امور است. 🔵 تبیین در معنای فلسفی آن، صرفاً گزارش وقوع یک امر نیست. اینکه بدانیم چیزی رخ داده، یا محمولی برای موضوعی ثابت است، هنوز به معنای تبیین آن نیست. تبیین زمانی آغاز می‌شود که بپرسیم چرا چنین است؟ چرا این پدیده رخ داده است؟ چرا این حکم ثابت است؟ بنابراین تبیین، انتقال از دانستنِ «اینکه چیزی هست» به دانستنِ «چرا چنین است» میباشد. 🔵 در فلسفه اسلامی، به ویژه در سنت منطقیِ متأثر از ارسطو، برهان دقیقاً با همین مسئله پیوند دارد. برهان در این سنت صرفاً صورت معتبر استنتاج نیست، بلکه راهی برای تحصیل علم یقینی است. اما علم یقینی، تنها دانستن صدق نتیجه نیست؛ بلکه دانستن علت آن نیز هست. به بیان دیگر، علم کامل آن است که انسان نه فقط بداند «الف، ب است»، بلکه بداند چرا «الف، ب است». 🔵 در اینجا نقش حد وسط اهمیت پیدا می‌کند. در هر قیاس برهانی، حد وسط واسطه میان موضوع و محمول، یا اصغر و اکبر، است. اما این واسطه‌بودن همیشه یکسان نیست. گاهی حد وسط فقط سبب می‌شود که ما به نتیجه علم پیدا کنیم؛ در این حالت، حد وسط علت اثبات است. اما گاهی حد وسط منشأ ثبوت نتیجه است؛ یعنی نشان می‌دهد چرا محمول برای موضوع ثابت شده است. در این حالت، حد وسط علت ثبوت نیز هست. 🔵 همین تمایز، راه را برای فهم تبیینی برهان باز می‌کند. در برهان لمّی، حد وسط علت ثبوت نتیجه است. یعنی ذهن از علت به معلول منتقل می‌شود و نتیجه را از راه علت آن می‌شناسد. مثال، اگر بگوییم جسمی به سبب حرارت یافتن منبسط شده است، و حرارت واقعاً علت انبساط باشد، در اینجا صرفاً انبساط جسم را اثبات نکرده‌ایم، بلکه چرایی آن را نیز توضیح داده‌ایم. چنین ساختاری همان چیزی است که می‌توان آن را تبیین علّی نامید. 🔵 در مقابل، برهان إنّی معمولاً از اثر، نشانه یا معلول به علت منتقل می‌شود. مثال، از دود به وجود آتش پی می‌بریم. این استدلال می‌تواند معرفت‌آور باشد، اما دود علت آتش نیست؛ بلکه معلول آن است. بنابراین، چنین برهانی بیشتر نشان می‌دهد که ما چرا به وجود آتش علم پیدا کرده‌ایم، نه اینکه آتش چرا پدید آمده است. از این جهت، برهان إنّی نسبت به برهان لمّی قدرت تبیینی ضعیف تری دارد. 🔵 این تمایز نشان می دهد که نظریه برهان در فلسفه اسلامی فقط نظریه‌ای درباره اثبات نتیجه نیست، بلکه نظریه‌ای درباره مراتب فهم و معرفت است. در برخی موارد، ما فقط می‌دانیم که امری هست؛ اما در مرتبه‌ای کامل‌تر، می‌دانیم چرا آن امر هست. برهان لمّی دقیقاً ناظر به این مرتبه کامل‌تر است. 🔵 از این منظر، می‌توان نظریه برهان را با برخی مباحث معاصر فلسفه علم نیز وارد گفت‌وگو کرد. در فلسفه علم معاصر، یکی از مسائل مهم این است که آیا هر استنتاج موفقی تبیین محسوب می‌شود یا نه. پاسخ بسیاری از فیلسوفان علم منفی است: هر استنتاجی تبیین نیست. ممکن است بتوان از نشانه‌ای به نتیجه‌ای رسید، اما آن نشانه علت واقعی نتیجه نباشد. نظریه برهان در فلسفه اسلامی نیز به همین نکته توجه دارد. هر حد وسطی تبیین‌گر کامل نیست؛ حد وسط زمانی نقش تبیینی کامل دارد که علت ثبوت نتیجه باشد. 🔵 بنابراین، برهان لمّی را می‌توان صورت ممتاز تبیین علّی در فلسفه اسلامی دانست. در آن، نتیجه فقط اثبات نمی‌شود، بلکه از راه علت خود فهمیده می‌شود. اینجاست که برهان از سطح استدلال صوری فراتر می‌رود و به الگویی برای تبیین عقلانی تبدیل می‌شود. 🔵 البته باید توجه داشت که تبیین در فلسفه اسلامی صرفاً توضیح زبانی یا روان‌شناختی نیست. تبیین فقط این نیست که مطلبی را ساده‌تر بیان کنیم. تبیین در معنای دقیق‌تر، کشف نسبت واقعی میان علت و معلول، یا میان علت ثبوت و نتیجه است. از این رو، تبیین در این سنت هم جنبه معرفت‌شناختی دارد و هم جنبه هستی‌شناختی: از یک سو ذهن را به علم یقینی می‌رساند، و از سوی دیگر به ساختار واقعی اشیا و احکام نظر دارد. 🔵 بر این اساس، نظریه برهان در فلسفه اسلامی صرفاً نباید نظریه‌ای درباره استدلال معتبر دانست، بلکه . این نظریه، نظریه‌ای درباره تبیین عقلانی پدیده‌ها، احکام و نسبت‌های ضروری است. ✍️ دکتر جواد طالبی (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) _ـ_ــ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ سلسله یادداشت‌های معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز 🔘 معادلات پنهان نبرد (۱): فراتر از محاسبات مادی؛ سه‌گانه سنن الهی در تقابل کنونی 🔵 در میانه نبرد همه‌جانبه و ظالمانه‌ای که امروز علیه جبهه حق در جریان است، تحلیل صحنه صرفاً با تکیه بر معادلات نظامی، اقتصادی و سیاسی، تصویری ناقص و گاه ناامیدکننده به دست می‌دهد. برای فهم دقیق میدان و پیش‌بینی فرجام این تقابل، نیازمند یک «دستگاه محاسباتی برتر» هستیم؛ دستگاهی که بر پایه «سنن الهی» بنا شده است. سنن الهی، قوانین ثابت و تغییرناپذیری هستند که خداوند برای اداره جهان هستی وضع کرده است. این قوانین به سه دسته کلی تقسیم می‌شوند و هم‌اکنون هر سه دسته، در میدان این جنگ پیچیده در حال رخ‌نمایی و عمل هستند. 🔷 دسته اول، «سنن مستقل از اراده انسان» است. این‌ها قوانین تکوینی و جبری حاکم بر عالم ماده و فیزیک هستند که برای همه یکسان عمل می‌کنند. در میدان جنگ، قانون علیت مادی برای هر دو طرف برقرار است؛ موشک، بمب و ابزارهای فیزیکی بر اساس همین قوانین عمل کرده و تخریب ایجاد می‌کنند. خداوند نظام هستی را بر بستر این قوانین دقیق استوار کرده است و هیچ‌کس، چه حق و چه باطل، از دایره این جبر تکوینی خارج نیست. 🔷 دسته دوم، «سنن وابسته به اراده، اما مشترک میان حق و باطل» است. این قوانین به ما می‌گویند که جهان هستی به «تلاش، نظم، برنامه‌ریزی و استفاده از ابزار» پاسخ می‌دهد، فارغ از اینکه نیت پشت آن الهی باشد یا شیطانی. اگر جبهه دشمن در تکنولوژی نظامی یا سازماندهی رسانه‌ای به قدرت رسیده، این نقض‌کننده حقانیت ما نیست، بلکه نتیجه قطعی تلاش آن‌ها در بهره‌گیری از این سنت الهی است. جبهه حق نیز برای پیشروی، ناگزیر است با کار و تلاش مضاعف، خود را به الزامات این سنت مجهز کند. 🔷 اما سرنوشت نهایی در دسته سوم یعنی «سنن مختص به یک جبهه» رقم می‌خورد. اینجاست که راه حق و باطل از هم جدا می‌شود. قدرت مادی دشمن، او را درگیر سنت «استدراج» (غرق شدن تدریجی در باتلاق طغیان و محاسبات غلط) می‌کند. در مقابل، جبهه حق اگر در کنار تلاش مادی، به سلاح استقامت و ایمان مجهز باشد، مشمول سنت‌های اختصاصیِ «امداد غیبی»، «برکت»، «تبدیل تهدید به فرصت» و در نهایت «نصرت الهی» خواهد شد. در یادداشت‌های بعدی، مصادیق عینی سنن را در دل اتفاقات جاری جنگ بررسی خواهیم کرد. ✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
64ed74003ac79-9742-24-7.pdf
حجم: 278.9K
✅ بررسی استدلالی نقش عناصر اربعه به عنوان «علت مادی» در زیست شناسی گیاهی دوره اسلامی و اثبات نقش آن ها در احوال و اختلاف نباتات 🔵 توجه به مبانی در علوم مختلف از آن جهت مهم و قابل توجه است که این مبانی حکم مبادی تصدیقی و اصول موضوعه را در علوم دارند. هدف از مقاله ی حاضر، بررسی نقش عناصر اربعه در زیست شناسی گیاهی دوره اسلامی است. 🔵 فرضیه ی این پژوهش بر اصلِ علت مادی بودن عناصر اربعه تاکید دارد که برای نخستین بار بدان پرداخته و استنباط شده است. روش استفاده شده در این مقاله از نوع مطالعات تاریخی با رویکرد تحلیلی است که در نوع خود بی نظیر است. 🔵 یافته های بدست آمده از بررسی منابع اصیل تاریخی نشان می دهد که عناصر اربعه در دو عرصه نبات شناسی اعم از زیست شناسی نبات و احوال نباتات وجود دارد. از آنجا که چهار عنصر در یک نبات حضور دارند و هر یک از وظیفه ی خاصی برخوردار هستند، بررسی چگونگی تحلیل قوای نبات به چهار عنصر آّب، خاک، هوا و آتش که دارای کیفیت چهارگانه ی تری، خشکی، گرمی و سردی هستند، امری ضروری است. 🔵 همچنین علت تفاوت ها و اختلافات در نباتات نیز به تفاوت ترکیب عناصر اربعه در آنها بازمی گردد و احوال و اجزای نباتات نیز بر مبنای نظام چهار عنصری تبیین می شوند. ✍️ نویسندگان: دکتر امیرحسین شهگلی(محقق و پژوهشگر موسسه معنا)، فائزه اسکندری _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ سلسله یادداشت‌های معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز 🔘 معادلات پنهان نبرد (2) | زیرساخت هستی در میدان نبرد؛ چرا باطل هنوز نفس می‌کشد؟ 🔵 در یادداشت پیشین اشاره کردیم که برای تحلیل جنگ کنونی میان ایران و جبهه استکبار (آمریکا و اسرائیل)، باید از سطح محاسبات مادی فراتر رفت و به «سنن الهی» نگریست. نخستین لایه از این سنن، قوانینی هستند که «مستقل از اراده و فعل انسان» عمل می‌کنند. این سنن، در واقع «قوانین زیرساختی» جهان هستند؛ همان بستر و زمینی که بازیگران حق و باطل روی آن به نبرد می‌پردازند. در این یادداشت، دو سنت بنیادین «خلقت» و «رحمت» را در دلِ واقعه جنگ تحلیل می‌کنیم. 🔷 ۱. سنت خلقت: استمرار میدان نبرد اولین پرسشی که در مواجهه با جنایات هولناک جبهه استکبار در ذهن جوانه می‌زند، این است که «چرا خداوند به این موجوداتِ ظالم اجازه بود و بروز می‌دهد؟». پاسخ را باید در «سنت خلقت» جست‌وجو کرد. طبق این سنت، فیض الهی در آفرینش پایان‌ناپذیر است. خداوند جهان را به گونه‌ای طراحی کرده که «امکانِ بودن» وجهه همت اوست. در جنگ امروز، این سنت به ما می‌گوید که وجودِ فیزیکی دشمن، ابزارهای تکنولوژیک او و حتی نفس کشیدن سربازان جبهه باطل، برگرفته از سنت خلقت است. خداوند میدان را برای «ظهورِ اراده‌ها» فراهم کرده است. اگر قرار بود خداوند بلافاصله مانع خلقت یا استمرار وجودِ موجودی شود که قرار است ظلم کند، اساساً نظام «اختیار» و «امتحان» (سنت ابتلاء) معنا پیدا نمی‌کرد. بنابراین، تداوم وجودِ جبهه آمریکا و اسرائیل در این لحظه، پیش از آنکه نشانه حقانیت یا قدرت ذاتی آن‌ها باشد، نشانه استمرار سنت خلقت برای فراهم ماندنِ بسترِ نبردِ نهایی است. 🔷 ۲. سنت رحمت: فرصتی برای کمال یا اتمام حجت: بسیاری «رحمت» را با «رأفت» اشتباه می‌گیرند، اما در نگاه عمیقِ کلامی و طبق مبانی علامه طباطبایی در المیزان، رحمت یعنی «بسطِ هستی برای رسیدن موجود به کمالش» (المیزان، ج10، ص11). این سنت، موتور محرک تمام موجودات است تا به غایتِ خود برسند. در تحلیل جنگ کنونی، سنت رحمت دو روی سکه دارد: 🔶 برای جبهه حق (ایران و مقاومت): رحمت الهی به معنای امتداد دادن به هستیِ این جبهه است تا استعدادهای نهفته‌اش شکوفا شود. سختی‌های جنگ، در واقع بسطِ وجودیِ انسان‌هایی است که در پی کمال هستند. این رحمت تا زمانی که «اجل» (زمان مقدر) فرا نرسیده، ادامه دارد تا جبهه حق به تمامیتِ قدرت و شکوه معنوی خود برسد. 🔶 برای جبهه باطل (آمریکا و اسرائیل): نکته تکان‌دهنده اینجاست که طبق سنت رحمت عمومی (رحمانیه)، حتی دشمن هم از این بسطِ هستی بهره‌مند است. خداوند به ظالم هم فرصت می‌دهد تا «تمامِ آنچه هست» را بروز دهد. رحمت در اینجا یعنی فراهم کردنِ بستر تا باطل به نهایتِ طغیان خود برسد؛ چرا که تا باطل به کمالِ پستی و رذالت خود نرسد، سنت‌های بعدی (مانند سنت هلاکت و قبض) جاری نمی‌شوند. 🔷 ۳. سنت قبض و بسط؛ منطقِ زوالِ ابرقدرت‌ها همان‌طور که علامه طباطبایی می‌فرماید، از بین رفتن یک موجود، فنای مطلق نیست، بلکه «قبضِ رحمت» و بازگشت به سوی خداست. هر تمدن و قدرتی، یک «اجل» دارد. قدرت‌های استکباری در جنگ امروز، در دوره «بسطِ رحمتِ دنیوی» خود هستند؛ یعنی خداوند به آن‌ها میدان داده است تا تمامِ ظرفیت‌های مادی خود را به نمایش بگذارند. اما این بسط، ابدی نیست. همان‌گونه که خورشید طلوع می‌کند و سایه‌ها را می‌گستراند (ر.ک. المیزان، ج15، ص226)، با رسیدنِ زمانِ مقدر (اجل)، این رحمتِ بسط‌یافته، «قبض» می‌شود. درگیری امروز ما با آمریکا و اسرائیل، در واقع نبرد با قدرتی است که به اواخرِ دوره «بسط» خود نزدیک شده است. از نظر معرفتی، قدرتِ نظامی و رسانه‌ای دشمن، مانند سایه‌ای است که خداوند اجازه داده بر زمین گسترده شود (سنت رحمت عمومی)، اما طبق سنتِ ثابت الهی، این سایه در حالِ جمع شدن و بازگشت به سوی مالک حقیقی است. 🔵 جمع‌بندی و تطبیق درک سنن «خلقت» و «رحمت» در جنگ کنونی، به ما آرامشِ راهبردی می‌دهد. ما می‌فهمیم که: 🔶 ۱. وجودِ دشمن، بخشی از طراحیِ عظیم الهی برای ایجاد میدان امتحان است. 🔶 ۲. برخورداریِ دشمن از امکانات، ناشی از سنتِ عمومیِ رحمت است که به هر موجودی اجازه می‌دهد تا به حدِ نهایی خود (چه در خیر و چه در شر) برسد. 🔶۳. پایانِ این جنگ، نه با تصادف، بلکه با فرا رسیدنِ «اجلِ» قدرت‌های پوشالی و سنت «قبضِ رحمت» از ظالمان رقم خواهد خورد. 🔵 ما در میانه‌ی این بسط و قبض هستیم؛ جایی که وظیفه جبهه حق، استقامت در مسیر کمال است تا مشمول رحمتِ خاصه (رحیمیه) گشته و شاهدِ قبضِ قدرتِ باطل باشد. ✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
یادداشت یک.pdf
حجم: 263K
✅ در پیرامون کورت گودل 🔘 بخش اول: شخصیت، زندگی و برنامه علمی او 🔵 در این سلسله یادداشت‌ها می‌خواهم در پیرامون کورت گودل (1906-1978) سخن بگویم و مطالبی را از شخصیت، زندگی، و برنامه علمی او، مساهمت‌های (مبانی) ریاضیاتی او، و تأثیری که بر علوم مختلف داشته است در میان آورم. 🔵 «آقای چرا» در شهر برون در استان موراویا در امپراتوری اتریش-مجارستان از پدری تاجر و مادری فرهیخته متولد گشت. کودکی مرفّهی را در ویلای پدری گذراند جز یک دوره‌ی سخت تب روماتیسمی که در هشت سالگی بدان مبتلا گشت و پس از آن تااندازه‌ای خودبیمارانگار بود و بی‌اعتمادی فزاینده‌اش به پزشکان نگرانی پیوسته‌اش به سلامتی‌اش را تشدید می‌کرد. 🔵 با خواندن یک متن درسی مقدماتی در حساب در ۱۹۲۱ به ریاضیات علاقه‌مند شد، سپس با خواندن زندگی‌نامه‌ی گوته به فیزیک و ایده‌های نیوتن گرایش یافت تا اینکه در سال ۱۹۲۴ وارد دانشگاه وین در رشته‌ی فیزیک نظری شد. 🔵 اما دلبستگی‌اش به دقت در ۱۹۲۶ او را به ریاضیات و سرانجام در ۱۹۲۸ به منطق ریاضی سوق داد. در دوره‌ی کارشناسی افزون بر فیزیک در کلاس‌های درس فلسفه (ی هاینریش گُمپِرز) و ریاضیات (به‌ویژه کلاس فیلیپ فورت‌وَنگلر) نیز شرکت می‌کند، هرچند تا هفده سالگی ریاضیات دانشگاهی را فراگرفته بود. در همین سال‌هاست که در جلسات حلقه وین پوزیتیویست‌های منطقی حاضر می‌شود. ✍️ دکتر مرتضی متولی (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی حکمت 🔵 صدرالمتالهین نظیر دیگر حکما نبود، مرحوم ابوالقاسم میرفندرسکی، ذوق عرفانی داشت و در عصر میرداماد،مدرس رسمی حوزه اصفهان بود، مرحوم شیخ بهایی همچنین..اینها همه ذوق عرفانی داشتند، اما ذوق در حد چشیدن است و نه نوشیدن...اینکه چهار قرن حکیمانی را به دنبال خود بکشد برای این است که این امام حکما شد. 🔵 صدرالمتالهین ولیّ حکمت است، نه حکیم. او امام حکمت است، نه حکیم. در این چهار قرن بزرگان زیادی آمدند و شدند امت این امام.. 🌸🌸اول خرداد؛ روز بزرگداشت ملاصدرا، حکیم و فیلسوف شیعه ایرانی سده یازدهم و بنیان‌گذار حکمت متعالیه گرامی‌باد.🌸🌸 _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ سلسله یادداشت‌های معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز 🔘 معادلات پنهان نبرد (۳) | نبرد بر سر جانشینی و قطب‌نمای هستی؛ تقابل دو نگاه به جهان 🔵 در ادامه بررسی «سنن مستقل از اراده انسان» که بستر و زمینِ بازی در تقابلات تاریخی را شکل می‌دهند، در این یادداشت به سراغ دو سنت بنیادین می‌رویم که ریشه اصلی درگیری میان جبهه حق و استکبار جهانی (آمریکا و اسرائیل) را تبیین می‌کنند: «سنت استخلاف» و «سنت هدایت». این دو قانون به ما نشان می‌دهند که جنگ امروز، صرفاً نزاع بر سر جغرافیا یا منافع اقتصادی نیست، بلکه یک تقابل تمام‌عیارِ شناختی و وجودی است. 🔷 ۱. سنت استخلاف؛ نزاع بر سر مدیریت زمین: طبق سنت تکوینی خداوند، انسان به عنوان «خلیفه» و جانشین خدا در زمین قرار داده شده است. پذیرش این خلافت (امانت الهی)، مستلزم پذیرش یک «رابطه اجتماعی چهارگانه» است: ارتباط انسان با خود، با دیگران، با طبیعت، و در رأس همه، با خداوند. ریشه اصلی جنگ ظالمانه امروز در همین نقطه نهفته است. جبهه استکبار به رهبری آمریکا و صهیونیسم، به دنبال تحمیل یک «رابطه سه‌گانه» بر جهان است؛ جهانی که در آن «خدا» از معادلات حذف شده و انسانِ طغیان‌گر، خود را مالک و حاکم بلامنازع زمین و انسان‌های دیگر می‌داند. در مقابل، مقاومتِ جبهه حق، تلاشی است برای بازگرداندن ضلع چهارم (خداوند) به این هندسه. تا زمانی که این دو نگاه به مدیریت زمین وجود دارد، تقابل و جنگ نیز به عنوان یک ضرورتِ اجتناب‌ناپذیر پابرجا خواهد بود. 🔷 ۲. سنت هدایت تکوینی؛ چرا جنایتِ دشمن متوقف نمی‌شود؟: خداوند برای آنکه انسان بتواند بار این جانشینی را به دوش بکشد، او را رها نکرده و سنت «هدایت» را به جریان انداخته است. لایه اول این قانون، «هدایت تکوینی» است؛ یعنی خداوند در ساختار هستی، هر موجودی را به سمت کمالِ متناسب با خودش سوق می‌دهد و ابزار آن را فراهم می‌کند. در نظام تکوین، خطا وجود ندارد (آتش حتماً می‌سوزاند). (ر.ک. المیزان، ج2، ص356-357). شاید بپرسید این سنت چگونه در میدان جنگ تفسیر می‌شود؟ علامه طباطبایی نکته‌ای تکان‌دهنده دارند: کمالِ هر شیء، متناسب با مسیری است که انتخاب کرده است. اگر انسانی (یا یک سیستم سیاسی مانند رژیم صهیونیستی) از انسانیت سقوط کند و خوی درندگی پیشه گیرد، غایت و کمالِ او در این مسیر باطل، رسیدن به «نهایتِ حیوانیت و توحش» است. (ر.ک. المیزان، ج4، ص78). ماشین جنگی دشمن امروز با استفاده از قوانین بی‌نقص تکوینی (علوم پایه، فیزیک، تکنولوژی) عمل می‌کند و جنایات بی‌سابقه‌ای رقم می‌زند. این توحش، نشان‌دهنده خارج شدن سیستم از کنترل نیست، بلکه هدایت تکوینیِ موجودی است که انتخاب کرده ظالم باشد و اکنون با سرعت به سمت قعر دره طغیان در حرکت است تا پرونده‌اش برای عقوبت نهایی تکمیل شود. 🔷۳. سنت هدایت تشریعی؛ جنگ به مثابه یک هشدار بیدارکننده: چون عقل و هدایت تکوینی برای رساندن انسان به سعادت کافی نیست (زیرا همان عقل مادی می‌تواند ابزار استثمار دیگران شود، چنانکه غرب امروز چنین کرده است)، خداوند «هدایت تشریعی» را از طریق ارسال رسل و انزال وحی قرار داد. وظیفه اصلی این هدایت، «ارائه طریق» و نشان دادن راه از چاه است. (المیزان، ج10، ص262). یکی از ارکان هدایت تشریعی، مفهوم «اِنذار» (هشدار دادن) است. وقایع هولناک و جنگِ نابرابری که امروز علیه جبهه حق در جریان است، در دل خود یک انذار بزرگِ جهانی نهفته دارد. خون‌های ریخته شده و ظلم‌های عیان، همچون تلنگری محکم بر «فطرتِ» خفته‌ی انسان‌ها در سراسر جهان فرود می‌آید. بیداری افکار عمومی در کشورهای غربی و صف‌بندی‌های جدیدِ مردمی علیه صهیونیسم، بازتابِ همین هدایت تشریعی و بیدار شدنِ فطرت‌هایی است که نمی‌توانند ظلمِ ساختاریافته را تحمل کنند. 🔵 جمع‌بندی؛ ایستادگی در برابر کائنات: فهم این دو سنت به ما ثابت می‌کند که جبهه حق در این جنگ، همسو با «فطرت» و «غایتِ اصلی خلقت» حرکت می‌کند. در مقابل، جبهه باطل با حذف خدا از معادلاتِ استخلاف و تکیهِ صِرف بر هدایت تکوینی (تکنولوژی و ابزار) برای سرکوب بشر، در حقیقت به جنگ با کل نظام هستی برخاسته است. کسی که از خط سیرِ ترسیم‌شده توسط خداوند تخطی کند، شاید چند صباحی با تکیه بر اسباب مادی جولان دهد، اما در نهایت با تمامِ اسبابِ کائنات درگیر شده و محکوم به نابودی و انزواست. در یادداشت‌های بعد، خواهیم دید که چگونه «سنت ابتلاء و امتحان»، عیار این تقابلِ تاریخی را مشخص خواهد کرد. ✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ ویلیام کریگ: خداباوری و جهان شناخت فیزیکی 🔘 فیزیک کوانتومی و جهان شناسی کوانتومی (بخش اول) 🔵 اروین شرودینگر در بحث از قوانین مکانیک کوانتوم، ذوات کوانتومی را امواج دانست، بدین صورت که هر منظومه کوانتومی با یک موج جزئی همراه است که تابع تابع موجی اش نامیده می شود و اگر سنجشی صورت بگیرد، از مجذور آن در یک موقعیت، احتمال بودن هویت توأم با آن در موقعیت، به دست می‌آید. پیش از سنجش، آن هویت حقیقتا موضع دقیق و مشخصی ندارد، بلکه مجموعه ای از مواضع دارد که احتمال شان متغیر (یا در نوسان) است. اما همین که سنجشی صورت بگیرد و موضع آن هویت مکشوف گردد، احتمال بودن آن در آن موقعیت، یک است، زیرا گفته اند تابع موجی متلاشی شده است. چیزی که این متلاشی شدن را سبب می شود، همان سنجش است که بر روی منظومه کوانتومی اجرا شده است. به موجب همین نیلز بور نتیجه گرفته است که اوصاف دینامیکی، اوصاف ذاتی خود آن منظومه کوانتومی نیستند، بلکه اوصافی نسبی به لحاظ کل موقعیت سنجشی اند. 🔵 از آنجا که ابزار سنجش کلاسیک از طریق معادله‌ های مکانیک کوانتوم نیز قابل توصیف است، این نیز یک تابع موجی ملازم با خود دارد. ولی در آن صورت پرسش زیر مطرح می شود: اگر خود این ابزار سنجش، یک منظومه کلاسیک نیست، در آن صورت چه چیزی تابع موجی اش را متلاشی می‌کند ؟ بور، هرگز به این پرسش پاسخ نداده است. او صرفاً وجود دستگاه سنجش کلاسیک را مسلم فرض می‌کند. تفسیر کپنهاگی بور از فیزیک کوانتوم فقط به همبستگی میان کوانتوم و قلمرو های کلاسیک پرداخته است، بدون آنکه بر هیچ یک از خود قلمرو ها، نوری بیفکند. 🔵 ژوهان فون نیومن پیشنهاد کرد که زنجیره سنجش در نقطه ای که آگاهی بشری به مشاهده منظومه کوانتومی دست می یازد، متوقف گردد. بدین سان واقعیت، لااقل به لحاظ اوصاف دینامیکی اش به ناظران بشری وابسته است. اما این راه حل هم باور ناکردنی به نظر می رسد و هم دست نایافتنی. این راه حل مستلزم آن است که گربه شرودینگر که در جعبه ای با یک ابزار کوانتومی بالقوه کشنده محبوس است، نه مرده است و نه زنده، تا اینکه من جعبه را باز کنم و بدان بنگرم، و این باور ناکردنی به نظر می رسد.به علاوه، از آنجا که آگاهی من، لااقل متصل است به یک مغز بشری که به صورت یک هویت فیزیکی، از طریق معادله‌ شرودینگر قابل توصیف است، چه چیزی تابع موجی منظومه مشاهده کردن گربه توسط من را، متلاشی می‌کند ؟ فرض اجتماعی از دیگر ناظران بشری، فقط ما را دچار تسلسل می‌کند. در این نقطه است که خداباوران می توانند راه نجاتی عرضه کنند. 📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرت‌ام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی) _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ مسأله اندازه‌گیری و نظریات پسا کوانتومی 🔵 نظریه کوانتومی یکی از دو انقلاب بنیادی فیزیک معاصر است. نطفه این نظریه در ابتدای قرن بیستم توسط پلانک و اینشتین منعقد شد و تا پیش از ۱۹۳۰، توسط بور، دوبروی، هایزنبرگ، شرودینگر، بورن، پائولی، دیراک و فون‌نویمان به‌صورت یک نظریه نسبتاً کامل فرمول‌بندی شد. موفقیت این نظریه از لحاظ توافق با داده‌های آزمایشگاهی و نقش آن در توسعه فناوری‌های جدید بسیار درخشان بوده است، به‌طوری که به‌سختی می‌توان در مورد موفقیت تجربی آن اغراق کرد. با این حال، مبانی مفهومی این نظریه همواره توسط فیلسوفانِ فیزیک و فیزیک‌دانان ارشد، از جمله بنیان‌گذاران آن، مورد مناقشه و اختلاف بوده است. 🔵 به‌صورت تاریخی، اختلافات و نگرانی‌ها مربوط به جنبه‌های بنیادی-فلسفی مختلفی از نظریه و تفسیر مرسوم آن، از جمله رد موجبیت، رد وجود واقعیتِ پیش از مشاهده و رد موضعیت بوده است. این نوع مسائل توسط جامعه عمومی فیزیک اغلب مسائلی فلسفی و یا حتی نگرانی‌های ذوقی در نظر گرفته شده‌اند، نه مسائل فیزیکیِ جدیِ یک نظریه که پرداختن به آن‌ها به پیشرفت واقعی در فیزیک منجر شود. البته این دیدگاهِ همه فیزیک‌دانان برجسته نبوده است و در طول بیش از صد سال گذشته، آتش مباحثات در مورد مبانی مفهومی این نظریه همواره روشن مانده است؛ هرچند اغلب در مورد اینکه «مشکل دقیقاً چیست؟» توافقی وجود نداشته است 🔵 سرانجام در چند دهه اخیر مشخص شده است که حداقل یک مسأله اساسیِ مورد توافق، به نام «مسأله اندازه‌گیری»، در مبانی فرمول‌بندی مرسوم نظریه کوانتومی وجود دارد. مسأله اندازه‌گیری نه از جنس عدم توافق بین پیش‌بینی‌های نظریه و داده‌های تجربیِ موجود است و نه از جنس تناقض نظریه کوانتوم با نظریه‌ای دیگر (مثلاً نظریه نسبیت). مسأله اندازه‌گیری، یک ناسازگاری درونی در ساختار خودِ نظریه کوانتومی است که انسجام منطقیِ آن را به‌عنوان یک نظریه جهان‌شمول به چالش کشیده است 🔵 به‌طور خلاصه، در تفسیر رایجِ نظریه کوانتومی، همه اطلاعاتِ یک سیستم فیزیکی (و در واقع «کل جهان») در یک موجود ریاضی به نام «تابع موج» (یا تابع حالت) نمایانده شده است. اما برای تحول این تابع موج، دو قانون ناسازگار در اصول نظریه گنجانده شده است: یکی تحول خطی و موجبیتی (معادله شرودینگر) و دیگری تحول غیرخطی و ناموجبیتی (تقلیل تابع موج). البته این دو نوع تحول به‌صورت ضمنی برای دو موقعیت مختلف بیان شده‌اند: تقلیل تابع موج در هنگام اندازه‌گیری، و تحول شرودینگری برای بازه‌های بین اندازه‌گیری‌ها. از طریق این تفکیک، ظاهراً از تناقض اجتناب شده است؛ اما در نگاهی دقیق، این تفکیک به علت ابهام در مفهوم اندازه‌گیری، مبهم و بی‌وجه به‌نظر می‌رسد: اندازه‌گیری دقیقاً چیست و چه تفاوتی با سایر برهم‌کنش‌های بین موجودات فیزیکی دارد؟ در عمل به‌نظر می‌رسد اندازه‌گیری، برهم‌کنشی معمول بین دو سیستم فیزیکی (یعنی ابزار اندازه‌گیری و سیستم مورد مطالعه) است و لذا می‌بایست توسط معادله شرودینگر توصیف شود، نه تقلیل تابع موج! در واقع با فرضِ جهان‌شمولی معادله شرودینگر، دیگر جایی برای اعمال قاعده تقلیل تابع موج وجود ندارد و اعمال آن در هر موقعیتی، در واقع نقض جهان‌شمولی معادله شرودینگر است 🔵 به‌صورت دقیق‌تر، برای رفع این مشکل، یا باید تابع موج توصیف کاملی از واقعیت ارائه ندهد (و نتیجتاً بتوان اندازه‌گیری را به کمک موجودات یا کمیات اضافیِ دیگر توصیف کرد و از تحول شرودینگری متمایز نمود) و یا اینکه تحول شرودینگری را جهان‌شمول فرض نکرد و معادله شرودینگر را نیازمند اصلاح دانست؛ به‌گونه‌ای که تبیین‌کننده قاعده تقلیل تابع موج در شرایط مناسب باشد. جان بل با ایجاز خاص خود، مسیرهای کلیِ حل مسأله اندازه‌گیری را در یک عبارت خلاصه کرده است: «یا تابع موجِ حاصل از معادله شرودینگر همه چیز نیست، یا آن تابع موج [حاصل از معادله شرودینگر] درست نیست». 🔵 بنابراین، در هر صورت مسأله اندازه‌گیری نوید فیزیکی فراتر از نظریه کوانتومی موجود را می‌دهد. و در نتیجه، تلاش برای رفع مسأله اندازه‌گیری می‌تواند راهی برای دستیابی به نظریات بنیادیِ جدید در نظر گرفته شود. در یادداشت‌های بعدی، ابتدا مسأله اندازه‌گیری را به چند زیرمسأله تفکیک می‌کنیم، سپس برخی نظریه‌پردازی‌ها در جهت حل این مسائل را مرور می‌کنیم و در نهایت به امکان آزمون تجربی این نظریات اشاره خواهیم کرد. ✍️ موسسه معنا _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ مکانیک کوانتومی کار می‌کند؛ اما جهان را چگونه توصیف می‌کند؟ 🔘 بخش اول 🔵 برای غیر فیزیکدان ‌ها، ممکن است عجیب به نظر برسد که نسبی بودن تفسیر مکانیک کوانتومی، تأثیر چندانی بر پیشرفت‌ های فیزیک در آزمایشگاه‌ ها ندارد. آیا همه فیزیکدانان طرفدار آن چیزی هستند که گاهی به طنز "ساکت باش و محاسبه کن" (مرمین، 1989) نامیده می‌شود؟ تا حدی، بله. دلیل این امر این است که تا کنون، تفسیر مبتنی بر عقل سلیم، برای تفسیر همه آزمایش‌ها کافی بوده است. در واقع، «تفسیر همبستگی» یا یکی از انواع آن، قادر است همه موقعیت‌های موجود در آزمایشگاه‌ های فیزیک را به‌ خوبی مدیریت کند. فیزیکدانان می‌دانند که پیشرفت فیزیک ریشه در آزمایش‌ها دارد و در حقیقت موفقیت در فیزیک تجربی برای چند دهه متوالی بسیار چشمگیر بوده است. 🔵 برای مثال، بسیاری از آزمایش‌هایی که زمانی به ‌عنوان آزمایش‌های فکری محض در نظر گرفته می‌شدند و توسط بنیان‌گذاران مکانیک کوانتومی به این شکل توصیف شده بودند، انجام شده‌اند یا اکنون از نظر تجربی قابل انجام هستند. شرودینگر یک بار نوشت که هرگز امکان اندازه‌گیری یک الکترون منفرد وجود نخواهد داشت، اما در واقع، الکترونی که جهش‌های کوانتومی انجام می‌دهد، مدت‌ها پیش مشاهده شده است (برای نمونه، به پیل و گابریلزه (۱۹۹۹) مراجعه کنید). 🔵 امروزه آزمایش‌هایی به ‌طور متداول انجام می‌شوند که در آن‌ها ذرات منفرد در شرایط یا محدوده‌ای که اثرات کوانتومی غالب هستند، مشاهده می‌شوند و "تقلیل بردار حالت در زمان واقعی مشاهده می‌شود" (برای مثال مراجعه کنید به لالوئه، 2019). این مشاهده‌ها نشان می‌دهد که مفاهیم کوانتومی که روزگاری صرفاً فلسفی و نظری بودند، اکنون به ابزارهای تجربی تبدیل شده‌اند و قابل سنجش و ثبت هستند 🔵 ما هنوز با تنوع وسیعی از تفسیرهای مکانیک کوانتومی روبه‌رو هستیم که توسط گروه‌های مختلفی از فیزیکدانان پشتیبانی می‌شوند. بنابراین به نظر می‌رسد ممکن است این نظریه، هرچند در حال حاضر شگفت ‌انگیز و کارآمد است، هنوز به شکل نهایی خود نرسیده باشد و حتی در آینده به ‌طور قابل توجهی تکامل یابد. دو ستون فیزیک، نسبیت و مکانیک کوانتومی، ناسازگار نیستند، اما واقعاً در یک چارچوب منطقی واحد قرار ندارند؛ انسجام داخلی کل ساختار به ‌طور کامل روشن نیست. بور از همان ابتدا، سال ۱۹۲۸، از وجود تنش میان توصیف کوانتومی و نسبیت آگاه بود. 🔵 او در کتاب خود (۱۹۲۸، صفحه ۵۸۰) نوشت: "از نظریه کوانتومی می‌آموزیم که مناسب بودن توصیف فضا-زمان علّیتی معمول ما کاملاً بستگی به مقدار کوچک کوانتوم کنش در مقایسه با کنش هایی دارد که در توصیف ‌های عادی حس پذیر رخ می دهند". او در واقع معتقد بود که توصیف فضا-زمان و ادعاهای علّیت مکمل یکدیگر هستند و بنابراین ناسازگارند. بعدها (صفحه ۵۸۶) افزود: "مشکلات بنیادینی که بر سر توصیف فضا-زمان یک سیستم ذرات در حال برهم‌کنش وجود دارد، فوراً از اجتناب‌ ناپذیری اصل برهم‌نهی در توصیف رفتار ذرات منفرد آشکار می‌شود". ایده‌های مشابه در پاسخ او (بور، 1935) به مقاله مشهور اینشتین-پودولسکی-روزن (اینشتین، 1935) نیز دیده می‌شود: به دلیل آنچه اغلب "شکست توصیف معمول فضا-زمان" نامیده می‌شود، بور معتقد بود که استدلال EPR، که بر استقلال رویدادهای تصادفی در مناطق مختلف فضا مبتنی است، معتبر نیست. 🔵 جالب است که بسیاری از روزنامه ‌نگاران علمی، هنگام توصیف بحث مشهور اینشتین–بور، نوشته‌اند که جوهره این مناظره، جبرگرایی بوده است، زیرا اینشتین به ‌سرسختی نمی‌خواست عدم ‌قطعی بودن را بپذیرد. در واقع، هر دو به ‌خوبی فهمیده بودند که موضوع مورد بحث، امکان توصیف علّیتی اندازه‌گیری‌های انجام‌ شده در مناطق دور فضا بر روی سیستم‌های کوانتومی درهم‌تنیده است. برای اینشتین، توصیف بر اساس رویدادهای فضا-زمان باید برای هر آزمایش فکری ممکن باشد. برای بور، فرآیند اندازه‌گیری با دستگاه باید به ‌عنوان یک کل جدا نشدنی در نظر گرفته شود، حتی اگر دستگاه از دو بخش جدا در فضا تشکیل شده باشد. بنابراین، جبرگرایی به‌ خودی‌ خود موضوع اصلی نبود! ✍️ نویسنده: دکتر مهدی عتیق (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute