1668487247-10364-28-2.pdf
حجم:
285.7K
✅ معرفی مقاله: آموزش خداباورانه علم در ساحت نگرش: راه حلی برای مسئله تحقق پذیری نظریه های علم دینی در حوزه علوم طبیعی
🔵 هدف از پژوهش حاضر بررسی مسئله تحقق پذیری علم دینی در حوزه علوم طبیعی است. در این راستا نخست ضمن تحلیلی بر مسئله تحقق پذیری علم دینی به طورکلی، به بررسی تحقق پذیری آن در یکی از زمینه های خاص، یعنی آموزش علوم طبیعی (شامل فیزیک، شیمی، زیست شناسی و زمین شناسی) پرداخته شده است. سپس به مثابه یکی از راه حل های مسئله در حوزه آموزش علوم طبیعی، پیشنهاد (فرضیه) نگارنده با عنوان «آموزش خداباورانه علم در ساحت نگرش» بررسی شده است.
🔵 این راه حل پیشنهادی به روشی تحلیلی از یک منظر، سازگاری و هم خوانی آن با نظریه های علم دینی انتخابی (نظریه گلشنی و جوادی آملی) بررسی شده و از منظری دیگر، به مثابه یک برساخته آموزشی، بررسی سازگاری و انسجام درونی آن را صورت داده است. براساس یافته های این پژوهش، در مقام تحقق پذیری نظریه های علم دینی در آموزش علوم طبیعی، باید بر «تعلیم و تربیت دینی با محوریت پرورش نگرش خداباورانه» تأکید کرد.
🔵 این امر از استلزامات نظریه های علم دینی در آموزش علوم طبیعی است. از سوی دیگر معیار سازگاری و انسجام درونی برساخته، با «پرورش نگرش خداباورانه در آموزش علوم» نامتعارض نیست که اجتماع سازگار این دو، در «آموزش خداباورانه علم در ساحت نگرش» خود را نشان می دهد.
✍️ نویسنده: سید هدایت سجادی
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ ملاصدرا، عظمت در فلسفه نظری، سکوت در فلسفه عملی
🔵 اندیشه سیاسی در آثار این فیلسوف بزرگ، برخلاف تصور رایج، از گستره، عمق و ابتکار لازم برخوردار نیست و آنچه در این زمینه باقی مانده، عمدتاً خلاصهای از سخنان پیشینیانی مانند ابن سینا و فارابی است.
🔵 احسان تاجیک در گفتوگو با خبرنگار ایسنا بهمناسبت اول خرداد، سالروز بزرگداشت ملاصدرا، با تفکیک دو ساحت «فلسفه نظری» و «فلسفه عملی» در اندیشه صدرای شیرازی، سخن خود را با تأکید بر این نکته آغاز کرد که عظمت یک فیلسوف در یک حوزه به معنی برخورداری او از نظریههای بدیع در حوزههای دیگر نیست. وی با اشاره به تمرکز اصلی ملاصدرا بر اثبات عقلی «معاد جسمانی» و تدوین نظام «حکمت متعالیه» گفت: تمام دغدغه صدرالمتألهین معطوف به تبیین نحوه هستی، سفرهای چهارگانه عقل و سرانجام انسان به سوی خالق بود. در این مسیر، مسئله «سیاست» و «نظام معاش» انسانها در حاشیه قرار گرفت.
🔵 او افزود: اگر آثار ملاصدرا از جمله «اسفار اربعه»، «شواهد الربوبیه» و «مبدأ و معاد» را مرور کنیم، به ندرت بحث مستقیم و مفصل درباره سیاست مییابیم. آنچه هست، عمدتاً در بخشهای پایانی «مبدأ و معاد» خلاصه میشود. از این منظر نه میتوان ملاصدرا را یک فیلسوف سیاسی به معنای تخصصی کلمه دانست و نه میتوان از دستگاه حکمت متعالیه یک نظریه سیاسی نوین استخراج کرد.
🔵 تأسی از ابن سینا و فارابی؛ پرسشی درباره ابتکار صدرا: آنچه ملاصدرا درباره اقسام مدینه، صفات رئیس مدینه و نسبت شریعت با سیاست آورده است، ساختاری آشنا برای آشنایان با فلسفه اسلامی دارد. او در این بخش، آشکارا از دو منبع اصلی بهره گرفته است؛ نخست، بخش پایانی کتاب «الهیات شفا» اثر ابن سینا که خود متأثر از تفسیر نوافلاطونی «جمهور» افلاطون و دوم، آثار فارابی بهویژه «آراء اهل مدینه فاضله» و «الفصول المدنی» است.
🔶 برای مطالعه کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید 👇👇
لینک مطلب
_ــ_
#چکیده_سایت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ علم ماوراء(بی)طبیعت
🔘 بخش اول
🔵 آرمان تفکیک الهیات و طبیعیات و مطالعه هریک بدون دیگری، به مثابه پروژه ای برای حفظ یک علم-حتی با مخدوش شدن علم دیگر- مدت هاست در دستور کار فیلسوفان و متالهان واقع شده است.
نگارش دقیق یک دوره فلسفه بدون استفاده از حتی یک گزاره از طبیعیات عرصه ماجراجویی شگفت آوری است که مدت هاست ذهن فیلسوفان را به خود مشغول ساخته است.
آموزش فلسفه معمولا با بیان انقسام حکمت به نظری و عملی و سپس شاخه های حکمت نظری و در پایان عبور از ریاضیات و طبیعیات به عرشه الهیات انجام می گیرد.
کارکرد تقسیمی که روزگاری برای بیان انسجام هستی شناسی با سایر علوم ارائه می شد، امروزه به ضد خود بدل شده و ثمره آن امکان تحقیق در یکی بدون سایرین است.
بررسی این امکان و تامل در سیر تاریخی این رخداد خود به عنوان یک پژوهش عمیق و اصیل فلسفی باید مورد توجه فیلسوفان واقع شود.
حتی اگر بتوان پیراسته از مقدمات مشکوک دانش تجربی، تدوین یک نظام فلسفی متقن را به انجام رسانید، آیا می توان پذیرفت که علم تجربی می تواند به نحوی در راستای بارور سازی یا حداقل بسط یک دستگاه فلسفی متقن به کار گرفته شود؟ دشواری این مسئله چند وجهی بودن آن است.
نخست باید دید آیا اساسا اندیشه فلسفی بدون طبیعیات قابل شکل گیری است یا خیر؟ آیا در طول تاریخ فلسفه اسلامی، فلسفه بدون طبیعیات محقق شده یا الزاما در مطالعه فلسفه اسلامی نیازمند درک عمیق طبیعیات هستیم؟ آیا ممکن است تاریخچه یک معمای فلسفی به یک مسئله طبیعیاتی منتهی شود؟
این بررسی نه تنها مبیّن روابط پیچیده مسائل علوم عقلی با یکدیگر است، می تواند به دستیابی به سیر مطالعاتی علوم عقلی به خصوص فلسفه اسلامی منتهی شود. چرا که با کشف روابط درون سازه علوم عقلی شیوه صحیح مواجهه و درک آن ظاهر می شود.
◀️ ادامه دارد
✍️ حجة الاسلام والمسلمین محمد فخرروحانی (محقق و پژوهشگر موسسه معنا)
#علم_ماوراء_طبیعت
#یادداشت_اول
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#یادداشت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ ویلیام کریگ: خداباوری و جهان شناخت فیزیکی
🔘 خاستگاه مهبانگی جهان( بخش سوم )
🔵 به هر تقدیر معلوم شده است که الگوهای نوسانی خلأ، با جهانشناسی مشاهداتی ناسازگاراند. بر طبق چنین سناریو هایی به هیچ وجه نمی توان دقیقا معلوم کرد که کی و کجا نوسانی در خلأ اولیه رخ خواهد داد که تبدیل به یک جهان خواهد شد. در هر فاصله زمانی متناهی احتمال مثبت آن هست که چنین نوسانی در نقطه ای از مکان رخ بدهد. لازمه اش این است که با فرض زمان گذشته نامتناهی، در هر نقطه ای در خلأ جهان هایی پا به عرصه وجود خواهند نهاد و به موازات گشایش و گسترش شان، با هم تصادم خواهند یافت. ولی وقوع چنین چیزی را در طبیعت مشاهده نمی کنیم. در اینجا تنها راه برای دفع مشکل آن است که فرض کنیم فضایی از جنس خلأ که در پس زمینه قرار دارد، خود در حال گشایش و گسترش است ولی در این صورت ناگزیر باید آغازی (یا منشأیی)برای خود این جهان وسیع تر فرض کنیم، و درست به جایی که از آن آغاز کردیم، باز خواهیم گشت.
🔵 بیشتر جهان شناسان معتقدند که برای رسیدن به یک نظریه نهایی درباره منشأ عالم باید برای نظریه کوانتومی درباره گرانش که تا به حال کشف نشده است، منتظر ماند. الگوی گرانش کوانتومی که در سال های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است، الگویی است که استفان هاوکینگ آن را با تقریب های مختلف پیشنهاد کرده است. هاوکینگ از طریق در میان آوردن اعداد موهومی برای آن متغیر زمانی در معادله اش که به توصیف نوسان های موجی جهان می پردازد، الگویی را طراحی میکند که برحسب آن، پیش از ده به توان منفی ۴۳ ثانیه، زمان موهومی میشود، به طوریکه تکینی به پایان رسیده است. در این ناحیه اولیه، زمان _ مکان، به لحاظ هندسی همتای چهار بعدی سطح دو بعدی یک کره است. در یک کره هر نقطهای را که نقطه آغازین، مانند قطب شمال، فرض کنیم به واقع فقط همانند هر نقطه دیگری در سطح یک کره است. به ویژه، این نقطه لبه یا حد آن سطح محسوب نمی شود. بنابراین، بر طبق الگوی هاوکینگ، گذشته، متناهی ولی بی حد است. به علاوه، از آنجا که زمان موهومی از مکان قابل تشخیص نیست، نمی توان نقطه ای بر روی این سطح کره مانند را واقعاً مقدم بر نقطه دیگری در همان سطح دانست. هاوکینگ معتقد است که اگر جهان به همان صورت است که او توصیف می کند، بنابراین نیازی به آفریدگار ندارد.
🔵 اما صرف نظر از مشکلات علمی ای که پیرامون الگوی هاوکینگ موجود است، بدیهی است که او برای توصیه نظریه اش به منزله تبیین واقع گرایانه ای از منشأ جهان، با مشکلات فلسفی جدی روبرو است.برای مثال، بدیهی است که استفاده چشم بسته وی از به اصطلاح زمان موهومی خالی از اشکال نیست. اولا به عهده هاوکینگ است که تبیین کند کدام واقعیت فیزیکی در ازای مفهوم ریاضی زمان موهومی قرار دارد. ماهیت یک فاصله زمانی موهومی روشن تر از مثلاً ماهیت حجم موهومی یک لیوان یا فضای موهومی یک زمین نیست. ثانیاً استفاده از اعداد موهومی برای متغیر زمانی، زمان را به یک بعد مکانی تبدیل میکند، که این نیز به لحاظ مابعدالطبیعی محل اشکال است.
📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرتام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی)
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ دوره «کاربرد علوم اعصاب شناختی در علوم انسانی»
🔹 شیوه اجرا: حضوری و مجازی
زمان برگزاری: شروع از ۱۷ خرداد ماه ۱۴۰۵
مکان برگزاری: آزمایشگاه علوم شناختی پردیس مرکزی دانشگاه علامه طباطبائی
🔹 آشنایی با دوره:
🔗 https://cnhcourse1405.atu.ac.ir
ثبتنام و پاسخگویی به سؤالات: @ATU_BC
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#خبر
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ معرفی مقاله: مروری بر فلسفه زیستشناسی
🔵 ارتباط تکامل و فلسفه به قدمت خود نظریه تکامل است. مقاله حاضر علاوه بر اشاراتی به تعامل میان فلسفه و تکامل به ارتباط میان فلسفه با سایر بخشهای زیستشناسی از جمله ژنتیک و اکولوژی میپردازد.
🔵 هیچ نظریهای در تاریخ علم به اندازه نظریه تکامل با تمامی جنبههای جامعه تعامل نداشته است بنابراین فلسفه به عنوان فعالیتی که به تفکر درباره تمامی جنبههای جهان میپردازد از این نظریه غافل نمانده است.
🔵 ارتباط زیستشناسی و فلسفه، ارتباطی دو سویه بوده است. از یک سو، فلسفه به ساختار زیستشناسی، ایضاح مفاهیم آن و مشخص کردن پیشفرضهای متافیزیکی و غیرتجربی آن میپردازد و از سوی دیگر زیستشناسی و خصوصاً نظریه بنیادین آن یعنی نظریه تکامل باعث ایجاد نحلههای فکری جدیدی در فلسفه شده است و پرسشهای فراوانی برای فلاسفه خصوصاً فیلسوفان اخلاق، علم، دین، علوم اجتماعی و معرفتشناسان ایجاد کرده است.
✍️ نویسنده: هادی صمدی
لینک مقاله
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute