3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹 یه مدینه، یه بقیعه...
🎙️ #حاج_محمود_کریمی
🥀 صلوات خاصه #امام_محمد_باقر(علیه السلام)
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ بَاقِرِ الْعِلْمِ وَ إِمَامِ الْهُدَى وَ قَائِدِ أَهْلِ التَّقْوَى وَ الْمُنْتَجَبِ مِنْ عِبَادِکَ
اللَّهُمَّ وَ کَمَا جَعَلْتَهُ عَلَماً لِعِبَادِکَ وَ مَنَاراً لِبِلَادِکَ وَ مُسْتَوْدَعاً لِحِکْمَتِکَ وَ مُتَرْجِماً لِوَحْیِکَ وَ أَمَرْتَ بِطَاعَتِهِ وَ حَذَّرْتَ عَنْ مَعْصِیَتِهِ فَصَلِّ عَلَیْهِ یَا رَبِّ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ ذُرِّیَّهِ أَنْبِیَائِکَ وَ أَصْفِیَائِکَ وَ رُسُلِکَ وَ أُمَنَائِکَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ.
🍁 اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
╭────๛- - - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
➖ نه نسوزانده مرا زهر هشام
کشته من را روضه ی بازار شام ...
▪️مقام معظم رهبری(مدظله العالی):
#یاد_امام_باقر(علیه السلام)، یعنی یاد سر برآوردن حیات دوبارهی جریان اصیل اسلامی در مقابلهی با تحریفها و مسخهائی که انجام گرفته بود.
۱۳۸۸/۰۹/۰۴
#شهادت_امام_محمد_باقر(علیه السلام) تسلیت باد.
╭────๛- - - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 #شهادت_امام_محمد_باقر(علیه السلام)
♨️ سندی برای آیندگان
🎙 بیان سیره امام باقر در برابر هشام، رهبر معظم انقلاب در سال ۶۱
➖•➖▪️▪️◾️◼️◾️▪️▪️➖•➖
🔳 راهکار #امام_باقر علیهالسلام برای شکرگزاری
▪️معمولا ما انسانها انتظار داریم آنچه متنعّمترین بندگان خدا دارند داشته باشیم و از خدا گلهمندیم که چرا به او این نعمت را داده ولی به من نداده است؟ ...از این رو امام باقر علیهالسلام میفرمایند: «روزی کمی را که خدا به تو میدهد زیاد بشمار!»...یعنی ببین خداوند با وجود بیلیاقتی و کمی نفس تو، چقدر به تو نعمت داده است.
🗓️ ۱۳۹۰/۰۵/۱۷
╭────๛- - - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
حاجمحمود کریمی4_6023822783761352990.mp3
زمان:
حجم:
4M
🎤 حاج_محمود_کریمی
▪️یادگار کربلا منم...
▪️عزادار کربلا منم...
#شهادت مظلومانۀ شکافنده علم ،حضرت امام باقر علیهالسّلام تسلیت باد 🥀
╭────๛- - - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
رضا نریمانیamade-zelhaje-o-oftadeam-yade-mena.mp3
زمان:
حجم:
8.5M
◼️ مداحی | سیدرضا #نریمانی
#شهادت_امام_باقر علیه السلام
#امام_باقر علیه السلام
╭────๛- - - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
@Maddahionlinمداحی_آنلاین_ز_غربت_تو_مدینه_غوغاست_میثم_مطیعی.mp3
زمان:
حجم:
9.2M
#شهادت_امام_محمد_باقر
(علیه السلام)
🌴 ز غربت تو مدینه غوغاست
🌴 زائرت امشب حضرت زهراست
🎙 حاج #میثم_مطیعی
╭────๛- - - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
Haj Meysam MotieeShahadatImamBagher1398[01].mp3
زمان:
حجم:
5.7M
🎧 زبانحال و گفتگوی امام باقر (علیه السلام) و #حضرت_رقیه (سلام الله علیها)
🎤 حاج #میثم_مطیعی
#امام_باقر (علیه السلام)
╭────๛- - - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
مباحث
8 ( قال علیه السلام : کُنْ فی الْفِتْنَهِ کَابْنِ اللَّبونِ لا ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ وَ لا ضَرْعٌ فَیُحْ
#قرار_مطالعه | #منتهی_الآمال
#زندگانی_امام_جواد علیهالسلام ۹
فصل پنجم : در شهادت حضرت امام محمّد تقی علیه السلام است
مکشوف باد که چون مأمون حضرت جواد علیه السلام را بعد از فوت پدر بزرگوارش به بغداد طلبید و دختر خود را تزویج آن حضرت نمود، آن جناب چندی که در بغداد بود از سوء معاشرت مأمون منزجر گردید از مأمون رخصت طلبید و متوجه حج بیت اللّه الحرام شد و از آنجا به مدینه جدّ خود معاودت فرمود و در مدینه توقف فرمود و بود تا مأمون وفات کرد و معتصم برادر او غصب خلافت کرد و این در هفدهم رجب سال دویست و هیجده هجری بوده.
و چون معتصم خلیفه شد از وفور استماع فضایل و کمالات آن معدن سعادت و خیرات، نائره حسد در کانون سینه اش اشتعال یافت و در صدد دفع آن حضرت برآمد و آن جناب را به بغداد طلبید.
آن حضرت چون اراده بغداد نمود حضرت امام علی النقی علیه السلام را خلیفه و جانشین خود گردانید، در حضور اکابر شیعه و ثقات اصحاب خود نص صریح بر امامت آن حضرت نمود و کتب علوم الهی و اسلحه و آثار حضرت رسالت پناهی و سایر پیغمبران را به فرزند خود تسلیم فرمود و دل بر شهادت نهاده و فرزند گرامی خود را وداع کرد و با دل خونین مفارقت تربت جدّ خود اختیار نموده روانه بغداد گردید و در روز بیست و هشتم محرم سال دویست و بیستم هجری داخل بغداد شد و معتصم در اواخر همین سال آن حضرت را به زهر شهید کرد.
و کیفیت شهادت آن مظلوم به اختلاف نقل شده، اشهر آن است که زوجه اش امالفضل دختر مأمون به تحریک عمویش معتصم آن حضرت را مسموم کرد؛ چه آنکه امّالفضل از آن حضرت منحرف بود به سبب آنکه آن جناب میل به کنیزان و زنان دیگر خود می فرمود و مادر امام علی النقی علیه السلام را بر او ترجیح می داد. به این سبب ام الفضل همیشه از آن حضرت در تشکی بود و در زمان حیات پدرش مکرر به نزد او شکایت می کرد و مأمون گوش به سخن او نمی داد به سبب آنچه با امام رضا علیه السلام نموده بود دیگر تعرض و اذیت کردن اهلبیت رسالت را مناسب دولت خود ندانست مگر یک شب که امّ الفضل رفت نزد پدر و شکایت کرد که حضرت جواد علیه السلام زنی از اولاد عمر یاسر گرفته و بدگویی برای آن حضرت کرد مأمون چون مست شراب🍷 بود در غضب شد و شمشیر برداشت و آمد به بالین آن حضرت و چند شمشیر بر بدن آن جناب زد که حاضرین گمان کردند که بدن آن جناب پاره پاره شد، چون صبح شد دیدند آن حضرت سالم است و اثر زخمی در بدن ندارد چنانکه در فصل سوم آن خبر تحریر یافت.
و بالجمله از ( کتاب عیون المعجزات ) نقل شده که چون #حضرت_جواد علیه السلام وارد بغداد شد و معتصم انحراف ام الفضل را از آن حضرت دانست او را طلبید و به قتل آن حضرت راضی کرده زهری برای او فرستاد که در طعام آن جناب داخل کند. ام الفضل انگور🍇 رازقی را زهرآلود کرده به نزد آن امام مظلوم آورد و چون حضرت از آن تناول نمود اثر زهر در بدن مبارکش ظاهر شد و ام الفضل از کرده خود پشیمان شد و چاره ای نمی توانست کرد، گریه و زاری میکرد، حضرت فرمود: الحال که مرا کشتی گریه می کنی، به خدا سوگند که به بلایی مبتلا خواهی شد که مرهم پذیر نباشد. چون آن نونهال جویبار امامت در اول سن جوانی از آتش زهر دشمنان از پا درآمد معتصم ام الفضل را به حرم خود طلبید و در همان زودی ناسوری در فرج او به هم رسید و هر چه اطباء معالجه کردند مفید نیفتاد تا آنکه از حرم معتصم بیرون آمد و آنچه داشت از مال دنیا صرف مداوای آن مرض کرد و چنان پریشان شد که از مردم سؤال می کرد و با بدترین احوال هلاک شد و زیانکار دنیا و آخرت گردید.
و مسعودی در ( اثبات الوصیه ) نیز قریب به همین نقل کرده الا آنکه گفته : معتصم و جعفر بن مأمون هر دو ام الفضل را واداشتند بر کشتن آن حضرت و جعفر بن مأمون به سزای این امر در حال مستی به چاه افتاد او را مرده از چاه بیرون آوردند.
و علامه مجلسی رحمه اللّه در( جلاءالعیون ) نقل کرده که چون مردم با معتصم بیعت کردند متفقّد احوال حضرت امام محمّد تقی علیه السلام شد و به عبدالملک زیات که والی مدینه بود نامه نوشت که آن حضرت را با ام الفضل روانه بغداد کند. چون حضرت داخل بغداد شد به ظاهر اعزاز و اکرام نمود و تحفه ها برای آن حضرت و ام الفضل فرستاد، پس شربت حماضی برای آن حضرت فرستاد با غلام خود استناس [یا ( اشناس ) ] نام و سر آن ظرف را مهر کرده بود. چون شربت را به خدمت آن حضرت آورد گفت : این شربتی است که خلیفه برای خود ساخته و خود با جماعت مخصوصان خود تناول نموده و این حصه را برای شما فرستاده است که با برف ❄️ سرد کنید و تناول نمایید و برف با خود آورده بود و برای حضرت شربت ساخت. حضرت فرمود که باشد در وقت افطار تناول نمایم، گفت : برف آب می شود و این شربت را سرد کرده می باید تناول نمود، و هرچند آن امام غریب مظلوم از آشامیدن امتناع نمود آن ملعون مبالغه را زیاده کرد تا آنکه آن شربت زهرآلود را دانسته به ناکام نوشید و دست از حیات کثیر البرکات خود کشید.
و شیخ عیاشی روایت کرده از زرقان صدیق و ملازم ابن ابی داود قاضی که گفت: روزی [احمدی] ابن ابی داود [دُوٰاد] از مجلس معتصم غمگین به خانه آمد، از سبب اندوه او سؤال کردم گفت: امروز از جهت ابی جعفر محمّد بن علی چندان بر من سخت گذشت که آرزو کردم کاش بیست سال قبل از این فوت شده بودم. گفتم : مگر چه شده؟ گفت : در مجلس خلیفه بودیم که دزدی را آوردند که اقرار به دزدی خود کرده بود و خلیفه خواست حد بر او جاری کند، پس علما و فقها را در مجلس خود جمع کرد و محمّد بن علی را نیز حاضر کرد. پس پرسید از ما که دست دزد را از کجا باید قطع کرد؟ من گفتم : باید از بند دست قطع کرد. گفت : به چه دلیل ؟ گفتم : به جهت آیه تیمم ( فَامْسَحُوا بِوُجوُهِکُمْ وَ اَیْدِیَکُمْ ) ؛ چه آنکه خداوند در این آیه دست را بر کف اطلاق فرموده و جمعی از اهل مجلس نیز با من موافقت کردند و بعضی دیگر از فقها گفتند: باید دست را از مرفق قطع کرد و آنها استدلال کردند به آیه وضو و گفتند که خداوند فرموده ( وَ اَیْدِیَکُمْ اِلَی الْمَرافِق ) ، پس دست تا مرفق است.
پس معتصم متوجه امام محمّد تقی علیه السلام شد و گفت : شما چه می گویید؟ فرمود: حاضرین گفتند و تو شنیدی . گفت : مرا با گفته ایشان کاری نیست آنچه تو می دانی بگو.
حضرت فرمود: مرا از این سؤال معاف دار.
خلیفه او را سوگند داد که البته باید بگویی.
حضرت فرمود: الحال که مرا سوگند دادی پس می گویم که حاضرین تمام خطا کردند در مسأله، بلکه حد دزد آن است که چهار انگشت او را قطع کنند و کف او را بگذارند.
گفت : به چه دلیل ؟
فرمود: به جهت آنکه رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرموده در سجود هفت موضع باید به زمین برسد که از جمله دو کف دست است پس هرگاه دست دزد از بند یا مرفق بریده شود کفی برای او نمی ماند که در عبادت خدا به آن سجده کند و مواضع سجده حق خدا است و کسی را بر آن حقی نیست که قطع کند چنانکه حق تعالی فرموده : ( وَ اِنَّ الْمَساجِدَ للّهِ )
معتصم کلام آن حضرت را پسندید و امر کرد که دست دزد را از همانجا که حضرت فرموده بود قطع کردند.
این هنگام بر من حالتی گذشت که گویا قیامت من برپا شد و آرزو کردم که کاش مرده بودم و چنین روزی را نمی دیدم.