.
از #میلاد_حضرت_معصومه تا
#ورود_حضرت_معصومه_به_قم
شوق نماز شکر پدرها چه محشر است
وقتی خبر رسیده که نوزاد دختر است
دختر چه دختریست کریمه مطهر است
در یک کلام مظهر الله اکبر است
ریحانه بهشتی موسی بن جعفر است
بار دگر نشسته به منظور دیگری
موسای دیگری وسط طور دیگری
تابیده شد به عرش خدا نور دیگری
زهرا هبوط کرده زمین جور دیگری
خیر کثیر خانه باباست کوثر است
لولاک آمدست برای دو فاطمه
پیغمبران شدند گدای دو فاطمه
عالم فدای شرم و حیای دو فاطمه
ما سجده میکنیم به پای دو فاطمه
معصومه مثل مادر خود از همه سر است
نشنیده اند از لب او جز رضا رضا
دارد تپش تپش دل او یک صدا...رضا
طوری دل کریمه گره خورده با رضا
وابسته اش شدست دراین سالها رضا
خواهر نگو که دارو و ندار برادر است
آمد به قم رسید گلستان درست کرد
چادر تکاند رحمت باران درست کرد
چه جنتی میان بیابان درست کرد
نوکر برای حضرت سلطان درست کرد
بختش بلند هرکه براین خانه نوکر است
جاده به جاده پشت سر یار راه رفت
بیمار بود با تن تبدار راه رفت
شکر خدا که دور ز اشرار راه رفت
در یک مسیر راحت و هموار راه رفت
این شان واقعی نوامیس حیدر است
پادرد میکشید ولی خون جگر نبود
با مست های بی سرو پا همسفر نبود
آزرده از شلوغی بین گذر نبود
یعنی اسیر طعنه ی صدها نفر نبود
حالا گریز روضه به یک جای دیگر است
آنجا که آفتاب بدون حجاب بود
رنگ کبود بر رخ زنها نقاب بود
پایین نیزه زیر کتک ها رباب بود
درآن میانه صحبت بزم شراب بود
بازین چه شورش است که هردیده ای تر است
سیدپوریا هاشمی✍
#مدح_مناجات
#حضرت_معصومه سلام الله
..........................................................
#امام_حسین_ع
#شب_جمعه
#مدح_مناجات
با ذکرِ "یاحسین" نشانم گذاشتی.....
این طبعِ شعر را به بیانم گذاشتی....
تا شعرهایِ من بشود خاکِ راهِ تو
یک جرعه تشنگی به لبانم گذاشتی
اصلاً چرا دلم شده وَقفِ سرودنت؟
زیرا به خیلِ سینه زنانم گذاشتی
ممنونم از بهارِ دل انگیزِ شعرها
کز لطفِ خود، میانِ خزانم گذاشتی
قربانِ بیتهایِ قشنگی که از قدیم
رفتی و آمدی.... به دهانم گذاشتی.....
من را تو از عَدَم که سراپاش ظلمت است
برداشتی........ به مُلکِ جهانم گذاشتی....
هرلقمه ای که میخورَم از سفره یِ شماست
مدیونِ آن نَمَک، که به نانم گذاشتی
هرکس به یک طریق به پیش تو نوکر است
شکرِخدا که مرثیه خوانم گذاشتی.......
من کربلا ندیدم و میسوزم از غَمَت.....
با داغِ حسرتی که به جانم گذاشتی.....
سرمست میشوم زِ وصالت اگر مرا....
نزدیکِ خود به باغ جنانم گذاشتی....
مهران قربانی