eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹هیچ آغازی زیباتراز سلام به دیگرنیست وهیچ آرزوی اررشمندتر ازسلامتی نیست 🌹وهیچ شکر ی بهتر از شکرنعمتهای خدانیست پس بدونیدکه هر نفسی که به راحتی میکشیم 🌹شکری وهربازدمی شکری دارد آیا ما شکرش رابجا می آوریم 🌹براتون صبح زیبا وپر خیربرکت از خداوند 🌹آرزو می کنم الهی 🌹آمین یارب آللمین❤️ 💚 🧡 💜 قرارگاه فرهنگی ولی امر بخش وشهرپیربکران
. در چه مواقعي به اصل « و » استناد کرد؟ ابا عبدالله در بين راه، در مواقع متعدد به اين اصل تمسک مي کند، و مخصوصاً در اين مواقع اسمي از اصل دعوت و اصل بيعت نمي‎برد. عجيب اين است که در بين راه هر چه قضاياي وحشتناکتر و خبرهاي مأيوس کننده تر از کوفه مي‎رسيد، خطبه اي که حسين مي خواند از خطبه قبلي داغتر بود. گويا بعد از رسيدن خبر شهادت مسلم، اين خطبه معروف را مي‎خواند: «اَيُّها النّاسُ! اِنَّ الدُّنيا قَد اَدبَرَت وَ اَذَنَت بِوَداعِ، وَ اِنَّ الاخِرَةَ قَدْ اَقْبَلَت وَ اَشرَفَتِ بِصَلاحِ». اقتباس از کلمات پدر بزرگوارش است. سپس مي‎فرمايد: «اِلا تَروَنَ اَنَّ الحَقَّ لا يُعمَلُ بِهِ وَ اَنَّ الباطِلَ لا يُتَناهي عَنهُ؟ لِيَرغَبِ المؤمِنُ في لِقاءِ اللهِ مُحِّقاً» (تحف العقول، ص 245) آيا نمي بينيد به حق عمل نمي‎شود؟ آيا نمي بينيد قوانين الهي پايمال مي‎شود؟ آيا نمي‎بينيد اين همه مفاسد پيدا شده و احدي نهي نمي‎کند و احدي هم باز نمي‎گردد؟ در چنين شرايطي، يک نفر مؤمن (نفرمود من که حسين بن علي هستم دستور خصوصي دارم، من چون امام هستم وظيفه‎ام اين است) بايد از جان خود بگذرد و لقاء پروردگار را در نظر بگيرد. در چنين شرايطي از جان بايد گذشت. يعني امر به معروف و نهي از منکر اينقدر ارزش دارد. در يکي از خطابه هاي بين راه، بعد از اينکه اوضاع را تشريح مي‎کند مي‎فرمايد: «اِنّي لا اَريَ المُوتَ اِلّا سَعادَةً وَ الحَيوةَ مَعَ الظّالِمينَ اِلّا بَرَماً» (تحف العقول، ص 245) ايها الناس! در چنين شرايطي، در چنين اوضاع و احوالي، من مردن را جز سعادت نمي بينم (بعضي نسخه‎ها «شهادة» نوشته اند و بعضي «سعادة»)، من مردن را شهادت در راه حق مي بينم؛ يعني اگر کسي در راه امر به معروف و نهي از منکر کشته شود، شهيد شده است (معناي «من مردن را سعادت مي بينم» نيز همين است). من زندگي کردن با ستمگران را مايه ملامت مي‎بينم، روح من روحي نيست که با ستمگر سازش کند. از همه بالاتر و صريحتر آن وقتي است که ديگر اوضاع صد در صد مأيوس کننده است، آن وقتي است که به مرز عراق وارد شده و با لشکر حر بن يزيد رياحي مواجه گرديده است. هزار نفر مأمورند که او را تحت الحفظ به کوفه ببرند. در اينجا حسين بن علي(ع) خطابه معروفي را که مورخين معتبري امثال طبري نقل کرده‎اند، ايراد و در آن به سخن پيغمبر تمسک مي‎کند، به اصل امر به معروف و نهي از منکر تمسک مي‎کند: «اَيُّها الناسُ! مَنْ رَأي سُلطاناً جائِراً مُسْتَحِلّاً لِحَرامِ اللهِ، ناکِثاً لِعَهدِ الله، مُستَأثِراً لِفَيءِ اللهِ، مُعتَدِياً لِحُدودِ اللهِ، فَلَمْ يُغَيِّر عَلَيهِ بِقَولٍ وَلا فِعلٍ کانَ حَقِّاً عَلَي اللهِ اَن يُدخِلَهُ مَدخَلَهَ. اَلا وَ اِنَّ هؤُلاءِ القَومَ قد اَحَلّوا حَرامَ اللهِ وَ حَرَّموا حَلالَهُ و استَأثَروا فَيءَ اللهِ.» (تاريخ طبري، 4/304) يک صغرا و کبراي بسيار کامل مي چيند. طبق قانون معروف، اول يک کبراي کلي را ذکر مي کند: ايها الناس! پيغمبر فرمود: هر گاه کسي حکومت ظالم و جائري را ببيند که قانون خدا را عوض مي کند، حلال را حرام و حرام را حلال مي کند، بيت المال مسلمين را به ميل شخصي مصرف مي کند، حدود الهي را بر هم مي زند، خون مردم مسلمان را محترم نمي شمارد، و در چنين شرايطي ساکت بنشيند، سزاوار است خدا (حقاً خدا چنين مي‎کند، يعني در علوم الهي ثابت است) چنين ساکتي را به جاي چنان جائر و جابري ببرد. بعد صغراي مطلب را ذکر مي‎کند: «اِنَّ هؤُلاءِ الْقَومَ…» اينها که امروز حکومت مي‎کنند (آل اميه) همين طور هستند. آيا نمي بينيد حرامها را حلال کردند و حلالها را حرام؟ آيا حدود الهي را بهم نزدند، قانون الهي را عوض نکرند؟ آيا بيت المال مسلمين را در اختيار شخصي خودشان قرار ندادند و مانند مال شخصي و براي شخص خودشان مصرف نمي کنند؟ بنابر اين هر کس که در اين شرايط ساکت بماند، مانند انهاست. بعد تطبيق به شخص خود کرد: «وَ اَنَا اَحَقُّ مِن غَيرٍ» من از تمام افراد ديگر براي اينکه دستور جدم را عملي کنم، شايسته‎ترم. * * * مجموعه آثار شهيد مطهري ج 17ـ حماسه حسيني صفحه: 270 ـ 271 شهيد مطهري .
15 شوال،سالروز شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا(ع) و وفات حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) تسلیت باد. خبرگزاری بسیج پیربکران روابط عمومی حوزه مقاومت بسیج شهید بهشتی ناحیه مقاومت بسیج فلاورجان
ثواب زيارت شاه عبدالعظيم چرا زيارت شاه عبدالعظيم مساوي يا بيشتر از زيارت امام حسين است؟ پاسخ: در برخي روايات، زيارت قبر ايشان «همانند زيارت قبر امام حسين (ع)» دانسته شده است.[1]همچنين با توجه به جستجوي انجام شده مي توان گفت: در هيچ روايتي نيامده كه ثواب زيارت قبر ايشان بالاتر از زيارت قبر امام حسين عليه السلام است. بر اساس آنچه در زيارت نامه عبدالعظيم حسني (ع) نقل شده است ، اميد برابري ثواب زيارت ايشان با زيارت اباعبدالله الحسين (ع) وجود دارد (السّلامُ عَلَيْكَ يا مَنْ بِزِيارَتِهِ ثَوابُ زِيارَةِ سَيّدِ الْشّهَدآءِ يُرْتَجى[2]‏). محدث قمي در توصيف شخصيت عبدالعظيم حسني مي فرمايد: علو مقام و جلالت شان آن حضرت اظهر من الشمس است. آن جناب بعلاوه آنكه از دودمان حضرت خاتم النبيين است از بزرگان محدثين و راويان شيعه و اعاظم علما و زاهدان و عباد صالح خداست صاحب ورع و تقوا و از اصحاب حضرت جواد و حضرت هادي عليهما السلام است و نهايت توسل و انقطاع به خدمت ايشان داشته و احاديث فراوان از ايشان روايت كرده است. حضرت امام هادي (ع) او را به ثبات قدم در دين خدا در دنيا و اخرت دعا فرموده است. اگر بنا باشد جانشينان راستيني براي پيامبر مكرم اسلام و ائمه معصومين عليهم السلام در دنيا و آخرت فرض نمود بي شك عبدالعظيم حسني يكي از سرافرازترين اين جانشينان است. پيامبر مكرم اسلام، چنين اشخاصي را جانشين راستين مرتبه نبوت و امامت قرار داده و مي فرمايند: اللهم ارحم خلفايي؛ خداوندا بر جانشينان من رحمت فرست. شخصي از حضرت پرسيده باشد؛ يا رسول الله من خلفاوك؛ اي رسول خدا منظور از جانشينان شما چه كساني هستند؛ حضرت فرموده باشند؛ الذين ياتون من بعدي و يرون حديثي و سنتي ؛ جانشينان مرتبه نبوت كساني از علماء امت من هستند كه سنت و احكام الهي را زنده مي دارند. از اين رو اميد به ثواب زيارت عبدالعظيم حسني به عنوان جانشين پيامبر صلوات الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام چيزي دور از انتظار و رحمت واسعه خداوند نيست و اين نشان از باز بودن راه كمال و رشد براي غير معصوم است. [1]. حر عاملي، وسائل پي نوشت: ‏الشيعة، ج14، ص575 ، باب93؛ محدث نوري، مستدرك‏الوسائل، ج10، ص367، باب73 (استحباب زيارة قبر عبد العظيم) شيخ صدوق، ثواب‏الأعمال، ص 99؛ ابن قولويه قمي، كامل‏الزيارات، ص324
شهادت حضرت حمزه و وفات حضرت عبدالعظیم سلام الله علیهما رسیده ای عاشقان،موسمِ سوگی عظیم شهادت حمزه و،وفاتِ عبدالعظیم دو حامیِ قرآن و،دو یاورِ دین حق دو جلوه ی ایمان،مظهرِ آیین حق واویلتا واویلا... دلم به عشق این دو،به اشک و سوزِ سینه گهی رَوَد سوی رِی،گهی رَوَد مدینه خدا کند پِیرُوِ،مکتبشان باشم من سربازی از لشکرِ،صاحب زمان باشم‌ من سیّدُنا یا مهدی... عموی پیغمبر شد،در راه دین صد پاره ولی نشد خواهرش،در کوچه ها آواره حمزه شهید دین شد،از کینه ای تحمیلی ولی به خواهرِ او،کسی نزد یک سیلی حسین غریب مادر...
. توسل ویژۀ ایام شهادت حضرت سیدالشهدا علیه السلام به نفس استاد حاج منصور ارضی•✾• ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ شیعه باید نیمۀ شوال را از بر کند عبرتِ جنگِ اُحد را ذرّه ای نوبر کند با مُروری جِدّی از تاریخِ دوران ، خویش را در کنار مصطفی روحی فِدا ، یاور کند از غنائم، لحظۀ بُحبوحه باید دست شُست ورنه کِی دفعِ خطر از جانِ پیغمبر کند الگوی رزمندۀ اسلام ، اخلاصِ علی است حمزه در جنگ اقتدا بر شیوۀ حیدر کند “لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار” برترین مدحی است، کز مولای ما، داور کند شد علی شیر خدا و حمزه شد شیر رسول تا تهاجم بر سپاهِ مشرک و کافر کند شیعه باید از جناب حمزه گیرد درسها سینۀ خود را سپر ، در یاریِ رهبر کند حکمِ پیغمبر زمین ماند و غنیمت اصل شد خصم باید هم که دستِ خویش را برتر کند وای بر قومی که از تکلیف خود غافل شود در همین هنگامه، دشمن بر دلش خنجر کند حمزه چون از پا درآمد، مصطفی از پا نشست کاش فکری از برای حالتِ خواهر کند *صدا زدن یا رسول الله ، زهرایِ مرضیه و عمۀ ها گرام دارن میان سمت اُحد ، با سرعت میومدن .. چون اول گفتن پیغمبر به شهادت رسیده بعد بین راه پیغام دادن عمویِ پیغمبر به شهادت رسیده .. زهرا سراسیمه میومد ..* جسمِ سالارِ سپه را ساخت پنهان در عبا کاش فکری هم برای زینبِ مضطر کند *عبا رو بدن انداخت بدن رو پوشاند .. بقیۀ بدنُ با خار و خاشاکُ و علف هایِ بیابان پوشانده شد .. صفیه خانم آمد ، ناله میزد اومد دست ببره به عبا که صورت حمزه رو ببینه ، پیغمبر فرمود به جانِ من نگاه نکن .. قبول کرد .. یا رسول الله کجا بودی دخترت زینب سلام الله علیها وقتی اومد تو قتلگاه .. همه شنیدید سنگ ها و نیزه شکسته ها و شمشیرها رو کنار زد .. دست برد زیرِ بدن صدا زد خدایا این قربانی رو از آل محمد قبول کن ..* 👇
babolharam Arzi.mp3
5.08M
توسل ویژۀ ایام شهادت حضرت سیدالشهدا علیه السلام به نفس استاد حاج منصور
. بسم‌ الله الرحمن الرحیم رزق ما جرعه ای از این «می» شد مستی ما چُنین پیاپی شد شکر حق با تو عمرمان طی شد قبله‌ی اهل معرفت ری شد تو حسن(ع) زاده‌ای کَـرم داری به نیابت از او حـرم داری دست لطف تو بر سـرم آقا خانه زادم در این حـرم آقا تو غـریبـی و دست کم آقا؛ کاش بودم چو محتشم آقا - - تا که در مِدحت تو بنویسم از غم و غربت تو بنویسم درد تهران دوا شده بـا تو حاجت ما روا شده بـا تو شهر ما با صفا شده بـا تو شهرری کربلا شده بـا تو نام تو می دهد به ما مستی تو حسین(ع) دیار ما هستی جانم آقا فدای نام شما "جامعه" قبله ی کلام شما عقل مانده است در مقام شما حضرت هادی(ع) آن امام شما - - گفته: " انتَ ولـیُّنـا حَـقّـا " چون که بودی بـرای او سقّا نـوه ی حضرت کـریـم شدی در دل شیعیان مقیم شدی چون به حق راه مستقیم شدی عـبـد بودی ولی عظیم شدی شاهی و ما گدای این خوانیم با عنایات تو مسلمانیم نوحه خواندن مقابلت زیباست محضرت هم تراز کرب و بلاست حرمت مامن حسینی هاست شب جمعه چه روضه ای برپاست با نوای پر از غم زهرا(س) میشود گونه هایمان دریا ملک ری سال‌ها پر از غم بود در دلش لحظه لحظه ماتم بود چهره‌ی او همیشه درهم بود گندمش روضه‌ی مجسم بود بـا عنـایـات حضرت هـادی(ع) تو بـه این خاک آبـرو دادی بین حجره غریب افتادی با دلی پُر شکیب افتادی گفتی: اَمَّن یُجیب ... افتادی یاد شیب الخضیب افتادی بر زمین جسم تو رها نشده سرت از پیکرت جدا نشده .
. بسم‌ الله الرحمن الرحیم اینجا دیار گریه کن ها از قدیم است دولت سرای حضرت عبدالعظیم است صاحب لوای این حرم شاهی کریم است تنها پناه بی پناهان این حریم است با لطف این آقا گدا عبد خدا شد هرسائلی در این حرم حاجت روا شد بوی حسن دارد ضریح دل ربایش قربان رنگ سبز این گلدسته هایش اینجا غمی دیرینه دارد گریه هایش این سرزمین خیلی گران باشد بهایش این خاک را وعده به یک نامرد دادند داغ حسین را بر دل زهرا نهادند شبهای جمعه نیمه شبها تا سپیده بر روی اسرارش خدا پرده کشیده از راه می آید زنی قامت خمیده لب میگذارد روی حلقوم بریده فریادهای یا بنی پا بگیرد حیدر بیاید بازوی زهرا بگیرد روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد قربان آن آقا که انگشتر ندارد یک تکه ای سالم همه پیکر ندارد جایی برای بوسه ی مادر ندارد گیسوی خود را ریخته روی گلویش مادر بود اینگونه شکل گفتگویش گوید بنیّ یا بنیّ یا بنیّ برخیز آمد مادرت زهرا بنیّ دیدم خودم در عصر عاشورا بنی افتاده بودی زیر دست و پا بنیّ من بی وضو موی تو را شانه نکردم حالا به دنبال سرت باید بگردم از تشنگی لبهای عطشانت به هم خورد ترکیب ابروها و چشمانت به هم خورد از شدت ضربه دو دندانت به هم خورد آیه آیه نذر قرآنت به هم خورد راه تو را در گودی گودال بستند بر پیکر تو نیزه ها را می شکستند ⏹.