.
#نوحه
#حضرت_عباس
#سبک_یاحسین_غریب_مادر
✍#شاعره مریم صالحی مرزیجرانی
من دخیلتم اباالفضل نظری به حال ماکن۲
نظری باب الحوائج درد ماروهم دواکن۲
تورو به جان رقیه تورو به جان سه ساله۲
نرونیم از درت آقا ناامید کنیم محاله۲
یا ابالفضل ۴
دلمو دادم به دستت قربون دست بریده ات۲
بمیرم براتو عباس برای چشم دریدت۲
تو کریم و باوفایی میدونم خیلی آقایی۲
دستامو بگیر ابالفضل منم اومدم گدایی۲
یا ابالفضل ۴
آرزو دارم ببینم اون حریم باصفاتو۲
قسمتم بکن به زودی آقا جون کرببلاتو۲
یه دلم پیش حسینه یه دلم پیش ابالفضل ۲
تانفس دارم میخونم من یه نوکرم ابالفضل ۲
یا اباالفضل ۴
یاباب الحوائج ۵
#سبک_یا_حسین_غریب_مادر
.
.
#زمزمه
#سبک_العجل_بقیه_الله
شب قدر سرنوشتم ، می بینی دلشوره دارم
نکنه تموم شه امشب، رو زمین بمونه بارم
نکنه که بین خوبا ، دست من خالی بمونه
واسه من دوباره تنها ، بی پرو بالی بمونه
قلم تقدیرم امشب ، توی دستای تو آقاس
تیر آخرم همیشه ، قسم حضرت زهراس
نکنه تو تقدیر من ، کم بشه رزق عبادت
هرچی که نوشتی خیره ، ولی آخرش شهادت
نکنه برا زیارت ، ازقلم بیفتم آقا
اربعین ، کربلا حتما ، نگی که نگفتم آقا
نکنه محرم امسال ، زیر خاک خوابیده باشم
بنویس قربون دستت، نوکر تو روضه ها شم
خلاصه هرچی صلاحه، هرچی تو بگی روچشمام
تو اجازه دادی گفتم ، خط به خط از آرزوهام
میدونم چقد تو خوبی ، میدونم که پست و خوارم
درخونه ی خدا و ، شما واسطه میارم
واسطه میارم اونکه ، صبر عالمو ربوده
بسکه مشت و سیلی خورده، سرتاپاش همه کبوده
بارقیه اومدم تا ، تو نگام کنی دوباره
گوش بده به درد دلهام، توروحق گوش پاره
میخونم یه روضه حالا، میخونم با آه و ناله
دل شب سرو آوردن ، واسه دختر سه ساله...
حسین رحمانی✍
#سبک_یا_حسین_غریب_مادر
#امام_زمان علیه السلام
#مناجات_با_امام_زمان_در_ماه_رمضان
#شب_قدر
#شب_بیست_و_سوم
.
.
#زمزمه #حضرت_زهرا
#واحد_شور
#سبک_یا_حسین_غریب_مادر
یاد رنج و یاد غربت، یاد کوچه های خلوت
یاد پهلوی شکسته، آه از اون سیلیِ صورت
یاد اون روی کبود و زخم میخ و درد سینه
یاد بی وفائی هایی مردم شهرِ مدینه
یاد زهرای غریب و غم بی کسیِ مولا
با دو دست بسته تنها، میون این همه اعدا
یاد بین در و دیوار، یه گلی گشته گرفتار
یاد شعله های آتیش این همه جفا و آزار
یاد محسن شهیدی که شده خزان دشمن
بمیرم که غنچه مونده تو دلش داغ شکفتن
یاد کوچه های تنگ و ضربه های تازیونه
یاد دود و یاد آتیش شعله های درب خونه
یاد خون و زخم بستر درد ایام غریبی
جز علی کنار زهرا نه پرستارو طبیبی
یاد اشک بیصدا و گریه های بیت الااحزان
یاد تلخ اون وداع و ناله های درد طفلان
یاد میخی که چه راحت بنشسته روی سینه
با چه وضعی میکَنه تا علی اش اونو نبینه
یاد خشم و بغض طوفان یاد کوچه های جولان
هر چی می خورد تازیونه بیشتر می گفت علی جان
یاد شمشیر و غلاف و یاد تیغ و زخم پیکر
یاد اون لحظه که می سوخت دل دختر پیمبر
یاد گیسووان خونین وا امون ز بی کسی ها
فاطمه ز خونه می رفت با همه دلواپسیها
یاد شور و آهِ شیون یاد الوداع مادر
یاد اون لحظه ی آخر چادر و کشیده رو سر
یاد اون شبای غربت اون همه زخم و جراحت
یاد لحظه ی شهادت تو نگاش وداع حسرت
یاد اون شب که یتیمان همه اومدن به بالین
با چه حالی می بوئیدن عطرِ اون جامه ی خونین
یاد اون شب دم رفتن دیده از ما بر نداشتی
جز علی و کودکانت کسی رو، رو سر نداشتی
یاد غسل و یاد تکفین یاد تشییعِ شبونه
یاد کودکان ز مولا میگرفته ان بهونه
یاد اون شب شده خاموش بعد تو چراغ خونه
یاد آهسته گرستن یاد قبر بی نشونه
یاد تابوت غریبت دل شب شده روونه
چرا باید فقط این سِر تو دل علی بمونه
امون از بی کسی ها وُ امون از درد زمونه
#هستی_محرابی
#فاطمیه
.
#حضرت_رقیه
#شب_سوم_محرم
دختر شاه مدینه کنج ویرونه نشسته
رمقی به تن نداره شده از زندگی خسته
صورتش خونیوخاکی تنش ازجفا سیاهه
سر گذاشته روی دیوار گمونم که چشم براهه
نمی دونم طفل خسته چه مصیبتها کشیده
رنگ به صورتش نداره قد وقامتش خمیده
بانویی پیشش نشسته بی شکیب و بی قراره
داره آهسته و آروم از پاهاش خار در میاره
صداش از گریه گرفته چشاش تار و بی فروزه
با اشاره میگه عمه کف پام داره می سوزه
چرا پس بابا نیومد تو که گفتی توی راهه
گمونم دوستم نداره آره بخت من سیاهه
تا که اومد بابا پیشم منو می ذاره رو سینه
دست میذارم روی گوشم زخممو بابا نبینه
حرفامو می گم به بابا غم و غصه هام زیادن
بچه های شهر شامی منو بازی نمی دادن
بگو عمه بگو عمه چرا بابا رو زمینه
دستامو بزار تو دستاش چشمام تاره نمی بینه
حالا تو بگو بابا جون چرا لبهات غرق خونه
بمیرم رو صورت تو جای چوب خیزرونه
با خودت ببر از این جا دخترت طاقت نداره
می ترسم اگر بمونم بکشن موم و دوباره
#زمزمه #واحد_سنگین
#سبک_العجل_بقیه_الله
#سبک_یا_حسین_غریب_مادر
#سبک_آقاجون_منو_نگاه_کن
#سبک_تودلم_یه_دنیا_حرفه
#سبک_غلاف_خالی_خنجر
.