.
عاشق فقط به دیدۀ گریان ...
#قسمت__اول نجوا با #امام_زمان روحی له الفدا ویژۀ وداع با ماه شعبان المعظم با نوایِ گرم سید رضا #نریمانی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
عاشق فقط به دیدۀ گریان دلش خوش است
هجران زده به حال پریشان دلش خوش است
عشق است هرچه را بپسندی برای من
دلداده ات به غربت و هجران دلش خوش است
گفتی بسوز در غم من ، اِی به روی چشم
دلسوخته به لذت درمان دلش خوش است
با فقر محض آمدنم عیب و نقص نیست
وقتی که مور هم به سلیمان دلش خوش است
محتاج یک نگاه کریمانهی توأم
قحطی زده به قطرهی باران دلش خوش است
در پشتِ در نشستن من بیدلیل نیست
سائل فقط به لطفِ کریمان دلش خوش است
با دست مهربان خودت لقمهای بگیر
خیلی گدا به لقمهای از نان دلش خوش است
اینجا بساط شاه و گدا فرق می کند
اینجا خودِ کریم به مهمان دلش خوش است
گیرم که خشک هم بشود چشم نوکرت
بر ابر رحمت تو کماکان دلش خوش است
میگفت عاشقی که زیارت نرفته بود
تنها به لطف شاه خراسان دلش خوش است
وقتی دلت گرفت فقط "فَابْکِ لِلحسین"
نوکر به روضهی شه عطشان دلش خوش است
ای شهریار نیزهنشین آیهای بخوان
دردانهات به آیهی قرآن دلش خوش است
شاعر: #علی_سپهری
#سید_رضا_نریمانی
#مناجات_امام_زمان_عجل_الله_تعالی
#ماه_مبارک_رمضان
#مناجات_دعا
.
.
📋 من دور از کربلا
#روضه
حاج سید رضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من دور از کربلا
زندگیم میگیره نور از کربلا
پای رفتن از من شور از کربلا
دور از کربلا
سامونم کربلا
یه سفر واجب شه اونم کربلا
یه شب جمعه مهمونم کربلا
دور از کربلا
سفر اولم
یادم اومد و کربلا
بارون میزد و کربلا
بارونه کربلا
مادرت میشه مهمون کربلا
شب جمعه روضهخونه کربلا
بارونه کربلا
آه! شیش گوشه حَرَم
گریه میکنم توی آغوش حَرَم
نذر زینب مشکی میپوشه حَرَم
شیش گوشه حَرَم
سَرِ پیراهنت
پیرم کردند از زندگی
سیرم کردند از زندگی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📋 این دل آلوده ام دلبر نمیخواهد مگر؟!
#مناجات
#روضه_امام_حسین (ع)
#مناجات_با_امام_زمان (عج)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این دل آلودهام دلبر نمیخواهد مگر؟!
حضرت صاحب زمان نوکر نمیخواهد مگر؟!
بال پرواز مرا سوزاند نارِ معصیت
مرغِ دل تا بامِ دلبر، پَر نمیخواهد مگر؟!
غفلت از تو اوج بدبختیِ ما شد ای دریغ
چارهای این دردِ زجرآور نمیخواهد مگر؟!
راه گم کردم بیا یابن الحسن دستم بگیر
ظلمتِ این سینه پیغمبر نمیخواهد مگر؟!
روزیِ یکبار روضه در شبِ جمعه حرم
من یقین دارم دعا باور نمیخواهد مگر؟!
مادری از عرش آمد سمت خاک کربلا
گفت: این پیکر، کفن آخر نمیخواهد مگر؟!
دست بردار از سرش ای ساربانِ بیحیا
یک سؤال، ارباب انگشتر نمیخواهد مگر؟!
گوشوار دخترش بردید؟! باشد بس کنید
دخترِ سبط النبی مَعجر نمیخواهد مگر؟!
*شاعران: #محمدجواد_شیرازی و #علی_سپهری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
👇