4_5933752998827134553.m4a
1.83M
زمینه حضرت زینب سلام الله علیها
ایام اسارت آل الله
گریه پشت گریه/غصه پشت غصه
روزای اسارت/زینبو کشته غصه
غصه یکی دو تا نیس
غصه که قحط آب نیس
این روزا روضه اینه
جای زینب و سکینه
تو مجلس شراب نیس
میشه با این یه جمله هم جون داد
اسم زینب سر زبون افتاد
واسه روضه همین بسه امشب
دخلت زینب علی ابن زیاد
ــــــــــــــــــــــــ
سیلی پشت سیلی/نیزه پشت نیزه
چند تا دخترا رو/تا حالا کشته نیزه؟
غصه یکی دو تا نیس
غصه که بی شماره اس
روضه همینه آره
میگم با یه اشاره
روضه لباس پاره اس
روضه خون امشبو نزن فریاد
نرسه روضه هات به گوش باد
چشم سقا رو نیزه ها بسته س
دخلت زینب علی ابن زیاد
#وحید_محمدی ✍
۱۲ مرداد ۱۴٠۲
#زمینه
#حضرت_زینب
#حضرت_زینب_زمینه
.
جون مادرتون یا مجلس نگیرید و یا بچه ها رو هم راه بدید ...
یا غذا ندید و یا بچه ها رو بخاطر یه غذا پشت در نذارید....
والله که بچه های مردم رو بی شام فرستادن خونه... دوزار براتون اجر و مزد نمیزاره....
از ما گفتن .... از شما هم اونوره بازار حسابتون رو خالی دیدن
(نامه اعمالتون از حسنه این مجلس خالیه)
خود دانید.
.
.
#نوحه
#شهادت_امام_سجاد
قیام گریه
شده به پا دردلم، خیمه ی درد و بلا
اشک چهل ساله ام، چکیده برکربلا
قیام گریه ،به پا نمودم
دمی بدون، گریه نبودم
من پسر خون خدایم
حافظ خون شهدایم
به ذکر کرب وبلا، گرم عبادتم من
حافظ سرسبزی، باغ شهادتم من
به اشک خود ره، به ظلم بستم
سفیر خون ، حسین هستم
من پسر خون خدایم
حافظ خون شهدایم
زسلسله پای من، اگرچه سائیده شد
گردنم از سلسله، اگرچه رنجیده شد
غم وبلارا، به جان خریدم
سرپدر را به نیزه دیدم
من پسر خون خدایم
حافظ خون شهدایم
به راه شام کوفه ،هزار غم دیده ام
زکوفی وشامیان ، بسی ستم دیده ام
زخم زبان و، سنگ لب بام
زده بجانم ، شراره دشنام
من پسر خون خدایم
حافظ خون شهدایم
سرم اگرسوخت از، شراره ی شامیان
شرربه جانم زده، نظاره ی شامیان
امان امان از، درد و غم شام
محارم ما، درملاء عام
من پسر خون خدایم
حافظ خون شهدایم
خون دل ماشده، روان زچشمان ما
نیمه ی شب شد پدر، خرابه مهمان ما
امان زظلم ، بنی امیّه
مصیبتی شد، غم رقّیه
من پسر خون خدایم
حافظ خون شهدایم
من که جگرپاره از، کودک وگهواره ام
توهم بیا زهرکین برجگر پاره ام
نیامدی و،چه دیرکردی
مرا زهجران ،تو پیر کردی
من پسر خون خدایم
حافظ خون شهدایم
#سیدهاشم_وفایی✍
👇
.
#امام_حسین
روشن ضمیر
آزاد آن دلی است که این جا اسیر شد
باید به پای مهرشما بود و پیر شد
در روز رستخیز سرافکنده کی شود
هرکس که در حضور شما سر به زیر شد
بی مهرتان کسی به مقامی نمی رسد
هرکس که بود سائل این در امیر شد
باشد چراغ ظلمت قبرش هرآن دلی
کز پرتو ولای تو روشن ضمیر شد
وقتی که دید جوشش عشق تو را به دوست
عشق آمد و به کوی شما گوشه گیر شد
معلوم شد ز بی وفایی کوفی ، به کربلا
کرب وبلا ادامه ی روز غدیر شد
اجر زیارت تو بهشت است و از شما
خاک کویر چشمه ی خیر کثیر شد
هر روز پیش چشم به تصویر می کشم
سر روی نیزه رفت و تنت غرق تیر شد
در حیرتم که بین تمامی اولیا
آقا کفن برای تو تنها حصیر شد
مدیون لطف توست «وفایی» و باز هم
در محضرت رسیده و منت پذیر شد
#سیدهاشم_وفایی✍
.
#حضرت_عباس علیه_السلام
#تاسوعا
#غزل
گر نخیزی تو ز جا کار حسین سخت تر است
نگران حرمم آبرویم در خطر است
قامتِ خم شده را هر که ببیند گوید:
بی علمدار شده، دستِ حسین بر کمر است
داغ اکبر رمق از زانوی من بُرد ولی
بی برادر شدن از داغ پسر سخت تر است
دست از جنگ کشیدند و به من میخندند
تو که باشی به بَرَم باز دلم گرم تر است
نیزه زار آمده ام یا تو پُر از نیزه شدی؟!!!
چو ملائک بدنت پُر شده از بال و پر است
پیش ِ من با سر مُنشَق شده تعظیم نکن
که خدا هم ز وفاداری تو با خبر است
علقمه پر شده از عطر ِ گل ِ یاس، بگو
مادرم بوده کنارت که حسین بی خبر است؟!
به تو از فاصله ی یک قدمی تیر زدند
قد و بالایِ رَسا هم سببِ دردسر است
اصغر از هلهله کردن بدنش میلرزد
گر بداند که تو هستی کمی آرام تر است
تیر باران که شدی یادِ حسن افتادم
دستت افتاده ز تن، فرق تو شق القمر است
وعده ی ما به نوک نیزه به هر شهر و دیار
که به دنبال سرت خواهرمان رهسپر است
#سعید_خرازی
.👇