eitaa logo
مدح و متن اهل بیت
8.8هزار دنبال‌کننده
20.3هزار عکس
23.4هزار ویدیو
1.7هزار فایل
@Yas4321 ارتباط با ادمین @Montazer98745 ارتباط با مدیر
مشاهده در ایتا
دانلود
💢چه کار به دارید؟ توی پیاده رو با صحنه ای مواجه شدم که شاید برای چندمین بار مرا فرو برد. مادری چادری، کنارش جوان که میزان آرایش و پوشش او قابل توصیف نیست شاید هم شب ها در اتاق خوابش هم با این پوشش حاضر نمیشود اما در خیابانهای ما میتوانید مانند یک متنوع از عجیب ترین مدها باخبرشوید. اما وسط معضلات اقتصادی، گرانی، تورم و رکود، چه کاری به تار موی بیرون زده ى خانمها داریم!؟ اسم این زندگی، زندگی آزادانه است هرکس هم با این وضع مخالفت کند و خدای نکرده اگر به سر اش بزند تا امربه معروف کند، دشمن و مخالف با بشر معرفی خواهد شد. مساله ریشه دارتر و عمیقتر از این حرفهاست، بارها در کانال به آن پرداخته ایم و اکنون مجال نیست اما اسم این ماجرا، آزادی نیست اگر آزادی به بودن باشد، اکنون قبایلی در جنگلهای آفریقا هستند که مادر زاد (مستند بی بی سی را ببینید) زندگی میکنند. دهه هفتادی ها را باید فهمید(دختر و پسر)، مدل رفتار و سبک زندگی شان کاملا متفاوت است، ده سال دیگر تلخ آن را خواهیم دید.
🤔 در ایران باستان ایرانیان زنان خودشون رو به هم قرض و عاریه می دادن تا ازشون استفاده جنسی ببرن❕❗️واقعیت داره ❕ 💠💠 👌بله این رسم از رسومات دیرینه ایران بوده است. ❗️«شوهر حق داشت یگانه زن خود را یا یکی از زنانش را به مرد دیگری که محتاج شده باشد بسپارد و به او عاریه بدهد تا این مرد از خدمات آن زن استفاده کند و رضایت زن شرط نبود .در این صورت دوم حق دخل و تصرف در اموال زن را نداشت و فرزندانی که در این ازدواج متولد می شد متعلق به خانواده شوهر او بود و مانند فرزندان او محسوب می شد .این عمل را عمل خیر می دانستند و کمک به یک هم دین تنگدست تنگدست می شماردند» 📚ایران در زمان ساسانیان ص354 📚تاریخ اجتماعی ایران ج2 ص45 🗯کریستین سن می نویسد ؛ «یکی از مقررات خاصه فقه ساسانی «ازدواج »بود.اگر مردی از دنیا می رفت و فرزند پسری نداشته باشد اما زنش زنده باشد باید آن زن را در اختیار نزدیکترین خویشاوندان متوفی قرار دهند و اگر زن نداشته باشد دختر او را به نزدیکترین بستگان می دهند .واگر زن و نداشته باشد از اموال شخصی متوفی زنی را جهیزیه داده و به یکی از مردان خویشاوند میت بدهند.فرزند پسری که از این ازدواج حاصل شود متعلق به مرد متوفی است » 📚ایران در زمان ساسانیان ص355
🌼🍃نیمه های شب بود سکوت عجیبی حوزه علمیه را فرا گرفته بود تمام طلبه ها خواب بودند جوان در حجره خود مشغول مطالعه بود که ناگهان زیبا وارد اتاق شد و به سرعت در اتاق را بست،با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ چیزی نگوید.دختر پرسید:ببینم شام چی داری؟؟ 🌼🍃 جوان هاج واج مانده بودو تمام بدنش خیس عرق شده بود و زبانش بند آمده بود،هرچه غذا داشت برای دختر آورد.دختر جوان که آن شهر بود قصد داشت شب را در اتاق طلبه بخوابد آن هم در اتاقی که فقط خودش بود و آن جوان،به هر شکلی بود دختر در گوشه ای از اتاق خوابید و به اعتماد کرده بود 🌼🍃 اما صبح که از خواب بیدار شد آنچه که نباید اتفاق بیفتد اتفاق افتاده بود. 🌼🍃 مأموران، شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان نزد شاه بردند، شاه عصبانی پرسید: چرا شب به ما اطلاع ندادی و جوان گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم، مرا به دست خواهد داد! 🌼🍃شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطایی کرده یا نه؟ و بعد از تحقیق از جوان پرسید، چطور توانستی در برابر نفست مقاومت کنی؟ 🌼🍃 طلبه جوان 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش و علت را پرسید طلبه گفت: چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می‌کرد، هر بار که نفسم وسوسه می‌کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می‌گذاشتم تا طعم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح به این ترتیب با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمانم را بسوزاند. 🌼🍃 از تقوا و پرهیزکاری او خوشش آمد و دستور داد، همین شاهزاده را به عقد طلبه جوان در آوردند 🌸🌸🌸