هر آنچه در قلب میگذرد را نمیتوان گفت
برای همین خدا آه کشیدن، اشک، خوابهای طولانی و خندههای سرد را آفرید.
هدایت شده از جنگل نمی خواهد بمیرد.
https://survey.porsline.ir/s/zb0L9oMU#?ref=te
این فرم برای شنیدن داستان شما و طبیعته.
چهار سواله و کوتاهه میتونید هرچقدر که خودتون دلتون میخواد براش زمان بذارید.
آها، با VPN هم احتمالا لینک نیاد.
اما من همیشه و همیشه دلم خواسته یه نخ اتصال هرچند کوچیک، بین من و آدمهای مورد علاقهم بمونه.
آدمهایی که روزهایی تونستند مارو از تاریکی نجات بدند، ارزش به اشتراک گذاشتن لحظههارو هم دارند.
هدایت شده از مشکات !
و ما تلاش کردیم
بارها و بارها
و هربار نشد نشد نشد
برای خواهرم
خواهرت
خواهرهامون
برای تغییر مغزهایی که پوسیدهان
پایان شب سیه ما سپیده مرده است
نجات دهنده خفته است
در آینه خلأیی بیش نیست
پایان شب سیه، سپید نیست
در آینه قاتلیست که خودش مقتول است
اما نه شجاعت ادامه دادن دارد نه شجاعت پایان دادن
میخواهم بنویسم ترسو و ضعیف است
اما نیست
به یاد میآورم؛ زن بودن شجاعت است
برای ترسو بودن هم حتی شجاع است
و به قول «رها» حتی برای شجاع نبودن هم شجاعت دارد
حتی برای ضعیف بودن هم قدرتمند است.
زن، یک پارادوکس تکرار ناشدنیست که در هر زن دیگری تجلی پیدا میکند.
تمام نمیشود
اما میمیرد
نه در کفن سفید بلکه در کفنی سیاه.
روزها هزار باره میمیرد و به نفس کشیدنش ادامه میدهد
زن ادامه ندارد،
زن جریان دارد
میمیرد، اما تمام نمیشود.