eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ شهادت امام محمد باقر علیه السلام مدح وروضه بانوای سیدمهدی میرداماد ____»»»»»»«««««« ____ کانال مداحی مرثیه کانون متن روضه و مداحی متن روضه ✍⬇️ ای نبی برتو فرستاده سلام۲ ای به زین العابدین ماه تمام هفتمین معصومی و پنجم امام مکتبت تا صبح محشر مستدام تیغ نطقت مشکافد علم را روح میبخشد مرامت علم را فرمودند کودکی سه سال و نیم چهار سالش باشه کربلا خیلی روضه ها رو دیده و شنیده قربونت برم آقا جان اجازه میدین از کربلا بگیم تو خزان باغ زهرا دیده ای ۲ دیگه از اول ماه ذی لحجه به بعد باید کم کم بوی محرم وحس کنی هر روضه ای هر جمعه ای هر توسلی باید محرم و برا خودت تداعی کنی تو خزان باغ زهرا دیده ای تو تن بی سر به صحرا و دیگه چی گردن مجروح بابا دیده ای بر فراز نیزه سرها دیده ای کاش میدیدم چه آمد بر سرت یا چه کرده کعب نی بر پیکرت قربونت برم شنیدم شما رو به یه طناب بستند اما من میبرم جلوتر روضه امام محمد باقر کربلا نبود باباش فرمود : اِنَ قَتلَ لَنا آدم و‌کِرامتُنا شهادت ازکربلا ناله نمیزنیم میدونی ناله باباش چی در آوورد تو چهل منزل اسارت دیده ای از ستمکاران جسارت دیده ای تشنگی و قتل و غارت دیده ای خو عزیزی و حقارت دیده ای چهار ساله کوه ماتم برده ای مثل عمه تازیانه خورده ای ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ @majmaozakerine ⬇️⬇️⬇️فایل صوتی
بسم الله الرحمن الرحيم روضه دارِ منا توئی آقا شاهدِ کربلا توئی آقا پیش تو مادرت زمین خورده نوه‌ی مجتبی توئی آقا همره عمه آمدی گودال راویِ ماجرا توئی آقا آنکه دیده گروه گروه زدند سنگ و چوب و عصا توئی آقا آنکه دیده به زیرِ چکمه ی شمر شاه ، زد دست و پا توئی آقا آنکه دیده تمام قرآن شد با لگد جا به جا توئی آقا آنکه دیده ضریح مویِ حسین دستِ یک بی حیا توئی آقا آنکه دیده سرِ عزیزِ خدا رفت بر نیزه ها توئی آقا بعد از آن شاهدِ هجومِ سپاه سویِ آل عبا توئی آقا آنکه همراه قافله رفته سویِ شامِ بلا توئی آقا سخت بر تو گذشت آن ساعات بد شکستند حرمت سادات اوج بی غیرتی نشان دادند سنگ در دست این وآن دادند اول شهر عنان مرکب را دست یک مشت بد دهان دادند جای عرضِ سلام ، پیرو جوان ناسزاها به کاروان دادند رأسِ جدت به زیرِ پا افتاد بسکه سر نیزه را تکان دادند دستِ سادات بر سرِ بازار صدقه تکه های نان دادند سرِ هر کوچه با سرِ انگشت دخترِ فاطمه نشان دادند بوسه گاهِ رسول خاتم را به دمِ چوبِ خیزران دادند
‍ عنوان : روضه شهادت امام محمد باقر ح ذکر من سلام من کیست حضرت باقر خیلی امام باقر غریبه، غربت از این بالاتر این همه زائر می ره مدینه، ولی شب و روز شهادت امام باقر كه میشه، مدینه یه زائر نداره؛همه رفتند مكه، یه نفر نیست پشت بقیع براش گریه كنه، بیایید امشب غریب نوازی كنیم، خیلی غریبه امام باقر حج من قیام من کیست حضرت باقر اسوه ی تمام من کیست حضرت باقر زمزم و مقام من کیست حضرت باقر پنجمین امام من کیست حضرت باقر می کند ز آیینم مهر او نگهبانی ای به بندگی یکتا ذات حق تعالی را تو یگانه فرزندی دو علی اعلا را باقر العلوم هستی ذات پاک یکتا را نی عجب اگر بخشد سائلت دو دنیا را جان مادرت زهرا از درت مران ما را بی تو در جنان عاشق بنده ای است زندانی امروز روز شهادت یه آقایی بوده آی مردم كه دو سه سال بیشتر نداشت، یكی از شاهدهای كربلا بوده، هم سن و سال رقیه خانم بوده، امام باقر، همه ماجرای كربلا رو دیده تو ز کودکی دائم محنت و بلا دیدی با دو چشم معصومت ظلم بر ملا دیدی راه شام طی کردی دشت کربلا دیدی اهلبیت عصمت را زار و مبتلا دیدی ‌ هر که این قصه شنیده است ولی من دیدم خون دل خوردم و شب تا به سحر نالیدم هستی ما همه در کرببلا رفت به باد چه به روز دل زینب که نیامد گریز روضه رو بزنم، امشب تحویل بگیری، امشب بریم كربلا، اینقده، آقا رو این سم اذیت كرد، اما به هر سختی بود، حضرت رو اسبش تا جلوی منزل رسوند، خود حضرت به هر سختی بود پیاده شد، بچه ها ریختند دور بابا، بابا رو پیاده كردند، وارد خونه شد، آی مردم، ایجا اسب آقا صاحبش رو صحیح و سالم رسوند تا كنار خونه، دلت رفت آره، قربون این دل ها برم كه با یه اشاره جلوجلو میرن، ولی من یه اسب دیگه سراغ دارم روایت است که چون تنگ شد بر او میدان فتاد از حرکت ذوالجناح از جولان نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت نه سید الشهدا بر جدال طا قت داشت هوا ز باد مخالف چو قیر گون گردید عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد غلط نکنم عرش بر زمین افتاد حسین......... @majmaozakerine
حاج محمد باقر علم مصطفی هستم وارث حلم انبیاء هستم ساکن عرش کبریاء هستم از اهالیِ کربلا هستم سینه ام از غم و بلا چاک است سنگِ روی مزار من خاک است *برای این گریه کنِ کربلا هر چقدر گریه کنی جا داره... * نورم از نور حضرت زهرا است پدرِ من شفیع روز جزا است عشقِ من در تمامی دلهاست جد من آفتاب عاشوراست سینه ام مملو از تبِ عشق است مکتبم چون که مکتب عشق است قطره قطره شبیه بارانم من امام حدیث و قرآنم از همان کودکی پریشانم بس که با گریه روضه میخوانم اشک جاری و سوز و گریه منم چون که همبازیِ رقیه منم همۀ خاطرات من درد است زندگی و حیات من درد است دفترم که دوات من درد است تا قیامت بساط من درد است آفتاب غمم غروب نداشت عمر من لحظه های خوب نداشت من خودم مشک پاره را دیدم گلویِ شیر خواره را دیدم غارتِ گاهواره را دیدم تن روی قناره را دیدم ارباً اربایِ اکبر آبم کرد زخم پهلوی او کبابم کرد *کربلایی ها کجا هستن .. * علم افتاد و عمه جان اُفتاد ناگهان دیدم آسمان اُفتاد تازیانه به جانمان اُفتاد رویِ جسم همه نشان اُفتاد قسمتم زخم خار صحرا شد رویِ عمه شبیه زهرا شد *اگه کسی ازت سوال کرد چرا انقدر گریه میکنی دلیلشُ از زبان امام صادق بگو : * میشود نیزه دید و اشک نریخت روی مقتل رسید و اشک نریخت میشود دل برید و اشک نریخت از گلو بوسه چید و اشک نریخت دیدم از تل تنی که لرزان شد وقتی افتاد نیزه باران شد من خودم قتل شاه را دیدم خیمۀ بی سپاه را دیدم عمۀ بی پناه را دیدم من خودم قتلگاه را دیدم پدرم را اسیرِ تب دیدم روزها را تمام شب دیدم گریه هایِ رباب را دیدم ناقۀ بی رکاب را دیدم کل بزم شراب را دیدم محمل بی حجاب را دیدم در دلم زخم های دشنام است قاتل من خرابۀ شام است * از همه گفت ، مگه میشه از هم بازیش امام باقر نگه ..* رویِ دست گلی سر بابا دختری مثل مادرِ بابا پایِ او بود منبر بابا سر به او گفت : دختر بابا میبرم با خودم تو را بابا چشم خود را ببند بابا @majmaozakerine
❣﷽❣ 🍁 ▪️ 🍁 👌👌 قربان جسم بی سرت یامظلوم یا مظلوم فدای زخم پیکرت یامظلوم یا مظلوم عطشان بریدند حنجرت یامظلوم یا مظلوم یامظلوم، یا عطشان زخم بدن، پیرهنت ای زخمی، ای عریان غبار صحرا، کفنت 🍁▪️وای حسین .. صد پاره گشته پیکر هم قاسم هم اکبر مذبوح در دشت بلا هم عون و هم جعفر غلطان به خون برادرم یامظلوم یا مظلوم ای بی کس، ای محروم به سینه ات، جای سنان ای بی کس، ای مغموم چه کرده با، تو ساربان 🍁▪️وای حسین .. راس ت به روی نیزه ها هم عطشان هم گریان اندر تنور و دیر ها هم مهمان هم پنهان از پی عیال مضطرت یا مظلوم یا مظلوم ای مذبوح، در گودال چرا نداری، سر به تن ای ماه، بر نیزه با خواهرت، حرفی بزن 🍁▪️وای حسین اهل و عیالت جملگی هم بی کس هم اسیر بسته به بازوی همه هم ریسمان هم زنجیر در آه و زاری خواهرت یا مظلوم یامظلوم زخم بدن، پیرهن ای زخمی، ای عریان غبار صحرا، کفنت ای زخمی، ای عریان 🍁▪️وای حسین .. 🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹 @majmaozakerine ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
مناجات سبک چو گیسوی تو من دوباره جمعه شد چشم انتظارم یابن الزهرا ۲ برای دیدنت دل بیقرار م یابن الزهرا فدایت منم،گدایت منم بگو آقا کجایی ۲ یا مهدی بیا اباصالح کجایی ۴ اباصالح دلم خونه ازاین تکرارهفته از اینکه خاطرت ازیاد مردم مولا رفته غریبم آقا،بمیرم آقا حلالم کن آقا جون۲ یا مهدی بیا اباصالح کجایی ۴ همین یک ادعا داریم فقط کاری نکردیم۲ شمارا درفرج هرگز آقا یاری نکردیم۲ منم روسیاه،اسیر گناه اباصالح کجایی یا مهدی بیا۲ اباصالح کجایی یا مهدی بیا۲ اباصالح کجایی ۴ اللهم عجل لولیک الفرج ،مریم صالحی مرزیجرانی
ای آفتاب زهرا عَجّل علی ظهورک  تنهای شهر و صحرا، عجّل علی ظهورک  گم گشته وجودی، هم غیب و هم شهودی  در دیده و دل ما، عجّل علی ظهورک  بی تو غریب، قرآن، بی تو اسیر، عترت  بی تو علی است، تنها، عجّل علی ظهورک  نه طاقتی نه صبری، تا چند پشت ابری؟  ای مهر عالم آرا عجّل علی ظهورک  دنیا در انتظار است، خون قلب روزگار است  پا در رکاب بنما، عجّل علی ظهورک   کند دعات، زهرا زند صداتحیدر  الغوث یابن زهرا ! عجّل علی ظهورک  زخمِ به خون نشسته، پیشانیِ شکسته  دارند با تو نجوا، عجّل علی ظهورک   خون دو دیده گوید، دست بریده گوید  بر انتقام بازآ، عجّل علی ظهورک  هم عمّه ها پریشان، هم جدّ توست عطشان  هم چشم ماست دریا، عجّل علی ظهورک  بر "میثمت" نگاهی، از لطف گاه گاهی  ای چشم حق تعالی! عجّل علی ظهورک
چگونه او جگر سوخته روبراه کند توانِ آه ندارد که آه آه کند نشد که راه رود مثلِ مادرش شده بود نشد که خیزد و دیوار تکیه‌گاه کند نشسته است جوانش به بستر مرگش خداکند که ننالد فقط نگاه کند چه داشت زهر که جسمش چنین تورم کرد که دست و پا زدنش را چه جانکاه کند هنوز غرقِ جراحات شام و کرببلاست بگو که رویِ پدر را به قتلگاه کند برای او همه‌اش روضه است وقتی که..‌. نظر به آب کند یا نظر به ماه کند کنارِ عمه به زنجیر بود و حیف نشد که خویش را سپرِ طفلِ بی‌گناه کند به چنگِ پیر‌زنی سنگ بود و او می‌گفت : خدا کند نزند یا که اشتباه کند