eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از حال مرا دریاب حسین
نوحه بسیار زیبا بوی کربلا بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ، کربلا یا کربلا در دلم ترسم بماند آرزوی کربلا ، کربلا یا کربلا ای شهید خفته سروری ُربت سلام یاحسین با نیت قُربت سلام بر ضریح عشق و ایوان طلا مرقد و  گُلدسته و تُربت سلام کعبة قلب منی ای کربلا جان و تن را می دهی هر دم جلا کاش می شد چون کبوتر پر زنم روی بام و زیر ایوان طلا به عشق تو اسیرم           الهی که بمیرم ولی ضریح شش گوش          به دست خود بگیرم بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ، کربلا یا کربلا بر مشامم عشق پاکت می رسد عطرجان افزای خاکت می رسد گر بخوانی بار دیگر گویمت زائر  از دل هلاکت می رسد بارگاهت بوی جانان می دهد جلوة نابی به یاران می دهد شیعه با رغبت بیاید کربلا (عاشقان را عشق فرمان می دهد) به عشق تو اسیرم           الهی که بمیرم ولی ضریح شش گوش          به دست خود بگیرم بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ، کربلا یا کربلا کاش بود از یک دهه غم بیشتر یا از این ده شب عزا هم بیشتر گر به هر سالی محرم یک مه ست کاش بود این ماه ماتم بیشتر هر محرّم تا محرّم بی قرار می نویسم در رسایت بی شمار تا به پایان محرّم می رسم می کشم تا سال دیگر انتظار به عشق تو اسیرم           الهی که بمیرم ولی ضریح شش گوش          به دست خود بگیرم بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ، کربلا یا کربلا هر که بر دیدارتو نائل شده آن چنان مهری تو را قائل شده پادشاهم بوده گر زوّار تو در کنار کوی تو سائل شده روی خود سازم به جویت شست و شو عشق گم گشته به کویت جست و جو سروری از عمق جانش تا قلم روز و شب دارد به سویت گفت و گو به عشق تو اسیرم           الهی که بمیرم ولی ضریح شش گوش          به دست خود بگیرم بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ، کربلا یا کربلا ** شاعر : محمدرضا سروری شب وروز دهم محرم عاشورا
4_5825918511897119283.mp3
8.77M
﴾.﷽.﴿ 🌹هیئت بیت الشهداپرند🌹 ❌پیشنهاد_دانلود 🏴دهه اول محرم الحرام🏴 شب هشتم(1400/05/25) شور ترکیبی ( یه خوابی دیدم...)
4_5825918511897119277.mp3
12.86M
﴾.﷽.﴿ 🌹هیئت بیت الشهداپرند🌹 ❌پیشنهاد_دانلود 🏴دهه اول محرم الحرام🏴 شب هشتم(1400/05/25) زمینه (باغ و بهارم آقا...) @majmaozakerine
یابن الشبیب گریه کن از غربت حسین در کربلا شکسته شده حرمت حسین شد زخم از مصیبت او پلک چشم ما خنده رود ز لب چو شود صحبت حسین بر تن نداشت جد غریبم توان و تاب یابن الشبیب ذکر لبش بود آب آب یابن الشبیب نیزه به حلقوم دیده شد چون گوسفند سر ز تن او بریده شد یابن الشبیب پیکر جد غریب ما در زیر نعل اسب به هر سو کشیده شد یابن الشبیب چکمه به پهلوی او زدند در پیش عمه چنگ به گیسوی او زدند یابن الشبیب جد غریبم کفن نداشت یوسف به قعر چاه ولی پیرهن نداشت از بس که زخم بر روی زخم دگر زدند یک جای سالمی به تمام بدن نداشت یابن الشبیب تَر َک روی آئینه دیدهای؟ جای سم ستور به یک سینه دیدهای؟ یابن الشبیب گریه به جز داغ او مکن این حرف را به پیش کسی بازگو مکن ناموس جد ما روی تل با اشاره گفت ای بی حیا حسین مرا زیر و رو مکن یابن الشبیب تیغ به حنجر کشید شمر رگها وگوشتهای گلو را برید شمر محمود اسدی
4_6028096349235317136.mp3
911.4K
🏴سبک زمزمه واحد سنگین شب عاشورا محرم الحرام ۱۴۰۰_۱۴۴۳ شب سخت وداع 🏴بند اول شبه مناجات،شبه وداعه امشب رسیده جونه،اهل حرم روی لب به سختی داره،میگذره واسه زینب چیزی نمونده که بی تکیه گاه شه راه بندازه داداشو غرق آه شه چیزی نمونده یارش بی سپاه شه از روی تل ناظر قتلگاه شه ببینه داداشو تو شیبه گوداله از تشنگی از حال رفته و بی حاله واویلتا وای وای 🏴بند دوم امشب کناره،داداش تا صبح میمونه برای فردا،از جدایی میخونه دلش گرفته،مضطر و نیمه جونه چیزی نمونده که ازش جدا،شه ببینه شمر رو سینه ی داداشه ببینه که،سر از تنش جدا،شه جلو چشاش،به روی نیزه ها،شه میبینه که میره به غارت انگشتر رد میشن اسبا از رو بدن بی سر واویلتا وای وای ۱۴۰۰/۴/۲۸ 🙏التماس دعای خیر ✍♩کربلایی امیرحسین سلطانی
‍ نوحه زیر بارون @okhshama زیر بارون آسمون همیشه حرمت داره ، زیربارون اسمون همیشه حرمت داره زیر بارون دل من حس زیارت داره زیر بارون همش این دلم شکایت داره ، کجا بودی کربلا والله خجالت داره زیر بارون همش این دلم شکایت داره ، کجا بودی کربلا والله خجالت داره ببار بارون نمیخوام آروم بگیرم ، ببار بارون به زیر بارون بمیرم ببار بارون که میخوام تنها بمونم ، ببار بارون روضه ی سقا بخونم ببار بارون روضه ی سقا بخونم بی وفا بارون ، بی وفا بارون ، بی وفا بارون بی وفا بارون ، بی وفا بارون ، بی وفا بارون زیر بارون بری علقمه دلت خون میشه ، زیر بارون انگاری فرات دگرگون میشه زیر بارون بری علقمه دلت خون میشه ، زیر بارون انگاری فرات دگرگون میشه زیر بارون دل من همدم بارون میشه ، زیر بارون هرچی اشک بریزی پنهون میشه ببار بارون قحطی آب تو حرم ، ببار بارون دلا بی تاب تو حرم ببار بارون قحطی آب تو حرم ، ببار بارون دلا بی تابه تو حرم ببار بارون که رباب در تاب و تبه ، ببار بارون علی اصغر تشنه لبه ببار بارون علی اصغر تشنه لبه بی وفا بارون ، بی وفا بارون ، بی وفا بارون بی وفا بارون ، بی وفا بارون ، بی وفا 👆👆 سبک بانوای کربلایی حسین شریفی 👇👇👇
شمعم که با نگاهِ تو آتش گرفته‌ام امشب کنارِ آهِ تو آتش گرفته‌ام پیرت شدم نگاه به این پیرزن بکن امشب بیا و خواهرِ خود را کفن بکن امشب غنیمت است برایم چه می‌کُنی آقا شکسته است صدایم چه می‌کُنی امشب نشسته‌ای ولی از من جُدا چرا ای جانِ خیمه پشت‌سرِ خیمه‌ها چرا امشب به پشتِ خیمه چرا خار می‌کَنی این خاک را برایِ که اینبار می‌کَنی با این قلاف قبرِ که را می‌کُنی درست این قبر کوچک است چرا می‌کُنی درست یک پلک هم به هم نَزَنم تا نرفته‌ای گیسویِ خویش را نَکَنم تا نرفته‌ای گفتند عمه دخترکان: نامه آمده است عمه عمو کجاست امان‌نامه آمده است از پیشِ پاسبان حرم آمدم حسین از سمتِ مهربانِ حرم آمدم حسین گفتم به خیمه موقعِ هنگامه نیست نیست بس‌کُن رباب حرفِ امان‌نامه نیست نیست یگ گوشه رفته تا نخِ قنداقه وا کُنَد پیراهنی که تازه خریده است تا کُنَد هِی دستهایِ کوچکِ مهتاب را نَبوس بس‌کن رُباب بچه‌ی در خواب را نَبوس از مَشک ، تازه خورده کمی آب می‌پَرَد آرام بو کُنَش گُلَت از خواب می‌پَرَد امشب دلم برایِ حرم شور می‌زند اصلاً دلم برای خودم شور می‌زند مادر که رفت بعدِ پدر هم حسن نماند از پنج تا کفن به خدا یک کفن نماند امشب نشسته‌ام که خودم را کفن کنم فکری برایِ آنهمه دستِ بزن کنم امشب که فکر می‌کنم از حال می‌روم فردا چقدر بر سرِ گودال می‌روم امشب زِ درد بر جگرم دست می‌زنم فردا چقدر بر کمرم دست می‌زنم امشب زِ خاک خار اگر جمع می‌کنیم فردا میانِ تیغ ، پسر جمع می‌کنیم امشب غبار از سرِ گیسوت می‌کِشم فردا غروب نیزه زِ پهلوت می‌کِشم امشب کنارِ مادر خود می‌خورم زمین فردا غروب با سرِ خود می‌خورم زمین حسن لطفی
4416073252.mp3
2.08M
🎧 فوق زیبا🖤 🎵ای حسینم ای حسینم ای حسینم 🎵 به سمت گودال از خیمه دویدم من ... 🎤 🏴 (ع)🖤 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من سر تو رو بردند، دیر رسیدم من به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من سر تو رو بردند، دیر رسیدم من به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من سر تو رو بردند، دیر رسیدم من عزیز خواهر   غریب مادر عزیز خواهر   غریب مادر عزیز خواهر   غریب مادر
ظهر فردا، قد رعنای حسین است کمان باز جوید شه بی یار ز عباس نشان ز علمدارِ خود آن خسرو شمشاد قدان «که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان» قرص خورشید هم از خجلت او پنهان است امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع علی اکبر به اجازت ز پدر خواهشمند: صبر از این بیش ندارم، چکنم تا کی و چند؟ جان به رقص آمده از آتش غیرت چو سپند بوسه ای بر لب خشکم بزن ای چشمه قند دستی اندر خم زلفی که چنین پیچان است امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع «او سلیمان زمان است که خاتم با اوست» «سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست» نفس «همت پاکان دو عالم با اوست» زخم شمشیر و سنان چیست؟ «که مرهم با اوست» پس چه رازی است که خنجر به گلو بُران است؟ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع شام فردا که رسد، زینبِ گریان و دوان در هیاهوی رذیلانة آن اهرمنان پرسد از پیکر صدچاک شه تشنه زبان «که شهیدان که اند اینهمه خونین کفنان؟» جگر رود فرات از تف او سوزان است امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع او که دربانی میخانه فراوان کرده است نوش پیمانة خون بر سر پیمان کرده است اشک را پیرهنِ یوسفِ دوران کرده است چنگ بر گونه زده موی پریشان کرده است در دل حادثه مجموعِ پریشانان است امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع یارب این شام سیه را به جلالی دریاب بال و پر سوخته را با پر و بالی دریاب «تشنة بادیه را هم به زلالی دریاب» جشن دامادی جان را به جمالی دریاب که عروسِ شرف از شوق حنابندان است امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع